مطالب مرتبط: مقدمه
ابهامها در ترور آیت در گفتگو با فرزند شهید
شهید آیت و مظفر بقایی
امیر سعید نقي زاده سهی، عضو واحد دانشجویی حزب جمهوری اسلامی و قائم مقام مديرمسئول نشريه كارگري حزب (صالحان سازنده) بوده است. او که از قبل از پیروزی انقلاب اسلامی با شهید آیت حشر و نشر داشته است و خود را مرید ایشان می داند، مي گويد:
«شهيد آيت، بارها در جلسات حزب، ميرحسين موسوي و زهرا رهنورد را التقاطي معرفي مي كرد. ایشان، جبهه ملي، نهضت آزادي و سازمان مجاهدين خلق را حلقه های پي در پي يك زنجير مي دانست. تشكيلاتي مثل جاما و جنبش مسلمانان مبارز را هم كه حبيب الله پيمان رئيس آن بود، در چهارچوب اين جريان ارزيابي مي كرد. ميرحسين موسوي و همسرش قبل از انقلاب اسلامي، عضو جنبش مسلمانان مبارز بودند. شهيد آيت اين دو نفر را كماكان شيفته اين جريان و سلسله مي دانست...
شهید آیت معتقد بود که استعمار در برابر مبارزان اصیل، مبارزان قلابی و بدلی به وجود می آورد. ایشان صراحتا میرحسین را یک انقلابی قلابی می دانست. مخالفت شخصیتی مثل بنی صدر با وزارت میرحسین موسوی هم، برای قهرمان کردن و جا زدن او به عنوان یک مبارز اصیل در چشم انقلابیون بود... اینها پس از شهادت آیت، که قدرت در دستشان بود، سالگرد شهادت آیت را از تقویمها حذف کردند.»(1)
علیرضا نادعلی از اعضای حزب جمهوری اسلامی می گوید:
«شهید آیت یک مدتی معاونت سیاسی حزب بود... یادم هست که شهید آیت سر درگیری با مهندس موسوی، از حزب قهر کرده بود و جلسه شورای مرکزی را هم حتی نمی آمد... شهید آیت، خیلی تند و محکم به ملی گراها و سلطنتی ها و منافقها حمله می کرد، با الفاظ خیلی عجیب. خب ما هم واقعا با همه ضعف معلوماتی که داشتیم، می دانستیم حالا «بازرگان» یا «سنجابی» یا بعضی دیگر خب انقلابی نیستند. با «امام» صد در صد نیستند. ولی شهید آیت علنا مطرح می کرد که خیلی از این ملی ها اصلا دین ندارند و ضدانقلابند و منتظر فرصتند که به جمهوری اسلامی ضربه بزنند. این طرف، خوب میرحسین و بعضی دور و بری هایش سمپاتی داشتند به این ملی ها.»(2)
اختلاف شهيد آيت با ميرحسين موسوي، ادعايي نيست كه تنها يكي دو نفر از اعضاي حزب جمهوري اسلامی گواه آن باشند. هاشمي رفسنجاني، رئیس وقت مجلس شورای اسلامی و عضو هيئت موسس حزب در خاطرات خود از 6 ارديبهشت 1360چنين مي نویسد:
«شب در جلسه مشترك مسئولان اجرايي و نمايندگان مجلس حزب شركت كردم. مقداري از وقت در انتقاد از حزب و روزنامه [جمهوري اسلامي] گذشت. آقاي آيت به خط روزنامه اعتراض داشت، آقاي [ميرحسين] موسوي دفاع كرد.» (3)
هاشمی همچنين در بيان خاطرات روز 14 تير 1360 مي نویسد:
«جلسه علني داشتيم. معرفي وزير خارجه مطرح بود كه تصويب شد. آقاي مهندس ميرحسين موسوي سردبير روزنامه جمهوري اسلامي، وزير خارجه شد. از اول كار، آقاي رجايي ايشان را معرفي كرده بود. بني صدر قبول نمي كرد. آقايان (دكتر حسن) آيت و احمد كاشاني مخالفت كردند و عكس العمل بدي داشت؛ مخصوصا از آقاي آيت كه عضو شوراي مركزي حزب است.» (4)
متن نطق شهيد آيت در مخالفت با وزارت خارجه ميرحسين موسوي در مجلس شوراي اسلامي كه در تاريخ 14 تير 1360، یعنی یک هفته بعد از انفجار هفت تیر صورت گرفت به اين شرح است:
«بسم الله الرحمن الرحيم. من با اينكه اسم نوشته بودم، در اين شرايط حساس، در اين شرايطي كه ملت هم عزادار است و هم دچار موفقيتهايي شده است، نمي خواستم صحبت كنم اما در محظور بودم. يكي همين كه اشاره كردم، شرايط حساسي است كه ممكن است مخالفت من باعث سوء استفاده بشود و از طرفي هم هنوز بوي خون پاك شهدا از دفتر حزب جمهوري اسلامي به مشام مي رسد و هنوز مركب عزل رئيس جمهور بي كفايت خشك نشده است.
از اين جهت كه بعد تاريخ قضاوت بدي نكند، تمام مطالبم را در اين خلاصه مي كنم كه دوست قبلي ما [سخنران قبلی مجلس که در موافقت با موسوی سخن گفت] گفتند كه نظريات آقاي موسوي درباره آقاي دكتر مصدق مربوط به گذشته بوده است. كاري نداريم كه اين گذشته سال 58 و سال نزديك به ما و سال 59 هست. اما اگر ايشان الآن هم به اين سئوال من پاسخ بگويند شايد مساله حل شده است كه آيا ايشان مصدقِ امام را قبول دارند كه امام مي فرمايند مصدق به اسلام سيلي زد، مصدق، مسلم نبود؟ در زمان مصدق به چشم سگ عينك زدند و روي آن نوشتند آيت الله. در زمان مصدق روزنامه شورش كه مورد تاييد مصدق بود، تصوير آيت الله كاشاني را به صورت سگ و مار و عقرب مي كشيد. آيا اين مصدق را قبول دارند يا مصدق سرمقاله 28 تير 1358 و 14 اسفند 1358 و مقاله اخيري كه تحت عنوان "خيابان مصدق" نوشتند؟(5) كداميك از اين دو مصدق را، ايشان صريحا بگويند كه الآن پس از آن بيانات امام قبول دارند؟ آيا رفراندوم مصدق را در سلسله مقالاتي كه حمام(؟) نامي در روزنامه جمهوري اسلامي نوشته بود و او را يك عمل ضدامپرياليستي قلمداد كرده بود، آن را قبول دارند و يا رفراندومي كه امام فرمودند تقلبي بود؟ و به منظور تحميل قانون اساسي آمريكايي بود و سر يك الاغ راي بسته بودند و بردند در صندوق مخالفين انداختند و همينطور ساير خطوط كه اشاره شد؟
مطلب زياد است ولي شرايط كنوني را من مناسب براي طرح اين مسائل نمي دانم ولي اين سئوال را دلم مي خواهد كه ايشان صريحا جواب بدهند. والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته.» (6)
مشروح مذاکرات مجلس در روز ۱۴ تیر ۱۳۶۰نشان می دهد که موسوی از دادن پاسخ صریح به سئوال شهید آیت طفره می رود. به هر حال در آن روز، مجلس شوراي اسلامي به وزارت ميرحسين موسوي راي مثبت داد. سیدحسن آيت هم يك ماه بعد از این نطق، صبح روز 14 مرداد 1360 در برابر منزل خود هدف رگبار قرار گرفت و به شهادت رسيد. 14 مرداد، روزی بود که قرار بود مجلس به کابینه جدید، یعنی کابینه شهید باهنر رای دهد. میرحسین موسوی، دوباره جزو اعضای پیشنهادی این کابینه بود.شاه كليد مخالفت شهيد آيت با ميرحسين موسوي؛ عضویت در فرقه رازآمیز
هفته نامه تعطیل شده شهروند امروز، نشریه وابسته به اصلاح طلبان، سال گذشته زمانی که هنوز از کاندیداتوری ریاست جمهوری میرحسین موسوی سخنی نبود و بسیاری از طرفداران جوان و دوآتشه امروزش اسم او را هم نشنیده بودند و چهره اش را نمی شناختند، پرونده ای درباره شهید آیت منتشر کرد که در آن ناخواسته و در لفافه، شاه کلید مخالفت شهید آیت با موسوی را لو داده است. البته در آن زمان، چون هنوز زمزمه ای از کاندیداتوری موسوی نبود و او در کانون توجهات قرار نداشت، کسی و به احتمال زیاد حتی خود گردانندگان نشریه، متوجه نشدند که شهروند امروز چه گافی داده است.
ابراهيم اسرافيليان، نماینده دوره دوم مجلس شورای اسلامی، دوست و همراه ديرينه شهيد آيت، در مصاحبه با شماره مذکور از هفته نامه شهروند امروز، یعنی شماره 59، مورخ 27 خرداد 1387 چنين گفته است:
«آیت درباره بسیاری از رجال سیاسی مدرک مستند داشت و درباره بنی صدر در جلسه ای صحبت کرده بود که علیه او توطئه کردند و با پخش نوار آن جلسه، او را متهم به کودتاچی بودن کردند و این پاشنه آشیل آیت شد. در حزب جمهوری هم به او گفته بودند که تو چرا این حرفها را درباره بنی صدر زده ای که او گفته بود این آدم آمده است تا ریشه جمهوری اسلامی را بزند و من سند دارم.(7) در آن جلسه یکی از آقایان گفته بود که لابد تو درباره من هم سند داری که آیت در پاسخ به او گفته بود اتفاقا درباره تو هم سند دارم.»
اسرافیلیان در ادامه این مصاحبه می گوید:
«حتي همان روزي كه آيت ترور شد، همراه خود اسناد ارتباط فردي با فراماسونري را داشت كه آن فرد مي خواست پستي بگيرد و آيت آن اسناد را به همراه داشت تا برود و تكليف آن فرد را روشن كند. وقتي هم كه ترور شد آن پوشه را بردند و بعدا باجناق آيت هرچه دنبال آن پوشه رفت تا بگيرد، نتيجه اي نگرفت.»(8)
با مقدماتی که گفته شد، هر خواننده هوشمندي، مي تواند حدس بزند منظور از شخص مرتبط با فراماسونري كه نام او در مصاحبه شهروند امروز نيامده چه كسي است. پرس و جوي نگارنده از برخي اعضاي حزب جمهوري اسلامي، نشان داد كه شهید آیت در مورد میرحسین موسوی چنین ادعایی داشته است. متاسفانه هیچ کدام از این اعضا، حاضر نشدند که نامشان حتی به صورت مخفف منتشر شود. با این حال، مصاحبه ای که اخیرا روزنامه وطن امروز با اسرافیلیان انجام داده است، بر درستی حدس ما صحه می گذارد. اگر در مصاحبه سال گذشته شهروند امروز، نام فرد مرتبط با فراماسونری نیامده است، در مصاحبه تازه وطن امروز، نام میرحسین موسوی آمده است ولی نام تشکیلات مورد نظر شهید آیت (فراماسونری) احتمالا بنا به ملاحظاتی حذف شده است. از این رو، مصاحبه های شهروند امروز و وطن امروز، مکمل یکدیگر هستند.
