مطالب مرتبط: مقدمه
ابهامها در ترور آیت در گفتگو با فرزند شهید
شهید آیت و مظفر بقایی
امیر سعید نقي زاده سهی، عضو واحد دانشجویی حزب جمهوری اسلامی و قائم مقام مديرمسئول نشريه كارگري حزب (صالحان سازنده) بوده است. او که از قبل از پیروزی انقلاب اسلامی با شهید آیت حشر و نشر داشته است و خود را مرید ایشان می داند، مي گويد:
«شهيد آيت، بارها در جلسات حزب، ميرحسين موسوي و زهرا رهنورد را التقاطي معرفي مي كرد. ایشان، جبهه ملي، نهضت آزادي و سازمان مجاهدين خلق را حلقه های پي در پي يك زنجير مي دانست. تشكيلاتي مثل جاما و جنبش مسلمانان مبارز را هم كه حبيب الله پيمان رئيس آن بود، در چهارچوب اين جريان ارزيابي مي كرد. ميرحسين موسوي و همسرش قبل از انقلاب اسلامي، عضو جنبش مسلمانان مبارز بودند. شهيد آيت اين دو نفر را كماكان شيفته اين جريان و سلسله مي دانست...
شهید آیت معتقد بود که استعمار در برابر مبارزان اصیل، مبارزان قلابی و بدلی به وجود می آورد. ایشان صراحتا میرحسین را یک انقلابی قلابی می دانست. مخالفت شخصیتی مثل بنی صدر با وزارت میرحسین موسوی هم، برای قهرمان کردن و جا زدن او به عنوان یک مبارز اصیل در چشم انقلابیون بود... اینها پس از شهادت آیت، که قدرت در دستشان بود، سالگرد شهادت آیت را از تقویمها حذف کردند.»(1)
علیرضا نادعلی از اعضای حزب جمهوری اسلامی می گوید:
«شهید آیت یک مدتی معاونت سیاسی حزب بود... یادم هست که شهید آیت سر درگیری با مهندس موسوی، از حزب قهر کرده بود و جلسه شورای مرکزی را هم حتی نمی آمد... شهید آیت، خیلی تند و محکم به ملی گراها و سلطنتی ها و منافقها حمله می کرد، با الفاظ خیلی عجیب. خب ما هم واقعا با همه ضعف معلوماتی که داشتیم، می دانستیم حالا «بازرگان» یا «سنجابی» یا بعضی دیگر خب انقلابی نیستند. با «امام» صد در صد نیستند. ولی شهید آیت علنا مطرح می کرد که خیلی از این ملی ها اصلا دین ندارند و ضدانقلابند و منتظر فرصتند که به جمهوری اسلامی ضربه بزنند. این طرف، خوب میرحسین و بعضی دور و بری هایش سمپاتی داشتند به این ملی ها.»(2)
اختلاف شهيد آيت با ميرحسين موسوي، ادعايي نيست كه تنها يكي دو نفر از اعضاي حزب جمهوري اسلامی گواه آن باشند. هاشمي رفسنجاني، رئیس وقت مجلس شورای اسلامی و عضو هيئت موسس حزب در خاطرات خود از 6 ارديبهشت 1360چنين مي نویسد:
«شب در جلسه مشترك مسئولان اجرايي و نمايندگان مجلس حزب شركت كردم. مقداري از وقت در انتقاد از حزب و روزنامه [جمهوري اسلامي] گذشت. آقاي آيت به خط روزنامه اعتراض داشت، آقاي [ميرحسين] موسوي دفاع كرد.» (3)
هاشمی همچنين در بيان خاطرات روز 14 تير 1360 مي نویسد:
«جلسه علني داشتيم. معرفي وزير خارجه مطرح بود كه تصويب شد. آقاي مهندس ميرحسين موسوي سردبير روزنامه جمهوري اسلامي، وزير خارجه شد. از اول كار، آقاي رجايي ايشان را معرفي كرده بود. بني صدر قبول نمي كرد. آقايان (دكتر حسن) آيت و احمد كاشاني مخالفت كردند و عكس العمل بدي داشت؛ مخصوصا از آقاي آيت كه عضو شوراي مركزي حزب است.» (4)
متن نطق شهيد آيت در مخالفت با وزارت خارجه ميرحسين موسوي در مجلس شوراي اسلامي كه در تاريخ 14 تير 1360، یعنی یک هفته بعد از انفجار هفت تیر صورت گرفت به اين شرح است:
«بسم الله الرحمن الرحيم. من با اينكه اسم نوشته بودم، در اين شرايط حساس، در اين شرايطي كه ملت هم عزادار است و هم دچار موفقيتهايي شده است، نمي خواستم صحبت كنم اما در محظور بودم. يكي همين كه اشاره كردم، شرايط حساسي است كه ممكن است مخالفت من باعث سوء استفاده بشود و از طرفي هم هنوز بوي خون پاك شهدا از دفتر حزب جمهوري اسلامي به مشام مي رسد و هنوز مركب عزل رئيس جمهور بي كفايت خشك نشده است.
