شبكههاي خبري مانند سيانان با اجراي سياست "اسب تروا "، مطالب جعلي خود را در پوشش افراد حقيقي بر روي سايتهاي ارتباطات اجتماعي از جمله توييتر منتشر و به ارتباطگيري با مخاطبان قبلي اقدام ميكنند. به گزارش فارس، در هفتههاي منتهي به انتخابات و جريانهاي بعدي، ايران شاهد هجمه تبليغي و جنگ رواني بود كه توسط سايتهاي ارتباطات اجتماعي مانند فيس بوك و تويتر صورت گرفت.
اين در حالي است كه عقبه طراحي كننده اين اقدامات كه در حوزه جنگ رواني سايبرنتيك قرار دارد، همچنان در حال پيگيري اهداف از پيش تعيين شده خود است. سايت هاي ارتباطات اجتماعي در ظاهر به منظور ايجاد فضايي براي حضور الكترونيكي افراد در جامعه چند صدايي غربي و بيان ديدگاهها، پيدا كردن دوست، ارتباط با دوستان و فرستادن پيامهاي گروهي عمل مي كنند اما در باطن اغلب اين وبگاهها در خدمت بنگاه هاي خبري و اطلاعاتي قرار داشته و با جمع آوري اطلاعات شخصي از افراد اقدام به پرونده سازي و بعضاً عضوگيري براي سازمانهاي جاسوسي و تروريستي غربي مينمايند. هرچند عضويت در اين سايتها مجاني است ولي هيچ چيزي واقعاً مجاني نيست و در ازاي استفاده مجاني از سرويسهاي الكترونيكي اين وبگاهها، افراد بخش عمده اسرار زندگي خود را به راحتي در اختيار آنها قرار مي دهند. كاركرد ديگر اين وبگاهها، خبر رساني از نوع شايعه است.
از آنجا كه خبر رساني از نوع شايعه و غوغا سالارانه اگر ابتدا از يك بنگاه خبري بزرگ صورت بگيرد، پس از معلوم شدن عدم صحت سبب تخريب شديد وجهه آن خبرگزاري مي شود، استفاده از شخصيتهاي حقيقي ساختگي بر روي اينگونه سايتها تا حدود زيادي از هزينه شايعه پراكني براي بنگاههاي پروپاگاندا مي كاهد. همچنين بسياري از شبكههاي خبري همچون بيبيسي، سيانان، فاكس نيوز و العربيه با اجراي سياست "اسب تروا " و دوباره بسته بندي كردن ( Repackaging ) مطالب جعليشان در پوشش افراد حقيقي بر روي سايتهاي ارتباطات اجتماعي اقدام به ارتباط گيري با مخاطبان قبلي خود مي كنند.
در هفته هاي اخير، به خصوص هفته بعد از انتخابات رياست جمهوري، سايت فيس بوك نقش اساسي در آموزش حملات مخرب به خصوص حملات اينترنتي داس ( DOS - Denial Of Service ) به سايتهاي ايراني به خصوص سايتهاي مخالف آمريكا را داشت. در همين زمان بنگاههاي دروغ پراكني غربي به طور دائم اين ادعا را مطرح ميكردند كه دولت ايران اقدام به كند كردن و قطع اينترنت در داخل كشور نموده و اينگونه وانمود ميكردند كه حكومت جمهوري اسلامي در سدد ايجاد اختناق است. همچنين صفحات زيادي به اعلاميههاي عناصر گروهكهاي اوپوزيسيون اختصاص يافته و تلاش شده بود كه مردگان سياسي را هر گونه كه هست زنده كرده و به ايشان شخصيت ببخشند.اين عمل سايت فيس بوك با سوت و كف كشورهاي غربي همراه بود، اين حركت ها در حالي است كه چند ماه قبل در جريان حملات ناجوانمردانه رژيم اشغالگر قدس به مردم مظلوم غزه همين سايت اقدام به خاموش كردن معدود صداهايي نمود كه تلاش در خبر رساني در مورد مظلوميت مردم فلسطين مينمودند.
*توييتر در كنار فيس بوك
سايت ديگري كه در كنار فيس بوك در خدمت امپراطوري خبري دشمن فعاليت جدي را دنبال مينمايد تويتر است. عملكرد تويتر به صورت يك وبلاگ خلاصه و شبيه به پيامكهاي اساماس بوده و در طول هفتههاي اخير به صورت جدي در اختيار سازمانهاي خارجي براي تهييج و هماهنگي با اعضا و هوادارانشان در داخل كشور براي تجمع و اغتشاش قرار گرفت. بدين ترتيب تويتر نقش بيسيم و شبكه ارتباطي نيروهاي اپوزيسيون را بازي ميكند بطوريكه در كنار حركت اين سايتها شاهد فشار دستگاه حكومتي آمريكا بر تويتر بوديم كه حتي تعميرات ماهيانه خود را انجام ندهد تا اينكه ارتباط آشوبگران لحظهاي قطع نشود.
اين علميات با همكاري و سرمايه گذاري كشورهاي غربي همراه بوده و با ايجاد و ارسال نرم افزارهاي فيلترشكن مانند Psiphon كه محصول دانشگاه تورانتو كانادا است، ديشهاي ارسال و دريافت ماهوارهاي، دوربينهاي قلمي و مواردي ديگر حمايت شد. براي آگاهي بيشتر از نحوه عمل و دلايل پشت صحنه اين ماجرا لازم است اندكي به قبل بازگرديم و نگاهي به گردانندگان اين سايتها، ارتباط ايشان با كابينه اوباما و سابقه خدماتشان به تشكيلات حاكم بر غرب بياندازيم.
*سايت فيس بوك و گردانندگان آن (یهودی دزدی که ادعای ایجاد این شبکه را دارد!)
مارك زوكربرگ ( Mark Zuckerberg )، متولد 1984 ميلادي در شهر نيويورك آمريكا مؤسس و گرداننده رسمي شركت فيس بوك است. بنا بر سايت ويكي پديا، اين يهوديزاده كه به گفته خود ملحد ( Atheist ) مي باشد، نسخه نرمافزاري فيس بوك را درسال 2004 ميلادي، در زمان تحصيل در دانشگاه هاروارد به نام خود ثبت نمود اما اين سايت در پايين توضيح ميدهد كه سه همكلاسي زوكربرگ از او شكايت كردند كه اودر واقع نرمافزار( ConnectU ) را از آنها ربوده و در نهايت پس ازسه سال تلاش در سال 2008 ميلادي با قرار دادگاه زوكربرگ مجبور به پرداخت غرامتي معادل 65 ميليون دلار به آنها شد.
فيس بوك در طول عمر نه چندان بلند خود شاهد چندين رسوايي بزرگ بوده كه شامل جريانات مربوط به مزاحمتهاي الكترونيكي ناشي از سرويس خوراك خبري ( News Feed ) در سال 2006 ميلادي و حفرههاي امنيتي ناشي از نرمافزار برج مراقبت فيس بوك ( Facebook Beacon ) در سال 2007 مي باشد.
در كنار اين رسوايي ها، معرفي سكوي فيس بوك ( Facebook Platform ) در سال 2007 ميلادي به عنوان پايهاي براي ساخت نرمافزارهاي جانبي سبب جذب تعداد زيادي برنامه نويس شد وتا به امروز بيش از چهارصد هزار برنامه نويس در دنيا حداقل يكبار براي سكوي فيس بوك اقدام به توليد برنامه جانبي نموده اند.
هر چند اينگونه به نظر ميرسد كه اين موفقيت بي ارتباط با كمك 240 ميليون دلاري مايكروسافت در سال 2007 به ازاي دريافت سهم ناچيز 1.6 درصد از سهام شركت فيس بوك نباشد. مايكروسافت همچنين متعهد شد كه به فروش تبليغات براي فيس بوك دست بزند. فيس بوك از سال 2007 به بعد شاهد تغييرات جدي شد و در سال 2008 به همراه سيانان و تويتر به عنوان بنگاه سخن پراكني نقش عمدهاي در انتخابات رياست جمهوري آمريكا بازي كرد.
گزارشهاي نيويورك تايمز، اماس انبيسي، استارتريبون و بسياري از بنگاههاي اطلاع رساني غربي حاكي از استفاده جدي اوباما و همراهانش از اين سايتهاي اينترنتي براي جذب و هدايت آراء مردم آمريكا بود و به طور جدي از طريق بانك اطلاعاتي تويتر براي ارتباط گيري با افراد بهره برداري شد.
*سايت توييتر و گردانندگان آن
جك دورسي ( Jack Dorsey )، اسحاق استون (Isaac Stone) و اون ويليامز (Evan Williams) در سال 2006 ميلادي اقدام به راه اندازي شبكه تويتر نمودند.اين سرويس با سه هدف اصلي شروع به كاركرد:
1-ايجاد روش ارزان تر و آسان تري براي فرستادن پيامك به تعداد زيادي از افراد به منظور استفاده در تبليغات، ارتباطات اجتماعي و در كنار آن تشويق به استفاده بيشتر از سرويس پيامك و در نتيجه درآمدزايي براي شركتهاي ارتباطات.
2- استفاده از فرهنگ دنبال كردن ديوانه وار افراد معروف (Celebrity Obession) كه در كشورهاي غربي به صورت هدفمند تبليغ ميشود به منظور جلب توجه تبليغات چيهاي هاليودي.
3 - در راستاي فرهنگ عريانگري غربي كه در چند سال اخير موج جديد آن در ساختمان سازي هاي با پنجرههاي بلند و بدون پرده و مدهاي لباس جديد غربي روز به روز افزون ميشود، به منظور عادت دادن مردم به اينكه كارهاي خود را لحظه به لحظه گزارش داده و چيزهايي كه توسط ساير سايتهاي ارتباطات اجتماعي غير قابل اكتشاف بود بدين وسيله از مردم استخراج نموده و در اختيار سازمانهاي اطلاعاتي غربي قرار دهند.اين مطلب را تا حدودي خود دورسي در يك وِب كَست در30 سپتامبر 2007 در سايت يوتيوب اعتراف نمود و اذعان داشت: " برتري سايت ما بر ديگر سايتهاي ارتباط اجتماعي در اين است كه مردم تشويق ميشوند كارهاي معمولي خود را به هم اطلاع دهند، كاري كه به دليل ساختار ساير سايتها، صورت نميگيرد. به اين ترتيب شما ميتوانيد لحظه به لحظه از يكديگر مطلع باشيد. "
در سال 2008 ميلادي تويتر به عنوان يك بخش مهم از تبليغات انتخاباتي اوباما در كنار سيانان و فيس بوك قرار گرفت و نقش اساسي در استفاده از رأي خاموش در به قدرت رساندن اوباما داشت. در ژانويه سال 2009 ميلادي تويتر به عنوان سريع ترين روش اطلاع رساني عرض اندام نمود و در حادثه سرنگوني يك فروند هواپيماي US Airways در رود هادسون نيويورك سرويس تويتر به عنوان منبع اصلي اطلاع رساني توسط رسانههاي آمريكايي مورد استفاده قرار گرفت. منبع: رجانیوز،اواسط مرداد88
یک صهیونیست؛ مدیر اصلی اغتشاشات در ایران!
توجه ناگهانی رسانه های بیگانه به سوی سایت هایی همچون یو تیوپ ، تویتر ، فیس بوک و... از یک سو و تحول به وجود آمده در این سایت ها و ایجاد زبان فارسی در آنها آنهم به شکل ناگهانی از سوی دیگر ، سئوالهای زیادی را در میان تحلیلگران در رابطه با نحوه شکل گیری این نوع رویکرد با وجود تمام پیش نیازهای آن به وجود آورد. در حالیکه رسانه های غربی و برخی از رسانه های ضد انقلاب ادعا می کنند که انتخابات ایران دچار تقلب شده است ، تفسیرهای دیگری هم از طریق اطلاعات جسته و گریخته ای به دست آمده که خبر از ابعاد دیگر این ماجرا دارد.
با بررسی منابع مختلف از جمله رسانه های رژیم صهیونیستی که معمولا به افشای برخی از اسرار پشت پرده می پردازند به این نتیجه می رسیم که این بار غربی ها از شبکه اینترنت به عنوان هیزمی برای افزایش آتش بحران و اغتشاش در جمهوری اسلامی ایران سود بردند. به اعتقاد کارشناسان صهیونیستی امروز شبکه اینترنت به یکی از مهمترین منابع شکل گیری وانتقال اخبار ایران به رسانه های غربی تبدیل شده است ، اما این اعتقاد وطرز تلقی چگونه به وجود آمده ومهندس ومدیر آن چه طرف هایی هستند.
با نگاهی به سایت تویتر ملاحظه می کنیم که وزارت امور خارجه آمریکا برای ادامه فعالیت این سایت به رغم نیاز آن به تعمیرات اساسی وارد عمل شد تا این تریبون اطلاع رسانی غربی در این برهه خاص همچنان فعال باقی مانده و بتواند اطلاعات مخالفان جمهوری اسلامی را منتشر کند. اما این نوع رویکرد چگونه شکل گرفت و مهندسان اصلی آن چه کسانی هستند:
رسانه های صهیونیستی در این رابطه فاش کردند، گارد کوهن(که یک یهودی صهیونیست در وزارت امور خارجه آمریکاست) فردی بود که با مسئولین تویتر برای متقاعد کردن آنها جهت صرفنظر از تعمیرات خود وارد مذاکره شد. او یکی از اعضای گروه برنامه ریزی سیاسی در وزارت امور خارجه آمریکاست ، گروهی که از سبتامبر 2006 کار خود را آغاز کرده است. هدف کلی این گروه بررسی و پیگری پرونده های مربوط به مبارزه با تروریست و افراطی گری است ، اما این گروه فعالیت های دیگری هم دارد.
در سال 2008 کوهن برنامه وزارت امور خارجه آمریکا تحت عنوان " ائتلاف جنبش های جوانان" را مدیریت کرد ، این برنامه نحوه استفاده از سایت های الکترونیکی پر بازدید کننده همچون فیس بوک را در راستای اهداف آمریکا و بخصوص سازمان دهی فعالیت های جوانان در کشورهایی که واشینگتن آنها را رژیم های سرکوبگر می نامد و صد البته جمهوری اسلامی ایران هم در صدر این لیست قرار گرفته که در دستور کار خود دارد. حضور کوهن در این پست دقیقا با اختصاص 75 میلیون دلار از سوی وزارت امور خارجه آمریکا برای برنامه های تبلیغاتی ضد ایرانی همزمان شد.
یکی دیگر از وظایف کوهن و گروه همراهش (که نامشان هنوز افشا نشده) در گروه سیاست گذاری سیاسی، ابتکار روش های جدیدی در استفاده از شبکه اینترنت برای اهداف مرتبط با برهم زدن استقرار در جمهوری اسلامی ایران است. در این چارچوب کوهن در جلسات گروه سیاسیت و عملیاتی ایران و سوریه موسوم به "ایساک" هم شرکت کرد ، این گروه حاصل فعالیت و همکاری مشترک سازمان های مسئول برنامه ریزی و عملیات سری علیه ایران با هدف تغییر نظام در ان است که یکی از مصوبات آن فراهم کردن زمینه وقوع انقلاب مخملی در ایران است ، این برنامه از سال 2006 در دستور کار قرار گرفت.
در واقع دولت باراک اوباما سیاست تغییر نرم را از دولت بوش به ارث برده است ، گرچه که دولت بوش فعالیت های محرمانه شدیدتری هم در دستور کار خود داشت. گرچه سیاست خارجی دولت اوباما به رهبری خانم هیلاری کلینتون رویکردهای سرسختانه و شدید را از برنامه های تعامل با ایران خارج کرد اما رویکرد براندازی نرم همچنان در دستور کار باقی ماند. خانم کلینتون بارها از قدرت هوشمندانه برای تعامل با ایران و بخصوص در چارچوب درخواست غیر مشروط اوباما برای دیدار مسئولین ایرانی و آمریکایی دفاع کرد. به محض ورود کلینتون به وزارت امورخارجه وی در جریان فعالیت گروه ایساک قرار گرفت ، معرف وی هم دنیس راس دیپلمات کارکشته آمریکایی است او که سابقه فعالیت در دوره های ریاست جمهوری بوش پدر و پسر و نیز کلینتون را دارد اینبار از سوی دیگر دمکرات کاخ سفید به عنوان فرستاده ویژه وزارت امورخارجه آمریکا در ایران منصوب شده است تا در راس فعالیت این گروه قرار بگیرد.
از دیگر اطلاعات افشا شده در مورد مجموعه ایساک فعالیت گروه از طریق واسطه های اروپایی است، بر اساس اطلاعات افشا شده ایساک از طریق طرف های اروپایی زمینه انجام عملیات را در ایران فراهم می کند و اکنون انقلاب نرم همانند الگویی چکسلواکی و اوکراین را به عنوان راهبرد اصلی در دستور کار خود قرار داده است. بر اساس این پروزه باید تعداد کافی از مخالفین در داخل ایران بسیج شده و این مخالفین از توانایی کافی برای تغییر واقعیت های نظام برخوردار شود که اولین گام آن خارج کردن احمدی نژاد از پست ریاست جمهوری است. این راهبرد هم قرار بود از طریق انتخابات ژوئن 2009 ایران انجام پذیرد.
دنیس راس یکی از مهمترین حامیان اندیشه های کوهن در این رابطه است و حتی بعنوان یکی از اعضای موسس انستیتو پژوهش های سیاست خاور دور واشینگتن زمینه را برای چند سخنرانی کوهن در این موسسه تحقیقاتی فراهم کرد ، یکی از این سخنرانی ها تحت عنوان " زنان و جوانان و تغییر در خاور میانه" بود که محور اصلی آن دمکراسی دیجیتالی بود. به اعتقاد کوهن جوانان در خاور میانه به طور اخص آماده تاثیر پذیری از خارج هستند و این تاثیر گذاری باید از طریق گذرگاه های دیجیتالی مانند ، شبکه های ماهواریه ای ، تلفن همراه و شبکه اینترنت صورت پذیرد. این نوع اندیشه ها باعث شد تا کوهن با وجود تغییر دولت ها در آمریکا همچنان در صدر این نوع فعالیت ها در وزارت امور خارجه آمریکا باقی بماند ، تا زمینه برای آنچه که به تحریک جوانان در داخل ایران در چارچوب انتخابات ژوئن 2009 است فراهم شود.
به اعتقاد کارشناسان یکی از دلایلی که باراک اوباما در سخنرانی خود در دانشگاه قاهره سعی کرد خود را از هر نوع تاثیر گذاری در انتخابات مبرا کند تا در فاز های بعدی پروژه ایساک رد پایی از کاخ سفید دیده نشود ، این مسئله زمانی اهمیت بیشتری می گیرد که بدانیم دنیس راس یکی از تهیه کنندگان متن سخنرانی اوباما بود. به گفته کارشناسان رویکرد تبلیغات آمریکایی غربی به نحوی تدوین شد که از یک سو باراک اوباما و آمریکا از ایجاد تغییر در ایران دور باقی نگه داشته شوند و از سوی دیگر به طور غیر مستقیم از یک نامزد خاص در انتخابات ایران حمایت شد و اینگونه وانمود گردید که این قهرمان محبوب جوانان برای ایجاد تغییر در ایران وارد صحنه شده است تا زمینه برای انقلاب نرم فراهم شود، فارغ از اینکه مراکز تصمیم گیری ایران هم متوجه این تلاش بوده و فعالیت سازمان های مختلف بیگانه و ارتباطات آنها را به طور کامل زیر نظر خود دارند. به اعتقاد کارشناسان صهیونیست با توجه به اینکه غرب در این رویکرد خود هم شکست خورده است اینبار باید به شکل دشوار تری دروازه گفتگو با ایران را باز کند. منبع: شبکه ندای قدس، جنبش جهاد اسلامي فلسطين در ايران http://www.quds.ir/more.php?type=News&id=251
در دروغ بزرگ هميشه قدرت معيني از قابليت باور كردن وجود دارد. چرا كه افراد زيادي از يك ملت هميشه تحت تأثير عواطف به راحتي گول مي خورند حالا يا عمدي يا سهوي. و به خاطر سادگي و بي آلايشي و صداقت باور آنها، راحت تر قرباني يك دروغ بزرگ مي شوند تا يك دروغ كوچك. چرا كه آنها خودشان در موارد كوچك، دروغ هاي كوچك مي گويند و از گفتن دروغ هاي بزرگ شرم دارند (و دولت مردان در اين مورد شرمي هم ندارند). هرگز به ذهن اين مردم خطور نمي كند كه دروغ هاي خيلي بزرگ بسازند و هرگز هم باور ندارند كه ديگران چنان گستاخ باشند كه اين چنين صداقت را بدنام كنند ولو اين كه مدارك اين چنين دروغي را براي ذهن آنها ثابت كنند آن هم به طور آشكار، باز هم به دروغ بودن آن دروغ بزرگ شك دارند و همچنان فكر مي كنند كه حتماً توضيحي وجود دارد. چنين دروغ بزرگ گستاخانه اي هميشه رد پاهايي پشت سر خود به جاي مي گذارد. حتي بعد از اين كه سرهم بندي شد و توسط متخصص هاي جهاني دروغ گويي وتمام كساني كه براي دروغ گفتن در هر دروغ گويي با هم همكاري مي كنند، به عنوان يك حقيقت شناخته شد. اين افراد در حال حاضر به خوبي مي دانند كه چگونه از اين دروغ ها براي اهداف توسعه طلبانه خود استفاده كنند " آدولف هيتلر (1925)
حتي يك تفاله اي از كيسه زباله زمين مانند آدولف هيتلر هم مي دانست كه چگونه توده هاي مردم را با مهارت اداره كند و گول بزند پس شما به واقع فكر مي كنيد كه آمريكا انسان را بر روي ماه فرود آورده است؟ خوب، دوباره فكر كنيد. ما مداركي داريم كه فرود انسان بر روي ماه در اواخر دهه ي 60 و اوايل دهه ي 70 دروغي بزرگ بوده است.
براي شروع بهتر است بدانيد كه تنها 100 نفر در پروژه فرود بر روي كره ي ماه درگير بوده اند. مركز كنترل در هوستون (Houston) به علاوه بيشتر زنان و مرداني كه بر روي اين پروژه كار كرده اند، شكي باقي نمي گذارند كه اين كار يك دروغ بوده است. اما چگونه ممكن است؟ خيلي ساده. قدرت كسي كه چنين افتضاحي را به بار آورده هرگز اجازه نمي دهد كه كسي اين تصور را داشته باشد. هزاران نفري كه درگير اين ماجرا شده اند، تنها نگران قسمت كوچكي بودند كه مربوط به آنها بود. مهندسان، مكانيك ها، برنامه نويسان كامپيوتري و... كاري نداشتند كه با هم مشترك باشد. بنابراين بيشتر افراد از چيزي از يك پروژه ي هاليوود سر بيرون مي آورد، چيزي نمي فهمند.
در سال 1962، رئيس جمهور آمريكا، جان اف كندي گفت كه يك تصوري از آمريكا دارد كه تا قبل از پايان اين دهه مي تواند انسان را بر روي ماه فرود آورد و دوباره وي را به زمين بازگرداند. امروز، ما نمي دانيم كه كندي آن روز مي دانست كه اين كار واقعاً ممكن است يا نه اما مدت كوتاهي پس از ترور او، بهترين دانشمند جهان در زمينه ي موشك كه در اين پروژه كار مي كرد به ليندون جانسون اطلاع داد كه علم حداقل تا 30 سال آينده از انجام چنين پروژه اي ناتوان است. حقيقت اين است... در واقع آنها كمي خوش بين بودند. الآن و اينجا ما 40سال از آن تاريخ را گذرانده ايم و هنوز هم تكنولوژي قادر به فرستادن يك انسان به ماه و باز گرداندن سالم وي به زمين نيست. قدرت هايي كه در مورد اين كلاهبرداري تصميم گرفتند به اين نتيجه رسيدند كه اگر آنها نتوانستند انساني را به ماه بفرستند وبه سلامت به زمين بازگردانند، كاري كه آنها بايد بكنند اين است كه از ناسا بخواهند اين چنين پروژه اي را جعل كند و پس از آن ميلياردها دلار از پول ماليات دهندگان كه براي سرمايه گذاري در اين پروژه در نظر گرفته شده بود را براي خود بردارند. پس از آن، آنها تصميم گرفتند كه واقعاً مي توانند كل اين ماجرا را جعل كنند آنهم فقط با قسمتي از پولي كه براي اين كار آماده شده بود. اين جا در عكس زير مكاني در ايسلند است كه ما فهمديم كه بسياري از كلك ها و دروغ هاي ناسا در آن ساخته شده است.
در اين جا چند حقيقت وجود دارد كه بايد به ذهن بسپاريد كه نمي شود واقعاً انساني را به ماه فرستاد و غير ممكن است: بقیه این مقاله مستند ومفصل را در ادامه مطلب بخوانید:
خبرگزاری فارس نوشت: يك كارشناس آمريكايي در مقالهاي در روزنامه نيويوركتايمز، آمريكا را عامل نابودي قرارداد كاهش تسليحات هستهاي بين مسكو و واشنگتن عنوان كرد.![]()
![]()

![]()
می دونید که کروهگ فرقان که تابعین نظرات دکتر شریعتی بودن، خیلی افراطی بودن و حرف های عجیبی به مخالفین شریعتی و موافقین انقلاب می زدن. اونها هم مثل خیلیا کهامروز چشم وگوش بسته طرفدار یکی هستن، به اسم شریعتی هر جنایتی می کردن از جمله ترور شهید مطهری کار اونا بود، به جرم اینکه شهید مخالف شریعتیه. البته شریعتی انحرافات زیادی داشت از جمله التقاتش به مارکسیسم و کم اطلاعی اش از اسلام و تاریخ فقه شیعه. ولی با ادبیات و سخنرانی های خوبش خیلی را در دام تفکراتش گیر انداخت. البته شریعتی خوبی هایی ام داشت از جمله حمایتش از امام و انقلاب.نامه یکی از اعضای تواب گروهک فرقان رو بخونیم تادرسی باشه برای ماها.![]()
![]()
نامه قاتل شهید مفتح به خانواده اش و افشاگری او درباره گروهک فرقان
بسماللهالرحمنالرحیم
اعوذ بالله منالشیطانالرجیم
« این نامه را فقط برادرانم حسن و محمدرضا و خواهرانم زهره و خانم آقای حاتمی (شیرین) بخوانند.»
سلام بر شما، امیدوارم كه در دنیا و همه فریبندگیهایش غرق نشده باشید. علت اینكه در ابتدای نامه نوشتهام فقط شما آنرا بخوانید، این بود كه میخواستم مسائل و نكاتی را تذكر دهم كه در شرایط فعلی بنظرم شماها فقط قدرت انتخاب کردن، فکر کردن، تحقیق کردن دارید. در آخرین برخوردی که با خانواده داشتم، طرح یكسری اشتباهات، نظرها و همچنین اعلام مواضع سعی كردم موقعیت فعلی خودم را به آنها بشناسانم، و بارها تأكید كردم كه كسی حق ندارد، حرف هایی را كه من می زنم و مواضعی را كه اعلام می كنم او هم قبول كند، اما می دانم در شرایط فعلی این تأكید من را نادیده می گیرند چون نفرت و كینه آنها بر رژیم آنقدر زیاد است كه نمیتوانند آزادانه خود به دنبال تحقیق بروند و بدین جهت، فرصتی كه بدست آوردم، ضروری دانستم این نامه را برای شما بنویسم.
آری برادران و خواهران من، من در شرایط زندان از یكطرف مجبور بودم كه مواضع خود را اعلام كنم و از طرف دیگری دیدم كه این خانواده را در جهتگیری خودش خیلی خیلی تحریك میكنم، اكنون این توصیه را به شما مینمایم و از شما واقعا میخواهم كه با احساس مسئولیت یك مومن نسبت به مومن دیگر آنها را انجام دهید. همان طوریكه حسن خان در نامه شماره 2 (دو) نوشته بودم شما باید یك بازنگری كل در سطح اجتماع بعمل آورید، منظور من از بیان این جمله آن بوده كه در شرایط فعلی پردههای بدبینی و نفرت از رژیم برای شماها آنچنان ضخیم و كلفت شد (همانطور كه قبلا كه ما در بیرون بودیم دقیقا همانطور بود) كه تمام مسائل را از پشت این عینک تجزیه و تحلیل می كنید و از واقعه گنبد گرفته تا جریان مرحوم سیدمهدی آیتی، و اگر همینطور پیش بروید یك فاجعه بزرگی پدید میآید. علتش هم آنست كه مثلا الان شما در شرایط فعلی ما در زندان نیست... و یك تصورات عجیبی از شرایط فعلی زندان دارید، البته این را برای تعریف از رژیم نمینویسم به این علت مینویسم كه شما چون از پشت عینك بدبینی و نفرت قضایا را مینگرید، برای خودتان از زندان حتما یك داستانهایی ساختهاید مثلا راجع به آیتی شما چون از جریان داخل اینجا بیخبر هستید حتما عنوان میكنید كه سیدمهدی را كشتهاند چون قدرت تحقیق هم ندارید بر روی همین گمان میمانید. از كجا میدانید شاید واقعا خودكشی كرده باشد (البته من هم نمیدانم) نتیجهای كه می خواستم از زدن حرف های فوق بگیرم این است كه در تجزیه و تحلیل مسائل اجتماعی در وهله اول لازم است این عینك بدبینی و نفرت را بردارید. حتما حتما این كار را بكنید، سپس یكبار دیگر صادقانه از روی كینه مراجع به عملكردهای رژیم، از جهادسازندگی گرفته تا كارخانهها تا خانهسازی و تقسیم زمین تا كشاورزان و تقسیم اراضی تا ارتش و میزان چگونگی تصفیه آن ... تحقیق كاملا دقیق و مستند بكنید.
و یك تجدیدنظر كلی و ببینید آیا این بدبینیتان از رژیم كاملا صحیح بوده است یا نه. نظری كه اكنون نسبت به [امام]خمینی و رفتار او دارید خوب معلوم است دیگر، اما حتما حتما بروید دقیقا سابقه زندگی قبلا او را بررسی كنید (چیزیكه95% برادران ما در زندگی نمیدانستند!!) افكار او را بشناسید، كتابهایی را كه تألیف كرده و زمانی كه آنها را نوشته حتما حتما بخوانید. از جمله حكومت اسلامی، نظرات او را راجع به روحانیت دقیقا با تحقیق قابل اعتماد جویا شوید برای اینكه قادر به چنین تحقیقهایی باشید باید حتما خودتان سفر كنید، از نزدیك ببینید، در كارخانههای مختلف سر بزنید. از مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب جمهوری اسلامی باید كمك بگیرید (البته وقتی اینها را طرح میكنیم بخاطر شماهاست، چون چگونه می توان كسی یا چیزی را شناخت و دربارهاش قضاوت كرد در صورتی كه هیچ برخوردی و ما برخورد خیلی كمی با آن داشته باشیم.
یكی از [راههای] شناختن رژیم این است كه ببینیم كسانی كه كاملا معتقد به [امام]خمینی و حركت او هستند، مسائل را چگونه تجزیه و تحلیل میكنند. نباید دائما از آنها كناره گرفت كه این اشتباهی بود كه ما مرتكب شدیم یعنی از توجیه و نشریههای كسانی كه مؤمن به این حركت هستند را تازه از زندان آگاه شدیم، آنهم در جلسات بحثهای طولانی كه تا صبح داشتیم، منتها متأسفانه دیگر ما فرصت برای تحقیق و میزان درستی این حرفها نداشتیم، اما شما دارید و باید حتما حتما این كار را بكنید، اینها را هم برای تأیید رژیم نمینویسم بلكه برای خودتان مینویسم)
اولا:برادران و خواهران عزیزم به نظر من یكی از اشتباهات اساسی فرقان این بود كه خط [امام]خمینی را بدون هیچ تغییری و تفاوتی همان خط روحانیونی چون [آیت الله]گلپایگانی– [آیت الله]بروجردی میدانست در صورتی كه در علل آن یا نحوه عملكرد [امام]خمینی در گذشته و یا خواندن كتاب حكومت اسلامی تفاوت نقطهنظرهای آنها مادامی كهه این خط با خط روحانیت قبلی تفاوت دارد را می توان فهمید و مهم اصالت و پایگاه طبقاتی و جهتگیری آن است كه آیا مردمی است یا نه؟ اكنون بلافاصله در پیش خودتان میگویید معلوم است دیگر این خط همان خط دیكتاتورها و عناصر ضد مردمی است. نه نباید به این زودی قضاوت بكنید، شما را بخدا سوگند میدهم كه بنشینید دقیقا و عینا (اصطلاح ویژه برادرانم كه در زندان ورد زبانش شده!) بررسی كنید و همینطوری نگوئید دیكتاتور، برادران بزرگترین ضعف برادران ما در اینجا در زندان این بود كه در بحثها متوجه شدند به مسائلی از یك عینك خاص و همچنین از یكسو نگریستند. برادران اگر شما میگویید رژیم آدمكش و جنایتكار است بروید ببینید خوب دقیقا كسانی كه موافق رژیم هستند (البته كسانی كه حرفهاشان قابل سند باشد نه هر فردی) آنها چه میگویند برادران مثلا بگوییم... و بهشتی و هاشمی و... هستند افكارشان آخوندیسمی است، میخواهم بپرسم كه دقیقا و عینا چند تا از كتابهای آنها را خواندهاید و نیت اصلی آنها چیست و دقیقا وضع زندگیشان چگونه است؟ باید بروید حسابی تحقیق كنید و بدانید در اسلام شرایط قضاوت نسبت به كسی را رژیمی به این سادگی ما خیال كردیم نیست. مثلا راجع به كردستان و وضع عملكرد رژیم و پاسداران ارتش، هیئت ویژه بطور مستند نه روزنامهای!چقدر چیز میدانید، مستند و غیرقابل انكار كه برای هیچكس جای توجیه باقی نگذارد، میتوانید ثابت كنید با دلایل و مدارك كه رژیم در كردستان كشتار ناروا كرده و از دیدگاه اسلامی جنایت نمود؟ (ما كه در اینجا نتوانستیم ثابت كنیم)
برادران و خواهران عزیزم همه امیدم به شماست تا شما با عملكرد صادقانه و كاملا حساب شده و آگاهانه (نه احساساتی) اشتباهات و خطاهای ما را جبران می كنید. اولین پیشنهادم این است كه با كمك سایر كسانی كه افكار ما را دارند اول بنشینید فرقانها را دقیقا بخوانید، سپس تمام اتهامات و ایرادهایی كه به رژیم زده شده را در نظر آورید و یادداشت كنید. سپس اكیپ تحقیق تشكیل دهید و در این كار باید از تخلیه احساسات بر عقل و گوش و چشم سخت بپرهیزید. راجع به افرادی كه ترور شدهاند، سوابق و افكار وضع زندگی آنها و نقششان در رژیم فعلی و دقیقا تحقیق كنید (كاری كه ما باید میكردیم اما بیتقوایی مانع از انجام آن شد)
در مجموع ببینید آیا اتهاماتی كه در اعلامیهها بعنوان دلایل ترور عنوان میشد چقدر بر مبنای قضاوت اسلامی بود (البته اتهامات اكثرا بدون مدارك دقیق و تحقیقهای كافی زده شده بود و این را همینطوری نمیگویم در اینجا توی بررسی كارها مشخص شد، بعنوان نمونه بروید كتاب خدمات متقابل اسلام و ایران را بخوانید و ببینید) آیا واقعا و منصفانه این دلیل وابستگی به رژیم پیشین است، عباس عسگری این كتاب را در زندان خواند و چیزیكه دلایل سرسپردگی مطهری را به رژیم شاه ثابت كند در آن اصلا نیافت، آیا واقعا حاج مهدی عراقی در زندان قصر كسی را شكنجه كرده بود، یا ترور هانس یوآخیم لایت كه این ترور بدون تحقیقات دقیق و اسلامی صورت گرفت و ما ذكر میكردیم ایشان یك مستشار نظامی و همچنین آمریكایی است، آن وقت بدون تحقیق كافی او را جاسوس خواندیم در صورتی كه!!!میدانم این حقایق دردناك است ولی برادران و خواهران تعهد ما در قبال خدا و شعار مردم ایجاب میكند كه حتما حتما آن را بیان كنیم و تعهد شما هم ایجاب میكند كه جدی مسئله را دنبال كنید مثلا برادران ما دلایل اختلاف مطهری و دكتر شریعتی را از روی بدجنسی و جسارت و مرتجع بودن مطهری و آخوندهای نظیر او میدانیم و این قضاوت هم بر مبنای یك مشت چیزهایی است كه این طرف و آن طرف شنیدهایم و در ذهنمان رفته است نرفتیم واقعا تحقیق كنیم و اصل جریان ببینیم چیست؟
یا اینكه [امام]خمینی میگوید نگوئید.... بد است!را به حساب مرتجع بودن او میگذاریم هیچ وقت رفتیم واقعا تحقیق كنیم و صادقانه ببینیم كه خوب دلایل [امام]خمینی برای زدن این حرف چیست؟ و برادران چقدر دلیل و مدرك مستند و قابل قضاوت برای وابستگی ایران به فرانسه داریم (من كه در آنجا چیزی نتوانستم ارائه كنم به دادگاه). شرط صداقت ایجاب میكند كه خودمان را جای رژیم بگذاریم و ببینیم كه آیا اگر ما بودیم چه كار میكردیم و اگر فردی چون امام علی بود چه میكرد، این خیلی مشكل است مثلا چه راه حلی برای انحلال ارتش داشتیم!یا طرح جامعی برای این كارها داریم؟ آیا بر اساس مدارك و آیات و سنت میتوانید ثابت كنید و الان رژیم مانند رژیم یزید است و ما باید قیام مسلحانه كنیم (من كه نتوانستم، البته گفتم منظور من از میان این مسائل این است كه كاملا توی فكر بروید و بخود آئید و تحقیقهای همه جانبه به عمل آورید)
برادران مثلا ما میگوییم آرمان مستضعفین وابسته به رژیم است (نمیگویم كه وابسته نیست، میگویم كه براستی برای این قضاوت چقدر تحقیق كردیم و چقدر مدارك مستند داریم تا لااقل اینكه به خود ما، به عنوان یك فرد بیطرف ثابت كند كه این وضعش خراب است، چون با جهتگیری ما مخالفت كرد میگوییم وابسته است و این شرط تقوی نیست كه این چنین قضاوت كنیم. راستی ما كه با این رژیم مخالف هستیم چقدر راجع به قانون اساسی، تصویب شده از لحاظ ایدئولوژی بررسی كردهایم و به كدامین دلایل میگوییم كه این قانون اساسی بدعت است؟ (اكثر بچههای ما در زندان این كار را نكردهاند). حالا در زمینه، ایدئولوژی براستی از نقطهنظرهای دیگران و مواردی كه بر طرز تفكر ما اشكال میگیرند دقیقا چقدر اطلاع داشتیم و آیا می توانیم در بحث مستدل و منطق با اتكا به قرآن و سنت حرفها و اشكال و ایرادهای آنها را جواب دهیم، (بدبختانه ما حتی روی طرز تفكر خودمان هم تسلط نداشتیم، حتی من چند بار از عباس كه از نظر فكری نسبتا از دیگران قویتر بود پرسیدم كه آیا تو روی اصول ایدئولوژیكی اسلامی اجتهاد داری، گفت نه و این عباس كسی بود كه بیش از سه سال است مستقیما با خود اكبر گودرزی كار كرده است، وای بحال دیگران!!!) مثلا راجع به دیدن خدا، كه یكی از بهترین مباحث توحید است شما چقدر تحقیق كردهاید آیا میتوانید در بحث اشكال دیگران را در این مورد برطرف كنید؟ آیا فكر میكنید ایدئولوژی ما خالی از اشكال است (من نمیگویم هست یا نه) و صد در صد منطبق با اسلام است این فكر .... چقدر تحقیق كردهاید و چقدر از نقطهنظرهای دیگران در ... متعصبانه) اطلاع دارید و چقدر میتوانید آن را ثابت كنید.
خلاصه ضمن اینكه شما حق ندارید در همین حالت كنونی راه را ادامه دهید (شنیدهام كسانی كه در جاهای مختلف دور هم جمع شدهاند و بنام رهروان فرقان ... خواستهاند كه این راه را ادامه دهند، حتما از وضع برادران و افتضاحاتی كه در زندان ببار آمده خبر ندارند) شما باید بروید صادقانه روی تمامی اعمال و رفتار گذشته مرور كنید و جزء به جزء آنرا زیر ذرهبین قرار دهید، تحقیقات دقیق را شروع كنید، خود را قرنطینه فكری نكنید، حتما بروید و دقیقا از نقطه اول رژیم و دوم گروههای دیگر تحقیقات كنید تا اطلاعات جامع بدست آورید سپس ضعفها، اشتباهات و خطاها را ریشهیابی كنید. شما را سوگند میدهم اگر پس از این بررسیها متوجه شدید كه خط فرقان انحرافی بود (اصل تقوی را دقیقا باید در نظر داشته باشید، هوای نفس را كنار بگذارید و خدا و مردم را در نظر بگیرید)و دیگر هیچ جای شكی باقی نماند، آن را اعلام كنید و به خانوادههایی كه الان بخاطر ما مخالفت رژیم شدهاند حقایق را بگویید و شجاعت و صداقت داشته باشید، شما از طرف من وكیل هستید، باز هم میگویم اگر تشخیص دادید انحرافی بوده آنرا بخانواده و افراد دیگر بگویید من فقط نظرهایم همان است كه به خانواده گفتم ولی اگر شما تحقیقات نكنید و این مسئولیت سنگین را انجام ندهید از طرف ما و خدای ما و مردم در روز قیامت بازخواست میشوید. این نامه گواهی است در خدمت شما كه اگر بعدا انحرافی تشخیص دادید به عنوان تأییدیه من از كار شما، در دستتان باشد تا كسانی كه قبول نمیكنند ارائه دهید. خداحافظ و یارتان باشد. سیدكمال یاسینی،زندان اوین 10/12/58 ،ربنا اغفرلنا و رحمنا و انت خیرالراحمین
برای دیدن متن دستخط وی لینكهای كلیك كنید:صفحه۱/ صفحه۲/صفحه۳/ صفحه ۴/صفحه۵