اسرافیلیان در مصاحبه با وطن امروز می گوید:
«...شهید آیت سخت بیمار بود و چند روز غیبت داشت اما تمام اسناد خودش را جمع و جور کرده و در پوشه گذاشته بود تا به مجلس بیاید، همسرش نقل میکند و میگوید، من از آیت خواستم به مجلس نرود و استراحت کند اما او گفت، امروز(چهارشنبه 14 مرداد 1360) باید تکلیف جمهوری اسلامی مشخص شود و من باید بروم تا این اسناد و حقیقتها را برای مردم روشن کنم.
وطن امروز: اسناد مربوط به چه نقاط تاریکی از موسوی بود؟
این اسناد ارتباط موسوی با [...] را اثبات میکرد اما آیت زمانی که از در منزل خارج میشود در فاصله 30 تا 40 متری بنزی مشاهده ميشود که راننده آن در حال پنچرگیری است، آیت سوار اتومبیل خودش میشود که از جانب افراد مخفی در آن بنز توسط مسلسل ترور میشود و نزدیک به 65 گلوله به بدنش اصابت میکند و هنوز جای گلولهها روی در منزل او هست.»(9)
نقي زاده سهي هم در مورد ادعای ماسون بودن میرحسین موسوی چنین مي گويد:
«البته از شهید آیت چنین مطلبی نشنیده ام. آخرین بار هم که ایشان را دیدم، حدود سه هفته قبل از ترور بود. اما آقای «ک»، يكي از دوستان حزبي، از محمد مُكری(10)، اولين سفير جمهوري اسلامي در شوروي، نقل مي كرد كه ميرحسين موسوي فراماسون است.» (11)
از سوی دیگر، اسرافیلیان در مصاحبه با وطن امروز، بر وجود چنین قولی از محمد مکری اینگونه صحه می گذارد:
«پروفسور محمد مکری هم که استاد تاریخ و جغرافیا در دانشگاه سوربن پاریس بود و مدتی در ایران زندگی میکرد، میگفت یکسری اسناد دارد که از آیت و دیالمه گرفته است، اما الآن هیچ خبری از پروفسور مکری ندارم و اصلا نمیدانم زنده است یا نه.»(12)
راقم این سطور نیز در آبان ماه 1386، مصاحبه ای با «ش، ز» درباره ادبیات داستانی غرب و داستایوسکی، نویسنده روس، داشت. مصاحبه شونده در گپ بعد از مصاحبه چنین گفت: «یکی از اساتید تاریخ معاصر ایران می گفت میرحسین موسوی فراماسون است و سند ماسونی او را دیده است.»(13)
توجه به سه نكته در زندگی میرحسین موسوی، تصور عضويت او در تشکیلات فراماسونري را که در نظر اول دور از ذهن به نظر می رسد، امکان پذير مي كند:
1- موسوي در زمان پيروزي انقلاب اسلامي، 37 ساله بوده است. او در آن زمان، جوانی در دهه بیست تا سی سالگی عمرش نبوده است که سن کمش، مانع از تصور عضويتش در تشکیلاتی همچون فراماسونري باشد؛ تشکیلاتی كه با جوانان میانه چندانی ندارد و 21 سالگي، حداقل سن براي عضويت در آن است.
2- موسوي، با آنكه 37 سال از عمرش را دوران پهلوي گذرانده است، بر خلاف اکثر قریب به اتفاق هم رده هایش، که بعضا کم سن و سالتر از او هم بوده اند، سابقه حتي يك روز بازداشت، زندان يا تبعيد را در این دوران ندارد.
3- ميرحسين موسوي و زهرا رهنورد، در سالهاي 1356 و 1357، بدون قصد تحصيل و دانشجويي، يك سال و نيم در آمريكا زندگي كرده اند. كشوري كه مهد فراماسونری و سازمانهای شبه ماسونی است و از جمعيت نزدیک به 240 ميليوني آن در سال 1980، حدود 4 ميليون نفر، عضو لژهاي فراماسونري بوده اند.(14)
فرارهای رو به جلو؟
يازده اسفند 1376، ميرحسين موسوي در حالي كه نزدیک به 9 سال از سكوتش مي گذشت، ناگهان در مراسم پنجاهمين سالگرد تاسيس انجمن اسلامي دانشكده فني دانشگاه تهران، لب به سخن گشود و سخنراني مفصلي ايراد كرد. جالب اينجاست كه موضوع اين سخنراني بي سابقه، لزوم توجه به نقش فراماسونها و صهيونيستها در تحولات جهان و رد تئوری توهم توطئه است!(15) اين سخنراني در زمان خود، اعتراض دوستان اصلاح طلب ميرحسين را كه هرگونه توجه به نقش ماسونها در تحولات سياسي و اجتماعي را توهم توطئه مي دانند برانگيخت، به گونه اي كه مثلا احمد زيدآبادي، مقاله اي عليه ميرحسين موسوي منتشر كرد. آيا با توجه به حوادث چند ماه اخير، نمي توان سخنراني يازده سال پيش ميرحسين را فرار به جلويي هوشمندانه، براي خنثي كردن افشاي وابستگي او به فراماسونري در سالهاي بعد دانست؟
عبدالله شهبازی، یهودپژوه و ماسون پژوه مشهور، که پس از دیدار خصوصی اش با میرحسین موسوی در زمستان 1387، به طرفدار سفت و سخت او تبدیل شده است و با وجود ایستادگی موسوی در برابر جمهوری اسلامی و حمایت همه جانبه غرب از او، هنوز از این طرفداری دست بردار نیست، در یادداشتی به تاریخ 21 تیر 1388 چنین می نویسد:
«چگونه ميتوانم باز هم از فراماسونري سخن بگويم زماني که بيپروا، برجستهترين چهرههاي تاريخ انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي ايران، آيتالله هاشمي رفسنجاني و ميرحسين موسوي و سيد محمد خاتمي، را به «فراماسون» بودن متهم ميکنند!»(16)
این در حالی است که در آن تاریخ، هیچ سایت یا نشریه ای وابسته به جریان مورد اشاره عبدالله شهبازی، چنین اتهامی را در مورد موسوی منتشر نکرده بود. و البته تاکنون نیز با صراحت، چنین اتهامی منتشر نشده است. می توان گفت مقاله ای که خواندید، اولین مطلبی است که با صراحت چنین اتهامی را مطرح می کند.
-------
پي نوشت:
1- مصاحبه نگارنده با امیر سعید نقی زاده سهی. او متولد 1339، دارای مدرک لیسانس جامعه شناسی از دانشگاه تهران است. او به واسطه دوستی دایی اش، آقای "خرم بخت" با شهید آیت، از سالهای قبل از انقلاب با شهید محشور بوده است. نقی زاده سهی در حال حاضر، مدير مسئول مجله «فيلم و سينما» و كارشناس روابط عمومي سازمان صدا و سيما است.
2- رضا گلپور، «شنود اشباح»، انتشارات کلیدر، چاپ نخست، پاییز 1381، صفحه 524
3- عبور از بحران، كارنامه و خاطرات هاشمي رفسنجاني سال 1360، دفتر نشر معارف انقلاب، به اهتمام ياسر هاشمي، چاپ نهم، 1386، ص 74
4- همان، صفحه 161
5- منظور شهید آیت، سر مقاله هایی است که در تمجید از مصدق در روزنامه جمهوری اسلامی به سردبیری میرحسین موسوی منتشر شده بود. معمول این بود که سرمقاله ها را سردبیر روزنامه می نوشت.
6- مذاكرات جلسه علني مجلس شوراي اسلامي، جلسه 174، به نقل از سايت اينترنتي كتابخانه مجلس شوراي اسلامي به آدرس www.ical.ir
7- این ماجرا، مربوط به قبل از حاد شدن اختلاف بنی صدر با نیروهای انقلاب است که در نهایت به عزل او از ریاست جمهوری انجامید.
8- شهروند امروز، شماره 59، 27 خرداد 1387، صفحه 62
9- وطن امروز، 20 مرداد 1388، صفحه 10
10- محمد مکری، متولد 1305 کرمانشاه، متوفای 1386 پاریس، از سال 1358 تا 1362، سفیر جمهوری اسلامی در شوروی و مغولستان بوده است. مکری در دانشگاه سوربن پاریس نیز سمت استادی داشته است.
11- مصاحبه نگارنده با اميرسعيد نقي زاده سهي
12- وطن امروز، 20 مرداد 1388، صفحه 10، البته در این مصاحبه به اشتباه، نام محمد مُکری، «محمد مجری» تایپ شده است.
13- از یادداشتهای شخصی نگارنده در آبان 1386. در گفتگویی که اخیراً برای تنظیم این مقاله با «ش ز» داشتم، «ش، ز» معتقد بود که آن استاد تاریخ معاصر ایران در حال حاضر، مایل به طرح نامش در این موضوع نیست.
14- نجده فتحی صفوت در کتاب «فراماسونری در جهان عرب» که در سال 1980 منتشر شده است (ترجمه یوسف عزیزی بنی طرف، نشر البرز، 1369) جمعیت فراماسونهای دنیا را 6 میلیون نفر برآورد کرده است که حدود 4 میلیون نفر آنها در آمریکا، 1 میلیون نفر در انگلیس و 1 میلیون نفر آنها در سایر نقاط دنیا زندگی می کنند.
15- متن كامل اين سخنراني را در كتاب "شش گفتار"، نشر ني و همچنين آدرس اينترنتي زير ببينيد:
http://www.ghalamnews.ir/news-10165.aspx
16- سایت عبدالله شهبازی، یادداشت مورخ ۲۱ تیر ۱۳۸۸
روز قدس از کنار همفکراش تو پیاده روی خیابون حجاب رد شدم.
همون نه غزه نه لبنان. جانش فدای ایران ها!
مانتوی تنگ سیاه. مچ بند سبز. شال باز. سینه ی چاک. گردن بند نقره ای. موهای رنگ کرده. ساندویچ در دست. بطری آب رو که سر کشید رو کرد به ما و گفت: آهای امل های دهاتی گمشید برید فلسطین!
