این سریال که ” وداع: فلسطین در عشق و در جنگ ” نام دارد، حکایت عشقی است که میان قهرمانان فلسطینی داستان در خلال تجاوز وحشیانه رژیم اسرائیل به نوار غزه، در می گیرد.سلجوق چوپان اوغلو در گفتگو با روزنامه ملیت ترکیه گفت: ” هر شبکه ای قوانین پخش و نظارت کیفی خود را دارد و ما درخصوص حذف این بخش ها اعتراضی نداریم ” چوپان اوغلو همچنین ادعاهای مقامات رژیم صهیونیستی درخصوص ” یهودستیزانه ” بودن داستان این سریال تلویزیونی را رد کرد.وزارت امور خارجه اسرائیل چندی پیش با صدور بیانیه ای، مراتب خشم و نگرانی خود را از پخش این سریال در شبکه رسمی تلویزیون ترکیه را که ” نفرت مخاطبان از اسرائیل را برمی انگیزد “، اعلام کرده بود.چوپان اوغلو همچنین از حذف بخش هایی از قسمت دوم این سریال که در آن کشتار جمعی از فلسطینیان که چشم بندهایی بر چشم دارند، ترسیم شده است، خبر داد.قسمت نخست این سریال که هم اکنون در پایگاه اینترنتی ” یوتیوب ” در معرض دید عموم قرار دارد، کشتار وحشیانه کودکان فلسطینی به دست نیروهای ارتش اسرائیل را به تصویر کشیده است. http://www.ommatnews.ir/archives/3010

فیلم "مجموعه دروغها" (Body of Lies) اثر "ریدلی اسکات" تولید کمپانی بردران وارنر(WB ).
داستان این فیلم از این قرار است طبق معمول آمریکا ( به عنوان نماینده اجرایی اهداف یهود ) بدنبال اصلاح نابهنجاری های جهان است آن هم از نوع تروریست.
تروریست ها مسلمانان هستند که مردم بی گناه اروپا را میکشند و در این راه عملیات استشهادی هم میکنند . القاعده یا هرگروه تروریستی دیگر برای مردم دنیا خصوصا مردم غرب بعنوان نماینده مسلمانان معرفی میشوند . مسلمانی که با بسم الله و الله اکبر آدم میکشد و با آیات قرآن شکنجه میکند و از قرآن خویش اشتباه برداشت میکند. تصویر جوامع مسلمان نشین هم فلاکت زده بد بخت و مرکز فتنه و ترور نشان داده میشود. هر چند به ظاهر روند فیلمنامه مخالف با سیاست های دولت آمریکاست ام باز قهرمان داستان مثل همه فیلم های آخرالزمانی یهودیزه شده ، یک شهروند آمریکایی ( منجی زمینی)است که برای نجات بشریت تلاش میکند وضعف های دولت و سیاست مداران امریکا را پوشش میدهد. وبالاخره جرثومه تروریست را ازبین میبرد!
حضور گلشیفته فراهانی هم چاشنی حضور زن در فیلم است که سعی شده در روند داستان مؤثر باشد و مورد علاقه فریس ، نقش اول فیلم قرار میگیرد.

گویا رسالت فیلم القائات روانی نسبت به تروریسم و آمیختگی خشونت و سنگدلی با اسلام در ذهن مخاطب است و ارزش کیفی این فیلم فدای این مهم شده است ( بدلیل وجود صحنه های خشن و شکنجه ، این فیلم در جه کیفی R گرفته) . یهود از آخرین دست آوردهای روانشناسان ر زمینه ذهن وروان انسان در جهت القاء مفاهیم مورد نظر خود بهره گرفته و قسمت عمده ای از کار را متمرکز بر روی برداشتهای نامحسوس و ناخودآگاه مغز گذاشته است. آنجایی که صدای اذان مفهوم ترس و اضطراب را تداعی میکند و صدای قرآن ، انفجار و مرگ و خون را (در فیلم دومینو) و سلاخی کشیدن را (در این فیلم). و دهها مورد دیگر ...
این فیلم وصدها فیلم دیگر که برطبق این کلیشه ها ساخته میشوند و به خورد ملت ها داده میشوند ، به همراه اخبار کذب وسانسوری شدید رسانه ها که آنهم در سیطره یهود است ساختار ذهنی مردم غرب را نسبت به اسلام مسلمانان میسازند .
