تبليغاتX
غرب شرقی یا شرق غربی
یک استعداد درخشانی منتقدمدارس خاص و برخی محصلان پرادعایش!

شهید آیت، میرحسین موسوی و فراماسونری

مطالب مرتبط: مقدمه
                     
ابهامها در ترور آیت در گفتگو با فرزند شهید
                      شهید آیت و مظفر بقایی

امیر سعید نقي زاده سهی، عضو واحد دانشجویی حزب جمهوری اسلامی و قائم مقام مديرمسئول نشريه كارگري حزب (صالحان سازنده) بوده است. او که از قبل از پیروزی انقلاب اسلامی با شهید آیت حشر و نشر  داشته است و خود را مرید ایشان می داند، مي گويد:
«شهيد آيت، بارها در جلسات حزب، ميرحسين موسوي و زهرا رهنورد را التقاطي معرفي مي كرد. ایشان، جبهه ملي،‌ نهضت آزادي و سازمان مجاهدين خلق را حلقه های پي در پي يك زنجير مي دانست. تشكيلاتي مثل جاما و جنبش مسلمانان مبارز را هم كه حبيب الله پيمان رئيس آن بود، در چهارچوب اين جريان ارزيابي مي كرد. ميرحسين موسوي و همسرش قبل از انقلاب اسلامي، عضو جنبش مسلمانان مبارز بودند. شهيد آيت اين دو نفر را كماكان شيفته اين جريان و سلسله مي دانست...

 شهید آیت معتقد بود که استعمار در برابر مبارزان اصیل، مبارزان قلابی و بدلی به وجود می آورد. ایشان صراحتا میرحسین را یک انقلابی قلابی می دانست. مخالفت شخصیتی مثل بنی صدر با وزارت میرحسین موسوی هم، برای قهرمان کردن و جا زدن او به عنوان یک مبارز اصیل در چشم انقلابیون بود... اینها پس از شهادت آیت، که قدرت در دستشان بود، سالگرد شهادت آیت را از تقویمها حذف کردند.»(1)

علیرضا نادعلی از اعضای حزب جمهوری اسلامی می گوید:

«شهید آیت یک مدتی معاونت سیاسی حزب بود... یادم هست که شهید آیت سر درگیری با مهندس موسوی، از حزب قهر کرده بود و جلسه شورای مرکزی را هم حتی نمی آمد... شهید آیت، خیلی تند و محکم به ملی گراها و سلطنتی ها و منافقها حمله می کرد، با الفاظ خیلی عجیب. خب ما هم واقعا با همه ضعف معلوماتی که داشتیم، می دانستیم حالا «بازرگان» یا «سنجابی» یا بعضی دیگر خب انقلابی نیستند. با «امام» صد در صد نیستند. ولی شهید آیت علنا مطرح می کرد که خیلی از این ملی ها اصلا دین ندارند و ضدانقلابند و منتظر فرصتند که به جمهوری اسلامی ضربه بزنند. این طرف، خوب میرحسین و بعضی دور و بری هایش سمپاتی داشتند به این ملی ها.»(2)

اختلاف شهيد آيت با ميرحسين موسوي، ادعايي نيست كه تنها يكي دو نفر از اعضاي حزب جمهوري اسلامی گواه آن باشند. هاشمي رفسنجاني، رئیس وقت مجلس شورای اسلامی و عضو هيئت موسس حزب در خاطرات خود از 6 ارديبهشت 1360چنين مي نویسد:

«شب در جلسه مشترك مسئولان اجرايي و نمايندگان مجلس حزب شركت كردم. مقداري از وقت در انتقاد از حزب و روزنامه [جمهوري اسلامي] گذشت. آقاي آيت به خط روزنامه اعتراض داشت، آقاي [ميرحسين] موسوي دفاع كرد.» (3)

هاشمی همچنين در بيان خاطرات روز 14 تير 1360 مي نویسد:

«جلسه علني داشتيم. معرفي وزير خارجه مطرح بود كه تصويب شد. آقاي مهندس ميرحسين موسوي سردبير روزنامه جمهوري اسلامي، وزير خارجه شد. از اول كار، آقاي رجايي ايشان را معرفي كرده بود. بني صدر قبول نمي كرد. آقايان (دكتر حسن) آيت و احمد كاشاني مخالفت كردند و عكس العمل بدي داشت؛ مخصوصا از آقاي آيت كه عضو شوراي مركزي حزب است.» (4)

متن نطق شهيد آيت در مخالفت با وزارت خارجه ميرحسين موسوي در مجلس شوراي اسلامي كه در تاريخ 14 تير 1360، یعنی یک هفته بعد از انفجار هفت تیر صورت گرفت به اين شرح است:

«بسم الله الرحمن الرحيم. من با اينكه اسم نوشته بودم،‌ در اين شرايط حساس،‌ در اين شرايطي كه ملت هم عزادار است و هم دچار موفقيتهايي شده است، نمي خواستم صحبت كنم اما در محظور بودم. يكي همين كه اشاره كردم، شرايط حساسي است كه ممكن است مخالفت من باعث سوء استفاده بشود و از طرفي هم هنوز بوي خون پاك شهدا از دفتر حزب جمهوري اسلامي به مشام مي رسد و هنوز مركب عزل رئيس جمهور بي كفايت خشك نشده است.

از اين جهت كه بعد تاريخ قضاوت بدي نكند، تمام مطالبم را در اين خلاصه مي كنم كه دوست قبلي ما [سخنران قبلی مجلس که در موافقت با موسوی سخن گفت] گفتند كه نظريات آقاي موسوي درباره آقاي دكتر مصدق مربوط به گذشته بوده است. كاري نداريم كه اين گذشته سال 58 و سال نزديك به ما و سال 59 هست. اما اگر ايشان الآن هم به اين سئوال من پاسخ بگويند شايد مساله حل شده است كه آيا ايشان مصدقِ امام را قبول دارند كه امام مي فرمايند مصدق به اسلام سيلي زد،‌ مصدق، مسلم نبود؟ در زمان مصدق به چشم سگ عينك زدند و روي آن نوشتند آيت الله. در زمان مصدق روزنامه شورش كه مورد تاييد مصدق بود، تصوير آيت الله كاشاني را به صورت سگ و مار و عقرب مي كشيد. آيا اين مصدق را قبول دارند يا مصدق سرمقاله 28 تير 1358 و 14 اسفند 1358 و مقاله اخيري كه تحت عنوان "خيابان مصدق" نوشتند؟(5) كداميك از اين دو مصدق را، ايشان صريحا بگويند كه الآن پس از آن بيانات امام قبول دارند؟ آيا رفراندوم مصدق را در سلسله مقالاتي كه حمام(؟) نامي در روزنامه جمهوري اسلامي نوشته بود و او را يك عمل ضدامپرياليستي قلمداد كرده بود، آن را قبول دارند و يا رفراندومي كه امام فرمودند تقلبي بود؟ و به منظور تحميل قانون اساسي آمريكايي بود و سر يك الاغ راي بسته بودند و بردند در صندوق مخالفين انداختند و همينطور ساير خطوط كه اشاره شد؟

مطلب زياد است ولي شرايط كنوني را من مناسب براي طرح اين مسائل نمي دانم ولي اين سئوال را دلم مي خواهد كه ايشان صريحا جواب بدهند. والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته.» (6)

مشروح مذاکرات مجلس در روز ۱۴ تیر ۱۳۶۰نشان می دهد که موسوی از دادن پاسخ صریح به سئوال شهید آیت طفره می رود. به هر حال در آن روز، مجلس شوراي اسلامي به وزارت ميرحسين موسوي راي مثبت داد. سیدحسن آيت هم يك ماه بعد از این نطق، صبح روز 14 مرداد 1360 در برابر منزل خود هدف رگبار قرار گرفت و به شهادت رسيد. 14 مرداد، روزی بود که قرار بود مجلس به کابینه جدید، یعنی کابینه شهید باهنر رای دهد. میرحسین موسوی، دوباره جزو اعضای پیشنهادی این کابینه بود.شاه كليد مخالفت شهيد آيت با ميرحسين موسوي؛ عضویت در فرقه رازآمیز

هفته نامه تعطیل شده شهروند امروز، نشریه وابسته به اصلاح طلبان، سال گذشته زمانی که هنوز از کاندیداتوری ریاست جمهوری میرحسین موسوی سخنی نبود و بسیاری از طرفداران جوان و دوآتشه امروزش اسم او را هم نشنیده بودند و چهره اش را نمی شناختند، پرونده ای درباره شهید آیت منتشر کرد که در آن ناخواسته و در لفافه، شاه کلید مخالفت شهید آیت با موسوی را لو داده است. البته در آن زمان، چون هنوز زمزمه ای از کاندیداتوری موسوی نبود و او در کانون توجهات قرار نداشت، کسی و به احتمال زیاد حتی خود گردانندگان نشریه، متوجه نشدند که شهروند امروز چه گافی داده است.