دختر ۹ ساله ام با لب خشک پرسید: مامان مگه ایران چه اشکالی داره که بریم فلسطین؟
گروه سياسي: جامعه شناسان ايراني با نگاهي واقع بينانه به نتايجي در قبال نسبت اقشار مختلف مردم با جمهوري اسلامي رسيده اند. نه قائل شدن به حمايت بي قيد و شرط همه ي مردم از نظام به حقيقت نزديك است و نه توهم مخالفت اكثريت مردم با آن. ولي آنچه مسلم است اينكه از همان ابتداي ساختارسازي سياسي براي نظام جمهوري اسلامي عده اي با آن مخالف بوده اند. نخستين بار اين مخالفت در شركت نكردن در همه پرسي ده فروردين 58 و يا رأي دادن به گزينه ي «خير» در اين همه پرسي تجلي يافته است. گروه هايي چون فدائيان خلق، سلطنت طلب ها و همراهان سياسي مهندس بازرگان(نهضت آزادي) بخشي از اين مخالفان بودند كه البته با انگيزه هاي متفاوتي در برابر نظر امام(ره) صف آرايي كردند.
اينكه اين مخالفان حقيقتاً چند درصد مردم ايران را تشكيل مي دهند هميشه پرسشي بوده كه پاسخ يقيني و مطمئني را دريافت نكرده است؛ ليكن سال هاست صاحب نظران عرصه ي ارتباطات و افكارعمومي مبتني بر نظرسنجي ها و نتايج متعدد حاصله در انتخابات هاي مختلف، به پاسخي نسبي در نسبت با اين سوال دست يافته اند. از جمله اينكه در تمام ساليان پس از انقلاب تا كنون هيچگاه ميزان مخالفان نظام بيش از 10% كل جمعيت ايران نبوده است. اينان به گزاره هايي چون عدم پذيرفتن حاكميت ديني، عقب ماندگي معرفتي و فرهنگي اسلام، برتري بي چون و چراي سبك زندگي و انديشه ي امريكايي و بي بند و باري در حوزه ي فرهنگ معتقدند. البته اين ميزان كه غالباً طبقه ي برخوردار و قشر مرفه را تشكيل مي دهند در برهه هاي مختلف سياسي توانسته اند بخشي از بدنه ي اجتماعي بويژه بخشي از بدنه ي اجتماعي طبقه ي متوسط جديد را با خود همراه كنند و با فربه تر شدن تا ميزان 20 تا 30 درصد، به بخشي اثرگذار در مقاطع مختلف تبديل شوند. طبقه ي متوسط جديد كه غالباً در تهران و كلان شهرها مصداق پيدا مي كند، در برخي مقاطع بخاطر سلايق و سبك زندگي متمايل به غرب، رويه اي همگرا با جريان اپوزوسيون اتخاذ كرده اند. ولي در بسياري از مواقع نيز اينان وفاداري خود را به انقلاب اسلامي و آرمان هاي امام راحل به اثبات رسانيده اند. صاحب نظران معتقدند اساساً يكي از مهمترين دلايل پيروزي انقلاب اسلامي همراهي طبقه ي متوسط جديد با طبقه ي متوسط سنتي(روحانيون، بازاريان سنتي و كسبه اصيل) در دهه ي 40 و پنجاه شمسي بوده است.
از بدو اعلام نتايج انتخابات دهم رياست جمهوري در برخي تحليل ها آراء ميرحسين موسوي تفسيرهاي متفاوتي پيدا كرد. شايد محتمل ترين و علمي ترين تفسير آراء حدوداً
شاهد ديگر بر اين فرضيه اينكه در مرحله ي نخست انتخابات نهم رياست جمهوري مجموع آراء مصطفي معين كه نماينده ي اپوزوسيون به شمار مي رفت و مهدي كروبي نماينده ي ديگر اصلاح طلبان كمي بيش از 9 ميليون رأي را از مجموع 28 ميليون آراء صحيح شمارش شده بدست آورد. اين ميزان يعني حدوداً 5/32 درصد كل آراء كه با محاسبه ي افزايش مشاركت در انتخابات دهم، با اعداد فوق الذكر متناسب است؛ ميرحسين موسوي در قطب اصلاح طلبي انتخابات دهم رياست جمهوري دهم به اضافه ي اندك آراي ديگر نامزد اصلاح طلب 6/34 درصد كل آراء است كه با نتايج دور قبل همخواني دارد.
|
كانديداي اصلاحات |
ميزان رأي |
درصد از كل آراء |
مجموع آراء |
|
مصطفي معين+ مهدي كروبي |
4095827+ 5070114 |
53/14+ 99/17 |
52/32 |
|
ميرحسين موسوي+ مهدي كروبي |
13216411+ 333635 |
75/33 + 85 /0 |
6/34 |
نتايج نظرسنجي موسسه پژوهشي پيپا (PIPA -Program on International Policy Attitudes) كه در پايگاه اينترنتي موسسه افکار عمومي جهان در امريكا منتشر شده است تمامي فرضيات فوق الذكر را تأييد مي كند؛ از جمله اينكه بر اساس بخش 23 اين نظرسنجي حدود 50 درصد از آراي ميرحسين موسوي ريزش داشته است كه نشانگر بازگشت اكثريت هفت ميليون رأي ديگر بعد از افشا شدن چهره ي حقيقي طرف اصلاح طلب و معارضه ي آن با اسلام و انقلاب است و البته نبايد اين واقعيت را انكار كرد كه متأسفانه راديكال شدن مبارزات انتخاباتي و جريان هاي سياسي پس از آن و روند مخالف سازي ناآگاهانه برخي رسانه ها و چهره هاي سياسي باعث پيوستن گروه اندك ديگري از همراهان سابق به جمع مخالفان هميشگي نظام شده است. همينطور در مجموع نتيجه نظرسجي نشان مي دهد كه بخشي از مردم هم بخاطر اغتشاشات و نا امني هاي پس از انتخابات از وضع موجود و رأي سابق خود به احمدي نژاد رضايتي ندارند.
سئوال 23 :
|
گزينه ها |
نتايج |
|
1- ميرحسين موسوي |
8 درصد |
|
2- احمدي نژاد |
49 درصد |
بخش هاي مختلف اين نظرسنجي بروشني تفاوت نظر و رأي را بين اكثريت مردم ايران و اقليت 7 تا ده درصدي ديگر نشان مي دهد.
بطور مثال ميزان بي اعتمادي به بخش هاي مختلف نظام در اين نظرسنجي كاملاً همسان است. هيچگاه بي اعتمادي مطلق به نظام اسلامي از 6 درصد كمتر و از 7 درصد بيشتر نبوده است.در بخشي از نظر سنجي از پاسخ دهندگاه خواسته شده تا ميزان اعتمادشان را به نهادهاي مختلف اعلام كنند. پاسخها به شرح زير است:
|
نهاد |
ميزان اعتماد |
نتايج |
|
وزارت كشور |
اصلاً اعتماد ندارم |
6 درصد |
|
مجلس شوراي اسلامي |
اصلاً اعتماد ندارم |
8 درصد |
|
رئيس جمهور |
اصلاً اعتماد ندارم |
6 درصد |
|
قوه ي قضائيه |
اصلاً اعتماد ندارم |
7 درصد |
|
شوراي نگهبان |
اصلاً اعتماد ندارم |
6 درصد |
|
نيروي انتظامي |
اصلاً اعتماد ندارم |
7 درصد |
نهايتاً ميزان نارضايتي از نظام جمهوري اسلامي به شرح زير اعلام شده است:
سوال: در مجموع چقدر از نظام حكومتي ايران رضايت داريد يا ناراضي مي باشيد ؟
|
گزينه ها |
نتايج |
|
1- بسيار راضي مي باشيد |
41 |
|
2- تاحدي راضي مي باشيد |
46 |
|
3- تاحدي ناراضي مي باشيد |
7 |
|
4- کاملا ناراضي مي باشيد |
3 |
سئوال 9 : جهت گيري امريکا در برابر دولت ما چگونه است، آيا به اعتقاد شما امريکا بطور معمول به روشي منصفانه با حکومت ما برخورد مي کند، يا بيشتر سعي مي کندبا استفاده از قدرتش مارا وادار به
|
گزينه ها |
نتايج |
|
1- بيشتر با دولت ما برخوردي منصفانه دارد |
درصد 7 |
بخشي از اين نظرسنجي ناظر به جريان انتخابات دهم رياست جمهوري است. نتايج بدست آمدها در اين بخش در سه حوزه حائز اهميت است. نخست اينكه پاسخ ها با اختلاف اندكي نتايج انتخابات دهم رياست جمهوري را تأييد ميكند. دوم اينكه نشانگر اعتماد قابل توجه مردم به نهادهاي برگزار كننده و ناظر در انتخابات است و دست آخر اينكه به آزادانه و مناسب بودن نهادهاي حقوقي و سياسي و بطوركلي مردمسالاري نهادينه شده در جمهوري اسلامي ايران اعتراف دارد:
سوال: روي هم رفته تا چه اندازه از روندي که طي آن مقامات کشورانتخاب مي شوند احساس رضايتمندي مي نماييد؟
|
گزينه ها |
نتايج |
|
1- بسيار رضايت دارم |
40 |
|
2- تاحدي رضايت دارم |
41 |
|
3- چندان رضايت ندارم |
10 |
|
4- اصلا رضايت ندارم |
6 |
سئوال 21 : به نظر شما اين انتخابات تا چه ميزان آزاد و عادلانه بود؟
|
گزينه ها |
نتايج |
|
1- کاملا آزاد و عادلانه |
66 |
|
2- تاحدي آزاد و عادلانه |
17 |
|
3- چندان آزاد و عادلانه نبود |
5 |
|
4- اصلا آزاد و عادلانه نبود |
5 |
سئوال 22 : تا چه ميزان به نتايج اعلام شده اين انتخابات اعتماد داريد؟
|
گزينه ها |
نتايج |
|
1- اعتماد زيادي دارم |
62 |
|
2- تاحدي اعتماد دارم |
21 |
|
3- چندان اعتماد ندارم |
6 |
|
4- اصلا اعتماد ندارم |
7 |
سئوال 24 : با در نظر داشتن مسائل پيش آمده قبل، حين و پس از برگزاري انتخابات آيا به نظر شما آقاي احمدي نژاد رييس جمهور مشروع ايران مي باشد يا خير؟
|
گزينه ها |
نتايج |
|
1- بلي |
81 |
|
2- خير |
10 |
مي توان مبتني بر تمامي تحليل هاي پيشين و با استشهاد به نظرسنجي پيش رو اذعان كرد كه مخالفان نظام همانطور كه پيشتر هم گفته شده نه تنها واجد بدنه ي اجتماعي قابل اعتنايي نيستند بلكه حتي نتوانسته اند بخش معتنابهي از سياه بيني ها و بي اعتمادي هاي خود را به ديگر طبقات اجتماعي تسرّي دهند. راهپيمايي با شكوه روز جهاني قدس در تهران نيز نشانگر اين واقعيت بود كه مخالفان بسيار كمتر از ميزان ادعايي بوده و ظاهر آشكارگي آنها كاملاً بيانگر محدوديت و تعيّن آنها در يك قشر خاص است.
ولي نكاتي در تمام اين تحليل ها موجود است كه بايد در سياستگذاري كنترلي آنها مدنظر قرار گيرد:
نخست اينكه براي نخستين بار پس از انقلاب جريان مخالف و ضد نظام جرأت و جسارت حضور اجتماعي و سياسي را پيدا كرده است. اين جرأت و جسارت سياسي بايد به سياست هاي كنترلي به انزواي مجدد آنها منتهي شود.
دوم اينكه بطور حتم يكي از دلايل ظهور اجتماعي دروغين و فراواقعي اين عده، بي ساماني و آشفتگي رسانه اي بخصوص در فضاي سايبر است. چرا بايد حدود هفت درصد مردم تا اين حد داراي روزنامه هاي رسمي، سايت خبري و نشريه باشند؟ دولت مي بايست در خصوص كنترل دقيق رسانه ها سياست هاي سختگيرانه اي را اعمال كند. سياست هاي جدي و غير قابل انعطاف كشورهايي چون امريكا در جلوگيري از تضعيف نظام سياسي و نهادهاي اساسي مي تواند مدنظر مجريان امر قرار گيرد. رسانه ي ملي هم طبعاً نمي بايست بيش از هفت درصد از فضاي رسانه اي خود را به اقليت معترض اختصاص دهد.
دست آخر اينكه افشا شدن ماهيت معارض اين گروه قليل كه در چند ما اخير هزينه هاي گزافي براي اقتدار ملي در روابط فرامرزي ايران و لطمه هاي بسياري براي انسجام دروني نظام بوجود آورده است، اين ضرورت را گوشزد مي كند كه حاكميت برخوردي قاطع تر و بدون رودربايستي از خود نشان دهد. همانطور كه مقام معظم رهبري در خطبه هاي نماز جمعه 21 ماه رمضان تأكيد كردند اكنون اين گروه قليل سكوت خود را شكسته اند و به معارضه با نظام برخاسته اند و عدالت حكم مي كند كه هيچگاه يك گروه 7 درصدي نتوانند منافع، آرمش رواني و آبروي بين المللي اكثريت 93 درصدي را به خطر اندازند.
يك عضو فراري حلقه كيان، تعريف جالبي از جنبش سبز كذايي ارائه كرد.
كيهان نوشت: مجيد محمدي در توصيف اين جريان هرهري مسلك نوشت: آنها اهل رياضت كشي نيستند. مي خواهند با شورت كوتاه و تاپ بيرون بيايند. مي خواهند سينه بزنند و شب اگر هوس كردند، ليوان شرابي بنوشند. مي خواهند در بالاي كوه زير چادر هر كه را خواستند در آغوش بگيرند و گرم شوند. مي خواهند از زندگي لذت ببرند. مي خواهند دوست پسريادوست دخترشان راهر جا كه خواستند،ببوسند(!)
وي با «كولاژ» (تركيبي) و «نامتعين» توصيف كردن عناصر ميداني جريان مذكور مي نويسد «آنها چگونه مي توانند نداي الله اكبر سر دهند و در عين حال با دوست دخترشان به راهپيمايي بيايند؟ چه طور مي توان در ملأعام روزه خواري كرد و نصر من الله وفتح قريب سر داد؟ چطور در نمازجمعه به نحو مختلط و با كفش مي ايستند و در پشت سر هاشمي رفسنجاني نماز مي خوانند و به جاي صلوات سوت و كف مي زنند؟ آنها رياضت كش نيستند.
گفتني است حلقه كيان به اعتبار پيوند برخي اعضاي آن به ناتوي فرهنگي و سازمان سيا، جزو پايه گذاران نفاق جديد و ترويج براندازي پشت نقاب تظاهر به دين و مسلماني بود اما پس از نفوذ در قدرت (بعداز دوم خرداد 76) به تدريج ماهيت ضدديني خود را نشان داد و تا مرز انكار وحي، حمله به پيامبر و ائمه معصومين(ع)، تخطئه امام حسين(ع) و حمله به مباني دين پيش رفت و كساني از اين جريان با هتاكي گفتند يا نوشتند كه مشكل توسعه در ايران اين است كه هنوز خدا نمرده است، بايد عليه خدا تظاهرات كرد، دين و دينداري و عزت ديني باعث خشونت است، اسلام آييني ارتجاعي است، ختم انقلاب را بايد اعلام كرد و...
جريان الحادي مذكور در پوشش روشنفكري ديني (التقاطي) در پوشش حمايت انتخاباتي از موسوي و كروبي به عرصه سياسي بازگشت. منبع
اجرای 100 مورد از 198 توصیه جین شارپ در راستای کودتای مخملی
بسم اللّه الرحمن الرحیم
متن ادعانامه دادستانی تهران علیه متهمین پروژه شکست خورده کودتای مخملی
وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِّن بَعْدِ ضَرَّاء مَسَّتْهُمْ إِذَا لَهُم مَّکْرٌ فِی آیاتِنَا قُلِ اللّهُ أَسْرَعُ مَکْرًا إِنَّ رُسُلَنَا یکْتُبُونَ مَا تَمْکُرُونَ(یونس 21)
(ما هرگاه بر آدمی بعد از آنکه او را رنج و زیانی رسید، رحمت می فرستیم، در این صورت برای محو آیات و رسولان حق مکر و سیاست به کار برند. بگو مکر و سیاست الهی کامل تر و سریع تر است که رسولان ما مکرهای شما را خواهند نوشت.)
ریاست محترم دادگاه انقلاب اسلامی تهران
سلام علیکم
همچنانکه استحضار دارید، رهبر حکیم و فرزانه انقلاب با درایت امام گونه خود فرمودند ملت آگاه ایران اسلامی با حضور کم نظیر خود در پای صندوقهای رای در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری حماسهای خیره کننده وبی همتا آفریدند که در آن رشد سیاسی وچهره مصمّم انقلابی وتوان وظرفیت مدنی ملت ایران در نمایی زیبا وپرشکوه در برابر چشم جهانیان به نمایش درآمد.
مقام معظم رهبری (دام عزه العالی)، در تبیین اهمیت نقش آفرینی مردم بیدار کشورمان در ادامه پیام مهم خود تصریح فرمودند: "اقتدار وعزتی که مردم عزیز با آرامش ومتانت وکمال خود، در تاریخ کشور به ثبت رساندند واراده خلل ناپذیری که در میان آتشبار جنگ روانی دشمنان با حضور در این عرصه تعیین کننده نشان دادند، از چنان اهمیتی برخوردار است که با هیچ بیان معمول و متعارفی نمی توان آن را توصیف کرد. تنها می توان گفت که ملت ایران توانسته است همچنان موجبات رحمت الهی را در خود حفظ کند ودست قدرت خداوند را در حمایت از پیشرفت وتعالی کشور بالای سر خود نگاه دارد. "
هر انسان منصفی به راحتی می تواند دستاوردهای بزرگ این حماسه سترگ را در عرصه های گوناگون سیاسی، فرهنگی، اجتماعی واقتصادی در سطح داخلی وبین المللی مشاهده نماید.
اولاً این انتخابات به نمایش غرور انگیز مردمسالاری حقیقی تبدیل شد وبرای جهانیان این پیام را در بر داشت که جمهوری اسلامی ایران یکی از امن ترین و با ثبات ترین کشورهای جهان برای سرمایه گذاری وپیشبرد طرح های اقتصادی است.
ثانیاً؛ در عرصه روابط بین الملل این پشتوانه عظیم ملی قدرت چانه زنی واستیفای حقوق حقه مردم ولایتمدار ایران اسلامی را در سطح عالی افزایش داده وموفّقیت کشورمان را در منطقه و جهان ارتقاء بخشید بگونه ای که زبان مدعیان دروغین آزادی ، دمکراسی وحقوق بشر را کوتاه نمود. بنابر این دولتمردان ومتولیان دیپلماسی ایران در جهان می توانند بعد از این در معادلات منطقه ای و جهانی و تعاملات فیمابین با کشورهای جهان با قاطعیتی افزون و مبتنی بر حکمت، عزت و مصلحت بهتر از هرزمان ایفای نقش نمایند.
ثالثاً؛ تأثیرعمیق این حضور آگاهانه در نوع نگاه مردم جهان بویژه نخبگان به فرهنگ غنی مردم ایران وشعور سیاسی آنها که برخاسته از باورهای اسلامی وانقلابی است، بیشازپیش افکار عمومی ملتهّا را متوجه کار آمدی الگوی مردمسالاری دینی نمود.
رابعأ ؛ از آنجائی که پشتوانه مردمی از مهمترین مؤلفه های امنیت ملی نظام مقدس جمهوری اسلامی به حساب میآید ، بی شک مشارکت 85 درصدی مردم نقش بی بدیلی در تثبیت پایه های امنیت ملی داشته و دولت بر آمده از این اکثرّیت پرشور وشعور در عرصه داخلی، منطقه ای وجهانی ، مقتدرتر از گذشته ظاهر شده و این اقتدار به مثابه سرمایه عظیم ملی در حل مشکلات داخلی و خارجی و ارتقا و پیشرفت روز افزون کشور اسلامی عزیزمان تجلی خواهد یافت.
اما همانگونه که رهبر معظم انقلاب در پیام خود به مردم مخصوصاً جوانان هشدار داده بودند که مراقب و هشیار باشند چرا که ممکن است " دشمنان بخواهند با گونه هایی از تحریکات بدخواهانه، شیرینی این رویداد را از کام ملت بزدایند " دشمن سرخورده ومأیوس فوراً دست به کار شد وبا بسیج عوامل تبلیغی، سیاسی و میدانی خود زنجیرهای از اغتشاشات و آشوبها را در تهران به وجود آورد که در اثر آن هموطنان عزیز خسارات جانی ، مالی و روانی عدیده ای را متحمّل شدند. طبق مستندات به دست آمده و اعترافات مستدل متهمین، وقوع این حوادث کاملاً از پیش طراحی شده و طبق جدول زمانبندی و مراحل کودتای مخملی پیش رفته است، به گونه ای که بیش از 100 مورد از 198 مورد دستورالعملهای "جین شارپ " برای کودتای مخملی اجرا گردیده است.
ریاست محترم دادگاه
با توجه به اینکه سلسله حوادث اخیر به درستی در چارچوب تئوری های کودتای مخملی ارزیابی می گردد ، از محضر عالی اجازه می خواهد بسیار مختصر در مورد این شیوه پیچیده و نوین براندازی نکاتی به استحضار برساند. اماّ پیش از آن به فرازی از فرمایشات مقام معظم رهبری در خطبههای نمازجمعه تاریخی 29 خرداد اشاره می گردد، که مؤید این مدعی است.
معظّم له چنین می فرماید: " ... در داخل کشور هم عوامل این عناصر خارجی به کار افتادند و خط تخریب خیابانی شروع شد، خط تخریب، خط آتش سوزی، اموال عمومی را آتش بزنند ، حریم کسب وکار مردم را ناامن کنند ، شیشههای دکّان مردم را بشکنند ، اموال بعضی از مغازهها را غارت ببرند ، امنیت مردم را از جانشان و مالشان سلب کنند، امنیت مردم مورد تطاول اینها قرار گرفت، این ربطی به مردم و طرفداران نامزدها ندارد، این مال بدخواهان است، مال مزدوران است، مال دست نشاندگان سرویسهای جاسوسی غربی و صهیونیست است ، این کاری که در داخل ناشیانه از بعضی سرزد اینها را به طمع انداخت.
خیال کردند ایران هم گرجستان است! یک سرمایهدار صهیونیست آمریکایی چند سال قبل از این، طبق ادعای خودش که در رسانه ها و در بعضی از مطبوعات نقل شد، گفت من 10 میلیون دلار خرج کردم در گرجستان و انقلاب مخملی راه انداختم ، حکومتی را بردم ، حکومتی را آوردم ،احمقها خیال میکردند جمهوری اسلامی ایران و این ملت عظیم هم مثل آنجاست " .
پس از فرمایشات رهبر عزیزمان توجه دادگاه محترم را به ادامه کیفر خواست جلب می نمایم.
اما کودتای مخملی نوعی از انواع بر اندازی است که با کودتای نظامی در هدف مشترک امّا در شیوه و ابزار کاملا متفاوت است.
در همین رابطه آقای "رابرت هِلُوی " افسر بازنشسته سازمان سیا و شاگرد دکتر "جین شارپ " در کتاب خود با عنوان "مبارزه عاری از خشونت، تأملی در بنیادها "می نویسد: "مبارزه عاری از خشونت (یعنی همان کودتای مخملی) تفاوت خاصی با درگیری نظامی ندارد جز در این مورد که اسلحه به کار رفته در آن متفاوت ومنحصر به این روش است ".
یکی دیگر از تفاوتهای کودتای مخملی با کودتای نظامی در فرایند شکل گیری از آغاز تا پایان و مدّت طولانی آن است که گاهی ممکن است 10 سال یا بیشتر به طول انجامد.
مهمترین نکته ای که در مورد کودتای مخملی باید به آن توجّه داشت این است که نظریه پردازان اجیر شده توسط سرویسهای جاسوسی واطلاعاتی غرب طبق سفارش کار فرمایان خود این شیوه را برای خروج جهان استکبار از بن بست عملی برای سرنگونی نظامهای مستقل یا ناهماهنگ با هِژمُونی و استیلاطلبی غرب ابداع نمودند که نتیجه سالها مطالعه وتحقیق میدانی در کشورهای مختلف کودتاخیز بوده است. این شیوه بر اندازی بگونه ای طراحی شده است که با تمسّک به روشهای به اصطلاح مدنی وطی مدّت زمان طولانی بدون آنکه در بین مردم ونظامهای سیاسی کشورهای هدف حساسیتی جدّی ایجاد کند یکی پس از دیگری مراحل کودتای مخملی را بصورت خزنده و آرام پشت سر گذاشته ومعمولاً نظامهای سیاسی زمانی به خود میآیند که کودتای مخملی به مرحله پایانی خود رسیده و احتمال موفقیت آن بسیار افزایش یافته است.
از سالها پیش بنیادها و مؤسسات متعددی توسط سرویسهای جاسوسی ودیگر نهادهای حکومتی کشورهای غربی به ویژه آمریکا به وجود آمده که طبق یک تقسیم کار سازمانی و متمرکز مأموریتهای مختلفی را با هدف مشترک در اجرای پروژه کودتای مخملی به عهده گرفته اند. مهمترین این مؤسسات و بنیادها عبارتند از بنیاد سوروس(OSI) ، بنیاد راکی فِلِر ، بنیاد فورد، بنیاد جرمن مارشال فایند، خانه آزادی، شورای روابطخارجیآمریکا، انجمن سیاست خارجی آلمان ومرکز مطالعات دموکراسی انگلیس....ادامه این متن را و پیوندهای زیرین آن را حتما با دقثت بخوانید...
واكنشهای جهانی به اظهارات محمود احمدینژاد، رئیسجمهوری اسلامی ایران در اجلاس «دوربان- 2» و برنامه هدفمند لابی صهیونیستی برای اخلال در این اجلاس همچنان ادامه دارد و احمدینژاد كماكان چهره خبرساز رسانههای دنیاست. اگر تا دیروز افكار عمومی دنیا احمدینژاد را با اظهارات فوقالعادهاش در دانشگاه كلمبیا به یاد میآوردند اما این بار «دوربان- 2» جایگزین كلمبیا شده و جهان دیدگاههای جمهوری اسلامی ایران را درباره مسائل مختلف جهانی از جمله فلسطین و صهیونیسم شنیدار است. آنگونه كه برخی رسانهها روز گذشته اعلام كردهاند، توهین به رئیسجمهوری اسلامی ایران و تلاشهای چند مرحلهای رژیم صهیونیستی برای اخلال در برنامه سخنرانی احمدینژاد از قبل طراحی شده و با همكاری و هماهنگی برخی كشورهای همسو صورت گرفت اما تشویقهای ممتد نمایندگان سایر كشورها و حمایتهای آنان از دیدگاههای جمهوری اسلامی ایران این جمله معروف احمدینژاد را عینی كرد كه «جهان تشنه شنیدن حق و واقعیت است». و این مهم به نظر میرسد توسط احمدینژاد و با بیان دیدگاههای امام (ره) و انقلاب، آنهم در مجامع جهانی و تریبونهای رسمی دنیا در حال تحقق است. این واقعیت تقریباً این روزها در محافل رسانهای دنیا مورد بررسی قرارگرفته و شیوه نوینی در مناسبات جهانی بهحساب میآید. «دیپلماسی عمومی» تاكتیكی است كه بدون شك محمود احمدینژاد در میان تمام روسایجمهور دنیا پیشتاز در بهكارگیری آن است. میتوان اصرار احمدینژاد برای حضور در اجلاسهای بینالمللی را استراتژیای برای استفاده از تریبونهای جهانی برای انتقال پیام انقلاب اسلامی به ملتهای دنیا دانست. توجه به نشستهای پیشین كه رئیسجمهور ایران در آنها حضور یافت، شاهد بر این مدعاست كه احمدینژاد با استفاده از این تریبونها سعی در فتح سنگر به سنگر افكار عمومی دنیا دارد كه میشود از آن به «دیپلماسی فتح» نیز تعبیر كرد. اما پیروزی دیگر احمدینژاد در بهرهگیری از دیپلماسی عمومی باعث آن شد تا صبح دیروز جمع كثیری از مردم در فرودگاه مهرآباد، مراسم استقبال از وی را برپا كنند. احمدینژاد در میان استقبال جمعی از جوانان و دانشجویان گفت: «كسانی كه سالها به حیثیت ملتها و ارزشهای الهی توهین میكردند در اجلاسی كه خود برنامهریزی كرده بودند و چارچوبها و سازوكارهای آن در اختیار خودشان بود، حاضر نشدند حتی گوشهای از حرف مخالفان خود را تحمل كنند و این ذات اندیشه غیرانسانی لیبرالیسم است». وی سپس در میان شعارهایی چون «مالكاشتر علی، خدا نگهدار تو» و«معلم بسیجی، خدانگهدار تو» به تشریح سفرش به ژنو پرداخت و ادامه داد: در روز یكشنبه كه به آنجا رسیدیم به ما گفتند جلسه حساس است، شرایط جهان در حال عوض شدن است و شما علیه صهیونیستها صحبت نكنید و در این زمینه مراعات كنید. یكی از افراد كه شما نیز میشناسید در دیداری كه داشتیم به ما گفت؛ من خود در جلسه حضور پیدا میكنم و سعی میكنم این جلسه را جمع و جور كنم و در بیانیه پایانی اجلاس نیز اینكه رژیم صهیونیستی معادل نژادپرستی است را حذف كردهایم، شما نیز در این ارتباط صحبتی نكنید. احمدینژاد صحبتهایش را چنین ادامه داد كه «من از وی سوال كردم یعنی ما درباره جنایات غزه صحبت نكنیم، درباره ترور مردم و حمله به لبنان صحبتی نكنیم كه وی گفت، نه من نمیتوانم این چیزها را نفی كنم، من نیز به وی گفتم من نیز همین چیزها را میگویم». به گفته رئیسجمهور «معلوم شد تعداد آقایانی كه خود را به عنوان اكثریت به مردم تحمیل میكردند، زیاد نیست و در واقع آنها خود را با غرور و پررویی به دنیا تحمیل میكردند. میگفتند چون فلانی به این اجلاس میآید ما در این اجلاس شركت نمیكنیم، ولی من از همین جا اعلام میكنم ما از این به بعد در اجلاسهای جهانی حضوری فعالتر خواهیم داشت و در تمام اجلاسهای جهانی شركت میكنیم». این اظهارنظر رئیسجمهور حمایت دانشجویان استقبال كننده را به دنبال داشت كه شعار مرگ بر آمریكا سر دادند. رئیسجمهور در ادامه اظهاراتش تاكید كرد كه «این افراد حتی حاضر نیستند گوشهای از جنایاتی كه علیه بشر كردهاند را بشنوند، حال چطور آمادگی دارند محاكمه شوند. من میخواهم به آنها خبر بدهم، بدانید به فضل الهی و بزودی به خاطر جنایتهایی كه انجام دادهاید به پای میز محاكمه كشیده و محاكمه میشوید». وی سپس به طرح آشوب در اجلاس اشاره كرد كه بسیاری از رسانهها آن را یك طرح صهیونیستی نامیده بودند و توضیح داد كه «آنها از قبل طراحیهایی انجام داده بودند و عدهای را نیز آورده بودند تا جلسه را بهم بریزند، ولی آنها یك چیز را فراموش كرده بودند، آن هم تدبیر خداوند بود و در واقع آنها به فضل الهی به دست خودشان رسوا شدند و مشخص شد كه یك اقلیت محض هستند، دیكتاتورهایی هستند كه لباس آزادی به تن كردهاند، خداوند نقاب آنها را برداشت و آنها را معرفی كرد». احمدینژاد اظهاراتش را چنین ادامه داد: «ما میخواهیم به نقطهای برسیم كه كرامت انسانی به اوج برسد و اگر قرار باشد در جامعه بینالملل كسی سوال كند، ما باید سوال كنیم و اگر بنا باشد كسی به پای میز محاكمه كشیده شود، این جنایتكاران هستند كه باید محاكمه شوند». وی خطاب به دانشجویان گفت: محكم و مومن باشید. داوودی، معاون اول رئیسجمهور، سعیدلو، معاون اجرایی رئیسجمهور و تعدادی از وزرا و نمایندگان مجلس و معاونان رئیسجمهور نیز درمیان استقبالكنندگان حضور داشتند.
ایرانی، منزوی نیست
احمدینژاد اما پیش از ترك پایتخت سوییس با ایرانیان مقیم این كشور هم دیدار كرد و در جمع آنها گفت كه «امروز هر ایرانی در هر نقطهای از جهان باید سفیر فرهنگ و تمدن ایران زمین باشد». وی ملت ایران را ملتی منزوی ندانست و با تاكید بر اینكه «ایران همواره پرچمدار فرهنگ برای همه ملتها بوده است » به آنها توصیه كرد:امروز در هر كجای دنیا كه هستید باید تلاش كنید تا جهان راه درست خود را پیدا كرده و از مشكلات نجات پیدا كند. رئیسجمهور یكی از ویژگیهای ملت ایران را كمالجویی معرفی كرد و با بیان اینكه «ملت ایران در همه مقاطع تاریخی همواره حركتی رو به رشد و به سمت قلههای كمال داشته است»، گفت: در دنیا تازه بهدوران رسیدههایی وجود دارند كه با اتكا به دستاوردهای بشری میخواهند خود را بر جامعه بشری مسلط كنند در حالیكه اینها میراثخوار علم و فناوری كل تاریخ بشری هستند. وی با بیان اینكه «از ویژگیهای مهم ملت ایران در طول تاریخ، ویژگی فرهنگی است»، خاطرنشان كرد: ملت ایران همواره پرچمدار فرهنگ و ادب بوده و پایهگذار زیباترین سنتهای انسانی است، نوروز باستانی یكی از زیباترین تجلیهای روح انسانی است كه متعلق به فرهنگ غنی ملت ایران است. احمدینژاد سپس ضرورت تشكیل انجمنهای دوستی توسط ایرانیان مقیم خارج از كشور را مورد تاكید قرار داد و با بیان اینكه « باید در همه كشورها یك نقطه كانونی برای ارتباط و اجتماع ایرانیان وجود داشته باشد و دولت نیز در این زمینه حمایت میكند تا در هر كشوری خانه فرهنگ ایرانی ایجاد شود»، تصریح كرد: ایران متعلق به همه بشریت است؛ چراكه فرهنگ ایران در خدمت فرهنگ تمام جهان قرار دارد. به گفته رئیسجمهور «فرهنگ زورگویی و خودخواهی و تجاوز به پایان راه خود رسیده است» و « امروز دنیا نیازمند فرهنگی متعالی است و فرهنگ ناب و انسانی ملت ایران پاسخ این نیاز بشریت است». به اعتقاد رئیسجمهور «زورگوییها، تجاوزها، بداخلاقی و بیادبی گردنكلفتهای بینالمللی نیز بزودی به تاریخ خواهد پیوست». وی در بخش دیگری از سخنان خود خلعسلاح اتمی را موضوعی بسیار مهم و اساسی در امنیت جهانی ارزیابی كرد و گفت: خلعسلاح اتمی امری ضروری است و ملت ایران آمادگی دارد كه در مدیریت آن نقش اساسی را ایفا كند.
وضعیت امروز جهان قابل اداره نیست
«آمریكاییها رسیدگی به موضوع هستهای ایران را به آژانس بینالمللی انرژی اتمی واگذار كنند» این موضوعی بود كه رئیسجمهور دوشنبهشب در دیدار رمزی كلارك، دادستان كل اسبق آمریكا بر آن تاكید كرد. احمدینژاد در این دیدار «همدلی و همفكری را در جهان امروز» لازم دانست و با بیان اینكه «وضعیت امروز جهان قابل اداره نیست»، گفت: باید دنیای جدیدی بر پایه برادری، دوستی و احترام متقابل ساخت. مهم نیست چه كسی اهل كجا باشد، فلسطینی یا آمریكایی و یا ایرانی؛ هر انسان صلح دوست و عدالتخواهی در هركجای جهان كه باشد باید به جبهه عدالتخواهی بپیوندد. تغییرات ایجادشده در دولت آمریكا نیز از دیگر موضوعاتی بود كه در این دیدار مطرح شد كه رئیسجمهور از استقبال ایران از این تغییرات سخن گفت و تاكید كرد: فكر میكنیم تغییرات عملی نیاز قطعی جامعه بشری است و مسؤولان فعلی دولت آمریكا نباید فرصتها را از دست بدهند و بر این اساس باید از ادبیاتی استفاده كرد كه نشانه همكاری و دوستی باشد. وی سپس موضوع هستهای را متعلق به گذشته دانست و اینكه مسؤولان آمریكایی خود را درگیر این موضوع نكنند و رسیدگی به آن را به آژانس بینالمللی انرژیاتمی واگذار كنند، عاقلانه دانست. وی با تأكید بر اینكه «نباید اجازه داد قدرتطلبان قدرت را در دست بگیرند»، اظهار كرد: اگر فرصتها در اختیار قدرتطلبان قرار بگیرد آنها همه راهها را مسدود خواهند كرد و در چنین صورتی اشتباهات گذشته هر روز تكرار خواهد شد. رمزی كلارك نیز در این دیدار با ابراز خوشحالی از ملاقات رودر رو با احمدینژاد گفت: بهترین خاطرات من مربوط به دوران دیدار با آیتالله خمینی است. دادستان كل اسبق آمریكا سپس نطق رئیسجمهور ایران در اجلاس «دوربان-2» را مورد اشاره قرار داد و اظهارات احمدینژاد را مهمترین حرفهای این اجلاس دانست و تاكید كرد: من مطمئن هستم آمریكاییهای زیادی وجود دارند كه علاقهمند هستند سخنان شما را بشنوند و به شما كمك كنند. كلارك همچنین با اشاره به موضوع هستهای ایران گفت: تاكنون بهترین استدلالها را در مواضعتان داشتهاید و مطمئن هستم اگر حرفهایتان به گوش مردم جهان برسد هیچكس نمیتواند آن را رد كرده و به شما اعتراض كند. وی همچنین از برخورد دوگانه با موضوع هستهای ایران انتقاد كرد و گفت: در حالیكه اسرائیل و برخی كشورها سلاحهای پیشرفته هستهای در اختیار دارند، این حق ایران است كه از انرژی صلحآمیز هستهای بهرهمند شود.
سی. ان .ان: احمدی نژاد فاتح ژنو است
سخنرانی دكتر احمدینژاد در كنفرانس ضدنژادپرستی سازمان ملل كه در ژنو برگزار شد بازتابهای گستردهای در داخل ایران و رسانههای بینالمللی داشت كه مهمترین آنها از سوی سیانان بود كه «لقب فاتح ژنو» را به وی داد. سخنان رئیسجمهور توسط شبكههای خبری جهان به شكل زنده و مستقیم پخش شد، چنانكه رسانههای تركیه آن را به طور گسترده انعكاس دادند. اما در این میان تحلیلگر روزنامه القدسالعربی گفت:«این اقدام بیانگر نفوذ و سیطره صهیونیسم بر این كشورهاست». روزنامه «الرای» اردن هم نوشت: سخنان احمدینژاد درباره فلسطین، عراق و افغانستان در اجلاس ژنو با تشویق مكرر حاضران روبهرو شد. شبكه تلویزیونی فرانسه هم گزارش داد؛ سخنرانی «محمود احمدینژاد» در برخی موارد با كفزدنهای ممتد برخی از حاضران همراه بود. رادیو بیبیسی نیز در این باره گزارش داد: احمدینژاد در سخنان خود به اسرائیل حمله كرد.
اظهارنظرهای داخلی
محمدرضا باهنر، نایب رئیس مجلس در واكنش به اتفاقات اجلاس دوربان گفت: این اقدام رئیسجمهور یكی از موفقیتهای خوب برای تبیین مواضع نظام جمهوری اسلامی در مواجهه با نژاد پرستی كه مصداق روشن آن همان رژیم صهیونیستی است، بود. احمد توكلی، عضو فراكسیون اصولگرایان مجلس هم تأكید كرد: هر نفس آزاده باید به روحیه رئیسجمهور در دفاع از مظلومان و ابلاغ پیام مظلومنوازی ملت ایران افتخار كند. حجتالاسلام موسی قربانی، عضو هیات رئیسه مجلس هشتم هم گفت كه «حركتی كه رئیسجمهور در اجلاس ضد نژادپرستی در ژنو انجام داد با نصرت الهی همراه بود». میرحسین موسوی نیز كه این روزها در تكاپوی حضور در انتخابات ریاستجمهوری است دیروز به سخنرانی رئیسجمهور در اجلاس ضد نژادپرستی ژنو اشاره و تصریح كرد: این حادثه و توهین آن فرد در این اجلاس به رئیسجمهور كشورمان، حادثه تاسفانگیزی است كه همه ما را ناراحت كرد و افرادی كه چنین توهینی را كردند محكوم میكنیم. مرتضی آقا تهرانی، عضو فراكسیون اصولگرایان مجلس نیز گفت: احمدینژاد به كشورهای دیگر بویژه كشورهای اسلامی و اعراب یاد داد كه حق خود را از زورگویان بگیرند. علیرضا محجوب، نماینده اصلاحطلب تهران نیز این اقدام ضد صهیونیستی رئیسجمهور را در راستای عزت و سربلندی تعریف كرد و گفت: معتقدم موجب بیداری اسلامی میشود. توكلی در پایان در واكنش به كسانی كه معتقدند احمدینژاد بعد از ترك جلسه سخنرانی توسط سران چند كشور و اقدامات غیرمنطقی و بیادبانه تعدادی حامی رژیم صهیونیستی باید سخنرانی خود را تمام میكرد، گفت: الحمدلله رئیسجمهور بهترین كاری را كه باید انجام میشد در اجلاس ژنو انجام داد. حجتالاسلام محمد زارعفومنی، رئیس ائتلاف اصلاحطلبان جوان هم درباره سخنرانی رئیسجمهور ایران گفت: احمدینژاد شجاعت را به عنوان یكی از ویژگیهای فرهنگ ایرانی به دنیا یادآور شد. وی توانست صدای مظلومترین ملت را از فراز همه تحریمها به گوش دنیا برساند. منبع: وطن امروز واینجا
درهمین رابطه خواندن این متن از حاج اقا غریب رضارابه شما توصیه می کنم: تو موجب وهن نظامی!!