هنری فورد یهود پژوه آمریکایی میگوید:
یهودیان هنر عكاسی تصویر متحرك(سینما)را اختراع نكردهاند:در زمینه پیشرفت مكانیكی یا تكنیكی سینما نیز قدم مؤثری برنداشتهاند.آنها در پرورش هنرمندان بزرگ،اعم از نویسنده یا بازیگر،كه مواد و مصالح اصلی پرده سینما را فراهم میكنند نقشی نداشتهاند.عكاسی حركت،همچون سایر چیزهای سودمند دنیا،منشأ غیر یهودی دارد.اما بنابر تقدیر عجیب و منحصر به فردی كه یهودیان را بزرگترین رندان جهان ساخته است،منافع حاصله از سینما نصیب مبتكران و پایهگذاران آن نشده بلكه قسمت غاصبان و استثمارگران گشته است. وقتی در همه ساعات روز و شب میلیونها نفر از مردم در برابر در ورودیسالنهای سینما ازدحام میكنند و بیاغراق در تمامی نقاط مسكونی كشور صفهای بیانتهایی از انسانها به این منظور تشكیل میشود،ارزش دارد بدانیم چه كسانی آنها را به سینما میكشانند،وقتی آنها خاموش و بیحركت در سالنهای تاریك نشستهاند چه كسانی بر ذهنشان تأثیر مینهند،در حقیقت چه كسانی انبوه عظیم نیرو و اندیشه بشری را كه توسط القائات سینما شكل گرفته وهدایت میشود،در اختیار گرفته و كنترل میكنند. چه كسی بر قله این كوه سلطه ایستاده است؟
پاسخ این است:صنعت سینمای ایالات متحده و تمام دنیا منحصرا تحت سلطه مالی و معنوی یهودیانی است كه افكار عمومی را كنترل میكنند.
جنبه اخلاقی و معنوی تأثیرات سینما اكنون یك مسأله جهانی است.هر آنكه وجدان اخلاقی بیداری دارد،از آنچه در حال انجام است و آنچه باید انجام شود به خوبی آگاه است.سینما پدیدهای است كه ذوق و سلیقه را از بین میبرد و اصول اخلاقی را تضعیف میكند و نباید آن را به خود واگذاشت.اما وجه تبلیغی سینما خود را با این صراحت به مردم نشان نمیدهد.اشتیاق جریانهای مختلف برای برخوردار شدن از حمایت سینما حاكی از آن است كه سینما به مثابه یك نهاد تبلیغی عظیم شناخته شده است.شواهد فراوانی وجود دارد دال بر اینكه مسئولان مالی و تبلیغی یهود این جنبه سینما را از نظر دور نداشتهاند.
به این جملات از پروتكلها توجه كنید:«ما جوانان غیر یهود را با آموزش اصول و فرضیاتی كه از نظر ما كذبمحض است ولی خود آنها را القا كردهایم گیج و گمراه ساخته و روحیهآنان را تضعیف كردهایم.»پروتكل9.
منبع: وبلاگ بیداری
شبكههاي خبري مانند سيانان با اجراي سياست "اسب تروا "، مطالب جعلي خود را در پوشش افراد حقيقي بر روي سايتهاي ارتباطات اجتماعي از جمله توييتر منتشر و به ارتباطگيري با مخاطبان قبلي اقدام ميكنند. به گزارش فارس، در هفتههاي منتهي به انتخابات و جريانهاي بعدي، ايران شاهد هجمه تبليغي و جنگ رواني بود كه توسط سايتهاي ارتباطات اجتماعي مانند فيس بوك و تويتر صورت گرفت.
اين در حالي است كه عقبه طراحي كننده اين اقدامات كه در حوزه جنگ رواني سايبرنتيك قرار دارد، همچنان در حال پيگيري اهداف از پيش تعيين شده خود است. سايت هاي ارتباطات اجتماعي در ظاهر به منظور ايجاد فضايي براي حضور الكترونيكي افراد در جامعه چند صدايي غربي و بيان ديدگاهها، پيدا كردن دوست، ارتباط با دوستان و فرستادن پيامهاي گروهي عمل مي كنند اما در باطن اغلب اين وبگاهها در خدمت بنگاه هاي خبري و اطلاعاتي قرار داشته و با جمع آوري اطلاعات شخصي از افراد اقدام به پرونده سازي و بعضاً عضوگيري براي سازمانهاي جاسوسي و تروريستي غربي مينمايند. هرچند عضويت در اين سايتها مجاني است ولي هيچ چيزي واقعاً مجاني نيست و در ازاي استفاده مجاني از سرويسهاي الكترونيكي اين وبگاهها، افراد بخش عمده اسرار زندگي خود را به راحتي در اختيار آنها قرار مي دهند. كاركرد ديگر اين وبگاهها، خبر رساني از نوع شايعه است.
از آنجا كه خبر رساني از نوع شايعه و غوغا سالارانه اگر ابتدا از يك بنگاه خبري بزرگ صورت بگيرد، پس از معلوم شدن عدم صحت سبب تخريب شديد وجهه آن خبرگزاري مي شود، استفاده از شخصيتهاي حقيقي ساختگي بر روي اينگونه سايتها تا حدود زيادي از هزينه شايعه پراكني براي بنگاههاي پروپاگاندا مي كاهد. همچنين بسياري از شبكههاي خبري همچون بيبيسي، سيانان، فاكس نيوز و العربيه با اجراي سياست "اسب تروا " و دوباره بسته بندي كردن ( Repackaging ) مطالب جعليشان در پوشش افراد حقيقي بر روي سايتهاي ارتباطات اجتماعي اقدام به ارتباط گيري با مخاطبان قبلي خود مي كنند.
در هفته هاي اخير، به خصوص هفته بعد از انتخابات رياست جمهوري، سايت فيس بوك نقش اساسي در آموزش حملات مخرب به خصوص حملات اينترنتي داس ( DOS - Denial Of Service ) به سايتهاي ايراني به خصوص سايتهاي مخالف آمريكا را داشت. در همين زمان بنگاههاي دروغ پراكني غربي به طور دائم اين ادعا را مطرح ميكردند كه دولت ايران اقدام به كند كردن و قطع اينترنت در داخل كشور نموده و اينگونه وانمود ميكردند كه حكومت جمهوري اسلامي در سدد ايجاد اختناق است. همچنين صفحات زيادي به اعلاميههاي عناصر گروهكهاي اوپوزيسيون اختصاص يافته و تلاش شده بود كه مردگان سياسي را هر گونه كه هست زنده كرده و به ايشان شخصيت ببخشند.اين عمل سايت فيس بوك با سوت و كف كشورهاي غربي همراه بود، اين حركت ها در حالي است كه چند ماه قبل در جريان حملات ناجوانمردانه رژيم اشغالگر قدس به مردم مظلوم غزه همين سايت اقدام به خاموش كردن معدود صداهايي نمود كه تلاش در خبر رساني در مورد مظلوميت مردم فلسطين مينمودند.
*توييتر در كنار فيس بوك
سايت ديگري كه در كنار فيس بوك در خدمت امپراطوري خبري دشمن فعاليت جدي را دنبال مينمايد تويتر است. عملكرد تويتر به صورت يك وبلاگ خلاصه و شبيه به پيامكهاي اساماس بوده و در طول هفتههاي اخير به صورت جدي در اختيار سازمانهاي خارجي براي تهييج و هماهنگي با اعضا و هوادارانشان در داخل كشور براي تجمع و اغتشاش قرار گرفت. بدين ترتيب تويتر نقش بيسيم و شبكه ارتباطي نيروهاي اپوزيسيون را بازي ميكند بطوريكه در كنار حركت اين سايتها شاهد فشار دستگاه حكومتي آمريكا بر تويتر بوديم كه حتي تعميرات ماهيانه خود را انجام ندهد تا اينكه ارتباط آشوبگران لحظهاي قطع نشود.
اين علميات با همكاري و سرمايه گذاري كشورهاي غربي همراه بوده و با ايجاد و ارسال نرم افزارهاي فيلترشكن مانند Psiphon كه محصول دانشگاه تورانتو كانادا است، ديشهاي ارسال و دريافت ماهوارهاي، دوربينهاي قلمي و مواردي ديگر حمايت شد. براي آگاهي بيشتر از نحوه عمل و دلايل پشت صحنه اين ماجرا لازم است اندكي به قبل بازگرديم و نگاهي به گردانندگان اين سايتها، ارتباط ايشان با كابينه اوباما و سابقه خدماتشان به تشكيلات حاكم بر غرب بياندازيم.
*سايت فيس بوك و گردانندگان آن (یهودی دزدی که ادعای ایجاد این شبکه را دارد!)
مارك زوكربرگ ( Mark Zuckerberg )، متولد 1984 ميلادي در شهر نيويورك آمريكا مؤسس و گرداننده رسمي شركت فيس بوك است. بنا بر سايت ويكي پديا، اين يهوديزاده كه به گفته خود ملحد ( Atheist ) مي باشد، نسخه نرمافزاري فيس بوك را درسال 2004 ميلادي، در زمان تحصيل در دانشگاه هاروارد به نام خود ثبت نمود اما اين سايت در پايين توضيح ميدهد كه سه همكلاسي زوكربرگ از او شكايت كردند كه اودر واقع نرمافزار( ConnectU ) را از آنها ربوده و در نهايت پس ازسه سال تلاش در سال 2008 ميلادي با قرار دادگاه زوكربرگ مجبور به پرداخت غرامتي معادل 65 ميليون دلار به آنها شد.
فيس بوك در طول عمر نه چندان بلند خود شاهد چندين رسوايي بزرگ بوده كه شامل جريانات مربوط به مزاحمتهاي الكترونيكي ناشي از سرويس خوراك خبري ( News Feed ) در سال 2006 ميلادي و حفرههاي امنيتي ناشي از نرمافزار برج مراقبت فيس بوك ( Facebook Beacon ) در سال 2007 مي باشد.
در كنار اين رسوايي ها، معرفي سكوي فيس بوك ( Facebook Platform ) در سال 2007 ميلادي به عنوان پايهاي براي ساخت نرمافزارهاي جانبي سبب جذب تعداد زيادي برنامه نويس شد وتا به امروز بيش از چهارصد هزار برنامه نويس در دنيا حداقل يكبار براي سكوي فيس بوك اقدام به توليد برنامه جانبي نموده اند.
هر چند اينگونه به نظر ميرسد كه اين موفقيت بي ارتباط با كمك 240 ميليون دلاري مايكروسافت در سال 2007 به ازاي دريافت سهم ناچيز 1.6 درصد از سهام شركت فيس بوك نباشد. مايكروسافت همچنين متعهد شد كه به فروش تبليغات براي فيس بوك دست بزند. فيس بوك از سال 2007 به بعد شاهد تغييرات جدي شد و در سال 2008 به همراه سيانان و تويتر به عنوان بنگاه سخن پراكني نقش عمدهاي در انتخابات رياست جمهوري آمريكا بازي كرد.
گزارشهاي نيويورك تايمز، اماس انبيسي، استارتريبون و بسياري از بنگاههاي اطلاع رساني غربي حاكي از استفاده جدي اوباما و همراهانش از اين سايتهاي اينترنتي براي جذب و هدايت آراء مردم آمريكا بود و به طور جدي از طريق بانك اطلاعاتي تويتر براي ارتباط گيري با افراد بهره برداري شد.
*سايت توييتر و گردانندگان آن
جك دورسي ( Jack Dorsey )، اسحاق استون (Isaac Stone) و اون ويليامز (Evan Williams) در سال 2006 ميلادي اقدام به راه اندازي شبكه تويتر نمودند.اين سرويس با سه هدف اصلي شروع به كاركرد:
1-ايجاد روش ارزان تر و آسان تري براي فرستادن پيامك به تعداد زيادي از افراد به منظور استفاده در تبليغات، ارتباطات اجتماعي و در كنار آن تشويق به استفاده بيشتر از سرويس پيامك و در نتيجه درآمدزايي براي شركتهاي ارتباطات.
2- استفاده از فرهنگ دنبال كردن ديوانه وار افراد معروف (Celebrity Obession) كه در كشورهاي غربي به صورت هدفمند تبليغ ميشود به منظور جلب توجه تبليغات چيهاي هاليودي.
3 - در راستاي فرهنگ عريانگري غربي كه در چند سال اخير موج جديد آن در ساختمان سازي هاي با پنجرههاي بلند و بدون پرده و مدهاي لباس جديد غربي روز به روز افزون ميشود، به منظور عادت دادن مردم به اينكه كارهاي خود را لحظه به لحظه گزارش داده و چيزهايي كه توسط ساير سايتهاي ارتباطات اجتماعي غير قابل اكتشاف بود بدين وسيله از مردم استخراج نموده و در اختيار سازمانهاي اطلاعاتي غربي قرار دهند.اين مطلب را تا حدودي خود دورسي در يك وِب كَست در30 سپتامبر 2007 در سايت يوتيوب اعتراف نمود و اذعان داشت: " برتري سايت ما بر ديگر سايتهاي ارتباط اجتماعي در اين است كه مردم تشويق ميشوند كارهاي معمولي خود را به هم اطلاع دهند، كاري كه به دليل ساختار ساير سايتها، صورت نميگيرد. به اين ترتيب شما ميتوانيد لحظه به لحظه از يكديگر مطلع باشيد. "
در سال 2008 ميلادي تويتر به عنوان يك بخش مهم از تبليغات انتخاباتي اوباما در كنار سيانان و فيس بوك قرار گرفت و نقش اساسي در استفاده از رأي خاموش در به قدرت رساندن اوباما داشت. در ژانويه سال 2009 ميلادي تويتر به عنوان سريع ترين روش اطلاع رساني عرض اندام نمود و در حادثه سرنگوني يك فروند هواپيماي US Airways در رود هادسون نيويورك سرويس تويتر به عنوان منبع اصلي اطلاع رساني توسط رسانههاي آمريكايي مورد استفاده قرار گرفت. منبع: رجانیوز،اواسط مرداد88
اجرای 100 مورد از 198 توصیه جین شارپ در راستای کودتای مخملی
بسم اللّه الرحمن الرحیم
متن ادعانامه دادستانی تهران علیه متهمین پروژه شکست خورده کودتای مخملی
وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِّن بَعْدِ ضَرَّاء مَسَّتْهُمْ إِذَا لَهُم مَّکْرٌ فِی آیاتِنَا قُلِ اللّهُ أَسْرَعُ مَکْرًا إِنَّ رُسُلَنَا یکْتُبُونَ مَا تَمْکُرُونَ(یونس 21)
(ما هرگاه بر آدمی بعد از آنکه او را رنج و زیانی رسید، رحمت می فرستیم، در این صورت برای محو آیات و رسولان حق مکر و سیاست به کار برند. بگو مکر و سیاست الهی کامل تر و سریع تر است که رسولان ما مکرهای شما را خواهند نوشت.)
ریاست محترم دادگاه انقلاب اسلامی تهران
سلام علیکم
همچنانکه استحضار دارید، رهبر حکیم و فرزانه انقلاب با درایت امام گونه خود فرمودند ملت آگاه ایران اسلامی با حضور کم نظیر خود در پای صندوقهای رای در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری حماسهای خیره کننده وبی همتا آفریدند که در آن رشد سیاسی وچهره مصمّم انقلابی وتوان وظرفیت مدنی ملت ایران در نمایی زیبا وپرشکوه در برابر چشم جهانیان به نمایش درآمد.
مقام معظم رهبری (دام عزه العالی)، در تبیین اهمیت نقش آفرینی مردم بیدار کشورمان در ادامه پیام مهم خود تصریح فرمودند: "اقتدار وعزتی که مردم عزیز با آرامش ومتانت وکمال خود، در تاریخ کشور به ثبت رساندند واراده خلل ناپذیری که در میان آتشبار جنگ روانی دشمنان با حضور در این عرصه تعیین کننده نشان دادند، از چنان اهمیتی برخوردار است که با هیچ بیان معمول و متعارفی نمی توان آن را توصیف کرد. تنها می توان گفت که ملت ایران توانسته است همچنان موجبات رحمت الهی را در خود حفظ کند ودست قدرت خداوند را در حمایت از پیشرفت وتعالی کشور بالای سر خود نگاه دارد. "
هر انسان منصفی به راحتی می تواند دستاوردهای بزرگ این حماسه سترگ را در عرصه های گوناگون سیاسی، فرهنگی، اجتماعی واقتصادی در سطح داخلی وبین المللی مشاهده نماید.
اولاً این انتخابات به نمایش غرور انگیز مردمسالاری حقیقی تبدیل شد وبرای جهانیان این پیام را در بر داشت که جمهوری اسلامی ایران یکی از امن ترین و با ثبات ترین کشورهای جهان برای سرمایه گذاری وپیشبرد طرح های اقتصادی است.
ثانیاً؛ در عرصه روابط بین الملل این پشتوانه عظیم ملی قدرت چانه زنی واستیفای حقوق حقه مردم ولایتمدار ایران اسلامی را در سطح عالی افزایش داده وموفّقیت کشورمان را در منطقه و جهان ارتقاء بخشید بگونه ای که زبان مدعیان دروغین آزادی ، دمکراسی وحقوق بشر را کوتاه نمود. بنابر این دولتمردان ومتولیان دیپلماسی ایران در جهان می توانند بعد از این در معادلات منطقه ای و جهانی و تعاملات فیمابین با کشورهای جهان با قاطعیتی افزون و مبتنی بر حکمت، عزت و مصلحت بهتر از هرزمان ایفای نقش نمایند.
ثالثاً؛ تأثیرعمیق این حضور آگاهانه در نوع نگاه مردم جهان بویژه نخبگان به فرهنگ غنی مردم ایران وشعور سیاسی آنها که برخاسته از باورهای اسلامی وانقلابی است، بیشازپیش افکار عمومی ملتهّا را متوجه کار آمدی الگوی مردمسالاری دینی نمود.
رابعأ ؛ از آنجائی که پشتوانه مردمی از مهمترین مؤلفه های امنیت ملی نظام مقدس جمهوری اسلامی به حساب میآید ، بی شک مشارکت 85 درصدی مردم نقش بی بدیلی در تثبیت پایه های امنیت ملی داشته و دولت بر آمده از این اکثرّیت پرشور وشعور در عرصه داخلی، منطقه ای وجهانی ، مقتدرتر از گذشته ظاهر شده و این اقتدار به مثابه سرمایه عظیم ملی در حل مشکلات داخلی و خارجی و ارتقا و پیشرفت روز افزون کشور اسلامی عزیزمان تجلی خواهد یافت.
اما همانگونه که رهبر معظم انقلاب در پیام خود به مردم مخصوصاً جوانان هشدار داده بودند که مراقب و هشیار باشند چرا که ممکن است " دشمنان بخواهند با گونه هایی از تحریکات بدخواهانه، شیرینی این رویداد را از کام ملت بزدایند " دشمن سرخورده ومأیوس فوراً دست به کار شد وبا بسیج عوامل تبلیغی، سیاسی و میدانی خود زنجیرهای از اغتشاشات و آشوبها را در تهران به وجود آورد که در اثر آن هموطنان عزیز خسارات جانی ، مالی و روانی عدیده ای را متحمّل شدند. طبق مستندات به دست آمده و اعترافات مستدل متهمین، وقوع این حوادث کاملاً از پیش طراحی شده و طبق جدول زمانبندی و مراحل کودتای مخملی پیش رفته است، به گونه ای که بیش از 100 مورد از 198 مورد دستورالعملهای "جین شارپ " برای کودتای مخملی اجرا گردیده است.
ریاست محترم دادگاه
با توجه به اینکه سلسله حوادث اخیر به درستی در چارچوب تئوری های کودتای مخملی ارزیابی می گردد ، از محضر عالی اجازه می خواهد بسیار مختصر در مورد این شیوه پیچیده و نوین براندازی نکاتی به استحضار برساند. اماّ پیش از آن به فرازی از فرمایشات مقام معظم رهبری در خطبههای نمازجمعه تاریخی 29 خرداد اشاره می گردد، که مؤید این مدعی است.
معظّم له چنین می فرماید: " ... در داخل کشور هم عوامل این عناصر خارجی به کار افتادند و خط تخریب خیابانی شروع شد، خط تخریب، خط آتش سوزی، اموال عمومی را آتش بزنند ، حریم کسب وکار مردم را ناامن کنند ، شیشههای دکّان مردم را بشکنند ، اموال بعضی از مغازهها را غارت ببرند ، امنیت مردم را از جانشان و مالشان سلب کنند، امنیت مردم مورد تطاول اینها قرار گرفت، این ربطی به مردم و طرفداران نامزدها ندارد، این مال بدخواهان است، مال مزدوران است، مال دست نشاندگان سرویسهای جاسوسی غربی و صهیونیست است ، این کاری که در داخل ناشیانه از بعضی سرزد اینها را به طمع انداخت.
خیال کردند ایران هم گرجستان است! یک سرمایهدار صهیونیست آمریکایی چند سال قبل از این، طبق ادعای خودش که در رسانه ها و در بعضی از مطبوعات نقل شد، گفت من 10 میلیون دلار خرج کردم در گرجستان و انقلاب مخملی راه انداختم ، حکومتی را بردم ، حکومتی را آوردم ،احمقها خیال میکردند جمهوری اسلامی ایران و این ملت عظیم هم مثل آنجاست " .
پس از فرمایشات رهبر عزیزمان توجه دادگاه محترم را به ادامه کیفر خواست جلب می نمایم.
اما کودتای مخملی نوعی از انواع بر اندازی است که با کودتای نظامی در هدف مشترک امّا در شیوه و ابزار کاملا متفاوت است.
در همین رابطه آقای "رابرت هِلُوی " افسر بازنشسته سازمان سیا و شاگرد دکتر "جین شارپ " در کتاب خود با عنوان "مبارزه عاری از خشونت، تأملی در بنیادها "می نویسد: "مبارزه عاری از خشونت (یعنی همان کودتای مخملی) تفاوت خاصی با درگیری نظامی ندارد جز در این مورد که اسلحه به کار رفته در آن متفاوت ومنحصر به این روش است ".
یکی دیگر از تفاوتهای کودتای مخملی با کودتای نظامی در فرایند شکل گیری از آغاز تا پایان و مدّت طولانی آن است که گاهی ممکن است 10 سال یا بیشتر به طول انجامد.
مهمترین نکته ای که در مورد کودتای مخملی باید به آن توجّه داشت این است که نظریه پردازان اجیر شده توسط سرویسهای جاسوسی واطلاعاتی غرب طبق سفارش کار فرمایان خود این شیوه را برای خروج جهان استکبار از بن بست عملی برای سرنگونی نظامهای مستقل یا ناهماهنگ با هِژمُونی و استیلاطلبی غرب ابداع نمودند که نتیجه سالها مطالعه وتحقیق میدانی در کشورهای مختلف کودتاخیز بوده است. این شیوه بر اندازی بگونه ای طراحی شده است که با تمسّک به روشهای به اصطلاح مدنی وطی مدّت زمان طولانی بدون آنکه در بین مردم ونظامهای سیاسی کشورهای هدف حساسیتی جدّی ایجاد کند یکی پس از دیگری مراحل کودتای مخملی را بصورت خزنده و آرام پشت سر گذاشته ومعمولاً نظامهای سیاسی زمانی به خود میآیند که کودتای مخملی به مرحله پایانی خود رسیده و احتمال موفقیت آن بسیار افزایش یافته است.
از سالها پیش بنیادها و مؤسسات متعددی توسط سرویسهای جاسوسی ودیگر نهادهای حکومتی کشورهای غربی به ویژه آمریکا به وجود آمده که طبق یک تقسیم کار سازمانی و متمرکز مأموریتهای مختلفی را با هدف مشترک در اجرای پروژه کودتای مخملی به عهده گرفته اند. مهمترین این مؤسسات و بنیادها عبارتند از بنیاد سوروس(OSI) ، بنیاد راکی فِلِر ، بنیاد فورد، بنیاد جرمن مارشال فایند، خانه آزادی، شورای روابطخارجیآمریکا، انجمن سیاست خارجی آلمان ومرکز مطالعات دموکراسی انگلیس....ادامه این متن را و پیوندهای زیرین آن را حتما با دقثت بخوانید...
یک صهیونیست؛ مدیر اصلی اغتشاشات در ایران!
توجه ناگهانی رسانه های بیگانه به سوی سایت هایی همچون یو تیوپ ، تویتر ، فیس بوک و... از یک سو و تحول به وجود آمده در این سایت ها و ایجاد زبان فارسی در آنها آنهم به شکل ناگهانی از سوی دیگر ، سئوالهای زیادی را در میان تحلیلگران در رابطه با نحوه شکل گیری این نوع رویکرد با وجود تمام پیش نیازهای آن به وجود آورد. در حالیکه رسانه های غربی و برخی از رسانه های ضد انقلاب ادعا می کنند که انتخابات ایران دچار تقلب شده است ، تفسیرهای دیگری هم از طریق اطلاعات جسته و گریخته ای به دست آمده که خبر از ابعاد دیگر این ماجرا دارد.
با بررسی منابع مختلف از جمله رسانه های رژیم صهیونیستی که معمولا به افشای برخی از اسرار پشت پرده می پردازند به این نتیجه می رسیم که این بار غربی ها از شبکه اینترنت به عنوان هیزمی برای افزایش آتش بحران و اغتشاش در جمهوری اسلامی ایران سود بردند. به اعتقاد کارشناسان صهیونیستی امروز شبکه اینترنت به یکی از مهمترین منابع شکل گیری وانتقال اخبار ایران به رسانه های غربی تبدیل شده است ، اما این اعتقاد وطرز تلقی چگونه به وجود آمده ومهندس ومدیر آن چه طرف هایی هستند.
با نگاهی به سایت تویتر ملاحظه می کنیم که وزارت امور خارجه آمریکا برای ادامه فعالیت این سایت به رغم نیاز آن به تعمیرات اساسی وارد عمل شد تا این تریبون اطلاع رسانی غربی در این برهه خاص همچنان فعال باقی مانده و بتواند اطلاعات مخالفان جمهوری اسلامی را منتشر کند. اما این نوع رویکرد چگونه شکل گرفت و مهندسان اصلی آن چه کسانی هستند:
رسانه های صهیونیستی در این رابطه فاش کردند، گارد کوهن(که یک یهودی صهیونیست در وزارت امور خارجه آمریکاست) فردی بود که با مسئولین تویتر برای متقاعد کردن آنها جهت صرفنظر از تعمیرات خود وارد مذاکره شد. او یکی از اعضای گروه برنامه ریزی سیاسی در وزارت امور خارجه آمریکاست ، گروهی که از سبتامبر 2006 کار خود را آغاز کرده است. هدف کلی این گروه بررسی و پیگری پرونده های مربوط به مبارزه با تروریست و افراطی گری است ، اما این گروه فعالیت های دیگری هم دارد.
در سال 2008 کوهن برنامه وزارت امور خارجه آمریکا تحت عنوان " ائتلاف جنبش های جوانان" را مدیریت کرد ، این برنامه نحوه استفاده از سایت های الکترونیکی پر بازدید کننده همچون فیس بوک را در راستای اهداف آمریکا و بخصوص سازمان دهی فعالیت های جوانان در کشورهایی که واشینگتن آنها را رژیم های سرکوبگر می نامد و صد البته جمهوری اسلامی ایران هم در صدر این لیست قرار گرفته که در دستور کار خود دارد. حضور کوهن در این پست دقیقا با اختصاص 75 میلیون دلار از سوی وزارت امور خارجه آمریکا برای برنامه های تبلیغاتی ضد ایرانی همزمان شد.
یکی دیگر از وظایف کوهن و گروه همراهش (که نامشان هنوز افشا نشده) در گروه سیاست گذاری سیاسی، ابتکار روش های جدیدی در استفاده از شبکه اینترنت برای اهداف مرتبط با برهم زدن استقرار در جمهوری اسلامی ایران است. در این چارچوب کوهن در جلسات گروه سیاسیت و عملیاتی ایران و سوریه موسوم به "ایساک" هم شرکت کرد ، این گروه حاصل فعالیت و همکاری مشترک سازمان های مسئول برنامه ریزی و عملیات سری علیه ایران با هدف تغییر نظام در ان است که یکی از مصوبات آن فراهم کردن زمینه وقوع انقلاب مخملی در ایران است ، این برنامه از سال 2006 در دستور کار قرار گرفت.
در واقع دولت باراک اوباما سیاست تغییر نرم را از دولت بوش به ارث برده است ، گرچه که دولت بوش فعالیت های محرمانه شدیدتری هم در دستور کار خود داشت. گرچه سیاست خارجی دولت اوباما به رهبری خانم هیلاری کلینتون رویکردهای سرسختانه و شدید را از برنامه های تعامل با ایران خارج کرد اما رویکرد براندازی نرم همچنان در دستور کار باقی ماند. خانم کلینتون بارها از قدرت هوشمندانه برای تعامل با ایران و بخصوص در چارچوب درخواست غیر مشروط اوباما برای دیدار مسئولین ایرانی و آمریکایی دفاع کرد. به محض ورود کلینتون به وزارت امورخارجه وی در جریان فعالیت گروه ایساک قرار گرفت ، معرف وی هم دنیس راس دیپلمات کارکشته آمریکایی است او که سابقه فعالیت در دوره های ریاست جمهوری بوش پدر و پسر و نیز کلینتون را دارد اینبار از سوی دیگر دمکرات کاخ سفید به عنوان فرستاده ویژه وزارت امورخارجه آمریکا در ایران منصوب شده است تا در راس فعالیت این گروه قرار بگیرد.
از دیگر اطلاعات افشا شده در مورد مجموعه ایساک فعالیت گروه از طریق واسطه های اروپایی است، بر اساس اطلاعات افشا شده ایساک از طریق طرف های اروپایی زمینه انجام عملیات را در ایران فراهم می کند و اکنون انقلاب نرم همانند الگویی چکسلواکی و اوکراین را به عنوان راهبرد اصلی در دستور کار خود قرار داده است. بر اساس این پروزه باید تعداد کافی از مخالفین در داخل ایران بسیج شده و این مخالفین از توانایی کافی برای تغییر واقعیت های نظام برخوردار شود که اولین گام آن خارج کردن احمدی نژاد از پست ریاست جمهوری است. این راهبرد هم قرار بود از طریق انتخابات ژوئن 2009 ایران انجام پذیرد.
دنیس راس یکی از مهمترین حامیان اندیشه های کوهن در این رابطه است و حتی بعنوان یکی از اعضای موسس انستیتو پژوهش های سیاست خاور دور واشینگتن زمینه را برای چند سخنرانی کوهن در این موسسه تحقیقاتی فراهم کرد ، یکی از این سخنرانی ها تحت عنوان " زنان و جوانان و تغییر در خاور میانه" بود که محور اصلی آن دمکراسی دیجیتالی بود. به اعتقاد کوهن جوانان در خاور میانه به طور اخص آماده تاثیر پذیری از خارج هستند و این تاثیر گذاری باید از طریق گذرگاه های دیجیتالی مانند ، شبکه های ماهواریه ای ، تلفن همراه و شبکه اینترنت صورت پذیرد. این نوع اندیشه ها باعث شد تا کوهن با وجود تغییر دولت ها در آمریکا همچنان در صدر این نوع فعالیت ها در وزارت امور خارجه آمریکا باقی بماند ، تا زمینه برای آنچه که به تحریک جوانان در داخل ایران در چارچوب انتخابات ژوئن 2009 است فراهم شود.
به اعتقاد کارشناسان یکی از دلایلی که باراک اوباما در سخنرانی خود در دانشگاه قاهره سعی کرد خود را از هر نوع تاثیر گذاری در انتخابات مبرا کند تا در فاز های بعدی پروژه ایساک رد پایی از کاخ سفید دیده نشود ، این مسئله زمانی اهمیت بیشتری می گیرد که بدانیم دنیس راس یکی از تهیه کنندگان متن سخنرانی اوباما بود. به گفته کارشناسان رویکرد تبلیغات آمریکایی غربی به نحوی تدوین شد که از یک سو باراک اوباما و آمریکا از ایجاد تغییر در ایران دور باقی نگه داشته شوند و از سوی دیگر به طور غیر مستقیم از یک نامزد خاص در انتخابات ایران حمایت شد و اینگونه وانمود گردید که این قهرمان محبوب جوانان برای ایجاد تغییر در ایران وارد صحنه شده است تا زمینه برای انقلاب نرم فراهم شود، فارغ از اینکه مراکز تصمیم گیری ایران هم متوجه این تلاش بوده و فعالیت سازمان های مختلف بیگانه و ارتباطات آنها را به طور کامل زیر نظر خود دارند. به اعتقاد کارشناسان صهیونیست با توجه به اینکه غرب در این رویکرد خود هم شکست خورده است اینبار باید به شکل دشوار تری دروازه گفتگو با ایران را باز کند. منبع: شبکه ندای قدس، جنبش جهاد اسلامي فلسطين در ايران http://www.quds.ir/more.php?type=News&id=251
برخی منتقدان، فيلم نارنيا را بزرگترين هديه هاليوودبه بنيادگرايان انجيلي يا همان اوانجليستها (صهيونيستهاي مسيحي) بعد ازفيلم كلاسيك ده فرمان میدانند... بقیه را درادامه مطلب را ببنید: