این سریال که ” وداع: فلسطین در عشق و در جنگ ” نام دارد، حکایت عشقی است که میان قهرمانان فلسطینی داستان در خلال تجاوز وحشیانه رژیم اسرائیل به نوار غزه، در می گیرد.سلجوق چوپان اوغلو در گفتگو با روزنامه ملیت ترکیه گفت: ” هر شبکه ای قوانین پخش و نظارت کیفی خود را دارد و ما درخصوص حذف این بخش ها اعتراضی نداریم ” چوپان اوغلو همچنین ادعاهای مقامات رژیم صهیونیستی درخصوص ” یهودستیزانه ” بودن داستان این سریال تلویزیونی را رد کرد.وزارت امور خارجه اسرائیل چندی پیش با صدور بیانیه ای، مراتب خشم و نگرانی خود را از پخش این سریال در شبکه رسمی تلویزیون ترکیه را که ” نفرت مخاطبان از اسرائیل را برمی انگیزد “، اعلام کرده بود.چوپان اوغلو همچنین از حذف بخش هایی از قسمت دوم این سریال که در آن کشتار جمعی از فلسطینیان که چشم بندهایی بر چشم دارند، ترسیم شده است، خبر داد.قسمت نخست این سریال که هم اکنون در پایگاه اینترنتی ” یوتیوب ” در معرض دید عموم قرار دارد، کشتار وحشیانه کودکان فلسطینی به دست نیروهای ارتش اسرائیل را به تصویر کشیده است. http://www.ommatnews.ir/archives/3010
رهبر جنبش «راي براي واشنگتن» گفت، آمريکا تنها کشور دنياست که مردم پايتخت خود را از داشتن حق رأي در کنگره محروم کرده است.«ايلير ژرکا» رهبر جنبش «رأي براي واشنگتن» (DC Vote) در گفت وگو با خبرنگار سرويس خارجي کيهان در تشريح سابقه و اهدف اين جنبش گفت: «جنبش «راي براي واشنگتن دي سي» يک سازمان غيردولتي است که 10 سال پيش با هدف کسب حق رأي براي مردم واشنگتن در مجالس قانونگذاري آمريکا فعاليت خود را آغاز کرده است.
مردم پايتخت آمريکا از بدو پيدايش کنگره در سال 1791 به دنبال حق رأي بوده اند و اگرچه سرانجام در سال 1961 موفق شدند که دولت اين کشور را قانع کنند تا به آنها اجازه دهد در انتخابات رياست جمهوري شرکت کنند و تنها در يکي از دو مجلس کنگره (مجلس نمايندگان) نماينده اي داشته باشند، اما حکومت آمريکا به شرطي با اين درخواست مردم موافقت کرد که نماينده واشنگتن در اين مجلس (The House) حق رأي نداشته باشد. به گفته ژرکا، هم اکنون «الينور هولمز نورتون» نماينده بدون حق رأي مردم واشنگتن است. رهبر جنبش «رأي براي واشنگتن» در ادامه و در پاسخ به اين سؤال که آيا محروم کردن مردم اين منطقه از حق تعيين سرنوشت خود توسط حکومت آمريکا با اصول دموکراسي سازگار است يا خير، گفت: «مردم واشنگتن ماليات مي پردازند، در جنگ ها شرکت مي کنند و کشته مي شوند، اما از حق تصميم گيري در مجلس نمايندگان و سنا محروم هستند. مسلم است که اين امر در تضاد با اصول اوليه دموکراسي است. حکومت استدلال مي کند که جمعيت بالاي 600 هزار نفري واشنگتن براي آنکه نماينده داشته باشند بسيار کم هستند، اما اين در حالي است که براساس سرشماري سال 2007، ايالت «ويومينگ» کمتر از 525 هزار نفر جمعيت دارد و با وجود اين، يک نماينده در مجلس نمايندگان و دو نماينده در مجلس سنا دارد. واشنگتن بعد از ايالت «کانکتيکات» دومين منطقه اي است که بيشترين سهم را در پرداخت ماليات بر درآمد دارد، اما همچنان از داشتن حق رأي در قوه مقننه آمريکا محروم است.»
خبرنگار کيهان در ادامه پرسيد «دولت آمريکا ادعا مي کند که واشنگتن نه يک ايالت بوده و نه جزيي از يک ايالت است و چون در متن قانون اساسي نوشته شده «نمايندگان کنگره افرادي هستند که از ميان مردم ايالت ها انتخاب مي شوند»، پس نبايد نماينده اي داشته باشند، پاسخ شما به اين استدلال چيست؟»
ايلير ژرکا در پاسخ با اشاره به تبصره 17 از بخش هشتم ماده يک قانون اساسي اين ادعاي دولت آمريکا را رد کرد و گفت: «براساس اين تبصره که مؤسسه حقوقي ABA نيز آن را تأييد مي کند، کنگره اين اختيار و قدرت را دارد که «حق رأي مردم واشنگتن» را احيا کند و مسئله، ايالت بودن يا نبودن واشنگتن نيست. در ثاني، ساکنان واشنگتن ميلياردها دلار در سال ماليات پرداخت مي کنند، در حالي که براساس الحاقيه شانزدهم قانون اساسي ماليات «از ميان مردم ايالت ها» جمع آوري مي شود.
ژرکا در ادامه بزرگترين علت محروم ماندن واشنگتن از حق رأي در کنگره را بي خبري مردم آمريکا از اين فاجعه دانست و افزود: «مردم ساير ايالات آمريکا که در کنگره نماينده دارند و مي توانند به ما کمک کنند، خبر ندارند که مردم واشنگتن ماليات مي دهند اما از حق رأي محرومند. براساس تحقيقي که اخيرا انجام گرفت، متوجه شديم که 80 درصد مردم آمريکا خبر ندارند که ما در قوه مقننه حق رأي نداريم. سال 2008 نمايندگان سازمان ما به هفت ايالت سفر کردند و چهره به چهره با صدها نفر گفت وگو کردند تا آنها را از ماجرا باخبر کنند. بايد بگويم همه مردم آمريکا از اعطاي حق رأي به مردم واشنگتن حمايت مي کنند.»
خبرنگار ما در ادامه به لايحه DC Voting Rights Act اشاره کرد و گفت، سرانجام پس از سال ها، کنگره موافقت کرده است که اين لايحه را در دستور کار خود قرار دهد، اولا آيا اميدوار هستيد که اين لايحه به تصويب برسد؟ و ثانيا متن لايحه نشان مي دهد که حتي در صورت تصويب آن به مردم واشنگتن تنها حق رأي در مجلس نمايندگان اعطا خواهد شد. براساس قانون اساسي آمريکا، اگر طرح يا لايحه اي در مجلس نمايندگان به تصويب برسد، اما در مجلس سنا رد شود، آن مصوبه مجلس نمايندگان هيچ ارزشي ندارد. آيا داشتن حق رأي در مجلس نمايندگان خواسته شما را برآورده مي کند؟
ژرکا در پاسخ گفت که در مورد سؤال نخست ما تنها مي توانيم اميدوار باشيم که لايحه «حق رأي دي سي» به تصويب برسد. اما بايد بگويم حتي يک عضو داراي حق رأي در مجلس نمايندگان هم يک پيروزي تاريخي براي مردم واشنگتن است. البته ما به اقدامات خود براي کسب حق رأي در مجلس سنا و دموکراسي واقعي براي واشنگتن ادامه خواهيم داد. ما به دنبال راهکارهايي براي داشتن نماينده در مجلس سنا نيز خواهيم بود.»
رئيس سازمان «رأي براي دي سي» در پاسخ به اين سؤال که آمريکا پي درپي مخالفان خود را به دموکراتيک نبودن متهم مي کند، وضعيت دموکراسي در اين کشور چگونه است، تصريح کرد: «اين امر نامعقولي است که آمريکايي هايي که در پايتخت کشورشان زندگي مي کنند از آزادي هاي اوليه اي که دولت مدعي است به خاطر آن در عراق و افغانستان مي جنگد، محروم باشند. آمريکا تنها کشور دنياست که مردم پايتخت خود را از داشتن حق رأي در قوه مقننه اش محروم کرده است. اين امر بايد تغيير کند.»
ايلير ژرکا در پايان اين گفت وگو از جامعه جهاني درخواست کمک کرد و گفت: «ما نيازمند حمايت مردم آمريکا و جامعه جهاني براي تغيير وضع واشنگتن هستيم. شايد ما امروز به موفقيت نزديک تر از هميشه باشيم، اما نيازمند حامياني از سراسر آمريکا و جهان هستيم که سکوت نکنند و در اين حق خواهي به ما بپيوندند تا حکومت آمريکا را مجبور کنيم لايحه DC Voting Rights Act را تصويب کند.»
به عقيده ناظران سياسي محروميت مردم واشنگتن از داشتن حق رأي در کنگره ريشه در نژاد سياه مردمان اين منطقه دارد، چرا که در نظر حاکميت نژادپرست آمريکا سفيدپوستان و سياه پوستان نبايد از حق رأي يکسان برخوردار شوند؛ اگر چه در طي سال هاي گذشته حکومت آمريکا سعي کرده با روي کار آوردن چهره هاي سياه پوستي چون کاندوليزا رايس و باراک اوباما تبعيض نژادي موجود در اين کشور را نفي کند، اما بوميان و رنگين پوستان اين کشور اينگونه از حقوق اوليه انساني محروم مي شوند.منبع
واكنشهای جهانی به اظهارات محمود احمدینژاد، رئیسجمهوری اسلامی ایران در اجلاس «دوربان- 2» و برنامه هدفمند لابی صهیونیستی برای اخلال در این اجلاس همچنان ادامه دارد و احمدینژاد كماكان چهره خبرساز رسانههای دنیاست. اگر تا دیروز افكار عمومی دنیا احمدینژاد را با اظهارات فوقالعادهاش در دانشگاه كلمبیا به یاد میآوردند اما این بار «دوربان- 2» جایگزین كلمبیا شده و جهان دیدگاههای جمهوری اسلامی ایران را درباره مسائل مختلف جهانی از جمله فلسطین و صهیونیسم شنیدار است. آنگونه كه برخی رسانهها روز گذشته اعلام كردهاند، توهین به رئیسجمهوری اسلامی ایران و تلاشهای چند مرحلهای رژیم صهیونیستی برای اخلال در برنامه سخنرانی احمدینژاد از قبل طراحی شده و با همكاری و هماهنگی برخی كشورهای همسو صورت گرفت اما تشویقهای ممتد نمایندگان سایر كشورها و حمایتهای آنان از دیدگاههای جمهوری اسلامی ایران این جمله معروف احمدینژاد را عینی كرد كه «جهان تشنه شنیدن حق و واقعیت است». و این مهم به نظر میرسد توسط احمدینژاد و با بیان دیدگاههای امام (ره) و انقلاب، آنهم در مجامع جهانی و تریبونهای رسمی دنیا در حال تحقق است. این واقعیت تقریباً این روزها در محافل رسانهای دنیا مورد بررسی قرارگرفته و شیوه نوینی در مناسبات جهانی بهحساب میآید. «دیپلماسی عمومی» تاكتیكی است كه بدون شك محمود احمدینژاد در میان تمام روسایجمهور دنیا پیشتاز در بهكارگیری آن است. میتوان اصرار احمدینژاد برای حضور در اجلاسهای بینالمللی را استراتژیای برای استفاده از تریبونهای جهانی برای انتقال پیام انقلاب اسلامی به ملتهای دنیا دانست. توجه به نشستهای پیشین كه رئیسجمهور ایران در آنها حضور یافت، شاهد بر این مدعاست كه احمدینژاد با استفاده از این تریبونها سعی در فتح سنگر به سنگر افكار عمومی دنیا دارد كه میشود از آن به «دیپلماسی فتح» نیز تعبیر كرد. اما پیروزی دیگر احمدینژاد در بهرهگیری از دیپلماسی عمومی باعث آن شد تا صبح دیروز جمع كثیری از مردم در فرودگاه مهرآباد، مراسم استقبال از وی را برپا كنند. احمدینژاد در میان استقبال جمعی از جوانان و دانشجویان گفت: «كسانی كه سالها به حیثیت ملتها و ارزشهای الهی توهین میكردند در اجلاسی كه خود برنامهریزی كرده بودند و چارچوبها و سازوكارهای آن در اختیار خودشان بود، حاضر نشدند حتی گوشهای از حرف مخالفان خود را تحمل كنند و این ذات اندیشه غیرانسانی لیبرالیسم است». وی سپس در میان شعارهایی چون «مالكاشتر علی، خدا نگهدار تو» و«معلم بسیجی، خدانگهدار تو» به تشریح سفرش به ژنو پرداخت و ادامه داد: در روز یكشنبه كه به آنجا رسیدیم به ما گفتند جلسه حساس است، شرایط جهان در حال عوض شدن است و شما علیه صهیونیستها صحبت نكنید و در این زمینه مراعات كنید. یكی از افراد كه شما نیز میشناسید در دیداری كه داشتیم به ما گفت؛ من خود در جلسه حضور پیدا میكنم و سعی میكنم این جلسه را جمع و جور كنم و در بیانیه پایانی اجلاس نیز اینكه رژیم صهیونیستی معادل نژادپرستی است را حذف كردهایم، شما نیز در این ارتباط صحبتی نكنید. احمدینژاد صحبتهایش را چنین ادامه داد كه «من از وی سوال كردم یعنی ما درباره جنایات غزه صحبت نكنیم، درباره ترور مردم و حمله به لبنان صحبتی نكنیم كه وی گفت، نه من نمیتوانم این چیزها را نفی كنم، من نیز به وی گفتم من نیز همین چیزها را میگویم». به گفته رئیسجمهور «معلوم شد تعداد آقایانی كه خود را به عنوان اكثریت به مردم تحمیل میكردند، زیاد نیست و در واقع آنها خود را با غرور و پررویی به دنیا تحمیل میكردند. میگفتند چون فلانی به این اجلاس میآید ما در این اجلاس شركت نمیكنیم، ولی من از همین جا اعلام میكنم ما از این به بعد در اجلاسهای جهانی حضوری فعالتر خواهیم داشت و در تمام اجلاسهای جهانی شركت میكنیم». این اظهارنظر رئیسجمهور حمایت دانشجویان استقبال كننده را به دنبال داشت كه شعار مرگ بر آمریكا سر دادند. رئیسجمهور در ادامه اظهاراتش تاكید كرد كه «این افراد حتی حاضر نیستند گوشهای از جنایاتی كه علیه بشر كردهاند را بشنوند، حال چطور آمادگی دارند محاكمه شوند. من میخواهم به آنها خبر بدهم، بدانید به فضل الهی و بزودی به خاطر جنایتهایی كه انجام دادهاید به پای میز محاكمه كشیده و محاكمه میشوید». وی سپس به طرح آشوب در اجلاس اشاره كرد كه بسیاری از رسانهها آن را یك طرح صهیونیستی نامیده بودند و توضیح داد كه «آنها از قبل طراحیهایی انجام داده بودند و عدهای را نیز آورده بودند تا جلسه را بهم بریزند، ولی آنها یك چیز را فراموش كرده بودند، آن هم تدبیر خداوند بود و در واقع آنها به فضل الهی به دست خودشان رسوا شدند و مشخص شد كه یك اقلیت محض هستند، دیكتاتورهایی هستند كه لباس آزادی به تن كردهاند، خداوند نقاب آنها را برداشت و آنها را معرفی كرد». احمدینژاد اظهاراتش را چنین ادامه داد: «ما میخواهیم به نقطهای برسیم كه كرامت انسانی به اوج برسد و اگر قرار باشد در جامعه بینالملل كسی سوال كند، ما باید سوال كنیم و اگر بنا باشد كسی به پای میز محاكمه كشیده شود، این جنایتكاران هستند كه باید محاكمه شوند». وی خطاب به دانشجویان گفت: محكم و مومن باشید. داوودی، معاون اول رئیسجمهور، سعیدلو، معاون اجرایی رئیسجمهور و تعدادی از وزرا و نمایندگان مجلس و معاونان رئیسجمهور نیز درمیان استقبالكنندگان حضور داشتند.
ایرانی، منزوی نیست
احمدینژاد اما پیش از ترك پایتخت سوییس با ایرانیان مقیم این كشور هم دیدار كرد و در جمع آنها گفت كه «امروز هر ایرانی در هر نقطهای از جهان باید سفیر فرهنگ و تمدن ایران زمین باشد». وی ملت ایران را ملتی منزوی ندانست و با تاكید بر اینكه «ایران همواره پرچمدار فرهنگ برای همه ملتها بوده است » به آنها توصیه كرد:امروز در هر كجای دنیا كه هستید باید تلاش كنید تا جهان راه درست خود را پیدا كرده و از مشكلات نجات پیدا كند. رئیسجمهور یكی از ویژگیهای ملت ایران را كمالجویی معرفی كرد و با بیان اینكه «ملت ایران در همه مقاطع تاریخی همواره حركتی رو به رشد و به سمت قلههای كمال داشته است»، گفت: در دنیا تازه بهدوران رسیدههایی وجود دارند كه با اتكا به دستاوردهای بشری میخواهند خود را بر جامعه بشری مسلط كنند در حالیكه اینها میراثخوار علم و فناوری كل تاریخ بشری هستند. وی با بیان اینكه «از ویژگیهای مهم ملت ایران در طول تاریخ، ویژگی فرهنگی است»، خاطرنشان كرد: ملت ایران همواره پرچمدار فرهنگ و ادب بوده و پایهگذار زیباترین سنتهای انسانی است، نوروز باستانی یكی از زیباترین تجلیهای روح انسانی است كه متعلق به فرهنگ غنی ملت ایران است. احمدینژاد سپس ضرورت تشكیل انجمنهای دوستی توسط ایرانیان مقیم خارج از كشور را مورد تاكید قرار داد و با بیان اینكه « باید در همه كشورها یك نقطه كانونی برای ارتباط و اجتماع ایرانیان وجود داشته باشد و دولت نیز در این زمینه حمایت میكند تا در هر كشوری خانه فرهنگ ایرانی ایجاد شود»، تصریح كرد: ایران متعلق به همه بشریت است؛ چراكه فرهنگ ایران در خدمت فرهنگ تمام جهان قرار دارد. به گفته رئیسجمهور «فرهنگ زورگویی و خودخواهی و تجاوز به پایان راه خود رسیده است» و « امروز دنیا نیازمند فرهنگی متعالی است و فرهنگ ناب و انسانی ملت ایران پاسخ این نیاز بشریت است». به اعتقاد رئیسجمهور «زورگوییها، تجاوزها، بداخلاقی و بیادبی گردنكلفتهای بینالمللی نیز بزودی به تاریخ خواهد پیوست». وی در بخش دیگری از سخنان خود خلعسلاح اتمی را موضوعی بسیار مهم و اساسی در امنیت جهانی ارزیابی كرد و گفت: خلعسلاح اتمی امری ضروری است و ملت ایران آمادگی دارد كه در مدیریت آن نقش اساسی را ایفا كند.
وضعیت امروز جهان قابل اداره نیست
«آمریكاییها رسیدگی به موضوع هستهای ایران را به آژانس بینالمللی انرژی اتمی واگذار كنند» این موضوعی بود كه رئیسجمهور دوشنبهشب در دیدار رمزی كلارك، دادستان كل اسبق آمریكا بر آن تاكید كرد. احمدینژاد در این دیدار «همدلی و همفكری را در جهان امروز» لازم دانست و با بیان اینكه «وضعیت امروز جهان قابل اداره نیست»، گفت: باید دنیای جدیدی بر پایه برادری، دوستی و احترام متقابل ساخت. مهم نیست چه كسی اهل كجا باشد، فلسطینی یا آمریكایی و یا ایرانی؛ هر انسان صلح دوست و عدالتخواهی در هركجای جهان كه باشد باید به جبهه عدالتخواهی بپیوندد. تغییرات ایجادشده در دولت آمریكا نیز از دیگر موضوعاتی بود كه در این دیدار مطرح شد كه رئیسجمهور از استقبال ایران از این تغییرات سخن گفت و تاكید كرد: فكر میكنیم تغییرات عملی نیاز قطعی جامعه بشری است و مسؤولان فعلی دولت آمریكا نباید فرصتها را از دست بدهند و بر این اساس باید از ادبیاتی استفاده كرد كه نشانه همكاری و دوستی باشد. وی سپس موضوع هستهای را متعلق به گذشته دانست و اینكه مسؤولان آمریكایی خود را درگیر این موضوع نكنند و رسیدگی به آن را به آژانس بینالمللی انرژیاتمی واگذار كنند، عاقلانه دانست. وی با تأكید بر اینكه «نباید اجازه داد قدرتطلبان قدرت را در دست بگیرند»، اظهار كرد: اگر فرصتها در اختیار قدرتطلبان قرار بگیرد آنها همه راهها را مسدود خواهند كرد و در چنین صورتی اشتباهات گذشته هر روز تكرار خواهد شد. رمزی كلارك نیز در این دیدار با ابراز خوشحالی از ملاقات رودر رو با احمدینژاد گفت: بهترین خاطرات من مربوط به دوران دیدار با آیتالله خمینی است. دادستان كل اسبق آمریكا سپس نطق رئیسجمهور ایران در اجلاس «دوربان-2» را مورد اشاره قرار داد و اظهارات احمدینژاد را مهمترین حرفهای این اجلاس دانست و تاكید كرد: من مطمئن هستم آمریكاییهای زیادی وجود دارند كه علاقهمند هستند سخنان شما را بشنوند و به شما كمك كنند. كلارك همچنین با اشاره به موضوع هستهای ایران گفت: تاكنون بهترین استدلالها را در مواضعتان داشتهاید و مطمئن هستم اگر حرفهایتان به گوش مردم جهان برسد هیچكس نمیتواند آن را رد كرده و به شما اعتراض كند. وی همچنین از برخورد دوگانه با موضوع هستهای ایران انتقاد كرد و گفت: در حالیكه اسرائیل و برخی كشورها سلاحهای پیشرفته هستهای در اختیار دارند، این حق ایران است كه از انرژی صلحآمیز هستهای بهرهمند شود.
سی. ان .ان: احمدی نژاد فاتح ژنو است
سخنرانی دكتر احمدینژاد در كنفرانس ضدنژادپرستی سازمان ملل كه در ژنو برگزار شد بازتابهای گستردهای در داخل ایران و رسانههای بینالمللی داشت كه مهمترین آنها از سوی سیانان بود كه «لقب فاتح ژنو» را به وی داد. سخنان رئیسجمهور توسط شبكههای خبری جهان به شكل زنده و مستقیم پخش شد، چنانكه رسانههای تركیه آن را به طور گسترده انعكاس دادند. اما در این میان تحلیلگر روزنامه القدسالعربی گفت:«این اقدام بیانگر نفوذ و سیطره صهیونیسم بر این كشورهاست». روزنامه «الرای» اردن هم نوشت: سخنان احمدینژاد درباره فلسطین، عراق و افغانستان در اجلاس ژنو با تشویق مكرر حاضران روبهرو شد. شبكه تلویزیونی فرانسه هم گزارش داد؛ سخنرانی «محمود احمدینژاد» در برخی موارد با كفزدنهای ممتد برخی از حاضران همراه بود. رادیو بیبیسی نیز در این باره گزارش داد: احمدینژاد در سخنان خود به اسرائیل حمله كرد.
اظهارنظرهای داخلی
محمدرضا باهنر، نایب رئیس مجلس در واكنش به اتفاقات اجلاس دوربان گفت: این اقدام رئیسجمهور یكی از موفقیتهای خوب برای تبیین مواضع نظام جمهوری اسلامی در مواجهه با نژاد پرستی كه مصداق روشن آن همان رژیم صهیونیستی است، بود. احمد توكلی، عضو فراكسیون اصولگرایان مجلس هم تأكید كرد: هر نفس آزاده باید به روحیه رئیسجمهور در دفاع از مظلومان و ابلاغ پیام مظلومنوازی ملت ایران افتخار كند. حجتالاسلام موسی قربانی، عضو هیات رئیسه مجلس هشتم هم گفت كه «حركتی كه رئیسجمهور در اجلاس ضد نژادپرستی در ژنو انجام داد با نصرت الهی همراه بود». میرحسین موسوی نیز كه این روزها در تكاپوی حضور در انتخابات ریاستجمهوری است دیروز به سخنرانی رئیسجمهور در اجلاس ضد نژادپرستی ژنو اشاره و تصریح كرد: این حادثه و توهین آن فرد در این اجلاس به رئیسجمهور كشورمان، حادثه تاسفانگیزی است كه همه ما را ناراحت كرد و افرادی كه چنین توهینی را كردند محكوم میكنیم. مرتضی آقا تهرانی، عضو فراكسیون اصولگرایان مجلس نیز گفت: احمدینژاد به كشورهای دیگر بویژه كشورهای اسلامی و اعراب یاد داد كه حق خود را از زورگویان بگیرند. علیرضا محجوب، نماینده اصلاحطلب تهران نیز این اقدام ضد صهیونیستی رئیسجمهور را در راستای عزت و سربلندی تعریف كرد و گفت: معتقدم موجب بیداری اسلامی میشود. توكلی در پایان در واكنش به كسانی كه معتقدند احمدینژاد بعد از ترك جلسه سخنرانی توسط سران چند كشور و اقدامات غیرمنطقی و بیادبانه تعدادی حامی رژیم صهیونیستی باید سخنرانی خود را تمام میكرد، گفت: الحمدلله رئیسجمهور بهترین كاری را كه باید انجام میشد در اجلاس ژنو انجام داد. حجتالاسلام محمد زارعفومنی، رئیس ائتلاف اصلاحطلبان جوان هم درباره سخنرانی رئیسجمهور ایران گفت: احمدینژاد شجاعت را به عنوان یكی از ویژگیهای فرهنگ ایرانی به دنیا یادآور شد. وی توانست صدای مظلومترین ملت را از فراز همه تحریمها به گوش دنیا برساند. منبع: وطن امروز واینجا
درهمین رابطه خواندن این متن از حاج اقا غریب رضارابه شما توصیه می کنم: تو موجب وهن نظامی!!
این را هم بخوانید:مجيزگويي زيباکلام در اعتمادملي براي رژيم اشغالگر!!
خبرگزاري فارس: يك روزنامه معتبر آمريكايي از گزارش محرمانه كميته بينالمللي صليب سرخ درباره شكنجههاي بيرحمانه و غيرانساني زندانيان در زندانهاي مخفي سازمان جاسوسي آمريكا خبر داد.

خبرگزاري فارس: يك روزنامه انگليسي در گزارشي از همدستي مقامات انگليس و آمريكا در خصوص شبكه زندانهاي مخفي سازمان جاسوسي آمريكا و شكنجه زندانيان گوانتانامو خبر داد.


- ولن ترضي عنك اليهود ولاالنصاري حتي تتبع ملتهم (بقره،120)
- لتجدن اشد الناس عداوه للذين آمنوا اليهود و الذين اشركوا (مائده،82)
مدتي پيش رسانه هاي غربي و غربزده به بهانه سخنان دكتر احمدي نژاد درباره واقعه هولوكاست (يهودي كشي آلمان هيتلري در جنگ جهاني دوم) و پيشنهاد انتقال صهيونيست ها به كشورهاي اروپاييِ مدعي حمايت از حقوق يهوديان، تهاجم تبليغاتي گسترده اي را عليه رئيس جمهور كشورمان به راه انداختند.
(براي نمونه روزنامه شرق مورخ 26/9/84 به درج مصاحبه اي پرداخته كه با استناد به مصوبات دادگاه قرون وسطايي نورنبرگ، هولوكاست را مسلم پنداشته است! در حالي كه حتي بسياري از انديشمندان غربي هم به نقد اين ادعاهاي نادرست پرداخته اند!) شدت اين تهاجم به حدي بود كه بسياري از كساني كه ميزان نفوذ گسترده صهيونيسم بر غرب را نمي دانند، شگفت زده شدند.
انديشمندان قرباني نقد اسطوره هاي صهيونيستي
سيل اين تهاجم را كه ديدم، به ياد انديشمند نامدار فرانسوي پروفسور رابرت فوريسون و كتاب زيبايش «اتاق هاي گاز در جنگ جهاني دوم، واقعيت يا افسانه »افتادم. اين پيرمرد دانشمند فرانسوي سال ها در زمينه هولوكاست كار علمي طاقت فرسايي انجام داده و بارها در خيابان هاي فرانسه مورد هجوم چماق به دستان صهيونيست قرار گرفته است.
وي بيش از ده بار دادگاهي شده و به دليل پژوهش هاي محكم خود درباره يك موضوع ممنوع! از استادي دانشگاه ليون در فرانسه محروم و به جزاي نقدي محكوم شده است. زماني مجله صبح با او مصاحبه كرده بود ولي پروفسور با حيرت و مظلوميت اصلاً باور نمي كرد حتي يك نشريه در جهان جرات داشته باشد حرف هاي او را بازتاب دهد. به درستي او را «تنهاترين متفكر فرانسه» نامگذاري كرده اند.[1] او تنها نيست؛ بسيارند بزرگان انديشه ورزي كه در غرب پر از دموكراسي(!) به دليل انديشيدن درباره هولوكاست و تحقيق در تاريخ جنگ دوم جهاني به زندان، تبعيد و جريمه محكوم شده اند.
پروفسور روژه گارودي يكي ديگر از اين انديشمندان آزاد انديش فرانسوي است؛ همو كه به دليل افشاي شش اسطوره تشكيل دهنده دولت اسراييل در كتاب «تاريخ يك ارتداد» محاكمه و محكوم شد؛ چرا كه انگاره ها را بت شكني كرده و در مورد خطوط قرمز غرب سخن گفته بود. او عليه جعل تاريخ توسط صهيونيست ها تحقيق كرد و اين جرم بسيار سنگين تر از آن بود كه مدرك معتبر دكترايش از سوربن و يا رياست 25 ساله اش بر مركز تحقيقات ماركسيستي حزب كمونيست فرانسه به وي كمكي كند.[2]
دكتر فردريك توبن، مورخ آلماني الاصل مقيم استراليا به دليل نقد و تحليل شيميايي و فيزيكي كوره هاي آدم سوزي و رد علمي وجود آن ها، چنان مورد اهانت، تحقير و محاكمه قرار گرفت كه تا سر حد گرفتن پناهندگي سياسي از جمهوري اسلامي پيش رفت.[3]
در سال هاي اخير جمع بسياري از انديشمندان غربي به نقد اين اسطوره هاي تاريخي و صهيونيستي پرداخته و صد البته بسياري از آن ها محاكمه شده اند. ميشل آدام فرانسوي از آموزگاري خلع و با پنج فرزند در 57 سالگي از هر درآمدي محروم شد. اكنون حتي مقرري كمك هزينه دولتي را دريافت نميكند.[4]
وينسنت رينوارد فرانسوي هم از شغل آموزشي خود در بخش دولتي اخراج و در نوامبر 1998 به دليل كمك به تهيه گزارش رودلف به سه ماه حبس و معادل 10000 فرانك جريمه نقدي محكوم شد و اكنون تحت قيموميت به سر مي برد.[5]
پاستور روژه پارمنتير نيز به دليل كمك به روژه گارودي در قضيه دادگاه او از حزب سوسياليست اخراج شد.[6]
ژان ماري لوپن هم به دليل بيان مطالبي درباره جزئيات اتاق هاي گاز هيتلري در فرانسه و آلمان تحت پيگرد قرار گرفته است.[7]
كتابفروشي به نام پدرو وارلاي در شهر بارسلونا به جرم انكار هولوكاست و اتهام تحريك به نفرت و خصومت نژادي در نوشته هاي خود به پنج سال زندان و پرداخت جريمه اي معادل 720000 پزوتا (5000 دلار) و هزينه سنگين دادگاه شد و به حكم دادگاه بنا شد تمام موجودي كتابفروشي او معادل 20972(بيست هزارو نهصد و هفتاد و دو ) جلد كتاب و صدها نوار كاست صوتي و تصويري به آتش كشيده شود و چنين شد. او و كارمند زن كتابفروشي اش بارها مورد حمله گروه هاي صهيونيست قرار گرفته بودند.[8]
گري لاوك شهروند امريكايي به جرم خدشه در هولوكاست از سوي دانمارك به آلمان تحويل داده شد.[9]
گونتر دكرت و اودو والندي آلماني هم به همين جرم هنوز در زندان به سر مي برند.[10]
روا رهارد كمپر از اهالي مونستر پس از گذراندن يك سال زندان در حالي كه احتمال محكوميت بسيار طولانيتري داشت ناچار شد پنهان شود. آلماني ها و اتريشي هايي هستند كه به همين جرم (تحقيق در تاريخ اسطوره هاي معاصر) در تبعيد زندگي مي كنند و نوشته هاي آن ها به دستور دادگاه توقيف و در آتش سوزانده مي شود.[11]
ارنست روندل و دوستانش هم در كانادا در مقابل دادگاه هاي ويژه كميسيون حقوق بشر و دادگاه هاي خاص به جرم تحقيقات تاريخ شان مورد بازخواست هستند.[12]
ديويد ايرولينگ انگليسي هم كه مي خواست در اتريش دعوت يك دانشگاه را بپذيرد و بين دانشجويان سخنراني كند به جرم حقيقت جويي در تاريخ دستگير شد و به 20 سال زندان محكوم شده است.[13]
احمد هوبر روزنامه نگار مسلمان سوئيسي به جرم نقد تاريخ واره ها و انگاره پردازي هاي صهيوني بارها مورد اذيت و آزار قرار گرفته است.[14]
آبه پي ير در فرانسه مجبور شد از كارهاي علمي و فرهنگي خود كناره گيري كند؛ زيرا به خط قرمز يهود نزديك شده بود.[15]
كشيش لولوت، كشيش ماتيو و ژاك فووه هم به جرم حمايت از پروفسور روژه گارودي با او محاكمه شدند.[16]
گرد هونزويك، نويسنده اتريشي به جرم تحقيق تاريخي به يك سال و نيم زندان و تبعيد از كشورش محكوم شد.[17]
اگر بخواهيم ادامه دهيم اين ليست بسيار طولاني خواهد شد. در ادامه فقط نام برخي ديگر از قربانيان آزاد انديش غربي را از كشورهاي مختلف مي آوريم:
يورگن مولمن معاون حزب ليبرال آلمان كه از حزب اخراج شد[18]، رابرت فيسك در امريكا[19]، روزترويك مفسر روزنامه لوموند فرانسه[20]، مارتين هوهمان عضو حزب دموكرات مسيحي آلمان كه از حزب و مجلس آلمان اخراج شد[21]، ژنرال راين هارد گوئينتسل فرمانده نيروهاي مداخله ويژه ارتش آلمان كه به دليل حمايت از گفته هاي مارتين هوهمان از ارتش اخراج شد،[22] مارك وبر مورخ امريكايي[23]، آرمان امادروس[24]، دراويوژ راتايژاك (راتايچاك)[25]، آرتور رابرت بوتر (امريكايي)، فيليپ كازين[26]، بتاريس بوكارد[27]، كن ليوينگستن عضو پيشين حزب كارگر انگلستان[28]، ويلهم استاگليچ، ارهارد كمپر، دكتر جني تانگ انگليسي[29] و ... .
جعل تاريخ و مبارزه با حقيقت جويان، شيوه هميشگي يهوديت خاخامي و فريسيان نژادپرست و مادي گرا بوده است. آن ها همواره مخالفان خود را به يهودي ستيزي و نژادپرستي متهم كردهاند. حتي باروخ اسپنيوزاي يهودي هم زماني كه علَم مبارزه با يهوديت خاخامي را بر افراشت و به نقد انگاره ها و اسطوره هاي كتاب مقدس و افسانه هاي بنيانگذار سياست هاي ظالمانه آن ها پرداخت، او را يك يهود ستيز ناميدند و تكفير كردند.[30] اسپينوزا معتقد بود حكومت يهوديان در فلسطين منقرض شد، زيرا خداوند نيز از آنان نفرت داشت.[31] حتي تا حد ترور وي هم پيش رفتند ولي او جان سالم به در برد.[32] امروزه صهيونيست ها به دليل بزرگي اين عالم يهودي مجبورند از او به خوبي ياد کنند.
افسانه هولوكاست و يهود ستيزي
يكي از حربه هاي مهم صهيونيست ها براي توجيه سياستهاي وحشيانه خويش، جعل افسانه ها و اسطوره هايي از جمله هولوكاست مي باشد. هولوكاست به معناي سوزاندن با آتش است كه به طور كامل از ميان برود و به جريان كشتار وسيع يهوديان! در جنگ جهاني دوم اطلاق مي شود.[33] اين واقعه ادعايي بيشتر به ارتش هيتلر نسبت داده ميشود؛ در صورتي كه عالمان تاريخ ارتباط وثيق هيتلر و صهيونيست ها را در جنگ جهاني دوم مورد توجه قرار داده و انتفاع يهوديان و هيتلر از اين موضوع را گوشزد كرده اند.
ارتباط و همکاري متقابل هيتلر و يهوديان
هانا آرنت دانشمند يهودي و هاينس هوهنه روزنامه نگار آلماني به ارتباطهاي گرم آلمان هيتلري و حزب ناسيونال سوسياليسم او و صهيونيست ها اقرار مي كنند[34]. شواهد مختلفي بر اين ارتباط وجود دارد از جمله:
1. انعقاد قرارداد هاوارا كه تسهيلات لازم جهت مهاجرت يهوديان به فلسطين را از راه انتقال سرمايه شان با صدور كالاهاي آلماني فراهم مي كرد.[35]
2. همكاري گروه صهيونيستي بتار با نازي ها.[36]
3. در قرارداد هاوا در سال 1933 جانب نازي ها را گرفتند و مانع از اعمال تحريم اقتصادي عليه آن ها شدند.[37]
4. مهاجرت گسترده يهوديان آلمان از طريق كميته رستگاري كه مردي به نام كاستنر مسووليت آن را بر عهده داشت و در قبال آن خدماتي به نازي ها ارائه مي كرد.[38]
5. گرفتن غرامت از آلمان از 1952 و ادامه آن تا سال 2002 م بابت اين قتل عام ادعايي. اين غرامت چنان براي اسراييل حياتي بود كه بنگورين، گرفتن آن را معجزه اي در حد ايجاد دولت صهيونيستي مي داند.[39]
مقام معظم رهبري(حفظه الله) مي فرمايند:
دولت آلمان صد و پنجاه ميليارد مارك به عنوان خسارت به يهودي ها داد، اما خسارت يهوديان از آلمان هنوز تمام نشده است، باز هم خسارت طلبكارند و بايد به آن ها داده شود. آن چه يهودي ها با آلمان كردند، كم و بيش با برخي از كشورهاي اروپايي ديگر مثل اتريش، سوئيس، فرانسه و حتي چند سال قبل با واتيكان نيز انجام دادند. همه بايد خسارت بپردازند، اين خسارت تمام شدني نيست. در بعد رواني، اسراييلي ها فعاليت هاي بسيار مهمي دارند. همه سياستمداران، خبرنگاران، روشنفكران، كارگزاران و نخبگان غرب بايد در مقابل بناي يادبود كوره هاي آدم سوزي سر تعظيم فرود بياورند. يعني داستاني را كه اصل صحت آن معلوم نيست، مورد تأكيد قرار دهند و خود را بدهكار آن داستان قلمداد كنند. اين ها روش هايي است كه در تبليغ دارند و همه معطوف به مظلوم نمايي است.[40]
اين افسانه در كنار اتهام يهود ستيزي به منتقدان آن كمك شاياني به توجيه ستم هاي صهيونيسم در جهان مي كند.
پروفسور نورمن فينكلشتاين يهودي هم در كتاب صنعت يهودي سوزي به سوء استفاده از اين داستان تصنعي و بحث يهود ستيزي پرداخته است.[41]پژوهشگران رقم واقعي كشته شدگان يهودي جنگ دوم جهاني را كم تر از دويست هزار نفر مي دانند كه در مقايسه با پنجاه ميليون كشته جنگ جهاني که مسيحي و مسلمان و بودايي و .... بودند قابل اعتنا نيست.
قوانين بي رحمانه جهاني در حفظ اسطوره هاي صهيونيستي
اخيرا با تلاش لابي هاي صهيونيستي در سازمانهاي بين المللي و كشورهاي مختلف قوانيني تصويب شده است مبني بر اين كه كسي حق اظهار نظر درباره اين اسطوره ها! را ندارد.
قانون دادگاه هاي نورنبرگ و توكيو حق اظهار نظر انديشمندان درباره محاكمه هاي دادگاه هاي سران نازيسم را مي گيرد.[42]
در فرانسه قانون فابيوس - گسو به صورتي ظالمانه حق آزاد انديشي و تأمل درباره جعل تاريخ توسط صهيونيستها را سلب ميكند.[43] انجمن بين المللي وكلا و حقوقدان هاي يهودي طي كنفرانسي به سال 1998 در سالوينك خواستار وضع قوانين ضدتجديد نظر طلبي در تاريخ شده و خواسته اند كشورهايي كه قوانين مشابهي ندارند آن را تصويب كنند.[44]
هولوكاست واقعي در ايران، عراق، فلسطين، رواندا، آمريکا و ...
به نوشته پژوهشگر معاصر عبد الله شهبازي، اخيرا دكتر مجد تحقيقاتي انجام داده كه ثابت ميكند بزرگ ترين نسل كشي قرن بيستم در ايران رخ داده و اين كشور بزرگ ترين قرباني جنگ اول جهاني بوده است. بر اساس تحقيق دكتر مجد در طول سال هاي 1919-1917 بين هشت تا ده ميليون نفر از مردم ايران در اثر قحطي يا بيماري هاي ناشي از كمبود عمدي مواد غذايي كشته شدند و دولت بريتانيا بزرگ ترين عامل اين قحطي ساختگي بوده است. انگليس با خريد محصولات غذايي ايرانيان براي ارتش خود به چند برابر قيمت و جلوگيري از ورود مواد غذايي به ايران، باعث قحطي شد.[45]
چند سال پيش در روآندا بين دو قبيله هوتو و توتزي جنگي رخ داد و در برابر چشم جهانيان، حدود 800000 (هشتصد هزار) نفر از مردم روآندا كشته شدند؛ در حالي كه سربازان سازمان ملل هم نظاره گر بودند و جلوي اين كشتار را نگرفتند! اخيرا نقش ارتش فرانسه و کارخانه هاي اسلحه سازي غرب در اين نسل کشي دهشتناک کاملا مشخص شد.
در عراق طي سه سال اخير كه امريكا آن را اشغال كرده است، بيش از صد هزار عراقي كشته و بسياري هم مجروح و به مواد راديو اكتيو آلوده شده اند. در فلسطين طي 80 سال اخير صدها هزار انسان كشته شده اند. در تاريخ سرخپوست ها مي خوانيم در طول نزديك به سيصد سال تصرف اين قاره ثروتمند توسط آنگلوساكسون ها حدود شصت ميليون انسان كشته شدند.[46] در همان سال ها حدود 25 ميليون برده آفريقايي از شهرهاي خود دزديده و براي كار اجباري به امريكا برده شدند و حدود همين تعداد هم در جريان شكار برده كشته شدند و تمدن پيشرفته آفريقا که شاهکار اهرام مصر را داشت و سرمنشا علوم بسياري بود را نابود کردند.[47] ظاهرا فقط نژاد يهود و نوکران حلقه به گوش آنها انسان هستند و بقيه از حيوانات هم بي ارزش ترند.
پي نوشتها و منابع:
[1] پاورقي 68 مقاله سحر سامري از سايت علمي پژوهشي yahood.net
[2] همان.
[3] همان.
[4] اتاق هاي گاز در جنگ جهاني دوم، واقعيت يا افسانه، نوشته پروفسور روبر فوريسون، ترجمه دكتر سيد ابوالفريد ضياءالديني؛ نشر مؤسسه فرهنگي پژوهشي ضياء انديشه؛ چاپ اول؛1381 . ص52 .
[5] همان.
[6] همان.
[7] همان.
[8] همان.
[9] همان.
[10] همان.
[11] همان.
[12] همان.
[13] بخش خبري سيماي جمهوري اسلامي ايران و مطبوعات هفته دوم آذر ماه 84 و نيز كتاب پژوهش صهيونيت، ج2، به كوشش محمد احمدي، نشر مركز مطالعات فلسطين، چ اول، پاييز 81، ص227 .
[15] همان.
[16] كتاب محاكمه آزادي (در مهد آزادي)، ج2، پروفسور روژه گارودي، با مقدمه دكتر علي اكبر ولايتي، مترجمين: مجيد خليل زاده و احمد نخستين و جعفر ياره، نشر موسسه فرهنگي انديشه معاصر، چ اول پاييز 77، ص24 .
[17] پاورقي 68 مقاله سحر سامري
[18] كيهان، 21 آبان1382 .
[19] پاورقي 68 مقاله سحر سامري
[20] همان.
[21] كيهان، 21 آبان 1382
[22] پاورقي 68 مقاله سحر سامري
[23] پژوهه صهيونيت، مقاله واقعيت يهود ستيزي، ص 227
[24] همان.
[25] همان.
[26] كتاب اتاق هاي گاز در جنگ جهاني دوم، واقعيت يا افسانه، ص 42
[27] همان.
[28] صنعت يهودي سوزي، نورمن ج. فينكلشتاين، مترجم: سوسن سليم زاده، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1381، تهران، ص82
[29] روزنامه قدس، 5 بهمن 1382، با عنوان: نماينده پارلمان انگليس به خاطر بيان حقيقت بر کنار شد.
[30] پژوهه صهيونيت، ج2، ص 192
[31] همان، ص 191
[32] همان.
[33] تاريخ يهود - مذهب يهود، بار سنگين سه هزاره، اسراييل شاهاك، ترجمه مجيد شريف، نشر چاپخش، چ اول، 1376، ص .19
[34] پژوهه صهيونيت، ج2، ص 225
[35] همان.
[36] همان.
[37] محاكمه آزادي (در مهد آزادي)، ج2، ص 17
[38] پژوهه صهيونيت، ج2، ص 225
[39] همان.
[40] سخنراني در تاريخ 11 بهمن 1380
[41] صنعت يهودي سوزي، نورمن ج. فينكلشتاين، ص.
[42] در مقدمه كتاب محاكمه آزادي پروفسور روژه گارودي نقدهاي خوبي به قوانين اين دادگاه ها دارد.
[43] همان.
[44] اتاق هاي گاز در جنگ جهاني دوم، واقعيت يا افسانه، ص .54
[46] كتاب زر سالاران يهودي و پارسي، استعمار بريتانيا و ايران، ج 1، عبد الله شهبازي، موسسه مطالعات سياسي، فصل تجارت ماوراء بحار و استعمار غرب، راز شکل گيري تمدن جديد غرب.
[47]. همان.