از اين جهت كه بعد تاريخ قضاوت بدي نكند، تمام مطالبم را در اين خلاصه مي كنم كه دوست قبلي ما [سخنران قبلی مجلس که در موافقت با موسوی سخن گفت] گفتند كه نظريات آقاي موسوي درباره آقاي دكتر مصدق مربوط به گذشته بوده است. كاري نداريم كه اين گذشته سال 58 و سال نزديك به ما و سال 59 هست. اما اگر ايشان الآن هم به اين سئوال من پاسخ بگويند شايد مساله حل شده است كه آيا ايشان مصدقِ امام را قبول دارند كه امام مي فرمايند مصدق به اسلام سيلي زد، مصدق، مسلم نبود؟ در زمان مصدق به چشم سگ عينك زدند و روي آن نوشتند آيت الله. در زمان مصدق روزنامه شورش كه مورد تاييد مصدق بود، تصوير آيت الله كاشاني را به صورت سگ و مار و عقرب مي كشيد. آيا اين مصدق را قبول دارند يا مصدق سرمقاله 28 تير 1358 و 14 اسفند 1358 و مقاله اخيري كه تحت عنوان "خيابان مصدق" نوشتند؟(5) كداميك از اين دو مصدق را، ايشان صريحا بگويند كه الآن پس از آن بيانات امام قبول دارند؟ آيا رفراندوم مصدق را در سلسله مقالاتي كه حمام(؟) نامي در روزنامه جمهوري اسلامي نوشته بود و او را يك عمل ضدامپرياليستي قلمداد كرده بود، آن را قبول دارند و يا رفراندومي كه امام فرمودند تقلبي بود؟ و به منظور تحميل قانون اساسي آمريكايي بود و سر يك الاغ راي بسته بودند و بردند در صندوق مخالفين انداختند و همينطور ساير خطوط كه اشاره شد؟
مطلب زياد است ولي شرايط كنوني را من مناسب براي طرح اين مسائل نمي دانم ولي اين سئوال را دلم مي خواهد كه ايشان صريحا جواب بدهند. والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته.» (6)
مشروح مذاکرات مجلس در روز ۱۴ تیر ۱۳۶۰نشان می دهد که موسوی از دادن پاسخ صریح به سئوال شهید آیت طفره می رود. به هر حال در آن روز، مجلس شوراي اسلامي به وزارت ميرحسين موسوي راي مثبت داد. سیدحسن آيت هم يك ماه بعد از این نطق، صبح روز 14 مرداد 1360 در برابر منزل خود هدف رگبار قرار گرفت و به شهادت رسيد. 14 مرداد، روزی بود که قرار بود مجلس به کابینه جدید، یعنی کابینه شهید باهنر رای دهد. میرحسین موسوی، دوباره جزو اعضای پیشنهادی این کابینه بود.شاه كليد مخالفت شهيد آيت با ميرحسين موسوي؛ عضویت در فرقه رازآمیز
هفته نامه تعطیل شده شهروند امروز، نشریه وابسته به اصلاح طلبان، سال گذشته زمانی که هنوز از کاندیداتوری ریاست جمهوری میرحسین موسوی سخنی نبود و بسیاری از طرفداران جوان و دوآتشه امروزش اسم او را هم نشنیده بودند و چهره اش را نمی شناختند، پرونده ای درباره شهید آیت منتشر کرد که در آن ناخواسته و در لفافه، شاه کلید مخالفت شهید آیت با موسوی را لو داده است. البته در آن زمان، چون هنوز زمزمه ای از کاندیداتوری موسوی نبود و او در کانون توجهات قرار نداشت، کسی و به احتمال زیاد حتی خود گردانندگان نشریه، متوجه نشدند که شهروند امروز چه گافی داده است.
ابراهيم اسرافيليان، نماینده دوره دوم مجلس شورای اسلامی، دوست و همراه ديرينه شهيد آيت، در مصاحبه با شماره مذکور از هفته نامه شهروند امروز، یعنی شماره 59، مورخ 27 خرداد 1387 چنين گفته است:
«آیت درباره بسیاری از رجال سیاسی مدرک مستند داشت و درباره بنی صدر در جلسه ای صحبت کرده بود که علیه او توطئه کردند و با پخش نوار آن جلسه، او را متهم به کودتاچی بودن کردند و این پاشنه آشیل آیت شد. در حزب جمهوری هم به او گفته بودند که تو چرا این حرفها را درباره بنی صدر زده ای که او گفته بود این آدم آمده است تا ریشه جمهوری اسلامی را بزند و من سند دارم.(7) در آن جلسه یکی از آقایان گفته بود که لابد تو درباره من هم سند داری که آیت در پاسخ به او گفته بود اتفاقا درباره تو هم سند دارم.»
اسرافیلیان در ادامه این مصاحبه می گوید:
«حتي همان روزي كه آيت ترور شد، همراه خود اسناد ارتباط فردي با فراماسونري را داشت كه آن فرد مي خواست پستي بگيرد و آيت آن اسناد را به همراه داشت تا برود و تكليف آن فرد را روشن كند. وقتي هم كه ترور شد آن پوشه را بردند و بعدا باجناق آيت هرچه دنبال آن پوشه رفت تا بگيرد، نتيجه اي نگرفت.»(8)
با مقدماتی که گفته شد، هر خواننده هوشمندي، مي تواند حدس بزند منظور از شخص مرتبط با فراماسونري كه نام او در مصاحبه شهروند امروز نيامده چه كسي است. پرس و جوي نگارنده از برخي اعضاي حزب جمهوري اسلامي، نشان داد كه شهید آیت در مورد میرحسین موسوی چنین ادعایی داشته است. متاسفانه هیچ کدام از این اعضا، حاضر نشدند که نامشان حتی به صورت مخفف منتشر شود. با این حال، مصاحبه ای که اخیرا روزنامه وطن امروز با اسرافیلیان انجام داده است، بر درستی حدس ما صحه می گذارد. اگر در مصاحبه سال گذشته شهروند امروز، نام فرد مرتبط با فراماسونری نیامده است، در مصاحبه تازه وطن امروز، نام میرحسین موسوی آمده است ولی نام تشکیلات مورد نظر شهید آیت (فراماسونری) احتمالا بنا به ملاحظاتی حذف شده است. از این رو، مصاحبه های شهروند امروز و وطن امروز، مکمل یکدیگر هستند.
اسرافیلیان در مصاحبه با وطن امروز می گوید:
«...شهید آیت سخت بیمار بود و چند روز غیبت داشت اما تمام اسناد خودش را جمع و جور کرده و در پوشه گذاشته بود تا به مجلس بیاید، همسرش نقل میکند و میگوید، من از آیت خواستم به مجلس نرود و استراحت کند اما او گفت، امروز(چهارشنبه 14 مرداد 1360) باید تکلیف جمهوری اسلامی مشخص شود و من باید بروم تا این اسناد و حقیقتها را برای مردم روشن کنم.
وطن امروز: اسناد مربوط به چه نقاط تاریکی از موسوی بود؟
این اسناد ارتباط موسوی با [...] را اثبات میکرد اما آیت زمانی که از در منزل خارج میشود در فاصله 30 تا 40 متری بنزی مشاهده ميشود که راننده آن در حال پنچرگیری است، آیت سوار اتومبیل خودش میشود که از جانب افراد مخفی در آن بنز توسط مسلسل ترور میشود و نزدیک به 65 گلوله به بدنش اصابت میکند و هنوز جای گلولهها روی در منزل او هست.»(9)
نقي زاده سهي هم در مورد ادعای ماسون بودن میرحسین موسوی چنین مي گويد:
«البته از شهید آیت چنین مطلبی نشنیده ام. آخرین بار هم که ایشان را دیدم، حدود سه هفته قبل از ترور بود. اما آقای «ک»، يكي از دوستان حزبي، از محمد مُكری(10)، اولين سفير جمهوري اسلامي در شوروي، نقل مي كرد كه ميرحسين موسوي فراماسون است.» (11)
از سوی دیگر، اسرافیلیان در مصاحبه با وطن امروز، بر وجود چنین قولی از محمد مکری اینگونه صحه می گذارد:
«پروفسور محمد مکری هم که استاد تاریخ و جغرافیا در دانشگاه سوربن پاریس بود و مدتی در ایران زندگی میکرد، میگفت یکسری اسناد دارد که از آیت و دیالمه گرفته است، اما الآن هیچ خبری از پروفسور مکری ندارم و اصلا نمیدانم زنده است یا نه.»(12)
راقم این سطور نیز در آبان ماه 1386، مصاحبه ای با «ش، ز» درباره ادبیات داستانی غرب و داستایوسکی، نویسنده روس، داشت. مصاحبه شونده در گپ بعد از مصاحبه چنین گفت: «یکی از اساتید تاریخ معاصر ایران می گفت میرحسین موسوی فراماسون است و سند ماسونی او را دیده است.»(13)
توجه به سه نكته در زندگی میرحسین موسوی، تصور عضويت او در تشکیلات فراماسونري را که در نظر اول دور از ذهن به نظر می رسد، امکان پذير مي كند:
1- موسوي در زمان پيروزي انقلاب اسلامي، 37 ساله بوده است. او در آن زمان، جوانی در دهه بیست تا سی سالگی عمرش نبوده است که سن کمش، مانع از تصور عضويتش در تشکیلاتی همچون فراماسونري باشد؛ تشکیلاتی كه با جوانان میانه چندانی ندارد و 21 سالگي، حداقل سن براي عضويت در آن است.
2- موسوي، با آنكه 37 سال از عمرش را دوران پهلوي گذرانده است، بر خلاف اکثر قریب به اتفاق هم رده هایش، که بعضا کم سن و سالتر از او هم بوده اند، سابقه حتي يك روز بازداشت، زندان يا تبعيد را در این دوران ندارد.
3- ميرحسين موسوي و زهرا رهنورد، در سالهاي 1356 و 1357، بدون قصد تحصيل و دانشجويي، يك سال و نيم در آمريكا زندگي كرده اند. كشوري كه مهد فراماسونری و سازمانهای شبه ماسونی است و از جمعيت نزدیک به 240 ميليوني آن در سال 1980، حدود 4 ميليون نفر، عضو لژهاي فراماسونري بوده اند.(14)
فرارهای رو به جلو؟
يازده اسفند 1376، ميرحسين موسوي در حالي كه نزدیک به 9 سال از سكوتش مي گذشت، ناگهان در مراسم پنجاهمين سالگرد تاسيس انجمن اسلامي دانشكده فني دانشگاه تهران، لب به سخن گشود و سخنراني مفصلي ايراد كرد. جالب اينجاست كه موضوع اين سخنراني بي سابقه، لزوم توجه به نقش فراماسونها و صهيونيستها در تحولات جهان و رد تئوری توهم توطئه است!(15) اين سخنراني در زمان خود، اعتراض دوستان اصلاح طلب ميرحسين را كه هرگونه توجه به نقش ماسونها در تحولات سياسي و اجتماعي را توهم توطئه مي دانند برانگيخت، به گونه اي كه مثلا احمد زيدآبادي، مقاله اي عليه ميرحسين موسوي منتشر كرد. آيا با توجه به حوادث چند ماه اخير، نمي توان سخنراني يازده سال پيش ميرحسين را فرار به جلويي هوشمندانه، براي خنثي كردن افشاي وابستگي او به فراماسونري در سالهاي بعد دانست؟
عبدالله شهبازی، یهودپژوه و ماسون پژوه مشهور، که پس از دیدار خصوصی اش با میرحسین موسوی در زمستان 1387، به طرفدار سفت و سخت او تبدیل شده است و با وجود ایستادگی موسوی در برابر جمهوری اسلامی و حمایت همه جانبه غرب از او، هنوز از این طرفداری دست بردار نیست، در یادداشتی به تاریخ 21 تیر 1388 چنین می نویسد:
«چگونه ميتوانم باز هم از فراماسونري سخن بگويم زماني که بيپروا، برجستهترين چهرههاي تاريخ انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي ايران، آيتالله هاشمي رفسنجاني و ميرحسين موسوي و سيد محمد خاتمي، را به «فراماسون» بودن متهم ميکنند!»(16)
این در حالی است که در آن تاریخ، هیچ سایت یا نشریه ای وابسته به جریان مورد اشاره عبدالله شهبازی، چنین اتهامی را در مورد موسوی منتشر نکرده بود. و البته تاکنون نیز با صراحت، چنین اتهامی منتشر نشده است. می توان گفت مقاله ای که خواندید، اولین مطلبی است که با صراحت چنین اتهامی را مطرح می کند.
-------
پي نوشت:
1- مصاحبه نگارنده با امیر سعید نقی زاده سهی. او متولد 1339، دارای مدرک لیسانس جامعه شناسی از دانشگاه تهران است. او به واسطه دوستی دایی اش، آقای "خرم بخت" با شهید آیت، از سالهای قبل از انقلاب با شهید محشور بوده است. نقی زاده سهی در حال حاضر، مدير مسئول مجله «فيلم و سينما» و كارشناس روابط عمومي سازمان صدا و سيما است.
2- رضا گلپور، «شنود اشباح»، انتشارات کلیدر، چاپ نخست، پاییز 1381، صفحه 524
3- عبور از بحران، كارنامه و خاطرات هاشمي رفسنجاني سال 1360، دفتر نشر معارف انقلاب، به اهتمام ياسر هاشمي، چاپ نهم، 1386، ص 74
4- همان، صفحه 161
5- منظور شهید آیت، سر مقاله هایی است که در تمجید از مصدق در روزنامه جمهوری اسلامی به سردبیری میرحسین موسوی منتشر شده بود. معمول این بود که سرمقاله ها را سردبیر روزنامه می نوشت.
6- مذاكرات جلسه علني مجلس شوراي اسلامي، جلسه 174، به نقل از سايت اينترنتي كتابخانه مجلس شوراي اسلامي به آدرس www.ical.ir
7- این ماجرا، مربوط به قبل از حاد شدن اختلاف بنی صدر با نیروهای انقلاب است که در نهایت به عزل او از ریاست جمهوری انجامید.
8- شهروند امروز، شماره 59، 27 خرداد 1387، صفحه 62
9- وطن امروز، 20 مرداد 1388، صفحه 10
10- محمد مکری، متولد 1305 کرمانشاه، متوفای 1386 پاریس، از سال 1358 تا 1362، سفیر جمهوری اسلامی در شوروی و مغولستان بوده است. مکری در دانشگاه سوربن پاریس نیز سمت استادی داشته است.
11- مصاحبه نگارنده با اميرسعيد نقي زاده سهي
12- وطن امروز، 20 مرداد 1388، صفحه 10، البته در این مصاحبه به اشتباه، نام محمد مُکری، «محمد مجری» تایپ شده است.
13- از یادداشتهای شخصی نگارنده در آبان 1386. در گفتگویی که اخیراً برای تنظیم این مقاله با «ش ز» داشتم، «ش، ز» معتقد بود که آن استاد تاریخ معاصر ایران در حال حاضر، مایل به طرح نامش در این موضوع نیست.
14- نجده فتحی صفوت در کتاب «فراماسونری در جهان عرب» که در سال 1980 منتشر شده است (ترجمه یوسف عزیزی بنی طرف، نشر البرز، 1369) جمعیت فراماسونهای دنیا را 6 میلیون نفر برآورد کرده است که حدود 4 میلیون نفر آنها در آمریکا، 1 میلیون نفر در انگلیس و 1 میلیون نفر آنها در سایر نقاط دنیا زندگی می کنند.
15- متن كامل اين سخنراني را در كتاب "شش گفتار"، نشر ني و همچنين آدرس اينترنتي زير ببينيد:
http://www.ghalamnews.ir/news-10165.aspx
16- سایت عبدالله شهبازی، یادداشت مورخ ۲۱ تیر ۱۳۸۸
تقریبا تمامی رسانه های جمعی در تعامل با قضیه مسجدالاقصی تنها به اتفاقات صحن این مسجد و احیانا رویدادهای پیرامون آن پرداخته اند اما آیا کسی از خود پرسیده است نتیجه حفاریهایی که نهادهای صهیونیستی در سطح زیرین مسجدالاقصی انجام داده اند چه بوده است؟ اینکه صهیونیستها زیر مسجدالاقصی چه کاری می کنند؟ تصاویر زیر را انتخاب کرده ایم تا شما را از کم و کیف اتفاقات زیر مسجدالاقصی آگاه سازیم: حتما عکس ها را از http://www.qodsna.com/NewsContent-id_19248.aspx ببینید
تجارت اعضای بدن شهدای فلسطینی![]()
ه گزارش «شیعه نیوز» به نقل از شبستان، مدیرکل موسسه حقوق بشری حق كه در فلسطین فعال است، با تایید خبر منتشر شده از سوی روزنامه سوئدی مبنی بر قاچاق اعضای بدن شهدای فلسطینی به دست نظامیان رژیم صهیونیستی گفت: مسئله گزارش پزشک قانونی و کالبد شکافی و سرقت اعضای بدن، مسئله ای کاملا حساس و خطیر است و اگر نظارت دقیقی بر این مسئله وجود نداشته باشد به یک تجارت جهانی تبدیل خواهد شد. وی افزود: انجام اینگونه اقدامات از رژیم اشغالگر بعید نیست، رژیمی که کودکان و جوانان را به قتل می رساند و بدون حضور یکی از اعضای خانوده آنها یا یک همراه، دست به کالبد شکافی اجساد این شهدای فلسطینی می زند.
جبارین تأکید کرد: اطلاعاتی از برخی طرف های فعال در زمینه حقوق بشر درباره این اقدام رژیم اشغالگر به ما می رسید، ولی آنها فقط اطلاعاتی کلی بودند و نمی توان بر اساس آنها موضع قاطعی را اتخاذ کرد، همچنین عدم همکاری خانواده شهیدان به دلیل غم و اندوه شدید آنها به دلیل از دست دادن عزیزشان موجب شد تا به نتیجه قطعی نرسیم.
وی همچنین به حادثه کشته شدن یك جوان 17 ساله در سال 2004 در منطقه شهرک نشین بیت ایل در نزدیکی رام الله اشاره کرد و گفت: جسد این جوان به پزشک قانونی در تل آویو فرستاده شد و زمان تحویل دادن جسد، پزشکان بیمارستان رام الله و خانواده این شهید فلسطینی متوجه شدند که بدن وی خالی از اعضاست. جبارین افزود: این امور ممکن است به راستی رخ داده باشد، ولی ما به عنوان موسسه ای که به دنبال دلایل دقیق و منطقی برای اثبات جنایت است، حتما باید در این خصوص ادله کافی و قاطعی داشته باشیم.
بر اساس این گزارش، وی به دکتر هاس کان مدیر پژوهشگاه پزشکی قانونی رژیم صهیونسیتی اشاره کرد که در سال 2002 و 2003 موضوعاتی از قبیل تجارت اعضای بدن در مورد وی مطرح شد. جبارین خواستار تشکیل کمیته هایی برای نظارت و رسیدگی و تلاش برای آشکار کردن این اقدامات ضد انسانی شد و با اشاره به اینکه این کمیته ها برای پایان دادن به این اقدام ها تشکیل خواهند شد، گفت: اما هیچ چیز نمی تواند مقامات رژیم اشغالگر را از انجام چنین اقداماتی منع کند.وی افزود: رژیم اشغالگر همواره و به طور علنی دست به اقدامات وحشیانه می زند و سپس این اقدامات خود را نفی می کند.
شرکت های تجاری صهیونیستی اجرای پروژه های سازمان ملل را در اقصا نقاط جهان در قبضه خود می گیرند. مطبوعات صهیونیستی با اعلام این خبر فاش کردند برای اولین بار در تاریخ سازمان ملل متحد 15 شرکت صهیونیستی فعال در زمینه مهندسی ، ارتباطات ، نیرو و امنیت در مناقصه های مختلف سازمان ملل جهت انجام پروژه هایش در نقاط مختلف جهان حضور خواهند اشت. روزنامه هارتص در شماره دیروز سه شنبه خود با اعلام این خبر افزود نمایندگان این شرکت ها عازم نیویورک مقر دائمی سازمان ملل متحد شدند تا با مسئولین مربوطه این سازمان در این رابطه گفتگو کرده و بتوانند سهمی از ده ها میلیون دلار پروژه های آن برای خود بیابند. یک دیپلمات صهیونیست هم در این رابطه خاطر نشان کرد حضور شرکت های صهیونیستی در مناقصه های سازمان ملل ابعاد سیاسی مهمی در پی خواهد داشت و می تواند زمینه را برای آمیختگی تل آویو در بخش اقتصادی و تجاری سازمان ملل متحد فراهم کند. منبع: شبکه ندای قدس (http://www.quds.ir/more.php?type=News&id=245)
واكنشهای جهانی به اظهارات محمود احمدینژاد، رئیسجمهوری اسلامی ایران در اجلاس «دوربان- 2» و برنامه هدفمند لابی صهیونیستی برای اخلال در این اجلاس همچنان ادامه دارد و احمدینژاد كماكان چهره خبرساز رسانههای دنیاست. اگر تا دیروز افكار عمومی دنیا احمدینژاد را با اظهارات فوقالعادهاش در دانشگاه كلمبیا به یاد میآوردند اما این بار «دوربان- 2» جایگزین كلمبیا شده و جهان دیدگاههای جمهوری اسلامی ایران را درباره مسائل مختلف جهانی از جمله فلسطین و صهیونیسم شنیدار است. آنگونه كه برخی رسانهها روز گذشته اعلام كردهاند، توهین به رئیسجمهوری اسلامی ایران و تلاشهای چند مرحلهای رژیم صهیونیستی برای اخلال در برنامه سخنرانی احمدینژاد از قبل طراحی شده و با همكاری و هماهنگی برخی كشورهای همسو صورت گرفت اما تشویقهای ممتد نمایندگان سایر كشورها و حمایتهای آنان از دیدگاههای جمهوری اسلامی ایران این جمله معروف احمدینژاد را عینی كرد كه «جهان تشنه شنیدن حق و واقعیت است». و این مهم به نظر میرسد توسط احمدینژاد و با بیان دیدگاههای امام (ره) و انقلاب، آنهم در مجامع جهانی و تریبونهای رسمی دنیا در حال تحقق است. این واقعیت تقریباً این روزها در محافل رسانهای دنیا مورد بررسی قرارگرفته و شیوه نوینی در مناسبات جهانی بهحساب میآید. «دیپلماسی عمومی» تاكتیكی است كه بدون شك محمود احمدینژاد در میان تمام روسایجمهور دنیا پیشتاز در بهكارگیری آن است. میتوان اصرار احمدینژاد برای حضور در اجلاسهای بینالمللی را استراتژیای برای استفاده از تریبونهای جهانی برای انتقال پیام انقلاب اسلامی به ملتهای دنیا دانست. توجه به نشستهای پیشین كه رئیسجمهور ایران در آنها حضور یافت، شاهد بر این مدعاست كه احمدینژاد با استفاده از این تریبونها سعی در فتح سنگر به سنگر افكار عمومی دنیا دارد كه میشود از آن به «دیپلماسی فتح» نیز تعبیر كرد. اما پیروزی دیگر احمدینژاد در بهرهگیری از دیپلماسی عمومی باعث آن شد تا صبح دیروز جمع كثیری از مردم در فرودگاه مهرآباد، مراسم استقبال از وی را برپا كنند. احمدینژاد در میان استقبال جمعی از جوانان و دانشجویان گفت: «كسانی كه سالها به حیثیت ملتها و ارزشهای الهی توهین میكردند در اجلاسی كه خود برنامهریزی كرده بودند و چارچوبها و سازوكارهای آن در اختیار خودشان بود، حاضر نشدند حتی گوشهای از حرف مخالفان خود را تحمل كنند و این ذات اندیشه غیرانسانی لیبرالیسم است». وی سپس در میان شعارهایی چون «مالكاشتر علی، خدا نگهدار تو» و«معلم بسیجی، خدانگهدار تو» به تشریح سفرش به ژنو پرداخت و ادامه داد: در روز یكشنبه كه به آنجا رسیدیم به ما گفتند جلسه حساس است، شرایط جهان در حال عوض شدن است و شما علیه صهیونیستها صحبت نكنید و در این زمینه مراعات كنید. یكی از افراد كه شما نیز میشناسید در دیداری كه داشتیم به ما گفت؛ من خود در جلسه حضور پیدا میكنم و سعی میكنم این جلسه را جمع و جور كنم و در بیانیه پایانی اجلاس نیز اینكه رژیم صهیونیستی معادل نژادپرستی است را حذف كردهایم، شما نیز در این ارتباط صحبتی نكنید. احمدینژاد صحبتهایش را چنین ادامه داد كه «من از وی سوال كردم یعنی ما درباره جنایات غزه صحبت نكنیم، درباره ترور مردم و حمله به لبنان صحبتی نكنیم كه وی گفت، نه من نمیتوانم این چیزها را نفی كنم، من نیز به وی گفتم من نیز همین چیزها را میگویم». به گفته رئیسجمهور «معلوم شد تعداد آقایانی كه خود را به عنوان اكثریت به مردم تحمیل میكردند، زیاد نیست و در واقع آنها خود را با غرور و پررویی به دنیا تحمیل میكردند. میگفتند چون فلانی به این اجلاس میآید ما در این اجلاس شركت نمیكنیم، ولی من از همین جا اعلام میكنم ما از این به بعد در اجلاسهای جهانی حضوری فعالتر خواهیم داشت و در تمام اجلاسهای جهانی شركت میكنیم». این اظهارنظر رئیسجمهور حمایت دانشجویان استقبال كننده را به دنبال داشت كه شعار مرگ بر آمریكا سر دادند. رئیسجمهور در ادامه اظهاراتش تاكید كرد كه «این افراد حتی حاضر نیستند گوشهای از جنایاتی كه علیه بشر كردهاند را بشنوند، حال چطور آمادگی دارند محاكمه شوند. من میخواهم به آنها خبر بدهم، بدانید به فضل الهی و بزودی به خاطر جنایتهایی كه انجام دادهاید به پای میز محاكمه كشیده و محاكمه میشوید». وی سپس به طرح آشوب در اجلاس اشاره كرد كه بسیاری از رسانهها آن را یك طرح صهیونیستی نامیده بودند و توضیح داد كه «آنها از قبل طراحیهایی انجام داده بودند و عدهای را نیز آورده بودند تا جلسه را بهم بریزند، ولی آنها یك چیز را فراموش كرده بودند، آن هم تدبیر خداوند بود و در واقع آنها به فضل الهی به دست خودشان رسوا شدند و مشخص شد كه یك اقلیت محض هستند، دیكتاتورهایی هستند كه لباس آزادی به تن كردهاند، خداوند نقاب آنها را برداشت و آنها را معرفی كرد». احمدینژاد اظهاراتش را چنین ادامه داد: «ما میخواهیم به نقطهای برسیم كه كرامت انسانی به اوج برسد و اگر قرار باشد در جامعه بینالملل كسی سوال كند، ما باید سوال كنیم و اگر بنا باشد كسی به پای میز محاكمه كشیده شود، این جنایتكاران هستند كه باید محاكمه شوند». وی خطاب به دانشجویان گفت: محكم و مومن باشید. داوودی، معاون اول رئیسجمهور، سعیدلو، معاون اجرایی رئیسجمهور و تعدادی از وزرا و نمایندگان مجلس و معاونان رئیسجمهور نیز درمیان استقبالكنندگان حضور داشتند.
ایرانی، منزوی نیست
احمدینژاد اما پیش از ترك پایتخت سوییس با ایرانیان مقیم این كشور هم دیدار كرد و در جمع آنها گفت كه «امروز هر ایرانی در هر نقطهای از جهان باید سفیر فرهنگ و تمدن ایران زمین باشد». وی ملت ایران را ملتی منزوی ندانست و با تاكید بر اینكه «ایران همواره پرچمدار فرهنگ برای همه ملتها بوده است » به آنها توصیه كرد:امروز در هر كجای دنیا كه هستید باید تلاش كنید تا جهان راه درست خود را پیدا كرده و از مشكلات نجات پیدا كند. رئیسجمهور یكی از ویژگیهای ملت ایران را كمالجویی معرفی كرد و با بیان اینكه «ملت ایران در همه مقاطع تاریخی همواره حركتی رو به رشد و به سمت قلههای كمال داشته است»، گفت: در دنیا تازه بهدوران رسیدههایی وجود دارند كه با اتكا به دستاوردهای بشری میخواهند خود را بر جامعه بشری مسلط كنند در حالیكه اینها میراثخوار علم و فناوری كل تاریخ بشری هستند. وی با بیان اینكه «از ویژگیهای مهم ملت ایران در طول تاریخ، ویژگی فرهنگی است»، خاطرنشان كرد: ملت ایران همواره پرچمدار فرهنگ و ادب بوده و پایهگذار زیباترین سنتهای انسانی است، نوروز باستانی یكی از زیباترین تجلیهای روح انسانی است كه متعلق به فرهنگ غنی ملت ایران است. احمدینژاد سپس ضرورت تشكیل انجمنهای دوستی توسط ایرانیان مقیم خارج از كشور را مورد تاكید قرار داد و با بیان اینكه « باید در همه كشورها یك نقطه كانونی برای ارتباط و اجتماع ایرانیان وجود داشته باشد و دولت نیز در این زمینه حمایت میكند تا در هر كشوری خانه فرهنگ ایرانی ایجاد شود»، تصریح كرد: ایران متعلق به همه بشریت است؛ چراكه فرهنگ ایران در خدمت فرهنگ تمام جهان قرار دارد. به گفته رئیسجمهور «فرهنگ زورگویی و خودخواهی و تجاوز به پایان راه خود رسیده است» و « امروز دنیا نیازمند فرهنگی متعالی است و فرهنگ ناب و انسانی ملت ایران پاسخ این نیاز بشریت است». به اعتقاد رئیسجمهور «زورگوییها، تجاوزها، بداخلاقی و بیادبی گردنكلفتهای بینالمللی نیز بزودی به تاریخ خواهد پیوست». وی در بخش دیگری از سخنان خود خلعسلاح اتمی را موضوعی بسیار مهم و اساسی در امنیت جهانی ارزیابی كرد و گفت: خلعسلاح اتمی امری ضروری است و ملت ایران آمادگی دارد كه در مدیریت آن نقش اساسی را ایفا كند.
وضعیت امروز جهان قابل اداره نیست
«آمریكاییها رسیدگی به موضوع هستهای ایران را به آژانس بینالمللی انرژی اتمی واگذار كنند» این موضوعی بود كه رئیسجمهور دوشنبهشب در دیدار رمزی كلارك، دادستان كل اسبق آمریكا بر آن تاكید كرد. احمدینژاد در این دیدار «همدلی و همفكری را در جهان امروز» لازم دانست و با بیان اینكه «وضعیت امروز جهان قابل اداره نیست»، گفت: باید دنیای جدیدی بر پایه برادری، دوستی و احترام متقابل ساخت. مهم نیست چه كسی اهل كجا باشد، فلسطینی یا آمریكایی و یا ایرانی؛ هر انسان صلح دوست و عدالتخواهی در هركجای جهان كه باشد باید به جبهه عدالتخواهی بپیوندد. تغییرات ایجادشده در دولت آمریكا نیز از دیگر موضوعاتی بود كه در این دیدار مطرح شد كه رئیسجمهور از استقبال ایران از این تغییرات سخن گفت و تاكید كرد: فكر میكنیم تغییرات عملی نیاز قطعی جامعه بشری است و مسؤولان فعلی دولت آمریكا نباید فرصتها را از دست بدهند و بر این اساس باید از ادبیاتی استفاده كرد كه نشانه همكاری و دوستی باشد. وی سپس موضوع هستهای را متعلق به گذشته دانست و اینكه مسؤولان آمریكایی خود را درگیر این موضوع نكنند و رسیدگی به آن را به آژانس بینالمللی انرژیاتمی واگذار كنند، عاقلانه دانست. وی با تأكید بر اینكه «نباید اجازه داد قدرتطلبان قدرت را در دست بگیرند»، اظهار كرد: اگر فرصتها در اختیار قدرتطلبان قرار بگیرد آنها همه راهها را مسدود خواهند كرد و در چنین صورتی اشتباهات گذشته هر روز تكرار خواهد شد. رمزی كلارك نیز در این دیدار با ابراز خوشحالی از ملاقات رودر رو با احمدینژاد گفت: بهترین خاطرات من مربوط به دوران دیدار با آیتالله خمینی است. دادستان كل اسبق آمریكا سپس نطق رئیسجمهور ایران در اجلاس «دوربان-2» را مورد اشاره قرار داد و اظهارات احمدینژاد را مهمترین حرفهای این اجلاس دانست و تاكید كرد: من مطمئن هستم آمریكاییهای زیادی وجود دارند كه علاقهمند هستند سخنان شما را بشنوند و به شما كمك كنند. كلارك همچنین با اشاره به موضوع هستهای ایران گفت: تاكنون بهترین استدلالها را در مواضعتان داشتهاید و مطمئن هستم اگر حرفهایتان به گوش مردم جهان برسد هیچكس نمیتواند آن را رد كرده و به شما اعتراض كند. وی همچنین از برخورد دوگانه با موضوع هستهای ایران انتقاد كرد و گفت: در حالیكه اسرائیل و برخی كشورها سلاحهای پیشرفته هستهای در اختیار دارند، این حق ایران است كه از انرژی صلحآمیز هستهای بهرهمند شود.
سی. ان .ان: احمدی نژاد فاتح ژنو است
سخنرانی دكتر احمدینژاد در كنفرانس ضدنژادپرستی سازمان ملل كه در ژنو برگزار شد بازتابهای گستردهای در داخل ایران و رسانههای بینالمللی داشت كه مهمترین آنها از سوی سیانان بود كه «لقب فاتح ژنو» را به وی داد. سخنان رئیسجمهور توسط شبكههای خبری جهان به شكل زنده و مستقیم پخش شد، چنانكه رسانههای تركیه آن را به طور گسترده انعكاس دادند. اما در این میان تحلیلگر روزنامه القدسالعربی گفت:«این اقدام بیانگر نفوذ و سیطره صهیونیسم بر این كشورهاست». روزنامه «الرای» اردن هم نوشت: سخنان احمدینژاد درباره فلسطین، عراق و افغانستان در اجلاس ژنو با تشویق مكرر حاضران روبهرو شد. شبكه تلویزیونی فرانسه هم گزارش داد؛ سخنرانی «محمود احمدینژاد» در برخی موارد با كفزدنهای ممتد برخی از حاضران همراه بود. رادیو بیبیسی نیز در این باره گزارش داد: احمدینژاد در سخنان خود به اسرائیل حمله كرد.
اظهارنظرهای داخلی
محمدرضا باهنر، نایب رئیس مجلس در واكنش به اتفاقات اجلاس دوربان گفت: این اقدام رئیسجمهور یكی از موفقیتهای خوب برای تبیین مواضع نظام جمهوری اسلامی در مواجهه با نژاد پرستی كه مصداق روشن آن همان رژیم صهیونیستی است، بود. احمد توكلی، عضو فراكسیون اصولگرایان مجلس هم تأكید كرد: هر نفس آزاده باید به روحیه رئیسجمهور در دفاع از مظلومان و ابلاغ پیام مظلومنوازی ملت ایران افتخار كند. حجتالاسلام موسی قربانی، عضو هیات رئیسه مجلس هشتم هم گفت كه «حركتی كه رئیسجمهور در اجلاس ضد نژادپرستی در ژنو انجام داد با نصرت الهی همراه بود». میرحسین موسوی نیز كه این روزها در تكاپوی حضور در انتخابات ریاستجمهوری است دیروز به سخنرانی رئیسجمهور در اجلاس ضد نژادپرستی ژنو اشاره و تصریح كرد: این حادثه و توهین آن فرد در این اجلاس به رئیسجمهور كشورمان، حادثه تاسفانگیزی است كه همه ما را ناراحت كرد و افرادی كه چنین توهینی را كردند محكوم میكنیم. مرتضی آقا تهرانی، عضو فراكسیون اصولگرایان مجلس نیز گفت: احمدینژاد به كشورهای دیگر بویژه كشورهای اسلامی و اعراب یاد داد كه حق خود را از زورگویان بگیرند. علیرضا محجوب، نماینده اصلاحطلب تهران نیز این اقدام ضد صهیونیستی رئیسجمهور را در راستای عزت و سربلندی تعریف كرد و گفت: معتقدم موجب بیداری اسلامی میشود. توكلی در پایان در واكنش به كسانی كه معتقدند احمدینژاد بعد از ترك جلسه سخنرانی توسط سران چند كشور و اقدامات غیرمنطقی و بیادبانه تعدادی حامی رژیم صهیونیستی باید سخنرانی خود را تمام میكرد، گفت: الحمدلله رئیسجمهور بهترین كاری را كه باید انجام میشد در اجلاس ژنو انجام داد. حجتالاسلام محمد زارعفومنی، رئیس ائتلاف اصلاحطلبان جوان هم درباره سخنرانی رئیسجمهور ایران گفت: احمدینژاد شجاعت را به عنوان یكی از ویژگیهای فرهنگ ایرانی به دنیا یادآور شد. وی توانست صدای مظلومترین ملت را از فراز همه تحریمها به گوش دنیا برساند. منبع: وطن امروز واینجا
درهمین رابطه خواندن این متن از حاج اقا غریب رضارابه شما توصیه می کنم: تو موجب وهن نظامی!!
این را هم بخوانید:مجيزگويي زيباکلام در اعتمادملي براي رژيم اشغالگر!!
برخی منتقدان، فيلم نارنيا را بزرگترين هديه هاليوودبه بنيادگرايان انجيلي يا همان اوانجليستها (صهيونيستهاي مسيحي) بعد ازفيلم كلاسيك ده فرمان میدانند... بقیه را درادامه مطلب را ببنید: