
فیلم "مجموعه دروغها" (Body of Lies) اثر "ریدلی اسکات" تولید کمپانی بردران وارنر(WB ).
داستان این فیلم از این قرار است طبق معمول آمریکا ( به عنوان نماینده اجرایی اهداف یهود ) بدنبال اصلاح نابهنجاری های جهان است آن هم از نوع تروریست.
تروریست ها مسلمانان هستند که مردم بی گناه اروپا را میکشند و در این راه عملیات استشهادی هم میکنند . القاعده یا هرگروه تروریستی دیگر برای مردم دنیا خصوصا مردم غرب بعنوان نماینده مسلمانان معرفی میشوند . مسلمانی که با بسم الله و الله اکبر آدم میکشد و با آیات قرآن شکنجه میکند و از قرآن خویش اشتباه برداشت میکند. تصویر جوامع مسلمان نشین هم فلاکت زده بد بخت و مرکز فتنه و ترور نشان داده میشود. هر چند به ظاهر روند فیلمنامه مخالف با سیاست های دولت آمریکاست ام باز قهرمان داستان مثل همه فیلم های آخرالزمانی یهودیزه شده ، یک شهروند آمریکایی ( منجی زمینی)است که برای نجات بشریت تلاش میکند وضعف های دولت و سیاست مداران امریکا را پوشش میدهد. وبالاخره جرثومه تروریست را ازبین میبرد!
حضور گلشیفته فراهانی هم چاشنی حضور زن در فیلم است که سعی شده در روند داستان مؤثر باشد و مورد علاقه فریس ، نقش اول فیلم قرار میگیرد.

گویا رسالت فیلم القائات روانی نسبت به تروریسم و آمیختگی خشونت و سنگدلی با اسلام در ذهن مخاطب است و ارزش کیفی این فیلم فدای این مهم شده است ( بدلیل وجود صحنه های خشن و شکنجه ، این فیلم در جه کیفی R گرفته) . یهود از آخرین دست آوردهای روانشناسان ر زمینه ذهن وروان انسان در جهت القاء مفاهیم مورد نظر خود بهره گرفته و قسمت عمده ای از کار را متمرکز بر روی برداشتهای نامحسوس و ناخودآگاه مغز گذاشته است. آنجایی که صدای اذان مفهوم ترس و اضطراب را تداعی میکند و صدای قرآن ، انفجار و مرگ و خون را (در فیلم دومینو) و سلاخی کشیدن را (در این فیلم). و دهها مورد دیگر ...
این فیلم وصدها فیلم دیگر که برطبق این کلیشه ها ساخته میشوند و به خورد ملت ها داده میشوند ، به همراه اخبار کذب وسانسوری شدید رسانه ها که آنهم در سیطره یهود است ساختار ذهنی مردم غرب را نسبت به اسلام مسلمانان میسازند .
هنری فورد یهود پژوه آمریکایی میگوید:
یهودیان هنر عكاسی تصویر متحرك(سینما)را اختراع نكردهاند:در زمینه پیشرفت مكانیكی یا تكنیكی سینما نیز قدم مؤثری برنداشتهاند.آنها در پرورش هنرمندان بزرگ،اعم از نویسنده یا بازیگر،كه مواد و مصالح اصلی پرده سینما را فراهم میكنند نقشی نداشتهاند.عكاسی حركت،همچون سایر چیزهای سودمند دنیا،منشأ غیر یهودی دارد.اما بنابر تقدیر عجیب و منحصر به فردی كه یهودیان را بزرگترین رندان جهان ساخته است،منافع حاصله از سینما نصیب مبتكران و پایهگذاران آن نشده بلكه قسمت غاصبان و استثمارگران گشته است. وقتی در همه ساعات روز و شب میلیونها نفر از مردم در برابر در ورودیسالنهای سینما ازدحام میكنند و بیاغراق در تمامی نقاط مسكونی كشور صفهای بیانتهایی از انسانها به این منظور تشكیل میشود،ارزش دارد بدانیم چه كسانی آنها را به سینما میكشانند،وقتی آنها خاموش و بیحركت در سالنهای تاریك نشستهاند چه كسانی بر ذهنشان تأثیر مینهند،در حقیقت چه كسانی انبوه عظیم نیرو و اندیشه بشری را كه توسط القائات سینما شكل گرفته وهدایت میشود،در اختیار گرفته و كنترل میكنند. چه كسی بر قله این كوه سلطه ایستاده است؟
پاسخ این است:صنعت سینمای ایالات متحده و تمام دنیا منحصرا تحت سلطه مالی و معنوی یهودیانی است كه افكار عمومی را كنترل میكنند.