ابراهيم اسرافيليان، نماینده دوره دوم مجلس شورای اسلامی، دوست و همراه ديرينه شهيد آيت، در مصاحبه با شماره مذکور از هفته نامه شهروند امروز، یعنی شماره 59،‌ مورخ 27 خرداد 1387 چنين گفته است:
«آیت درباره بسیاری از رجال سیاسی مدرک مستند داشت و درباره بنی صدر در جلسه ای صحبت کرده بود که علیه او توطئه کردند و با پخش نوار آن جلسه، او را متهم به کودتاچی بودن کردند و این پاشنه آشیل آیت شد. در حزب جمهوری هم به او گفته بودند که تو چرا این حرفها را درباره بنی صدر زده ای که او گفته بود این آدم آمده است تا ریشه جمهوری اسلامی را بزند و من سند دارم.(7) در آن جلسه یکی از آقایان گفته بود که لابد تو درباره من هم سند داری که آیت در پاسخ به او گفته بود اتفاقا درباره تو هم سند دارم.»

اسرافیلیان در ادامه این مصاحبه می گوید:
«حتي همان روزي كه آيت ترور شد، همراه خود اسناد ارتباط فردي با فراماسونري را داشت كه آن فرد مي خواست پستي بگيرد و آيت آن اسناد را به همراه داشت تا برود و تكليف آن فرد را روشن كند. وقتي هم كه ترور شد آن پوشه را بردند و بعدا باجناق آيت هرچه دنبال آن پوشه رفت تا بگيرد، نتيجه اي نگرفت.»(8)

با مقدماتی که گفته شد، هر خواننده هوشمندي، مي تواند حدس بزند منظور از شخص مرتبط با فراماسونري كه نام او در مصاحبه شهروند امروز نيامده چه كسي است. پرس و جوي نگارنده از برخي اعضاي حزب جمهوري اسلامي، نشان داد كه شهید آیت در مورد میرحسین موسوی چنین ادعایی داشته است. متاسفانه هیچ کدام از این اعضا، حاضر نشدند که نامشان حتی به صورت مخفف منتشر شود. با این حال، مصاحبه ای که اخیرا روزنامه وطن امروز با اسرافیلیان انجام داده است، بر درستی حدس ما صحه می گذارد. اگر در مصاحبه سال گذشته شهروند امروز، نام فرد مرتبط با فراماسونری نیامده است، در مصاحبه تازه وطن امروز، نام میرحسین موسوی آمده است ولی نام تشکیلات مورد نظر شهید آیت (فراماسونری) احتمالا بنا به ملاحظاتی حذف شده است. از این رو، مصاحبه های شهروند امروز و وطن امروز، مکمل یکدیگر هستند.

اسرافیلیان در مصاحبه با وطن امروز می گوید:
«...شهید آیت سخت بیمار بود و چند روز غیبت داشت اما تمام اسناد خودش را جمع و جور کرده و در پوشه گذاشته بود تا به مجلس بیاید، همسرش نقل می‌کند و می‌گوید، من از آیت خواستم به مجلس نرود و استراحت کند اما او گفت، امروز(چهارشنبه 14 مرداد 1360) باید تکلیف جمهوری اسلامی مشخص شود و من باید بروم تا این اسناد و حقیقت‌ها را برای مردم روشن کنم.
وطن امروز: اسناد مربوط به چه نقاط تاریکی از موسوی بود؟
این اسناد ارتباط موسوی با [...] را اثبات می‌کرد اما آیت زمانی که از در منزل خارج می‌شود در فاصله 30  تا 40 متری بنزی مشاهده مي‌شود که راننده ‌آن در حال پنچرگیری است، آیت سوار اتومبیل خودش می‌شود که از جانب افراد مخفی در آن بنز توسط مسلسل ترور می‌شود و نزدیک به 65 گلوله به بدنش اصابت می‌کند و هنوز جای گلوله‌ها روی در منزل او هست.»(9)

 نقي زاده سهي هم در مورد ادعای ماسون بودن میرحسین موسوی چنین مي گويد:‌
«البته از شهید آیت چنین مطلبی نشنیده ام. آخرین بار هم که ایشان را دیدم، حدود سه هفته قبل از ترور بود. اما آقای «ک»، يكي از دوستان حزبي، از محمد مُكری(10)، اولين سفير جمهوري اسلامي در شوروي، نقل مي كرد كه ميرحسين موسوي فراماسون است.» (11)

از سوی دیگر، اسرافیلیان در مصاحبه با وطن امروز، بر وجود چنین قولی از محمد مکری اینگونه صحه می گذارد:
«پروفسور محمد مکری هم که استاد تاریخ و جغرافیا در دانشگاه سوربن پاریس بود و مدتی در ایران زندگی می‌کرد، می‌گفت یکسری اسناد دارد که از آیت و دیالمه گرفته است، اما الآن هیچ خبری از پروفسور مکری ندارم و اصلا نمی‌دانم زنده است یا نه.»(12)

راقم این سطور نیز در آبان ماه 1386، مصاحبه ای با «ش، ز» درباره ادبیات داستانی غرب و داستایوسکی، نویسنده روس، داشت. مصاحبه شونده در گپ بعد از مصاحبه چنین گفت: «یکی از اساتید تاریخ معاصر ایران می گفت میرحسین موسوی فراماسون است و سند ماسونی او را دیده است.»(13)

توجه به سه نكته در زندگی میرحسین موسوی، تصور عضويت او در تشکیلات فراماسونري را که در نظر اول دور از ذهن به نظر می رسد، امکان پذير مي كند:

1- موسوي در زمان پيروزي انقلاب اسلامي، 37 ساله بوده است. او در آن زمان،‌ جوانی در دهه بیست تا سی سالگی عمرش نبوده است که سن کمش، مانع از تصور عضويتش در تشکیلاتی همچون فراماسونري باشد؛ تشکیلاتی كه با جوانان میانه چندانی ندارد و 21 سالگي، حداقل سن براي عضويت در آن است.

2- موسوي، با آنكه 37 سال از عمرش را دوران پهلوي گذرانده است، بر خلاف اکثر قریب به اتفاق هم رده هایش، که بعضا کم سن و سالتر از او هم بوده اند، سابقه حتي يك روز بازداشت، زندان يا تبعيد را در این دوران ندارد.

3- ميرحسين موسوي و زهرا رهنورد، در سالهاي 1356 و 1357، بدون قصد تحصيل و دانشجويي، يك سال و نيم در آمريكا زندگي كرده اند. كشوري كه مهد فراماسونری و سازمانهای شبه ماسونی است و از جمعيت نزدیک به 240 ميليوني آن در سال 1980، حدود 4 ميليون نفر، ‌عضو لژهاي فراماسونري بوده اند.(14)

فرارهای رو به جلو؟

يازده اسفند 1376، ميرحسين موسوي در حالي كه نزدیک به 9 سال از سكوتش مي گذشت، ناگهان در مراسم پنجاهمين سالگرد تاسيس انجمن اسلامي دانشكده فني دانشگاه تهران، لب به سخن گشود و سخنراني مفصلي ايراد كرد. جالب اينجاست كه موضوع اين سخنراني بي سابقه، لزوم توجه به نقش فراماسونها و صهيونيستها در تحولات جهان و رد تئوری توهم توطئه است!(15) اين سخنراني در زمان خود، اعتراض دوستان اصلاح طلب ميرحسين را كه هرگونه توجه به نقش ماسونها در تحولات سياسي و اجتماعي را توهم توطئه مي دانند برانگيخت، به گونه اي كه مثلا احمد زيدآبادي،‌ مقاله اي عليه ميرحسين موسوي منتشر كرد. آيا با توجه به حوادث چند ماه اخير، نمي توان سخنراني يازده سال پيش ميرحسين را فرار به جلويي هوشمندانه، براي خنثي كردن افشاي وابستگي او به فراماسونري در سالهاي بعد دانست؟

عبدالله شهبازی، یهودپژوه و ماسون پژوه مشهور، که پس از دیدار خصوصی اش با میرحسین موسوی در زمستان 1387،  به طرفدار سفت و سخت او تبدیل شده است و با وجود ایستادگی موسوی در برابر جمهوری اسلامی و حمایت همه جانبه غرب از او، هنوز از این طرفداری دست بردار نیست، در یادداشتی به تاریخ 21 تیر 1388 چنین می نویسد:

«چگونه مي‌توانم باز هم از فراماسونري سخن بگويم زماني که بي‌پروا، برجسته‌ترين چهره‌هاي تاريخ انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي ايران، آيت‌الله هاشمي رفسنجاني و ميرحسين موسوي و سيد محمد خاتمي، را به «فراماسون» بودن متهم مي‌کنند!»(16)

این در حالی است که در آن تاریخ، هیچ سایت یا نشریه ای وابسته به جریان مورد اشاره عبدالله شهبازی، چنین اتهامی را در مورد موسوی منتشر نکرده بود. و البته تاکنون نیز با صراحت، چنین اتهامی منتشر نشده است. می توان گفت مقاله ای که خواندید، اولین مطلبی است که با صراحت چنین اتهامی را مطرح می کند.

-------
پي نوشت:
1- مصاحبه نگارنده با امیر سعید نقی زاده سهی. او متولد 1339، دارای مدرک لیسانس جامعه شناسی از دانشگاه تهران است. او به واسطه دوستی دایی اش، آقای "خرم بخت" با شهید آیت، از سالهای قبل از انقلاب با شهید محشور بوده است. نقی زاده سهی در حال حاضر،‌ مدير مسئول مجله «فيلم و سينما» و كارشناس روابط عمومي سازمان صدا و سيما است.
2- رضا گلپور، «شنود اشباح»، انتشارات کلیدر، چاپ نخست، پاییز 1381، صفحه 524

3- عبور از بحران، كارنامه و خاطرات هاشمي رفسنجاني سال 1360، دفتر نشر معارف انقلاب، به اهتمام ياسر هاشمي،  چاپ نهم، 1386، ص 74
4- همان،‌ صفحه 161

5- منظور شهید آیت، سر مقاله هایی است که در تمجید از مصدق در روزنامه جمهوری اسلامی به سردبیری میرحسین موسوی منتشر شده بود. معمول این بود که سرمقاله ها را سردبیر روزنامه می نوشت.
6- مذاكرات جلسه علني مجلس شوراي اسلامي، جلسه 174، به نقل از سايت اينترنتي كتابخانه مجلس شوراي اسلامي به آدرس
www.ical.ir
7- این ماجرا، مربوط به قبل از حاد شدن اختلاف بنی صدر با نیروهای انقلاب است که در نهایت به عزل او از ریاست جمهوری انجامید.
8- شهروند امروز، شماره 59،‌ 27 خرداد 1387، صفحه 62
9- وطن امروز، 20 مرداد 1388، صفحه 10
10- محمد مکری، متولد 1305 کرمانشاه، متوفای 1386 پاریس، از سال 1358 تا 1362، سفیر جمهوری اسلامی در شوروی و مغولستان بوده است. مکری در دانشگاه سوربن پاریس نیز سمت استادی داشته است.
11- مصاحبه نگارنده با اميرسعيد نقي زاده سهي
12- وطن امروز، 20 مرداد 1388، صفحه 10، البته در این مصاحبه به اشتباه، نام محمد مُکری، «محمد مجری» تایپ شده است.
13- از یادداشتهای شخصی نگارنده در آبان 1386. در گفتگویی که اخیراً برای تنظیم این مقاله با «ش ز» داشتم، «ش، ز» معتقد بود که آن استاد تاریخ معاصر ایران در حال حاضر، مایل به طرح نامش در این موضوع نیست.
14- نجده فتحی صفوت در کتاب «فراماسونری در جهان عرب» که در سال 1980 منتشر شده است (ترجمه یوسف عزیزی بنی طرف، نشر البرز، 1369) جمعیت فراماسونهای دنیا را 6 میلیون نفر برآورد کرده است که حدود 4 میلیون نفر آنها در آمریکا، 1 میلیون نفر در انگلیس و 1 میلیون نفر آنها در سایر نقاط دنیا زندگی می کنند.

15- متن كامل اين سخنراني را در كتاب "شش گفتار"، نشر ني و همچنين آدرس اينترنتي زير ببينيد:

http://www.ghalamnews.ir/news-10165.aspx
16- سایت عبدالله شهبازی، یادداشت مورخ ۲۱ تیر ۱۳۸۸

منبع:http://jew.blogfa.com/post-107.aspx

+ نوشته شده در  88/08/12ساعت 1:36  توسط سمپادیان  | 

نقش فيس بوك و توييتر، همراه با صهيونيستهاي وطني و يهودي ومسيحي!

شبكه‌هاي خبري مانند سي‌ان‌ان با اجراي سياست "اسب تروا "، مطالب جعلي خود را در پوشش افراد حقيقي بر روي سايت‌هاي ارتباطات اجتماعي از جمله توييتر منتشر و به ارتباط‌گيري با مخاطبان قبلي اقدام مي‌كنند. به گزارش فارس، در هفته‌هاي منتهي به انتخابات و جريان‌هاي بعدي، ايران شاهد هجمه تبليغي و جنگ رواني بود كه توسط سايت‌هاي ارتباطات اجتماعي مانند فيس بوك و تويتر صورت گرفت.

اين در حالي است كه عقبه طراحي كننده اين اقدامات كه در حوزه جنگ رواني سايبرنتيك قرار دارد، همچنان در حال پيگيري اهداف از پيش تعيين شده خود است. سايت هاي ارتباطات اجتماعي در ظاهر به منظور ايجاد فضايي براي حضور الكترونيكي افراد در جامعه چند صدايي غربي و بيان ديدگاه‌ها، پيدا كردن دوست، ارتباط با دوستان و فرستادن پيام‌هاي گروهي عمل مي كنند اما در باطن اغلب اين وبگاه‌ها در خدمت بنگاه هاي خبري و اطلاعاتي قرار داشته و با جمع آوري اطلاعات شخصي از افراد اقدام به پرونده سازي و بعضاً عضوگيري براي سازمان‌هاي جاسوسي و تروريستي غربي مي‌نمايند. هرچند عضويت در اين سايت‌ها مجاني است ولي هيچ چيزي واقعاً مجاني نيست و در ازاي استفاده مجاني از سرويس‌هاي الكترونيكي اين وبگاه‌ها، افراد بخش عمده اسرار زندگي خود را به راحتي در اختيار آنها قرار مي دهند. كاركرد ديگر اين وبگاه‌ها، خبر رساني از نوع شايعه است.

از آنجا كه خبر رساني از نوع شايعه و غوغا سالارانه اگر ابتدا از يك بنگاه خبري بزرگ صورت بگيرد، پس از معلوم شدن عدم صحت سبب تخريب شديد وجهه آن خبرگزاري مي شود، استفاده از شخصيت‌هاي حقيقي ساختگي بر روي اينگونه سايت‌ها تا حدود زيادي از هزينه شايعه پراكني براي بنگاه‌هاي پروپاگاندا مي كاهد. همچنين بسياري از شبكه‌هاي خبري همچون بي‌بي‌سي، سي‌ان‌ان، فاكس نيوز و العربيه با اجراي سياست "اسب تروا " و دوباره بسته بندي كردن ( Repackaging ) مطالب جعلي‌شان در پوشش افراد حقيقي بر روي سايت‌هاي ارتباطات اجتماعي اقدام به ارتباط گيري با مخاطبان قبلي خود مي كنند.

در هفته هاي اخير، به خصوص هفته بعد از انتخابات رياست جمهوري، سايت فيس بوك نقش اساسي در آموزش حملات مخرب به خصوص حملات اينترنتي داس ( DOS - Denial Of Service ) به سايت‌هاي ايراني به خصوص سايت‌هاي مخالف آمريكا را داشت. در همين زمان بنگاه‌هاي دروغ پراكني غربي به طور دائم اين ادعا را مطرح مي‌كردند كه دولت ايران اقدام به كند كردن و قطع اينترنت در داخل كشور نموده و اينگونه وانمود مي‌كردند كه حكومت جمهوري اسلامي در سدد ايجاد اختناق است. همچنين صفحات زيادي به اعلاميه‌هاي عناصر گروهك‌هاي اوپوزيسيون اختصاص يافته و تلاش شده بود كه مردگان سياسي را هر گونه كه هست زنده كرده و به ايشان شخصيت ببخشند.اين عمل سايت فيس بوك با سوت و كف كشورهاي غربي همراه بود، اين حركت ها در حالي است كه چند ماه قبل در جريان حملات ناجوانمردانه رژيم اشغالگر قدس به مردم مظلوم غزه همين سايت اقدام به خاموش كردن معدود صداهايي نمود كه تلاش در خبر رساني در مورد مظلوميت مردم فلسطين مي‌نمودند.

*توييتر در كنار فيس بوك

سايت ديگري كه در كنار فيس بوك در خدمت امپراطوري خبري دشمن فعاليت جدي را دنبال مي‌نمايد تويتر است. عملكرد تويتر به صورت يك وبلاگ خلاصه و شبيه به پيامك‌هاي اس‌ام‌اس بوده و در طول هفته‌هاي اخير به صورت جدي در اختيار سازمان‌هاي خارجي براي تهييج و هماهنگي با اعضا و هوادارانشان در داخل كشور براي تجمع و اغتشاش قرار گرفت. بدين ترتيب تويتر نقش بي‌سيم و شبكه ارتباطي نيروهاي اپوزيسيون را بازي مي‌كند بطوريكه در كنار حركت‌ اين سايت‌ها شاهد فشار دستگاه حكومتي آمريكا بر تويتر بوديم كه حتي تعميرات ماهيانه خود را انجام ندهد تا اينكه ارتباط آشوبگران لحظه‌اي قطع نشود.

اين علميات با همكاري و سرمايه گذاري كشورهاي غربي همراه بوده و با ايجاد و ارسال نرم افزارهاي فيلترشكن مانند Psiphon كه محصول دانشگاه تورانتو كانادا است، ديش‌هاي ارسال و دريافت ماهواره‌اي، دوربين‌هاي قلمي و مواردي ديگر حمايت شد. براي آگاهي بيشتر از نحوه عمل و دلايل پشت صحنه اين ماجرا لازم است اندكي به قبل بازگرديم و نگاهي به گردانندگان اين سايت‌ها، ارتباط ايشان با كابينه اوباما و سابقه خدماتشان به تشكيلات حاكم بر غرب بياندازيم.

*سايت فيس بوك و گردانندگان آن (یهودی دزدی که ادعای ایجاد این شبکه را دارد!)

مارك زوكربرگ ( Mark Zuckerberg )، متولد 1984 ميلادي در شهر نيويورك آمريكا مؤسس و گرداننده رسمي شركت فيس بوك است. بنا بر سايت ويكي پديا، اين يهودي‌زاده كه به گفته خود ملحد ( Atheist ) مي باشد، نسخه نرم‌افزاري فيس بوك را درسال 2004 ميلادي، در زمان تحصيل در دانشگاه هاروارد به نام خود ثبت نمود اما اين سايت در پايين توضيح مي‌دهد كه سه همكلاسي زوكربرگ از او شكايت كردند كه اودر واقع نرم‌افزار( ConnectU ) را از آنها ربوده و در نهايت پس ازسه سال تلاش در سال 2008 ميلادي با قرار دادگاه زوكربرگ مجبور به پرداخت غرامتي معادل 65 ميليون دلار به آنها شد.

فيس بوك در طول عمر نه چندان بلند خود شاهد چندين رسوايي بزرگ بوده كه شامل جريانات مربوط به مزاحمت‌هاي الكترونيكي ناشي از سرويس خوراك خبري ( News Feed ) در سال 2006 ميلادي و حفره‌هاي امنيتي ناشي از نرم‌افزار برج مراقبت فيس بوك ( Facebook Beacon ) در سال 2007 مي باشد.
در كنار اين رسوايي ها، معرفي سكوي فيس بوك ( Facebook Platform ) در سال 2007 ميلادي به عنوان پايه‌اي براي ساخت نرم‌افزارهاي جانبي سبب جذب تعداد زيادي برنامه نويس شد وتا به امروز بيش از چهارصد هزار برنامه نويس در دنيا حداقل يكبار براي سكوي فيس بوك اقدام به توليد برنامه جانبي نموده اند.

هر چند اينگونه به نظر مي‌رسد كه اين موفقيت بي ارتباط با كمك 240 ميليون دلاري مايكروسافت در سال 2007 به ازاي دريافت سهم ناچيز 1.6 درصد از سهام شركت فيس بوك نباشد. مايكروسافت همچنين متعهد شد كه به فروش تبليغات براي فيس بوك دست بزند.  فيس بوك از سال 2007 به بعد شاهد تغييرات جدي شد و در سال 2008 به همراه سي‌ان‌ان و تويتر به عنوان بنگاه سخن پراكني نقش عمده‌اي در انتخابات رياست جمهوري آمريكا بازي كرد.
گزارش‌هاي نيويورك تايمز، ام‌اس ان‌بي‌سي، استارتريبون و بسياري از بنگاه‌هاي اطلاع رساني غربي حاكي از استفاده جدي اوباما و همراهانش از اين سايت‌هاي اينترنتي براي جذب و هدايت آراء مردم آمريكا بود و به طور جدي از طريق بانك اطلاعاتي تويتر براي ارتباط گيري با افراد بهره برداري شد.

*سايت توييتر و گردانندگان آن

جك دورسي ( Jack Dorsey )، اسحاق استون (Isaac Stone) و اون ويليامز (Evan Williams) در سال 2006 ميلادي اقدام به راه اندازي شبكه تويتر نمودند.اين سرويس با سه هدف اصلي شروع به كاركرد:
1-ايجاد روش ارزان تر و آسان تري براي فرستادن پيامك به تعداد زيادي از افراد به منظور استفاده در تبليغات، ارتباطات اجتماعي و در كنار آن تشويق به استفاده بيشتر از سرويس پيامك و در نتيجه درآمدزايي براي شركت‌هاي ارتباطات.
2- استفاده از فرهنگ دنبال كردن ديوانه وار افراد معروف (Celebrity Obession) كه در كشورهاي غربي به صورت هدفمند تبليغ مي‌شود به منظور جلب توجه تبليغات چي‌هاي هاليودي.

3 - در راستاي فرهنگ عريانگري غربي كه در چند سال اخير موج جديد آن در ساختمان سازي هاي با پنجره‌هاي بلند و بدون پرده و مدهاي لباس جديد غربي روز به روز افزون مي‌شود، به منظور عادت دادن مردم به اينكه كارهاي خود را لحظه به لحظه گزارش داده و چيزهايي كه توسط ساير سايت‌هاي ارتباطات اجتماعي غير قابل اكتشاف بود بدين وسيله از مردم استخراج نموده و در اختيار سازمان‌هاي اطلاعاتي غربي قرار دهند.اين مطلب را تا حدودي خود دورسي در يك وِب كَست در30 سپتامبر 2007 در سايت يوتيوب اعتراف نمود و اذعان داشت: " برتري سايت ما بر ديگر سايت‌هاي ارتباط اجتماعي در اين است كه مردم تشويق مي‌شوند كارهاي معمولي خود را به هم اطلاع دهند، كاري كه به دليل ساختار ساير سايت‌ها، صورت نمي‌گيرد. به اين ترتيب شما مي‌توانيد لحظه به لحظه از يكديگر مطلع باشيد. "

در سال 2008 ميلادي تويتر به عنوان يك بخش مهم از تبليغات انتخاباتي اوباما در كنار سي‌ان‌ان و فيس بوك قرار گرفت و نقش اساسي در استفاده از رأي خاموش در به قدرت رساندن اوباما داشت.  در ژانويه سال 2009 ميلادي تويتر به عنوان سريع ترين روش اطلاع رساني عرض اندام نمود و در حادثه سرنگوني يك فروند هواپيماي US Airways در رود هادسون نيويورك سرويس تويتر به عنوان منبع اصلي اطلاع رساني توسط رسانه‌هاي آمريكايي مورد استفاده قرار گرفت. منبع: رجانیوز،اواسط مرداد88

+ نوشته شده در  88/05/18ساعت 10:27  توسط سمپادیان  | 

 اجرای 100 مورد از 198 توصیه جین شارپ در راستای کودتای مخملی

بسم اللّه الرحمن الرحیم
متن ادعانامه دادستانی تهران علیه متهمین پروژه شکست خورده کودتای مخملی
وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِّن بَعْدِ ضَرَّاء مَسَّتْهُمْ إِذَا لَهُم مَّکْرٌ فِی آیاتِنَا قُلِ اللّهُ أَسْرَعُ مَکْرًا إِنَّ رُسُلَنَا یکْتُبُونَ مَا تَمْکُرُونَ(یونس 21)
(ما هرگاه بر آدمی بعد از آنکه او را رنج و زیانی رسید، رحمت می فرستیم، در این صورت برای محو آیات و رسولان حق مکر و سیاست به کار برند. بگو مکر و سیاست الهی کامل تر و سریع تر است که رسولان ما مکرهای شما را خواهند نوشت.)

ریاست محترم دادگاه انقلاب اسلامی تهران
سلام علیکم
همچنانکه استحضار دارید، رهبر حکیم و فرزانه انقلاب با درایت امام گونه خود فرمودند ملت آگاه ایران اسلامی با حضور کم نظیر خود در پای صندوق‌های رای در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری حماسه‌ای خیره کننده وبی همتا آفریدند که در آن رشد سیاسی وچهره مصمّم انقلابی وتوان وظرفیت مدنی ملت ایران در نمایی زیبا وپرشکوه در برابر چشم جهانیان به نمایش درآمد.
مقام معظم رهبری (دام عزه العالی)، در تبیین اهمیت نقش آفرینی مردم بیدار کشورمان در ادامه پیام مهم خود تصریح فرمودند: "اقتدار وعزتی که مردم عزیز با آرامش ومتانت وکمال خود، در تاریخ کشور به ثبت رساندند واراده‌ خلل ناپذیری که در میان آتشبار جنگ روانی دشمنان با حضور در این عرصه تعیین کننده نشان دادند، از چنان اهمیتی برخوردار است که با هیچ بیان معمول و متعارفی نمی توان آن را توصیف کرد. تنها می توان گفت که ملت ایران توانسته است همچنان موجبات رحمت الهی را در خود حفظ کند ودست قدرت خداوند را در حمایت از پیشرفت وتعالی کشور بالای سر خود نگاه دارد. "
هر انسان منصفی به راحتی می تواند دستاوردهای بزرگ این حماسه سترگ را در عرصه های گوناگون سیاسی، فرهنگی، اجتماعی واقتصادی در سطح داخلی وبین المللی مشاهده نماید.
اولاً این انتخابات به نمایش غرور انگیز مردمسالاری حقیقی تبدیل شد وبرای جهانیان این پیام را در بر داشت که جمهوری اسلامی ایران یکی از امن ترین و با ثبات ترین کشورهای جهان برای سرمایه گذاری وپیشبرد طرح های اقتصادی است.
ثانیاً؛ در عرصه روابط بین الملل این پشتوانه عظیم ملی قدرت چانه زنی واستیفای حقوق حقه مردم ولایتمدار ایران اسلامی را در سطح عالی افزایش داده وموفّقیت کشورمان را در منطقه و جهان ارتقاء بخشید بگونه ای که زبان مدعیان دروغین آزادی ، دمکراسی وحقوق بشر را کوتاه نمود. بنابر این دولتمردان ومتولیان دیپلماسی ایران در جهان می توانند بعد از این در معادلات منطقه ای و جهانی و تعاملات فیمابین با کشورهای جهان با قاطعیتی افزون و مبتنی بر حکمت، عزت و مصلحت بهتر از هرزمان ایفای نقش نمایند.
ثالثاً؛ تأثیرعمیق این حضور آگاهانه در نوع نگاه مردم جهان بویژه نخبگان به فرهنگ غنی مردم ایران وشعور سیاسی آنها که برخاسته از باورهای اسلامی وانقلابی است، بیش‌ازپیش افکار عمومی ملتهّا را متوجه کار آمدی الگوی مردمسالاری دینی نمود.
رابعأ ؛ از آنجائی که پشتوانه مردمی از مهمترین مؤلفه های امنیت ملی نظام مقدس جمهوری اسلامی به حساب می‌آید ، بی شک مشارکت 85 درصدی مردم نقش بی بدیلی در تثبیت پایه های امنیت ملی داشته و دولت بر آمده از این اکثرّیت پرشور وشعور در عرصه داخلی، منطقه ای وجهانی ، مقتدرتر از گذشته ظاهر شده و این اقتدار به مثابه سرمایه عظیم ملی در حل مشکلات داخلی و خارجی و ارتقا و پیشرفت روز افزون کشور اسلامی عزیزمان تجلی خواهد یافت.
اما همانگونه که رهبر معظم انقلاب در پیام خود به مردم مخصوصاً جوانان هشدار داده بودند که مراقب و هشیار باشند چرا که ممکن است " دشمنان بخواهند با گونه هایی از تحریکات بدخواهانه، شیرینی این رویداد را از کام ملت بزدایند " دشمن سرخورده ومأیوس فوراً دست به کار شد وبا بسیج عوامل تبلیغی، سیاسی و میدانی خود زنجیره‌ای از اغتشاشات و آشوبها را در تهران به وجود آورد که در اثر آن هموطنان عزیز خسارات جانی ، مالی و روانی عدیده ای را متحمّل شدند. طبق مستندات به دست آمده و اعترافات مستدل متهمین، وقوع این حوادث کاملاً از پیش طراحی شده و طبق جدول زمانبندی و مراحل کودتای مخملی پیش رفته است، به گونه ای که بیش از 100 مورد از 198 مورد دستورالعملهای "جین شارپ " برای کودتای مخملی اجرا گردیده است.

ریاست محترم دادگاه
با توجه به اینکه سلسله حوادث اخیر به درستی در چارچوب تئوری های کودتای مخملی ارزیابی می گردد ، از محضر عالی اجازه می خواهد بسیار مختصر در مورد این شیوه پیچیده و نوین براندازی نکاتی به استحضار برساند. اماّ پیش از آن به فرازی از فرمایشات مقام معظم رهبری در خطبه‌های نمازجمعه تاریخی 29 خرداد اشاره می گردد، که مؤید این مدعی است.
معظّم له چنین می فرماید: " ... در داخل کشور هم عوامل این عناصر خارجی به کار افتادند و خط تخریب خیابانی شروع شد، خط تخریب، خط آتش سوزی، اموال عمومی را آتش بزنند ، حریم کسب وکار مردم را نا‌امن کنند ، شیشه‌های دکّان مردم را بشکنند ، اموال بعضی از مغازه‌ها را غارت ببرند ، امنیت مردم را از جانشان و مالشان سلب کنند، امنیت مردم مورد تطاول اینها قرار گرفت، این ربطی به مردم و طرفداران نامزدها ندارد، این مال بدخواهان است، مال مزدوران است، مال دست نشاندگان سرویس‌های جاسوسی غربی و صهیونیست است ، این کاری که در داخل ناشیانه از بعضی سرزد اینها را به طمع انداخت.
خیال کردند ایران هم گرجستان است! یک سرمایه‌دار صهیونیست آمریکایی چند سال قبل از این، طبق ادعای خودش که در رسانه ها و در بعضی از مطبوعات نقل شد، گفت من 10 میلیون دلار خرج کردم در گرجستان و انقلاب مخملی راه انداختم ، حکومتی را بردم ، حکومتی را آوردم ،احمق‌ها خیال می‌کردند جمهوری اسلامی ایران و این ملت عظیم هم مثل آنجاست " .
پس از فرمایشات رهبر عزیزمان توجه دادگاه محترم را به ادامه کیفر خواست جلب می نمایم.
اما کودتای مخملی نوعی از انواع بر اندازی است که با کودتای نظامی در هدف مشترک امّا در شیوه و ابزار کاملا متفاوت است.
در همین رابطه آقای "رابرت هِلُوی " افسر بازنشسته سازمان سیا و شاگرد دکتر "جین شارپ " در کتاب خود با عنوان "مبارزه عاری از خشونت، تأملی در بنیادها "می نویسد: "مبارزه عاری از خشونت (یعنی همان کودتای مخملی) تفاوت خاصی با درگیری نظامی ندارد جز در این مورد که اسلحه به کار رفته در آن متفاوت ومنحصر به این روش است ".
یکی دیگر از تفاوتهای کودتای مخملی با کودتای نظامی در فرایند شکل گیری از آغاز تا پایان و مدّت طولانی آن است که گاهی ممکن است 10 سال یا بیشتر به طول انجامد.
مهمترین نکته ای که در مورد کودتای مخملی باید به آن توجّه داشت این است که نظریه پردازان اجیر شده توسط سرویس‌های جاسوسی واطلاعاتی غرب طبق سفارش کار فرمایان خود این شیوه را برای خروج جهان استکبار از بن بست عملی برای سرنگونی نظامهای مستقل یا ناهماهنگ با هِژمُونی و استیلاطلبی غرب ابداع نمودند که نتیجه سالها مطالعه وتحقیق میدانی در کشور‌های مختلف کودتاخیز بوده است. این شیوه بر اندازی بگونه ای طراحی شده است که با تمسّک به روشهای به اصطلاح مدنی وطی مدّت زمان طولانی بدون آنکه در بین مردم ونظامهای سیاسی کشور‌های هدف حساسیتی جدّی ایجاد کند یکی پس از دیگری مراحل کودتای مخملی را بصورت خزنده و آرام پشت سر گذاشته ومعمولاً نظامهای سیاسی زمانی به خود می‌آیند که کودتای مخملی به مرحله پایانی خود رسیده و احتمال موفقیت آن بسیار افزایش یافته است.

از سالها پیش بنیادها و مؤسسات متعددی توسط سرویسهای جاسوسی ودیگر نهادهای حکومتی کشورهای غربی به ویژه آمریکا به وجود آمده که طبق یک تقسیم کار سازمانی و متمرکز مأموریتهای مختلفی را با هدف مشترک در اجرای پروژه کودتای مخملی به عهده گرفته اند. مهمترین این مؤسسات و بنیادها عبارتند از بنیاد سوروس(OSI) ، بنیاد راکی فِلِر ، بنیاد فورد، بنیاد جرمن مارشال فایند، خانه آزادی، شورای روابط‌خارجی‌آمریکا، انجمن سیاست خارجی آلمان ومرکز مطالعات دموکراسی انگلیس....ادامه این متن را و پیوندهای زیرین آن را حتما با دقثت بخوانید...

متن کامل کیفرخواست دومین گروه از متهمان حوادث اخیر - 5
  متن کامل کیفرخواست دومین گروه از متهمان حوادث اخیر - 4
  متن کامل کیفرخواست دومین گروه از متهمان حوادث اخیر - 3
  متن کامل کیفرخواست دومین گروه از متهمان حوادث اخیر - 2
  متن کامل کیفرخواست دومین گروه از متهمان حوادث اخیر - 1

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  88/05/18ساعت 10:25  توسط سمپادیان  | 

يهود دنياطلب؛دليل اصلي مغفول مانده بحران هاي اخير غرب مدرن!!
دزدهاي اصلي دنيا يهويان هستند...

خبرگزاري فارس: با محكوميت " برنارد مدوف " سرمايه دار معروف يهودي به 150 سال زندان، لابي يهودي در آمريكا تلاش مضاعفي را جهت پنهان ساختن ارتباطات پنهان و عميق وي با لابي يهود آغاز كرده است.

به گزارش فارس، "اندرو اندرسون "، كارشناس مسايل اقتصادي در پايگاه تحليلي "زايوپديا "، در رابطه با محكوميت "برنارد مدوف " (Bernard Madoff)، سرمايه‌دار يهودي آمريكا به 150 سال زندان نوشت: هفته‌ها قبل از آنكه برنارد مدوف به چيزي در حكم حبس ابد محكوم شود، بدون شك متخصصان سازمان‌هاي مختلف دفاع از يهوديان كه در سرپوش گذاشتن بر مسايل تبحر دارند، بطور تمام وقت مشغول كار بودند. زيرا آنها به خوبي مي‌دانند كه ماجراي محكوميت مدوف به خبر اول اكثر رسانه‌هاي سراسر جهان تبديل مي‌شود.
اين گزارش مي‌افزايد: هدف سازمان‌هاي مدافع يهوديان اين است كه تا حد ممكن ميان مدوف و جرايمش در ديد عمومي نسبت به يهوديت، فاصله بياندازند و تا حد ممكن نيز يهوديان را از بحران فروپاشي اقتصادي كنوني جهان مبرا جلوه دهند.
اين كارشناس مسايل اقتصادي با اشاره به آغاز نگراني سازمان‌هاي يهودي از مشكلات پيش آمده براي مدوف مي‌نويسد: "ديويد هريس " (David Harris)، مدير اجرايي كميته يهوديان آمريكا، 21 دسامبر سال گذشته، با ارسال نامه‌اي به نيويورك‌تايمز، اين روزنامه را كه متعلق به يهوديان است را به دليل درج مقاله اي كه در آن به صورت ضمني بر يهودي بودن مدوف تاكيد شده بود، مورد مواخذه قرار داد.
اين گزارش مي‌افزايد: هريس در نامه‌اش به نيويورك‌تايمز، اگرچه كوشيد مدوف 70 ساله را شخصي " بشردوست " و باارزش براي جامعه يهوديت معرفي كند اما با انتقاد از نيويورك تايمز به دليل تاكيد بر يهودي بودن مدوف نوشت: " تاكيد قابل توجه بر يهودي بودن مدوف، يك‌بار يا دو بار اتفاق نيافتاده و دست‌كم سه بار قبل ازآنكه موضوع اصلي مقاله ادامه يابدتكرار شده است.اين امر به چه دليل رخ داده؟"
اندرسون در ادامه تحليل خود با بيان اين مطلب كه هريس و ديگر اساتيد روابط عمومي يهوديان، مي‌خواهند تا با استفاده از يكسري روش‌ها ارتباط يهودي بودن مدوف با اعمالش را رد كنند، به برخي از اين روش‌ها اشاره مي‌كند:
1-ايجاد اين تفكر كه قربانيان مدوف اصولا يهودي بوده‌اند؛ در نتيجه آنها داستان يك مجرم يهودي را به داستاني در رابطه با قربانيان يهودي تغيير مي‌دهند.
2-ايجاد اين بحث كه بعيد است ديگر يهوديان جرايم مدوف را انجام دهند، و احتمال ارتكاب اين اعمال از سوي غيريهوديان بيشتر است.
3-برابر دانستن هرگونه اعلام نظر در رابطه با سوء استفاده‌هاي مالي يهوديان با " يهودستيزي ".
اين نويسنده غربي در ادامه گزارش خود با اشاره به بي‌تاثير شدن برخي از روش‌هاي مذكور به دليل تكرار بيش از حد آنها مي‌نويسد: هر كسي، حتي اگر دورادور با سابقه اخير مجرميت وال‌استريت آشنا باشد، به آساني بي‌فايدگي دو روش اول را درمي‌يابد.
اندرسون در ادامه با ذكر برخي اسامي مجرمان يهودي وال‌استريت مي‌نويسد: نام‌هاي از قبيل " ايوان بوسكي " (Ivan Boesky) (1)، "دنيس لوين " (Dennis Levine) (2)، " مايكل ميلكن " (Michael Milken) (3)، "سندي ويل " (Sandy Weill) (4)، "جك گرابمن " (Jack Grubman) (5)، و "ساموئل اسراييل " (Sam Israel) (6) ، براي ايجاد تاريخچه‌اي از وضعيت فساد يهوديان كافي خواهد بود. اين در حالي است كه نام‌هاي جديدتري نيز همچون " ريچارد فولد " (Richard Fuld) (7)، "آلن سي گرينبرگ " (Alan C. Greenberg) (8)، " جيمز كاين " (James Cayne) (9)، "رولاند آرنال " (Roland Arnall) (10) و " رابرت روبين " (Robert Rubin) (11)، نيز براي فهم نقش مركزي يهوديان در بحران كنوني اقتصاد جهان، كافي هستند.
اين گزارش با اشاره به عمق فساد فعالان اقتصادي يهود در وال‌استريت ادامه مي‌دهد: تنها رولاند آرنال، بنيانگذار چندان شناخته نشده مركز سيمون ويزنتال، مي‌تواند مبنا و پايه‌اي براي مشاركت يهوديان در جرايم رخ داده باشد. در همين حال بايد توجه داشت كه سطح مشاركت يهوديان در فساد اقتصادي وقتي مشهودتر مي‌شود كه به ياد بياوريم يهوديان كمتر از سه درصد جمعيت ايالات متحده آمريكا را تشكيل مي‌دهند.
اندرسون مي‌افزايد: اگر حقايق آشكار بشوند تنها روش سوم مي‌تواند با افراد غيريهودي مطلع مقابله كند، يعني اتهام يهودستيزي.
وي با اشاره به تلاش جامعه يهود براي انحراف اذهان عمومي از فساد اقتصادي ثروتمندان يهودي مي‌نويسد: درست زماني كه گرايش به سمت فساد و استعمارگري مالي در حال پيشرفت است، امريكا و جهان بايد بطور علني در رابطه با حقايق قوميت‌پرستي و فرانژادپرستي يهوديان گفتگو كند.
اين كارشناس اقتصادي در پايان گزارش خود مي‌نويسد: اگر بتوانيم اميد داشته باشيم كه برخي ظواهر ملي و دوام اقتصاد جهاني به حالت اوليه خود برگردند، مي‌بايست مسايل گفته شده را مورد بحث و بررسي قرار داد و به طريق تخصصي حل كرد.
توضيحات
(1) تاجر يهودي آمريكايي كه به دليل نقش برجسته‌اش در رسوايي كاركنان وال‌استريت در اواسط دهه 80، مشهور شده است. وي به دليل دريافت اطلاعات از سوي كارمندان وال‌استريت موفق به سرمايه‌گذاري‌هاي موفقي شده بود و به همين دليل از سوي نيروهاي امنيتي و كميسيون بورس آمريكا مورد بازجويي قرار گرفت.
(2) وي نيز نقش مهمي در جريان رسوايي كاركنان وال‌استريت طي اواسط دهه 80 داشت. او كه به عنوان مديرعامل "دريكس بورنهام لمبرت "، فعاليت مي‌كرد پس از دستگيري ايوان بوسكي، با اتهام معامله با كاركنان وال‌استريت مواجه شد.
(3) متخصص مالي مشهور آمريكا كه سال 1989به 98 مورد اخاذي و سوءاستفاده از اوراق بهادار متهم شد؛ اتهامات وي نيز پس از رسيدگي به ماجراي رسوايي كاركنان وال‌استريت افشا شد.
(4) بانكدار و 377امين سرمايه‌دار آمريكايي كه گفته مي‌شود با ارايه اطلاعات غلط سعي در جايگزين ساختن خود به جاي مدير اجرايي شركت "اي‌تي اند تي " داشت. وي همچنين با رايزني با كلينتون، رييس‌جمهور وقت آمريكا توانست شركت "سيتي‌گروپ " را علي رغم غيرقانوني بودن، ادغام كند.
(5) مشاور اقتصادي شركت "تلكام " كه حرف و حديث‌هاي زيادي در رابطه با چونگي عملكرد وي در اين شركت مطرح است بطوريكه به دليل بحران اقتصادي اين شركت، وي را يكي از بدترين مشاوران اقتصادي نام نهاده‌اند
(6) مدير سابق فروش تضميني سهام و مشاور سرمايه‌گذاري كه به دليل كلاهبرداري به 20 سال زندان محكوم شد.
(7) بانكدار و افسر اجراييات آمريكايي كه اكتبر 2008 در ميان 12 مدير اجرايي شركت "لمان برادرز " بود كه از سوي هيئت منصفه در ارتباط با سه مورد ارتكاب به جرم بنگاه‌هاي اقتصادي احضار شد.
(8) رييس سابق كميته اجرايي شركت‌اهي "بير استيرنز " و عضو جامعه جادوگران آمريكا؛ بير استيرنز در دوران مديريت گرينبرگ دچار ورشكستگي شد.
(9) تاجر آمريكايي و مدير اجرايي سابق "بير استيرنز "، وي يك ميليارد دلار در جريان ورشكستي بيراستيرنز از دست داد. او به يكي از " بدترين افسران اجراييات آمريكا در تمامي اعصار "، شهرت دارد.
(10) تاجر آمريكايي- فرانسوي و سفير سابق آمريكا در هلند؛ وي در زمان حضورش در شركت " امريكوئست "، به كلاهبرداري و پنهانكاري در شرايط اقراض متهم شد.
(11) هفتادمين وزير خزانه‌داري آمريكا كه طي هر دو دوره رياست‌جمهوري كلينتون بر اين سمت بود. وي نهم ژانويه سال 2009 به دليل انتقادات مطرح در رابطه با كاراييش، از رياست شركت " سيتي‌گروپ " استعفا كرد. به طي هشت سال رياستش بر اين شركت بيش از 126 ميليون در قالب وجه نقد و سهام دريافت كرد.
+ نوشته شده در  88/04/14ساعت 21:41  توسط سمپادیان  | 

