تبليغاتX
غرب شرقی یا شرق غربی
یک استعداد درخشانی منتقدمدارس خاص و برخی محصلان پرادعایش!

                     

فیلم "مجموعه دروغ‌ها" (Body of Lies) اثر "ریدلی اسکات" تولید کمپانی بردران وارنر(WB ).

داستان این فیلم از این قرار است  طبق معمول آمریکا ( به عنوان نماینده اجرایی اهداف یهود ) بدنبال اصلاح نابهنجاری های جهان است آن هم از نوع تروریست.

تروریست ها مسلمانان هستند که مردم بی گناه اروپا را میکشند و در این راه عملیات استشهادی هم میکنند . القاعده یا هرگروه تروریستی دیگر برای مردم دنیا خصوصا مردم غرب بعنوان نماینده مسلمانان معرفی میشوند . مسلمانی که با بسم الله و الله اکبر آدم میکشد و با آیات قرآن شکنجه میکند و از قرآن خویش اشتباه برداشت میکند. تصویر جوامع مسلمان نشین هم فلاکت زده بد بخت و مرکز فتنه و ترور نشان داده میشود. هر چند به ظاهر روند فیلمنامه مخالف با سیاست های دولت آمریکاست ام باز قهرمان داستان مثل همه فیلم های آخرالزمانی یهودیزه شده ، یک شهروند آمریکایی ( منجی زمینی)است که برای نجات بشریت تلاش میکند وضعف های دولت و سیاست مداران امریکا را پوشش میدهد. وبالاخره جرثومه تروریست را ازبین میبرد!

حضور گلشیفته فراهانی هم چاشنی حضور زن در فیلم است که سعی شده در روند داستان مؤثر باشد و مورد علاقه فریس ، نقش اول فیلم قرار میگیرد. 

گویا رسالت فیلم القائات روانی نسبت به تروریسم و آمیختگی خشونت و سنگدلی با اسلام در ذهن مخاطب است و ارزش کیفی این فیلم فدای این مهم شده است ( بدلیل وجود صحنه های خشن و شکنجه ، این فیلم در جه کیفی R   گرفته) .  یهود از آخرین دست آوردهای روانشناسان ر زمینه ذهن وروان انسان در جهت القاء مفاهیم مورد نظر خود بهره گرفته و قسمت عمده ای از کار را متمرکز بر روی برداشتهای نامحسوس و ناخودآگاه مغز گذاشته است. آنجایی که صدای اذان مفهوم ترس و اضطراب را تداعی میکند و صدای قرآن ، انفجار و مرگ و خون را (در فیلم دومینو) و سلاخی کشیدن را (در این فیلم). و دهها مورد دیگر ...

این فیلم وصدها فیلم دیگر که برطبق این کلیشه ها ساخته میشوند و به خورد ملت ها داده میشوند ، به همراه اخبار کذب وسانسوری شدید رسانه ها که آنهم در سیطره یهود است ساختار ذهنی مردم غرب را نسبت به اسلام مسلمانان میسازند .  

 هنری فورد یهود پژوه آمریکایی میگوید:

یهودیان هنر عكاسی تصویر متحرك‏(سینما)را اختراع نكرده‏اند:در زمینه‏ پیشرفت مكانیكی یا تكنیكی سینما نیز قدم مؤثری برنداشته‏اند.آنها در پرورش‏ هنرمندان بزرگ،اعم از نویسنده یا بازیگر،كه مواد و مصالح اصلی پرده سینما را فراهم می‏كنند نقشی نداشته‏اند.عكاسی حركت،همچون سایر چیزهای سودمند دنیا،منشأ غیر یهودی دارد.اما بنابر تقدیر عجیب و منحصر به فردی كه یهودیان را بزرگترین رندان جهان ساخته است،منافع حاصله از سینما نصیب مبتكران و پایه‏گذاران آن نشده بلكه قسمت غاصبان و استثمارگران گشته است. وقتی در همه ساعات روز و شب میلیونها نفر از مردم در برابر در ورودی‏سالن‏های سینما ازدحام می‏كنند و بی‏اغراق در تمامی نقاط مسكونی كشور صف‏های بی‏انتهایی از انسان‏ها به این منظور تشكیل می‏شود،ارزش دارد بدانیم‏ چه كسانی آنها را به سینما می‏كشانند،وقتی آنها خاموش و بی‏حركت در سالن‏های تاریك نشسته‏اند چه كسانی بر ذهنشان تأثیر می‏نهند،در حقیقت چه‏ كسانی انبوه عظیم نیرو و اندیشه بشری را كه توسط القائات سینما شكل گرفته وهدایت می‏شود،در اختیار گرفته و كنترل می‏كنند. چه كسی بر قله این كوه سلطه ایستاده است؟

پاسخ این است:صنعت سینمای‏ ایالات متحده و تمام دنیا منحصرا تحت سلطه مالی و معنوی یهودیانی است كه‏ افكار عمومی را كنترل می‏كنند.