این را هم بخوانید:مجيزگويي زيباکلام در اعتمادملي براي رژيم اشغالگر!!
![]()
می دونید که کروهگ فرقان که تابعین نظرات دکتر شریعتی بودن، خیلی افراطی بودن و حرف های عجیبی به مخالفین شریعتی و موافقین انقلاب می زدن. اونها هم مثل خیلیا کهامروز چشم وگوش بسته طرفدار یکی هستن، به اسم شریعتی هر جنایتی می کردن از جمله ترور شهید مطهری کار اونا بود، به جرم اینکه شهید مخالف شریعتیه. البته شریعتی انحرافات زیادی داشت از جمله التقاتش به مارکسیسم و کم اطلاعی اش از اسلام و تاریخ فقه شیعه. ولی با ادبیات و سخنرانی های خوبش خیلی را در دام تفکراتش گیر انداخت. البته شریعتی خوبی هایی ام داشت از جمله حمایتش از امام و انقلاب.نامه یکی از اعضای تواب گروهک فرقان رو بخونیم تادرسی باشه برای ماها.![]()
![]()
نامه قاتل شهید مفتح به خانواده اش و افشاگری او درباره گروهک فرقان
بسماللهالرحمنالرحیم
اعوذ بالله منالشیطانالرجیم
« این نامه را فقط برادرانم حسن و محمدرضا و خواهرانم زهره و خانم آقای حاتمی (شیرین) بخوانند.»
سلام بر شما، امیدوارم كه در دنیا و همه فریبندگیهایش غرق نشده باشید. علت اینكه در ابتدای نامه نوشتهام فقط شما آنرا بخوانید، این بود كه میخواستم مسائل و نكاتی را تذكر دهم كه در شرایط فعلی بنظرم شماها فقط قدرت انتخاب کردن، فکر کردن، تحقیق کردن دارید. در آخرین برخوردی که با خانواده داشتم، طرح یكسری اشتباهات، نظرها و همچنین اعلام مواضع سعی كردم موقعیت فعلی خودم را به آنها بشناسانم، و بارها تأكید كردم كه كسی حق ندارد، حرف هایی را كه من می زنم و مواضعی را كه اعلام می كنم او هم قبول كند، اما می دانم در شرایط فعلی این تأكید من را نادیده می گیرند چون نفرت و كینه آنها بر رژیم آنقدر زیاد است كه نمیتوانند آزادانه خود به دنبال تحقیق بروند و بدین جهت، فرصتی كه بدست آوردم، ضروری دانستم این نامه را برای شما بنویسم.
آری برادران و خواهران من، من در شرایط زندان از یكطرف مجبور بودم كه مواضع خود را اعلام كنم و از طرف دیگری دیدم كه این خانواده را در جهتگیری خودش خیلی خیلی تحریك میكنم، اكنون این توصیه را به شما مینمایم و از شما واقعا میخواهم كه با احساس مسئولیت یك مومن نسبت به مومن دیگر آنها را انجام دهید. همان طوریكه حسن خان در نامه شماره 2 (دو) نوشته بودم شما باید یك بازنگری كل در سطح اجتماع بعمل آورید، منظور من از بیان این جمله آن بوده كه در شرایط فعلی پردههای بدبینی و نفرت از رژیم برای شماها آنچنان ضخیم و كلفت شد (همانطور كه قبلا كه ما در بیرون بودیم دقیقا همانطور بود) كه تمام مسائل را از پشت این عینک تجزیه و تحلیل می كنید و از واقعه گنبد گرفته تا جریان مرحوم سیدمهدی آیتی، و اگر همینطور پیش بروید یك فاجعه بزرگی پدید میآید. علتش هم آنست كه مثلا الان شما در شرایط فعلی ما در زندان نیست... و یك تصورات عجیبی از شرایط فعلی زندان دارید، البته این را برای تعریف از رژیم نمینویسم به این علت مینویسم كه شما چون از پشت عینك بدبینی و نفرت قضایا را مینگرید، برای خودتان از زندان حتما یك داستانهایی ساختهاید مثلا راجع به آیتی شما چون از جریان داخل اینجا بیخبر هستید حتما عنوان میكنید كه سیدمهدی را كشتهاند چون قدرت تحقیق هم ندارید بر روی همین گمان میمانید. از كجا میدانید شاید واقعا خودكشی كرده باشد (البته من هم نمیدانم) نتیجهای كه می خواستم از زدن حرف های فوق بگیرم این است كه در تجزیه و تحلیل مسائل اجتماعی در وهله اول لازم است این عینك بدبینی و نفرت را بردارید. حتما حتما این كار را بكنید، سپس یكبار دیگر صادقانه از روی كینه مراجع به عملكردهای رژیم، از جهادسازندگی گرفته تا كارخانهها تا خانهسازی و تقسیم زمین تا كشاورزان و تقسیم اراضی تا ارتش و میزان چگونگی تصفیه آن ... تحقیق كاملا دقیق و مستند بكنید.
و یك تجدیدنظر كلی و ببینید آیا این بدبینیتان از رژیم كاملا صحیح بوده است یا نه. نظری كه اكنون نسبت به [امام]خمینی و رفتار او دارید خوب معلوم است دیگر، اما حتما حتما بروید دقیقا سابقه زندگی قبلا او را بررسی كنید (چیزیكه95% برادران ما در زندگی نمیدانستند!!) افكار او را بشناسید، كتابهایی را كه تألیف كرده و زمانی كه آنها را نوشته حتما حتما بخوانید. از جمله حكومت اسلامی، نظرات او را راجع به روحانیت دقیقا با تحقیق قابل اعتماد جویا شوید برای اینكه قادر به چنین تحقیقهایی باشید باید حتما خودتان سفر كنید، از نزدیك ببینید، در كارخانههای مختلف سر بزنید. از مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب جمهوری اسلامی باید كمك بگیرید (البته وقتی اینها را طرح میكنیم بخاطر شماهاست، چون چگونه می توان كسی یا چیزی را شناخت و دربارهاش قضاوت كرد در صورتی كه هیچ برخوردی و ما برخورد خیلی كمی با آن داشته باشیم.
یكی از [راههای] شناختن رژیم این است كه ببینیم كسانی كه كاملا معتقد به [امام]خمینی و حركت او هستند، مسائل را چگونه تجزیه و تحلیل میكنند. نباید دائما از آنها كناره گرفت كه این اشتباهی بود كه ما مرتكب شدیم یعنی از توجیه و نشریههای كسانی كه مؤمن به این حركت هستند را تازه از زندان آگاه شدیم، آنهم در جلسات بحثهای طولانی كه تا صبح داشتیم، منتها متأسفانه دیگر ما فرصت برای تحقیق و میزان درستی این حرفها نداشتیم، اما شما دارید و باید حتما حتما این كار را بكنید، اینها را هم برای تأیید رژیم نمینویسم بلكه برای خودتان مینویسم)
اولا:برادران و خواهران عزیزم به نظر من یكی از اشتباهات اساسی فرقان این بود كه خط [امام]خمینی را بدون هیچ تغییری و تفاوتی همان خط روحانیونی چون [آیت الله]گلپایگانی– [آیت الله]بروجردی میدانست در صورتی كه در علل آن یا نحوه عملكرد [امام]خمینی در گذشته و یا خواندن كتاب حكومت اسلامی تفاوت نقطهنظرهای آنها مادامی كهه این خط با خط روحانیت قبلی تفاوت دارد را می توان فهمید و مهم اصالت و پایگاه طبقاتی و جهتگیری آن است كه آیا مردمی است یا نه؟ اكنون بلافاصله در پیش خودتان میگویید معلوم است دیگر این خط همان خط دیكتاتورها و عناصر ضد مردمی است. نه نباید به این زودی قضاوت بكنید، شما را بخدا سوگند میدهم كه بنشینید دقیقا و عینا (اصطلاح ویژه برادرانم كه در زندان ورد زبانش شده!) بررسی كنید و همینطوری نگوئید دیكتاتور، برادران بزرگترین ضعف برادران ما در اینجا در زندان این بود كه در بحثها متوجه شدند به مسائلی از یك عینك خاص و همچنین از یكسو نگریستند. برادران اگر شما میگویید رژیم آدمكش و جنایتكار است بروید ببینید خوب دقیقا كسانی كه موافق رژیم هستند (البته كسانی كه حرفهاشان قابل سند باشد نه هر فردی) آنها چه میگویند برادران مثلا بگوییم... و بهشتی و هاشمی و... هستند افكارشان آخوندیسمی است، میخواهم بپرسم كه دقیقا و عینا چند تا از كتابهای آنها را خواندهاید و نیت اصلی آنها چیست و دقیقا وضع زندگیشان چگونه است؟ باید بروید حسابی تحقیق كنید و بدانید در اسلام شرایط قضاوت نسبت به كسی را رژیمی به این سادگی ما خیال كردیم نیست. مثلا راجع به كردستان و وضع عملكرد رژیم و پاسداران ارتش، هیئت ویژه بطور مستند نه روزنامهای!چقدر چیز میدانید، مستند و غیرقابل انكار كه برای هیچكس جای توجیه باقی نگذارد، میتوانید ثابت كنید با دلایل و مدارك كه رژیم در كردستان كشتار ناروا كرده و از دیدگاه اسلامی جنایت نمود؟ (ما كه در اینجا نتوانستیم ثابت كنیم)
برادران و خواهران عزیزم همه امیدم به شماست تا شما با عملكرد صادقانه و كاملا حساب شده و آگاهانه (نه احساساتی) اشتباهات و خطاهای ما را جبران می كنید. اولین پیشنهادم این است كه با كمك سایر كسانی كه افكار ما را دارند اول بنشینید فرقانها را دقیقا بخوانید، سپس تمام اتهامات و ایرادهایی كه به رژیم زده شده را در نظر آورید و یادداشت كنید. سپس اكیپ تحقیق تشكیل دهید و در این كار باید از تخلیه احساسات بر عقل و گوش و چشم سخت بپرهیزید. راجع به افرادی كه ترور شدهاند، سوابق و افكار وضع زندگی آنها و نقششان در رژیم فعلی و دقیقا تحقیق كنید (كاری كه ما باید میكردیم اما بیتقوایی مانع از انجام آن شد)
در مجموع ببینید آیا اتهاماتی كه در اعلامیهها بعنوان دلایل ترور عنوان میشد چقدر بر مبنای قضاوت اسلامی بود (البته اتهامات اكثرا بدون مدارك دقیق و تحقیقهای كافی زده شده بود و این را همینطوری نمیگویم در اینجا توی بررسی كارها مشخص شد، بعنوان نمونه بروید كتاب خدمات متقابل اسلام و ایران را بخوانید و ببینید) آیا واقعا و منصفانه این دلیل وابستگی به رژیم پیشین است، عباس عسگری این كتاب را در زندان خواند و چیزیكه دلایل سرسپردگی مطهری را به رژیم شاه ثابت كند در آن اصلا نیافت، آیا واقعا حاج مهدی عراقی در زندان قصر كسی را شكنجه كرده بود، یا ترور هانس یوآخیم لایت كه این ترور بدون تحقیقات دقیق و اسلامی صورت گرفت و ما ذكر میكردیم ایشان یك مستشار نظامی و همچنین آمریكایی است، آن وقت بدون تحقیق كافی او را جاسوس خواندیم در صورتی كه!!!میدانم این حقایق دردناك است ولی برادران و خواهران تعهد ما در قبال خدا و شعار مردم ایجاب میكند كه حتما حتما آن را بیان كنیم و تعهد شما هم ایجاب میكند كه جدی مسئله را دنبال كنید مثلا برادران ما دلایل اختلاف مطهری و دكتر شریعتی را از روی بدجنسی و جسارت و مرتجع بودن مطهری و آخوندهای نظیر او میدانیم و این قضاوت هم بر مبنای یك مشت چیزهایی است كه این طرف و آن طرف شنیدهایم و در ذهنمان رفته است نرفتیم واقعا تحقیق كنیم و اصل جریان ببینیم چیست؟
یا اینكه [امام]خمینی میگوید نگوئید.... بد است!را به حساب مرتجع بودن او میگذاریم هیچ وقت رفتیم واقعا تحقیق كنیم و صادقانه ببینیم كه خوب دلایل [امام]خمینی برای زدن این حرف چیست؟ و برادران چقدر دلیل و مدرك مستند و قابل قضاوت برای وابستگی ایران به فرانسه داریم (من كه در آنجا چیزی نتوانستم ارائه كنم به دادگاه). شرط صداقت ایجاب میكند كه خودمان را جای رژیم بگذاریم و ببینیم كه آیا اگر ما بودیم چه كار میكردیم و اگر فردی چون امام علی بود چه میكرد، این خیلی مشكل است مثلا چه راه حلی برای انحلال ارتش داشتیم!یا طرح جامعی برای این كارها داریم؟ آیا بر اساس مدارك و آیات و سنت میتوانید ثابت كنید و الان رژیم مانند رژیم یزید است و ما باید قیام مسلحانه كنیم (من كه نتوانستم، البته گفتم منظور من از میان این مسائل این است كه كاملا توی فكر بروید و بخود آئید و تحقیقهای همه جانبه به عمل آورید)
برادران مثلا ما میگوییم آرمان مستضعفین وابسته به رژیم است (نمیگویم كه وابسته نیست، میگویم كه براستی برای این قضاوت چقدر تحقیق كردیم و چقدر مدارك مستند داریم تا لااقل اینكه به خود ما، به عنوان یك فرد بیطرف ثابت كند كه این وضعش خراب است، چون با جهتگیری ما مخالفت كرد میگوییم وابسته است و این شرط تقوی نیست كه این چنین قضاوت كنیم. راستی ما كه با این رژیم مخالف هستیم چقدر راجع به قانون اساسی، تصویب شده از لحاظ ایدئولوژی بررسی كردهایم و به كدامین دلایل میگوییم كه این قانون اساسی بدعت است؟ (اكثر بچههای ما در زندان این كار را نكردهاند). حالا در زمینه، ایدئولوژی براستی از نقطهنظرهای دیگران و مواردی كه بر طرز تفكر ما اشكال میگیرند دقیقا چقدر اطلاع داشتیم و آیا می توانیم در بحث مستدل و منطق با اتكا به قرآن و سنت حرفها و اشكال و ایرادهای آنها را جواب دهیم، (بدبختانه ما حتی روی طرز تفكر خودمان هم تسلط نداشتیم، حتی من چند بار از عباس كه از نظر فكری نسبتا از دیگران قویتر بود پرسیدم كه آیا تو روی اصول ایدئولوژیكی اسلامی اجتهاد داری، گفت نه و این عباس كسی بود كه بیش از سه سال است مستقیما با خود اكبر گودرزی كار كرده است، وای بحال دیگران!!!) مثلا راجع به دیدن خدا، كه یكی از بهترین مباحث توحید است شما چقدر تحقیق كردهاید آیا میتوانید در بحث اشكال دیگران را در این مورد برطرف كنید؟ آیا فكر میكنید ایدئولوژی ما خالی از اشكال است (من نمیگویم هست یا نه) و صد در صد منطبق با اسلام است این فكر .... چقدر تحقیق كردهاید و چقدر از نقطهنظرهای دیگران در ... متعصبانه) اطلاع دارید و چقدر میتوانید آن را ثابت كنید.
خلاصه ضمن اینكه شما حق ندارید در همین حالت كنونی راه را ادامه دهید (شنیدهام كسانی كه در جاهای مختلف دور هم جمع شدهاند و بنام رهروان فرقان ... خواستهاند كه این راه را ادامه دهند، حتما از وضع برادران و افتضاحاتی كه در زندان ببار آمده خبر ندارند) شما باید بروید صادقانه روی تمامی اعمال و رفتار گذشته مرور كنید و جزء به جزء آنرا زیر ذرهبین قرار دهید، تحقیقات دقیق را شروع كنید، خود را قرنطینه فكری نكنید، حتما بروید و دقیقا از نقطه اول رژیم و دوم گروههای دیگر تحقیقات كنید تا اطلاعات جامع بدست آورید سپس ضعفها، اشتباهات و خطاها را ریشهیابی كنید. شما را سوگند میدهم اگر پس از این بررسیها متوجه شدید كه خط فرقان انحرافی بود (اصل تقوی را دقیقا باید در نظر داشته باشید، هوای نفس را كنار بگذارید و خدا و مردم را در نظر بگیرید)و دیگر هیچ جای شكی باقی نماند، آن را اعلام كنید و به خانوادههایی كه الان بخاطر ما مخالفت رژیم شدهاند حقایق را بگویید و شجاعت و صداقت داشته باشید، شما از طرف من وكیل هستید، باز هم میگویم اگر تشخیص دادید انحرافی بوده آنرا بخانواده و افراد دیگر بگویید من فقط نظرهایم همان است كه به خانواده گفتم ولی اگر شما تحقیقات نكنید و این مسئولیت سنگین را انجام ندهید از طرف ما و خدای ما و مردم در روز قیامت بازخواست میشوید. این نامه گواهی است در خدمت شما كه اگر بعدا انحرافی تشخیص دادید به عنوان تأییدیه من از كار شما، در دستتان باشد تا كسانی كه قبول نمیكنند ارائه دهید. خداحافظ و یارتان باشد. سیدكمال یاسینی،زندان اوین 10/12/58 ،ربنا اغفرلنا و رحمنا و انت خیرالراحمین
برای دیدن متن دستخط وی لینكهای كلیك كنید:صفحه۱/ صفحه۲/صفحه۳/ صفحه ۴/صفحه۵
به گزارش خبرگزاري فارس، در نامه جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاههاي اصفهان و علوم پزشكي خطاب به هاشمي رفسنجاني آمده است: جناب حجت الاسلام و المسلمين آقاي هاشمي رفسنجاني از زبان شما شنيده ايم كه « خط قرمزي در سوال كردن وجود ندارد و جامعه آنقدر بايد رشيد و آزاد باشد كه خيال آن از طرح پرسش راحت باشد.» حال سوال ما اين است كه آيا اين فقط جامعه است كه بايد خيالش از طرح پرسش راحت باشد؟ آيا اين آزادي و رشيدي نبايد در مسئولان نمود پيدا كند؟ سخنان شما براي ما بسي جاي تامل دارد.
اين نامه ميافزايد: اكنون كساني دم از آزادي پرسش ميزنند كه هنوز احكام كساني كه به جرم پرسش از آنها محكوم شدهاند بوي تازگي دارد. ما بارها شاهد عدم پاسخگويي وي در برابر ملت و دانشجويان بودهايم. پاسخگويي حق ملت است، اما آيا اين حق در مورد شما مستثني شده است؟ آيا آن زمان كه دانشجويان در خواست تريبون از شما دارند و با جواب منفي روبرو ميشوند اين حق براي شما پوشيده بود؟نويسندگان اين نامه افزودهاند: به هر صورت، حال كه بدين حق واقف شدهايد، بايد گفت كه سؤالات ما از شما بسيار بيشتر و اساسيتر از آن است كه تا به حال از شما پرسيده شده است. از ارتباط كارگزاران با شما گرفته تا نحوه برخورد شما با دولت. مسلماً بر ما پوشيده نيست كه شما آن جا سخن ميگوييد كه احساس ميكنيد اشتباهي رخ داده است. اما چيزي كه براي ما سؤال است نحوه انتقاد شماست كه بيشتر شبيه به تخريب ميماند تا انتقاد.
در ادامه اين نامه خطاب به هاشمي رفسنجاني تصريح شده است: حمايتهاي بيدريغ شما از جاسبي براي ما جاي سؤال است، برخوردهاي شما با بسيج و الفاظي كه در مورد آنها به كار ميبريد سوال برانگيز است، حمايتهاي شما از طيف اصلاحات در حالي كه بيشترين ضربه را به شما زدهاند؛ جالب است، رشد بيرويه سلسله مديران مرفه در زماني كه تصدي امور در دست شما بود، نااميد كننده است. و دهها سؤال ديگر كه در مورد رفتار و اطرافيان ناخلف شما ذهن ما را به خود مشغول كرده است. براستي چرا هيچ گاه پاسخي براي اين پرسشها نيست، نه اينكه شما هميشه خود را به گونهاي تصور كردهايد كه نيازي به پاسخ گويي نداريد؟ نه اينكه شما آنقدر مردم را كوچك فرض مي كنيد كه پاسخ به آن ها را در شان خود نمي بينيد؟
اعضاي جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاههاي اصفهان و علوم پزشكي در پايان اين نامه خطاب به هاشمي رفسنجاني تأكيد كردهاند: حال كه قرار است مسئولان نظام خود را براي پاسخگويي به سوالهاي جديتر و پيچيدهتر آماده كنند ما هم اميدوارتر از گذشته در پي يافتن جوابي براي سؤالات خود هستيم. ما نيز به دنبال فرصتي هستيم تا سؤالات خود را با يار ديرين انقلاب، بيپرده در ميان بگذاريم. در همين راستا از حضرت عالي دعوت به عمل مي آوريم كه در جمع ما دانشجويان حضور به هم رسانيده و پاسخگوي سوالات مربوطه باشيد.