ادله و مستندات افشای یک دروغ تاریخی غربی ها
سفر به ماه،بزرگترين دروغ قرن بيستم

در دروغ بزرگ هميشه قدرت معيني از قابليت باور كردن وجود دارد. چرا كه افراد زيادي از يك ملت هميشه تحت تأثير عواطف به راحتي گول مي خورند حالا يا عمدي يا سهوي. و به خاطر سادگي و بي آلايشي و صداقت باور آنها، راحت تر قرباني يك دروغ بزرگ مي شوند تا يك دروغ كوچك. چرا كه آنها خودشان در موارد كوچك، دروغ هاي كوچك مي گويند و از گفتن دروغ هاي بزرگ شرم دارند (و دولت مردان در اين مورد شرمي هم ندارند). هرگز به ذهن اين مردم خطور نمي كند كه دروغ هاي خيلي بزرگ بسازند و هرگز هم باور ندارند كه ديگران چنان گستاخ باشند كه اين چنين صداقت را بدنام كنند ولو اين كه مدارك اين چنين دروغي را براي ذهن آنها ثابت كنند آن هم به طور آشكار، باز هم به دروغ بودن آن دروغ بزرگ شك دارند و همچنان فكر مي كنند كه حتماً توضيحي وجود دارد. چنين دروغ بزرگ گستاخانه اي هميشه رد پاهايي پشت سر خود به جاي مي گذارد. حتي بعد از اين كه سرهم بندي شد و توسط متخصص هاي جهاني دروغ گويي وتمام كساني كه براي دروغ گفتن در هر دروغ گويي با هم همكاري مي كنند، به عنوان يك حقيقت شناخته شد. اين افراد در حال حاضر به خوبي مي دانند كه چگونه از اين دروغ ها براي اهداف توسعه طلبانه خود استفاده كنند " آدولف هيتلر (1925)
حتي يك تفاله اي از كيسه زباله زمين مانند آدولف هيتلر هم مي دانست كه چگونه توده هاي مردم را با مهارت اداره كند و گول بزند پس شما به واقع فكر مي كنيد كه آمريكا انسان را بر روي ماه فرود آورده است؟ خوب، دوباره فكر كنيد. ما مداركي داريم كه فرود انسان بر روي ماه در اواخر دهه ي 60 و اوايل دهه ي 70 دروغي بزرگ بوده است.
براي شروع بهتر است بدانيد كه تنها 100 نفر در پروژه فرود بر روي كره ي ماه درگير بوده اند. مركز كنترل در هوستون (Houston) به علاوه بيشتر زنان و مرداني كه بر روي اين پروژه كار كرده اند، شكي باقي نمي گذارند كه اين كار يك دروغ بوده است. اما چگونه ممكن است؟ خيلي ساده. قدرت كسي كه چنين افتضاحي را به بار آورده هرگز اجازه نمي دهد كه كسي اين تصور را داشته باشد. هزاران نفري كه درگير اين ماجرا شده اند، تنها نگران قسمت كوچكي بودند كه مربوط به آنها بود. مهندسان، مكانيك ها، برنامه نويسان كامپيوتري و... كاري نداشتند كه با هم مشترك باشد. بنابراين بيشتر افراد از چيزي از يك پروژه ي هاليوود سر بيرون مي آورد، چيزي نمي فهمند.
در سال 1962، رئيس جمهور آمريكا، جان اف كندي گفت كه يك تصوري از آمريكا دارد كه تا قبل از پايان اين دهه مي تواند انسان را بر روي ماه فرود آورد و دوباره وي را به زمين بازگرداند. امروز، ما نمي دانيم كه كندي آن روز مي دانست كه اين كار واقعاً ممكن است يا نه اما مدت كوتاهي پس از ترور او، بهترين دانشمند جهان در زمينه ي موشك كه در اين پروژه كار مي كرد به ليندون جانسون اطلاع داد كه علم حداقل تا 30 سال آينده از انجام چنين پروژه اي ناتوان است. حقيقت اين است... در واقع آنها كمي خوش بين بودند. الآن و اينجا ما 40سال از آن تاريخ را گذرانده ايم و هنوز هم تكنولوژي قادر به فرستادن يك انسان به ماه و باز گرداندن سالم وي به زمين نيست. قدرت هايي كه در مورد اين كلاهبرداري تصميم گرفتند به اين نتيجه رسيدند كه اگر آنها نتوانستند انساني را به ماه بفرستند وبه سلامت به زمين بازگردانند، كاري كه آنها بايد بكنند اين است كه از ناسا بخواهند اين چنين پروژه اي را جعل كند و پس از آن ميلياردها دلار از پول ماليات دهندگان كه براي سرمايه گذاري در اين پروژه در نظر گرفته شده بود را براي خود بردارند. پس از آن، آنها تصميم گرفتند كه واقعاً مي توانند كل اين ماجرا را جعل كنند آنهم فقط با قسمتي از پولي كه براي اين كار آماده شده بود. اين جا در عكس زير مكاني در ايسلند است كه ما فهمديم كه بسياري از كلك ها و دروغ هاي ناسا در آن ساخته شده است.
در اين جا چند حقيقت وجود دارد كه بايد به ذهن بسپاريد كه نمي شود واقعاً انساني را به ماه فرستاد و غير ممكن است:  بقیه این مقاله مستند ومفصل را در ادامه مطلب بخوانید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/01/25ساعت 6:26  توسط سمپادیان  | 

تبديل دانشگاههای آمریکا به مراکز جاسوسي

 برخی مدارک و شواهد جدید حاکی از آن هستند که بسیاری از دانشگاههای آمریکا در حال تبدیل شدن به مراکز پرورش جاسوسان اطلاعاتی هستند. به گزارش رجانيوز به  نقل از مهر، خبرگزاری فرانسه در گزارشی نوشت : آن دانشجوی جوانی که در دانشگاه آمریکایی و به عنوان دانشجوی رشته بازرگانی و اقتصاد تابستان گذشته را با شما در دانشگاه سپری کرده است می تواند بخشی از برنامه جدید سیا برای آموزش نسل بعدی عوامل اطلاعاتی آمریکا باشد.

 مدیر مرکز جامعه اطلاعاتی Academic Excellence  آمریکا در دانشگاه ترینیتی واشنگتن گفت : سازمان سیا بهترین بخش شناخته شده از این اهداف است با این حال باید یادآور شد که جامعه اطلاعاتی آمریکا شامل تمامی آژانسهای اطلاعاتی موجود در بدنه دولت این کشور است که در فرآیند جمع آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات درباره تهدیدات امنیتی حضور دارند. مرکز جامعه اطلاعاتی Academic Excellence  یکی از 9 برنامه ای است که با هدف متحول ساختن جامعه اطلاعاتی آمریکا راه اندازی شده است. خبرگزاری فرانسه ادامه داد : این برنامه از سوی اداره مدیریت اطلاعات ملی آمریکا تحت حمایتهای مالی قرار دارد و به عنوان آژانسی عمل می کند که 16 آژانس اطلاعاتی دیگر در خاک آمریکا را پوشش می دهد.بر اساس شواهد و مدارک موجود از سال 2005 این مرکز با 8 دانشگاه آمریکا قراردادهایی را درخصوص برنامه ای امضا کرده است که بر اساس آن اطلاعات دریافتی از سوی دانشجویان ومغزهای جوان آمریکایی دوباره بازسازی می شود.گفته می شود این فرآیند نه تنها جاسوسی بلکه برنامه ای برای آموزش فعالیت در طیف وسیعی از برنامه های اطلاعاتی است. http://www.rajanews.com/News/?27049

+ نوشته شده در  87/01/28ساعت 3:3  توسط سمپادیان  |