جنبه اخلاقی و معنوی تأثیرات سینما اكنون یك مسأله جهانی است.هر آنكه‏ وجدان اخلاقی بیداری دارد،از آنچه در حال انجام است و آنچه باید انجام شود به‏ خوبی آگاه است.سینما پدیده‏ای است كه ذوق و سلیقه را از بین می‏برد و اصول‏ اخلاقی را تضعیف می‏كند و نباید آن را به خود واگذاشت.اما وجه تبلیغی سینما خود را با این صراحت به مردم نشان نمی‏دهد.اشتیاق جریان‏های مختلف برای‏ برخوردار شدن از حمایت سینما حاكی از آن است كه سینما به مثابه یك نهاد تبلیغی عظیم شناخته شده است.شواهد فراوانی وجود دارد دال بر اینكه مسئولان‏ مالی و تبلیغی یهود این جنبه سینما را از نظر دور نداشته‏اند.

به این جملات از پروتكل‏ها توجه كنید:«ما جوانان غیر یهود را با آموزش اصول و فرضیاتی كه از نظر ما كذب‏محض است ولی خود آنها را القا كرده‏ایم گیج و گمراه ساخته و روحیه‏آنان را تضعیف كرده‏ایم.»پروتكل9.

منبع: وبلاگ بیداری

+ نوشته شده در  88/07/28ساعت 1:40  توسط سمپادیان  | 

«فرانسیس فوکویاما» کتاب پایان تاریخ خود را در سه کنفرانس جهانی تورنتو، واشنگتن و اورشلیم ارائه کرد. فوکویاما در کنفرانس اورشلیم با عنوان «بازشناسی هویّت شیعه» می‌گوید: شیعه، پرنده‌ای است که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست. پرنده‌ای که دو بال دارد: یک بال سبز و یک بال سرخ.

عاشورا و حماسه پر شکوه آن پدیده‌ای است که همواره رمز و راز نیروی پنهان و آشکار شیعیان و آزادی خواهان بوده است. قدرت این رمز و راز آن چنان است که دشمنان اسلام را همیشه در حیرت و شگفتی و سردرگمی فرو برده است. از همین رو، دشمنان، به ویژه صهیونیسم جهانی بر آنند تا با شبیه‌سازی و بهره‌گیری از این واقعه، برای دنیای پوشالی و خیالی خود، جلوه‌های مقدّس و آسمانی بیافرینند. برای مثال، در سه کنفرانس جهانی تورنتو، واشینگتن و اورشلیم، «فرانسیس فوکویاما» کتاب پایان تاریخ خود را ارائه کرد. این کتاب در برابر کتاب برخورد تمدّن‌ها اثر «ساموئل هانتینگتون» است. فوکویاما مدّعی است که خرده تمدن‌ها و فرهنگ‌های جزئی به دست فرهنگ غالب بلعیده می‌شوند و رسانه‌ها، دنیا را به سمت دهکدة واحد پیش می‌برند و به ناچار دنیا درگیر جنگی خانمان‌سوز خواهد شد. بنابراین، برای پیش‌گیری از این جنگ باید یکی را به عنوان کدخدایی بپذیریم و در ادامه ثابت می‌کند که کدخدا، امریکا است. فوکویاما می‌گوید: این نبرد حتمی است، ولی برنده آن غرب نخواهد بود و او با اسناد و مدارک ثابت می‌کند که برندة نبردِ آخرالزّمان، شیعیان هستند.

فوکویاما در کنفرانس اورشلیم با عنوان «بازشناسی هویّت شیعه» می‌گوید: شیعه، پرنده‌ای است که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست. پرنده‌ای که دو بال دارد: یک بال سبز و یک بال سرخ.او بال سبز این پرنده را مهدویّت و عدالت خواهی و بال سرخ را شهادت‌طلبی که ریشه در کربلا دارد و شیعه را فنا ناپذیر کرده است، معرفی می‌کند.

فوکویاما معتقد است شیعه بُعد سومی هم دارد که اهمیّتش بسیار است. او می‌گوید: "این پرنده، زرهی به نام ولایت پذیری به تن دارد و قدرتش با شهادت دو چندان می‌شود. شیعه، عنصری است که هر چه او را از بین می‌برند، بیشتر می‌شود." وی جنگ عراق و ایران را مثال می‌زند و می‌گوید: "این‌ها فاو را تسخیر کرده‌اند، می‌روند کربلا را هم بگیرند و این، یعنی فتح قدس، اگر کربلا را بگیرند، اینجا را هم قطعاً می‌گیرند." او برای دفع این خطر پیشنهاد می‌کند با امتیاز دادن به ایران، جنگ را متوقّف کنید.فوکویاما، مهندسی معکوسی را برای شیعه و مهندسی صحیحی را برای خودشان طراحی می‌کند و می‌نویسد:

مهندسی معکوس برای شیعیان این است که ابتدا ولایت فقیه را خط بزنید. تا این را خط نزنید، نمی‌توانید به ساحت قدسی کربلا و مهدویّت تجاوز کنید... برای پیروزی بر یک ملّت باید میل مردم را تغییر داد... ابتدا ولایت فقیه را خط بزنید، در گام بعد، شهادت طلبی این‌ها را به رفاه‌طلبی تبدیل کنید. اگر این دو تا را خط زدید، خود به خود اندیشه‌های امام زمانی از جامعة شیعه رخت می‌بندد... شما بیایید برای غرب هم امام زمان و کربلا و ولی فقیه بتراشید.

فوکویاما برای این کار، مکتب جدیدی به نام اونجلیس عرضه کرد. مکتبی که قدمتش به 1987 میلادی بر می‌گردد. طرفداران این مکتب معتقدند عیسای ناصری خواهد آمد. فوکویاما به آن‌ها توصیه می‌کند در فیلم‌هایشان هر چه را شیعیان دربارة امام زمان می‌‌گویند، بر شخصیّت عیسای ناصری تطبیق بدهند. بر اساس دستور فوکویاما، فیلم‌هایی بر اساس مدل «روایت فتح» شهید آوینی، ساخته شد؛ با همان اسلوب متن و با به کارگیری مؤلّفه‌های احساسی برنامه‌های شهید آوینی، با همان تیپ‌ها و همان دیالوگ‌ها که شهید آوینی‌ می‌گفت.

فیلم نجات سرباز رایان با محتوای تجلیل از مادر سه شهید؛ فیلم نبرد پرل هاربر با محتوای جنگ جنگ تا رفع فتنه‌ در عالم؛ فیلم زمانی سرباز بودیم با تئوری بازسازی کربلا و بر اساس الگوی عملیّات کربلای 5؛ فیلم سقوط شاهین سیاه، بازسازی صحنةکربلا، فیلم جن‌گیر که در آن از نمادهای اسلامی شیعه استفاده شده بود.

نکته: در تمامی این فیلم‌ها، بر اساس نظریة فوکویاما، امام حسین(ع) و کربلا، یک طرف و سوی دیگر، شمر است. لباس هم بر اساس الگوی شیعی انتخاب شده است. لباس سربازان امریکایی، سبز رنگ و لباس سربازان مقابل، قرمز است ؛ آن هم به دلیل تقدّس این رنگ در آرمان‌های شیعی. هنر پیشه‌ها تا پایان فیلم ناشناخته‌اند و همچنین تا آخر فیلم فقط نقش‌های قدسی بازی می‌کنند.

ماهنامه موعود شماره72 از: عملیات روانی به نقل از وبلاگ دوست عزیزم: سعید عدالتی در وبلاگ: یهودپژوهی،فراصهیونیسم

+ نوشته شده در  88/07/28ساعت 1:33  توسط سمپادیان  | 

واشنگتن‌پست:گزارش محرمانه صليب‌ سرخ از شكنجه‌هاي بي رحمانه در زندانهاي مخفي سيا

خبرگزاري فارس: يك روزنامه معتبر آمريكايي از گزارش محرمانه كميته بين‌المللي صليب سرخ درباره شكنجه‌هاي بيرحمانه و غيرانساني زندانيان در زندان‌هاي مخفي سازمان جاسوسي آمريكا خبر داد.

به گزارش فارس، روزنامه آمريكايي "واشنگتن‌پست " امروز در گزارشي نوشت: كميته بين‌المللي صليب سرخ گزارش محرمانه‌اي را در سال 2007 تهيه كرد كه در آن رفتار بازپرسان سازمان سيا با زندانيان مظنون به عضويت در القاعده شكنجه بيرحمانه و غيرانساني تلقي شد.
اين روزنامه به نقل از گزارش كميته بين‌المللي صليب سرخ نوشت: رفتار با افراد محبوس در زندان‌هاي مخفي سيا، بيرحمانه، غيرانساني و تحقيرآميز است.
بر اساس اين گزارش، اين يافته‌ها بر پايه نتيجه‌گيري‌هاي مقامات كميته بين‌المللي صليب سرخ بود كه به آنها در سال 2006 دسترسي به زندانيان "مهم " در زندان گوانتانامو داده شد.
در اين گزارش به ضرب و شتم زندانيان، محروميت آنان از خواب، دماي بسيار بالا، شكنجه به روش شبيه‌سازي غرق در آب اشاره شده است.
در حال حاضر حدود 250 زنداني در زندان گوانتانامو حضور دارند كه جز شمار محدودي از آنها، سايرين در شرايط مخوف و بسيار بدي به سر مي‌برند.
از سال 2002 مظنونين به اعمال تروريستي و همكاري با گروه القاعده در اين زندان نگهداري مي‌شوند. به عقيده سازمان‌هاي حمايت از حقوق بشر، آمريكا با نگهداري اين زندانيان به مدت طولاني و بدون تفهيم و اثبات اتهام آنها، حقوق مسلم زندانيان را زير پا گذاشته است.
زندانيان گوانتانامو تحت بدترين شرايط روحي و فيزيكي و بعضا در قفس‌ها‌ي باز در فضاي آزاد تحت شرايط جوي سرد و گرم، در گوانتانامو نگهداري مي‌شوند و زندانبانان اجازه دارند از هر روشي براي شكنجه و رفتارهاي غيراخلاقي مثل برهنه كردن زندانيان، ترساندن آنها با سگ، اهانت به مقدسات و ... استفاده كنند.
 
گاردين همدستي انگليس و آمريكا در شكنجه زندانيان گوانتامو را فاش كرد!!!

خبرگزاري فارس: يك روزنامه انگليسي در گزارشي از همدستي مقامات انگليس و آمريكا در خصوص شبكه زندان‌هاي مخفي سازمان جاسوسي آمريكا و شكنجه زندانيان گوانتانامو خبر داد.

به گزارش فارس، روزنامه "گاردين " در شماره امروز خود نوشت: دولت انگليس براي افشاي متن كامل همكاري خود با شبكه زندان مخفي سازمان جاسوسي مركزي آمريكا (سيا) و اطلاعاتي كه درباره شكنجه زندانيان گوانتانامو در اختيار دارد، تحت فشار قرار دارد.
اين روزنامه انگليسي در ادامه نوشت: نمايندگان مجلس و دادگاه‌هاي انگليس به دنبال افشاي اسنادي هستند كه پرده از اين امر برخواهد داشت كه چگونه وزيران و مقامات انگليس از جمله آژانس‌هاي امنيتي و اطلاعاتي اين كشور پشت پرده به اعمال دولت آمريكا [شكنجه زندانيان گوانتانامو] كه مردم جهان از آن تنفر دارند، پاسخ مي‌دادند.
گاردين در حالي افشاگري مي‌كند كه باراك اوباما رئيس جمهور جديد آمريكا روز گذشته مجبور شد تحت افكار عمومي جهان، فشارهاي بين‌المللي و درخواست هاي پي‌در‌پي سازمانهاي حقوق بشري براي بسته شدن شكنجه‌گاه گوانتانامو و زندان‌هاي غيرقانوني سازمان سيا، احكام بسته شدن اين زندانها را امضاء نمايد.
بنا بر اظهارات مقامات امنيتي، اوايل صبح روز گذشته دولت آمريكا با امضاي سه حكم اجرايي، دستور داد كه زندان گوانتانامو در پايگاه دريايي آمريكا در كشور كوبا و تمام زندان‌هاي سازمان جاسوسي و اطلاعات (سيا) بسته شوند. اين مقامات اعلام كردند كه يكي از اين احكام، دستوري مبني بر عدم استفاده از شكنجه در بازجوئي‌هاي نظامي بود.
اوباما در ماه‌هاي اخير، براي بسته شدن زندانهاي غيرقانوني آمريكا در سراسر دنيا، به شدت زير فشار جوامع بين‌الملل و سازمان‌هاي بين‌المللي حقوق بشر قرار داشت تا جائي كه در دوره رقابت انتخابات رياست جمهوري چند بار قول داد كه در صورت به قدرت رسيدن ادامه كار اين زندان هاي مخوف را لغو نمايد.
اوباما پس از ورود به كاخ سفيد اگر چه تلاش كرد كه اين موضوع را به فراموشي بسپارد، اما تاكيد و فشارهاي مداوم سازمان هاي حمايت‌كننده از حقوق بشر و سازمان‌هاي ضدجنگ كشورهاي مختلف جهان، وي را مجبور كردند تا به بسته شدن اين زندان‌هاي غيرقانوني تن بدهد.
بر اساس گزارش هاي واصله، دولت آمريكا اعلام كرده است كه زندان گوانتانامو را در مدت يك سال تعطيل مي كند اين در حالي است كه هنوز در مورد پذيرش زندانيان آن توسط كشورهاي ديگر تصميمي قاطع گرفته نشده و روشن نيست كه سرنوشت آنها چه خواهد. اما آنچه مشخص است اينست كه تا زندانيان گوانتانامو تا زماني كه با سردرگمي مقامات كشورها براي پذيرش آنها روبرو هستند، در اين زندان باقي خواهند ماند و زندان گوانتانامو نيز بسته نخواهد شد.
بسياري از كشورها در مورد پذيرش زندانيان گوانتانامو پاسخي روشن نداده‌اند و حتي برخي از آنها درخواست آمريكا براي پذيرش اين افراد را رد كرده‌اند. بسياري از اين زندانيان هنوز محاكمه نشده‌اند و بدون اطلاع از سرنوشت خود بصورت بلاتكليف در زندان بسر مي برند. حدود 250 زنداني در گوانتانامو بسر مي‌برند كه وضعيت آنها نامعلوم است و اخيرا 60 تن از اين زندانيان كه به دليل فقدان مدرك عليه‌شان بي‌گناه معرفي شده‌اند و بايد سريعا آزاد شوند. 
+ نوشته شده در  88/01/17ساعت 3:56  توسط سمپادیان  | 

هاليوود و‌ پنتاگون

همکاری‌های سازمان یافته دو طرف، درست پس از پایان جنگ جهانی دوم آغاز گردید. البته پیش از آن هم پنتاگون با تهیه‌کنندگان فیلم‌های سینمایی همکاری می‌کرد. اما این روابط همانند اینک، ساختار یافته نبود. همیشه یک نماینده پنتاگون به عنوان مشاور نظامی در لوکیشن‌های شما حضور می‌یابد تا از انطباق فیلم شما با فیلمنامه اطمینان یابد.
گفتگو با دیوید روب
چکیده:
هالیوود و پنتاگون از دیرباز همکاری تنگاتنگی با یکدیگر داشته‌اند، چرا که در اختیار نهادن تجهیزات لازم و حمایت از اکران فیلم‌های‌ هالیوود از یک سو و ساخت فیلم‌های همسو با اهداف پنتاگون از سوی دیگر، همکاری نزدیک دو طرف را رقم زده است. دیوید روب در کتاب اخیر خود با عنوان «نام عملیات:‌ هالیوود» نشان می‌دهد که چگونه‌ هالیوود با پذیرش نظرات پنتاگون در مورد تغییر فیلمنامه‌ها، حذف مسایل واقعی اما ناخوشایند، سانسور جنایات جنگی و پرهیز از نشان دادن صحنه‌های استعمال موادمخدر و مشروبات الکلی، عملاً به یک جریان گسترده خود سانسوری در ایالات متحده دامن می‌زند. البته هدف نهایی آنان از این اقدامات کمک به ایجاد یک تصویر ذهنی مطلوب از ارتش در اذهان مخاطبان به ویژه کودکان و نوجوانان که سربازان آینده ارتش ایالات متحده هستند و همچنین نمایندگان کنگره که باید همه ساله بودجه هنگفت نیروهای پنج‌گانه ارتش را تصویب کنند، می‌باشد. خبرنگار نشریه «مادر جونز» در گفتگو با «دیوید روب»، ابعاد مختلف این همکاری را برملا می‌کند.
مقدمه
امروزه تعدادی از تهیه‌کنندگان‌ هالیوود، به افرادی تبدیل شده‌اند که با تغییر افراد شرور فیلم‌نامه‌ها به انسان‌هایی قهرمان، تغییر شخصیت‌های اصلی، عوض کردن مفاهیم سیاسی حساسیت‌برانگیز و یا اضافه کردن صحنه‌های مربوط به حضور نیروهای نجات به فیلم‌هایی که اصولاً به این صحنه‌ها نیازی نداشته‌اند، در جهت خوشحال کردن پنتاگون، گام برمی‌دارند. گویی که هیچ انسان بدی در ارتش وجود ندارد. هیچ معاشرتی بین فرماندهان و زیردستان صورت نمی‌گیرد. سربازان ارتش از موادمخدر و الکل استفاده نمی‌کنند. هیچگاه بر سر خشک مغز‌ی‌های موجود، کشمکشی روی نمی‌دهد. و در نهایت اینکه ارتش و رئیس‌جمهور نباید با تصویری بد معرفی شوند.
دیوید روب در این مصاحبه توضیح می‌دهد که چرا پنتاگون بیش از ساخت یک فیلم خوب به دنبال ارائه یک تصویر مناسبی از خویش است و چرا تهیه‌کنندگان فیلم‌هایی نظیر اسلحه برتر، برهنگان و سانتینی بزرگ مجبور شده‌اند که با دستکاری و تغییر در فیلمنامه‌هایشان، خواسته‌های پنتاگون را اجرا نمایند. البته آنان در مقابل توانسته‌اند با قیمتی اندک به لوکیشن‌ها، خودروها، تانک‌ها، نفربرها و تجهیزات و نیروهای نظامی مورد نیاز خویش برای ساخت فیلم‌هایشان دست یابند.
در سال جاری، آقای روب که به عنوان خبرنگار در دو نشریه گزارشگر‌ هالیوود و دیلی واریتی به فعالیت مشغول است، از انعقاد یک موافقتنامه میان استودیوهای فیلمسازی‌ هالیوود و مقامات پنتاگون، مطلع گردید و تصمیم گرفت که در این مورد به تحقیق بپردازد. وی به بررسی صدها سند پنتاگون پرداخت و با ده‌ها فیلم‌نامه‌نویس، تهیه‌کننده و فرمانده نظامی نیز مصاحبه نمود. در نهایت نیز یافته‌هایش را در کتاب «نام عملیات:‌ هالیوود» منتشر نموده است.
در ادامه مصاحبه خبرنگار نشریه «مادر جونز» جف فلیچر با دیوید روب را می‌خوانید:
مادر جونز: سابقه همکاری ارتش ایالات متحده با‌ هالیوود به چه زمانی بازمی‌گردد؟