جنبه اخلاقی و معنوی تأثیرات سینما اكنون یك مسأله جهانی است.هر آنكه وجدان اخلاقی بیداری دارد،از آنچه در حال انجام است و آنچه باید انجام شود به خوبی آگاه است.سینما پدیدهای است كه ذوق و سلیقه را از بین میبرد و اصول اخلاقی را تضعیف میكند و نباید آن را به خود واگذاشت.اما وجه تبلیغی سینما خود را با این صراحت به مردم نشان نمیدهد.اشتیاق جریانهای مختلف برای برخوردار شدن از حمایت سینما حاكی از آن است كه سینما به مثابه یك نهاد تبلیغی عظیم شناخته شده است.شواهد فراوانی وجود دارد دال بر اینكه مسئولان مالی و تبلیغی یهود این جنبه سینما را از نظر دور نداشتهاند.
به این جملات از پروتكلها توجه كنید:«ما جوانان غیر یهود را با آموزش اصول و فرضیاتی كه از نظر ما كذبمحض است ولی خود آنها را القا كردهایم گیج و گمراه ساخته و روحیهآنان را تضعیف كردهایم.»پروتكل9.
منبع: وبلاگ بیداری
«فرانسیس فوکویاما» کتاب پایان تاریخ خود را در سه کنفرانس جهانی تورنتو، واشنگتن و اورشلیم ارائه کرد. فوکویاما در کنفرانس اورشلیم با عنوان «بازشناسی هویّت شیعه» میگوید: شیعه، پرندهای است که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست. پرندهای که دو بال دارد: یک بال سبز و یک بال سرخ.
عاشورا و حماسه پر شکوه آن پدیدهای است که همواره رمز و راز نیروی پنهان و آشکار شیعیان و آزادی خواهان بوده است. قدرت این رمز و راز آن چنان است که دشمنان اسلام را همیشه در حیرت و شگفتی و سردرگمی فرو برده است. از همین رو، دشمنان، به ویژه صهیونیسم جهانی بر آنند تا با شبیهسازی و بهرهگیری از این واقعه، برای دنیای پوشالی و خیالی خود، جلوههای مقدّس و آسمانی بیافرینند. برای مثال، در سه کنفرانس جهانی تورنتو، واشینگتن و اورشلیم، «فرانسیس فوکویاما» کتاب پایان تاریخ خود را ارائه کرد. این کتاب در برابر کتاب برخورد تمدّنها اثر «ساموئل هانتینگتون» است. فوکویاما مدّعی است که خرده تمدنها و فرهنگهای جزئی به دست فرهنگ غالب بلعیده میشوند و رسانهها، دنیا را به سمت دهکدة واحد پیش میبرند و به ناچار دنیا درگیر جنگی خانمانسوز خواهد شد. بنابراین، برای پیشگیری از این جنگ باید یکی را به عنوان کدخدایی بپذیریم و در ادامه ثابت میکند که کدخدا، امریکا است. فوکویاما میگوید: این نبرد حتمی است، ولی برنده آن غرب نخواهد بود و او با اسناد و مدارک ثابت میکند که برندة نبردِ آخرالزّمان، شیعیان هستند.
فوکویاما در کنفرانس اورشلیم با عنوان «بازشناسی هویّت شیعه» میگوید: شیعه، پرندهای است که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست. پرندهای که دو بال دارد: یک بال سبز و یک بال سرخ.او بال سبز این پرنده را مهدویّت و عدالت خواهی و بال سرخ را شهادتطلبی که ریشه در کربلا دارد و شیعه را فنا ناپذیر کرده است، معرفی میکند.
فوکویاما معتقد است شیعه بُعد سومی هم دارد که اهمیّتش بسیار است. او میگوید: "این پرنده، زرهی به نام ولایت پذیری به تن دارد و قدرتش با شهادت دو چندان میشود. شیعه، عنصری است که هر چه او را از بین میبرند، بیشتر میشود." وی جنگ عراق و ایران را مثال میزند و میگوید: "اینها فاو را تسخیر کردهاند، میروند کربلا را هم بگیرند و این، یعنی فتح قدس، اگر کربلا را بگیرند، اینجا را هم قطعاً میگیرند." او برای دفع این خطر پیشنهاد میکند با امتیاز دادن به ایران، جنگ را متوقّف کنید.فوکویاما، مهندسی معکوسی را برای شیعه و مهندسی صحیحی را برای خودشان طراحی میکند و مینویسد:
مهندسی معکوس برای شیعیان این است که ابتدا ولایت فقیه را خط بزنید. تا این را خط نزنید، نمیتوانید به ساحت قدسی کربلا و مهدویّت تجاوز کنید... برای پیروزی بر یک ملّت باید میل مردم را تغییر داد... ابتدا ولایت فقیه را خط بزنید، در گام بعد، شهادت طلبی اینها را به رفاهطلبی تبدیل کنید. اگر این دو تا را خط زدید، خود به خود اندیشههای امام زمانی از جامعة شیعه رخت میبندد... شما بیایید برای غرب هم امام زمان و کربلا و ولی فقیه بتراشید.
فوکویاما برای این کار، مکتب جدیدی به نام اونجلیس عرضه کرد. مکتبی که قدمتش به 1987 میلادی بر میگردد. طرفداران این مکتب معتقدند عیسای ناصری خواهد آمد. فوکویاما به آنها توصیه میکند در فیلمهایشان هر چه را شیعیان دربارة امام زمان میگویند، بر شخصیّت عیسای ناصری تطبیق بدهند. بر اساس دستور فوکویاما، فیلمهایی بر اساس مدل «روایت فتح» شهید آوینی، ساخته شد؛ با همان اسلوب متن و با به کارگیری مؤلّفههای احساسی برنامههای شهید آوینی، با همان تیپها و همان دیالوگها که شهید آوینی میگفت.
فیلم نجات سرباز رایان با محتوای تجلیل از مادر سه شهید؛ فیلم نبرد پرل هاربر با محتوای جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم؛ فیلم زمانی سرباز بودیم با تئوری بازسازی کربلا و بر اساس الگوی عملیّات کربلای 5؛ فیلم سقوط شاهین سیاه، بازسازی صحنةکربلا، فیلم جنگیر که در آن از نمادهای اسلامی شیعه استفاده شده بود.
نکته: در تمامی این فیلمها، بر اساس نظریة فوکویاما، امام حسین(ع) و کربلا، یک طرف و سوی دیگر، شمر است. لباس هم بر اساس الگوی شیعی انتخاب شده است. لباس سربازان امریکایی، سبز رنگ و لباس سربازان مقابل، قرمز است ؛ آن هم به دلیل تقدّس این رنگ در آرمانهای شیعی. هنر پیشهها تا پایان فیلم ناشناختهاند و همچنین تا آخر فیلم فقط نقشهای قدسی بازی میکنند.
ماهنامه موعود شماره72 از: عملیات روانی به نقل از وبلاگ دوست عزیزم: سعید عدالتی در وبلاگ: یهودپژوهی،فراصهیونیسم
خبرگزاري فارس: يك روزنامه معتبر آمريكايي از گزارش محرمانه كميته بينالمللي صليب سرخ درباره شكنجههاي بيرحمانه و غيرانساني زندانيان در زندانهاي مخفي سازمان جاسوسي آمريكا خبر داد.

خبرگزاري فارس: يك روزنامه انگليسي در گزارشي از همدستي مقامات انگليس و آمريكا در خصوص شبكه زندانهاي مخفي سازمان جاسوسي آمريكا و شكنجه زندانيان گوانتانامو خبر داد.

منبع:عملیات روانی