دیوید روب: همکاری‌های سازمان یافته دو طرف، درست پس از پایان جنگ جهانی دوم آغاز گردید. البته پیش از آن هم پنتاگون با تهیه‌کنندگان فیلم‌های سینمایی همکاری می‌کرد. اما این روابط همانند اینک، ساختار یافته نبود. هرچند اولین همکاری دوطرف به ساخت فیلم بالها در سال 1927 میلادی بازمی‌گشت که برنده جایزه اسکار نیز شد.
یک تهیه کننده باید چه گام‌هایی را برای دستیابی به این کمک‌ها بردارد؟ و این فرآیند چگونه است؟
اولین گام این است که یک درخواست همکاری را برای پنتاگون ارسال و نیازمندی‌های خود را از قبیل کشتی، تانک، هواپیما، بندرگاه، اسلحه، زیردریایی و نیروهای نظامی اعلام نمایید. بدین ترتیب این تجهیزات در ساعت مقرر به شما تحویل می‌گردد. البته باید پنج نسخه از فیلم‌نامه را به پنتاگون ارسال کنید تا در میان پنج نیروی هوایی، دریایی، زمینی، گارد ساحلی و تفنگداران دریایی توزیع شود. کمی بعد نیز پاسخ مثبت و یا منفی آنها را برای همکاری دریافت خواهید کرد. البته همیشه آنها تغییراتی را در فیلم‌نامه اعمال می‌کنند تا تصویر ارائه شده در این فیلم‌ها، با نظرات آنها انطباق یابد. به هرحال شما می‌توانید این تغییرات را اعمال کنید، با آنها به مذاکره بپردازید و یا اینکه از همکاری‌های آنان چشم‌پوشی نمایید.
البته باید دانست که همیشه یک نماینده پنتاگون به عنوان مشاور نظامی در لوکیشن‌های شما حضور می‌یابد تا از انطباق فیلم شما با فیلمنامه اطمینان یابد. در صورت عدم رضایت وی، آنها راش‌های فیلم را بازبینی می‌کنند و تقاضای تغییر صحنه‌های موردنظر را می‌نمایند. همچنین شما بدون موافقت آنها قادر به تغییر هیچ یک از بخش‌های فیلم‌نامه مورد توافق نخواهید بود. و به خاطر داشته باشید که سرهنگ دیوید جورجی که یکی از این مشاوران نظامی است، یکبار تهدید نموده بود که در صورت عدم تأمین رضایتش، نیروهای نظامی خود را از لوکیشن خارج خواهد کرد. البته پس از آماده شدن فیلم، شما باید یک نمایش خصوصی را باید برای مقامات پنتاگون تدارک ببیند. لذا همه مردم ما باید دریابند که این فیلم‌ها از سوی مقامات نظامی بازبینی شده است.
در این مرحله که ساخت فیلم به پایان رسیده، ارتش چه کاری می‌تواند در صورت مشاهده وجود یک مشکل انجام دهد؟
این اتفاق در مورد فیلم رشته اندوه اثر کلینت ایستوود روی داد. در فیلم‌نامه این فیلم صحنه‌ای وجود داشت که یک سرباز آمریکایی به سوی یک سرباز زخمی و بی‌دفاع کوبایی، آتش می‌گشود. مقامات پنتاگون اعلام نمودند که این صحنه باید حذف شود، چون یک جنایت جنگی است. لذا کارگردان مجبور به حذف آن صحنه شد. چرا که آنان تهدید نموده بودند که در غیر این صورت، ضمن عدم همکاری، از نمایش فیلم در سینماهای پایگاه‌های نظامی خارج و داخل خاک آمریکا جلوگیری خواهند نمود؛ کاری که می‌تواند به نمایش عمومی یک فیلم سینمایی آسیب‌هایی جدی وارد کند. البته این اتفاق در گذشته در مورد چند فیلم روی داده است. به هرحال، استیوود که در یک طرح خیرخواهانه کمک به فقرا که با حمایت نیروی دریایی انجام می‌گرفت نیز عضویت داشت، با اقدامات تلافی‌جویانه مقامات پنتاگون روبه‌رو شد.
برای من این سؤال مطرح شده که پنتاگون برای کمک به یک فیلم، چه معیارهایی را مدنظر می‌گیرد؟
مهمترین فاکتور، کمک نهایی فیلم به برنامه‌های استخدام پرسنل موردنیاز ارتش است. همچنین آنها به دنبال عقلانی نشان دادن عملیات‌هایشان هستند، هرچند ارائه این تصویر خوب، به بهای تحریف واقعیت‌ها تمام شود. واقعیت‌هایی که معمولاً بار ارزشی منفی نیز دارند. این اتفاق در مورد فیلم سیزده روز که تصویری دقیق ولی در عین حال منفی نسبت به بحران موشکی کوبا (که می‌توانست به آغاز جنگ جهانی سوم، منجر شود)، ارائه می‌داد، اتفاق افتاد. هنگامی که دو تهیه کننده فیلم پیتر آلموند و کوین کاستنر به مذاکره در مورد فیلم‌نامه خود و اتفاقات روی داده در کاخ سفید در دوره ریاست‌جمهوری نیکسون با مقامات پنتاگون پرداختند، آنان خواهان تغییر اتفاقات تاریخی مستندی شدند که نوار صوتی مذاکرات آنها هم موجود است. البته با پاسخ منفی تهیه‌کنندگان، از کمک‌های ارتش هم خبری نبود.
اما چرا تهیه‌کنندگان بیشتری از این رویکرد استقلال‌طلبانه استفاده نمی‌کنند؟
امروزه بسیاری از تهیه‌کنندگان، ساخت فیلم‌نامه‌های پیشنهادی را تنها منوط به همکاری ارتش می‌دانند. چرا که در غیر این صورت، هزینه‌های فیلم بسیار زیاد خواهد شد. بدین ترتیب ما شاهد یک خودسانسوری سازمان یافته هستیم. همان‌طور که در مورد فیلم سقوط بلک‌هاوک اثر ریدلی اسکات که به بررسی جنگ تفنگداران آمریکایی در موگادیشو می‌پرداخت، این اتفاق روی داد.
اما اگر از مسئله حذف جنایات جنگی بگذریم، چه چیزهای دیگری باید در فیلم‌های سینمایی ساخته شده با حمایت پنتاگون مورد توجه قرار گیرد؟
آنان هرگز به فیلم‌هایی که با مشارکت خارجی‌ها تهیه می‌شود، کمکی نمی‌کنند. چرا که معمولاً در این فیلم‌ها، ارتش آمریکا به صورتی ناکارآمد نشان داده می‌شود. مثلاً در جریان ساخت فیلم حملات مارس، پنتاگون، حاضر نشد هیچ کمکی به تهیه آن نماید. همچنین این فیلم‌ها، باید فاقد صحنه‌های طنزآمیز باشد و به همین خاطر آنها از کمک به ساخت روز استقلال خودداری نمودند.
نکته دیگر این است که آنها به استعمال موادمخدر و یا مصرف مشروبات الکلی در فیلم‌های مورد حمایت ارتش هیچ علاقه‌ای ندارند. آنان همیشه از شما می‌خواهند که این صحنه‌ها را حذف کنید. همانند فیلم برهنگان که کارگردان علی‌رغم وجود بسیاری از این صحنه‌ها در فیلم‌نامه، مجبور به حذف آنها شد.
شما در کتاب خود، در مورد رویکرد پنتاگون به جلب توجه کودکان نسبت به ارتش با حمایت از ساخت کارتون‌هایی نظیر «باشگاه میکی موس» و «لاسی»، مطالبی نگاشته‌اید. در این مورد بیشتر توضیح دهید.
در این فیلم‌ها، آنان این رویکرد را مدنظر داشتند که کودکان امروز، سربازان آینده ارتش ایالات متحده خواهند بود. البته در کارتون موش تلوتلو می‌خورد هم آنها لوکیشن قصه را بر روی اولین زیردریایی هسته‌ای ایالات متحده یعنی «یواس‌اس‌ناتیلوس»، ساخته بودند. چرا که براساس اسناد موجود، پنتاگون این کارتون را فرصت مناسبی برای شناساندن نیروی دریایی هسته‌ای به نسل جدید، ارزیابی نموده بود. البته اهداف دیگری هم نظیر شناساندن محیط دوستانه داخل زیردریایی، عدم انتشار هرگونه تشعشع رادیواکتیو، وجود غذاهای خوب و وجود یک سینمای کوچک در داخل کافه‌تریای زیردریایی از سوی پنتاگون در حمایت از ساخت این کارتون، وجود داشته است.
همچنین باید خاطرنشان کنم که مقامات نیروی هوایی،‌ حتی به خاطر جلب بیشتر نوجوانان به فیلم‌های همسو با اهدافشان، با کاهش خشونت‌های موجود در فیلم “The Right Stuff”، آن را از یک فیلم ویژه افراد 17 ساله به بالا به یک فیلم مناسب همه سنین تبدیل گردند.
در این مدت به نظر شما بیشترین تغییرات اعمال شده از سوی پنتاگون در مورد کدام فیلم‌ها انجام گردیده است؟
بی‌تردید فیلمی به نام حمله هوایی که توسط کای روث ساخته شد، بهترین نمونه از فیلم‌هایی این چنین است. وی که اغلب به عنوان بدترین کارگردان‌ هالیوود نیز شناخته می‌گردد، تصمیم گرفته بود که فیلمی در مورد جنگ‌های هوایی در سال‌های جنگ جهانی دوم و نقش ناوهای هواپیمابر در آنها بسازد. نقش‌های اول این فیلم را یک خلبان جوان یهودی و یک خلبان جوان سیاه‌پوست برعهده داشتند. البته هر دو نفر آنها بر روی کشتی در معرض اقدامات نژادپرستانه قرار داشتند.
اما مقامات پنتاگون اعلام نمودند که اجازه ساخت هیچگونه فیلمی با این مفاهیم را نخواهند داد. لذا باید این فیلم‌نامه تغییر یابد. به علاوه، اعلام نمودند که ما متمایل به همکاری در ساخت فیلمی در مورد جنگ جهانی دوم نیستیم، بلکه شما باید در مورد هواپیماهای عصر مدرن فیلم بسازید. البته وی با این پیشنهادها مخالفت نکرد و فیلم موردنظر آن‌ها را ساخت. فیلمی که در آن از دو جوان یهودی و سیاه‌پوست و هواپیماهای ملخی خبری نبود. بدین ترتیب، پس از مشاهده این اثر، شما بایک فیلم معمولی و کاملاً تحریف شده مواجه می‌شوید.
اما شما معتقدید که این اقدامات، مخالف اصول قانون اساسی ایالات متحده است؟
این قانون نه تنها به افراد حق آزادی بیان اعطا می‌کند، بلکه حتی به دولت‌ها اجازه تعیین چگونگی این آزادی را نمی‌دهد. اما در دهه‌های اخیر و به ویژه از آغاز جنگ سرد، دولت ما به خود اجازه هرگونه مداخله‌ای را در این امر می‌دهد. همچنین عدم همکاری پنتاگون با فیلم‌های مخالف با خواسته‌هایشان، قطعاً در تباین با اصول قانون اساسی آمریکاست. البته کاری که سال‌ها پیش در جریان ساخت دو فیلم کلاه بره‌های سبز اثر جان وین و حمله اثر روبرت آلدریچ از سوی کنگره در مورد لزوم عدم مداخله ارتش در ساخت این دو اثر روی داد و تا حدودی نیز موفق بود، باید باز هم تکرار گردد. چرا که فیلم‌های بسیاری تنها به دلیل خودداری از ارائه کمک‌های لازم از سوی ارتش آمریکا، هرگز ساخته نشده‌اند.
در اینجا من می‌خواهم نکته مهم دیگری را برای شما بگویم:
سرلشکر جورجی که مشاور نظامی فیلم‌های بسیاری بوده است، گفته که یکی از اهداف اصلی این برنامه، ارائه تصویری مثبت از ارتش در جهت جذب بودجه 500 میلیارد دلاری سالانه می‌باشد. چرا که نمایندگان بسیاری از این فیلم‌ها را می‌بینند و به خواسته‌های ما، رأی مثبت می‌دهند. البته مطمئناً بسیاری از سربازان ارتش هم به شما خواهند گفت که پس از مشاهده این فیلم‌ها تصمیم گرفته‌اند که به ارتش بپیوندند. و به یاد آورید که پس از اکران عمومی فیلم «اسلحه برتر» بسیاری از جوانان و از جمله مسئول کنونی اداره فیلم‌های نیروی دریایی، به مراکز استخدام ارتش، هجوم آوردند. مطمئناً مسئولان ما به کارایی این روش ایمان دارند و مطمئناً عضویت مردم در ارتش آمریکا و اعزام به مناطق جنگی و کشته شدن آنها تا حدودی با ساخت چنین آثاری مرتبط است.
و سؤال آخر من این است که آیا این سیستم روزی تغییر خواهد کرد؟
من معتقدم که اگر مردم ما در مقابل این اقدامات بایستند، ما شاهد تغییری اساسی خواهیم بود. من معتقدم که آمریکایی‌های واقعی در برابر این وضعیت ساکت نخواهند نشست. و به خاطر داشته باشیم هنگامی که پرقدرت‌ترین رسانه دنیا در تسخیر قوی‌ترین ارتش دنیا قرار گیرد، تا تبلیغات موردنظر خود را به همه نشان داد، مطمئناً نتیجه نهایی در سینماها و تلویزیون‌ها به قیمت تأثیر برروان آمریکایی‌ها تمام خواهد گردید.
منبع: www.MotherJones.com
نشریه سیاحت غرب شماره 52   

منبع:عملیات روانی

+ نوشته شده در  87/01/28ساعت 2:59  توسط سمپادیان  |