تبليغاتX
غرب شرقی یا شرق غربی
یک استعداد درخشانی منتقدمدارس خاص و برخی محصلان پرادعایش!
مردم واشنگتن حق رأي ندارند!!!

رهبر جنبش «راي براي واشنگتن» گفت، آمريکا تنها کشور دنياست که مردم پايتخت خود را از داشتن حق رأي در کنگره محروم کرده است.«ايلير ژرکا» رهبر جنبش «رأي براي واشنگتن» (DC Vote) در گفت وگو با خبرنگار سرويس خارجي کيهان در تشريح سابقه و اهدف اين جنبش گفت: «جنبش «راي براي واشنگتن دي سي» يک سازمان غيردولتي است که 10 سال پيش با هدف کسب حق رأي براي مردم واشنگتن در مجالس قانونگذاري آمريکا فعاليت خود را آغاز کرده است.

مردم پايتخت آمريکا از بدو پيدايش کنگره در سال 1791 به دنبال حق رأي بوده اند و اگرچه سرانجام در سال 1961 موفق شدند که دولت اين کشور را قانع کنند تا به آنها اجازه دهد در انتخابات رياست جمهوري شرکت کنند و تنها در يکي از دو مجلس کنگره (مجلس نمايندگان) نماينده اي داشته باشند، اما حکومت آمريکا به شرطي با اين درخواست مردم موافقت کرد که نماينده واشنگتن در اين مجلس (The House) حق رأي نداشته باشد. به گفته ژرکا، هم اکنون «الينور هولمز نورتون» نماينده بدون حق رأي مردم واشنگتن است. رهبر جنبش «رأي براي واشنگتن» در ادامه و در پاسخ به اين سؤال که آيا محروم کردن مردم اين منطقه از حق تعيين سرنوشت خود توسط حکومت آمريکا با اصول دموکراسي سازگار است يا خير، گفت: «مردم واشنگتن ماليات مي پردازند، در جنگ ها شرکت مي کنند و کشته مي شوند، اما از حق تصميم گيري در مجلس نمايندگان و سنا محروم هستند. مسلم است که اين امر در تضاد با اصول اوليه دموکراسي است. حکومت استدلال مي کند که جمعيت بالاي 600 هزار نفري واشنگتن براي آنکه نماينده داشته باشند بسيار کم هستند، اما اين در حالي است که براساس سرشماري سال 2007، ايالت «ويومينگ» کمتر از 525 هزار نفر جمعيت دارد و با وجود اين، يک نماينده در مجلس نمايندگان و دو نماينده در مجلس سنا دارد. واشنگتن بعد از ايالت «کانکتيکات» دومين منطقه اي است که بيشترين سهم را در پرداخت ماليات بر درآمد دارد، اما همچنان از داشتن حق رأي در قوه مقننه آمريکا محروم است.»

خبرنگار کيهان در ادامه پرسيد «دولت آمريکا ادعا مي کند که واشنگتن نه يک ايالت بوده و نه جزيي از يک ايالت است و چون در متن قانون اساسي نوشته شده «نمايندگان کنگره افرادي هستند که از ميان مردم ايالت ها انتخاب مي شوند»، پس نبايد نماينده اي داشته باشند، پاسخ شما به اين استدلال چيست؟»

ايلير ژرکا در پاسخ با اشاره به تبصره 17 از بخش هشتم ماده يک قانون اساسي اين ادعاي دولت آمريکا را رد کرد و گفت: «براساس اين تبصره که مؤسسه حقوقي ABA نيز آن را تأييد مي کند، کنگره اين اختيار و قدرت را دارد که «حق رأي مردم واشنگتن» را احيا کند و مسئله، ايالت بودن يا نبودن واشنگتن نيست. در ثاني، ساکنان واشنگتن ميلياردها دلار در سال ماليات پرداخت مي کنند، در حالي که براساس الحاقيه شانزدهم قانون اساسي ماليات «از ميان مردم ايالت ها» جمع آوري مي شود.

ژرکا در ادامه بزرگترين علت محروم ماندن واشنگتن از حق رأي در کنگره را بي خبري مردم آمريکا از اين فاجعه دانست و افزود: «مردم ساير ايالات آمريکا که در کنگره نماينده دارند و مي توانند به ما کمک کنند، خبر ندارند که مردم واشنگتن ماليات مي دهند اما از حق رأي محرومند. براساس تحقيقي که اخيرا انجام گرفت، متوجه شديم که 80 درصد مردم آمريکا خبر ندارند که ما در قوه مقننه حق رأي نداريم. سال 2008 نمايندگان سازمان ما به هفت ايالت سفر کردند و چهره به چهره با صدها نفر گفت وگو کردند تا آنها را از ماجرا باخبر کنند. بايد بگويم همه مردم آمريکا از اعطاي حق رأي به مردم واشنگتن حمايت مي کنند.»

خبرنگار ما در ادامه به لايحه DC Voting Rights Act اشاره کرد و گفت، سرانجام پس از سال ها، کنگره موافقت کرده است که اين لايحه را در دستور کار خود قرار دهد، اولا آيا اميدوار هستيد که اين لايحه به تصويب برسد؟ و ثانيا متن لايحه نشان مي دهد که حتي در صورت تصويب آن به مردم واشنگتن تنها حق رأي در مجلس نمايندگان اعطا خواهد شد. براساس قانون اساسي آمريکا، اگر طرح يا لايحه اي در مجلس نمايندگان به تصويب برسد، اما در مجلس سنا رد شود، آن مصوبه مجلس نمايندگان هيچ ارزشي ندارد. آيا داشتن حق رأي در مجلس نمايندگان خواسته شما را برآورده مي کند؟

ژرکا در پاسخ گفت که در مورد سؤال نخست ما تنها مي توانيم اميدوار باشيم که لايحه «حق رأي دي سي» به تصويب برسد. اما بايد بگويم حتي يک عضو داراي حق رأي در مجلس نمايندگان هم يک پيروزي تاريخي براي مردم واشنگتن است. البته ما به اقدامات خود براي کسب حق رأي در مجلس سنا و دموکراسي واقعي براي واشنگتن ادامه خواهيم داد. ما به دنبال راهکارهايي براي داشتن نماينده در مجلس سنا نيز خواهيم بود.»

رئيس سازمان «رأي براي دي سي» در پاسخ به اين سؤال که آمريکا پي درپي مخالفان خود را به دموکراتيک نبودن متهم مي کند، وضعيت دموکراسي در اين کشور چگونه است، تصريح کرد: «اين امر نامعقولي است که آمريکايي هايي که در پايتخت کشورشان زندگي مي کنند از آزادي هاي اوليه اي که دولت مدعي است به خاطر آن در عراق و افغانستان مي جنگد، محروم باشند. آمريکا تنها کشور دنياست که مردم پايتخت خود را از داشتن حق رأي در قوه مقننه اش محروم کرده است. اين امر بايد تغيير کند.»

ايلير ژرکا در پايان اين گفت وگو از جامعه جهاني درخواست کمک کرد و گفت: «ما نيازمند حمايت مردم آمريکا و جامعه جهاني براي تغيير وضع واشنگتن هستيم. شايد ما امروز به موفقيت نزديک تر از هميشه باشيم، اما نيازمند حامياني از سراسر آمريکا و جهان هستيم که سکوت نکنند و در اين حق خواهي به ما بپيوندند تا حکومت آمريکا را مجبور کنيم لايحه DC Voting Rights Act را تصويب کند.»

به عقيده ناظران سياسي محروميت مردم واشنگتن از داشتن حق رأي در کنگره ريشه در نژاد سياه مردمان اين منطقه دارد، چرا که در نظر حاکميت نژادپرست آمريکا سفيدپوستان و سياه پوستان نبايد از حق رأي يکسان برخوردار شوند؛ اگر چه در طي سال هاي گذشته حکومت آمريکا سعي کرده با روي کار آوردن چهره هاي سياه پوستي چون کاندوليزا رايس و باراک اوباما تبعيض نژادي موجود در اين کشور را نفي کند، اما بوميان و رنگين پوستان اين کشور اينگونه از حقوق اوليه انساني محروم مي شوند.منبع

+ نوشته شده در  88/05/18ساعت 10:29  توسط سمپادیان  | 

اقتصاد جهان در برزخ،زيان 4 هزار ميليارد دلاري اقتصاد دنيا از بحران مالي

فارس نیوز:صندوق بين المللي پول برآورد خودرا ازضررهاي مالي جهاني به بيش از 4هزارميليارددلار افزايش داد.

به گزارش باشگاه خبري فارس «توانا» به نقل از خبرگزاري فرانسه صندوق بين المللي پول (IMF) اعلام كرده است كه ضررهاي بحران مالي هم چنان رو به افزايش است و اين ضرر از مرز 4 تريليون دلار افزايش يافته است. به گزارش خبرگزاري فرانسه اين ضرر در مجموع 4.054 هزار ميليارد دلار است كه سهم ايالات متحده از 2.712 هزار ميليارد دلار و سهم اروپا 1.93هزار ميليارد دلار و سهم ژاپن در حدود 1.49 هزار ميليارد دلار اعلام شده است. اين ارزيابي از بازه زماني نيمه دوم 2007 (شروع بحران اقتصادي) تا 2010 صورت گرفته است كه در آخرين شماره نشريه GFSR به چاپ رسيده است. اين سازمان همچنين در ژانويه اعلام كرده بود كه اين ميزان در آمريكا 2.2 هزار ميليارد دلار است. در اين گزارش همچنين از نگراني اين نهاد از تداوم فشار بر بانك ها و كمپاني هاي بزرگ خبر داده شده است.
+ نوشته شده در  88/02/06ساعت 3:41  توسط سمپادیان  | 

اقتصاد جهان در برزخ،رشد اقتصادي انگليس به پايين‌ترين حد خود طی سی سال اخير رسيد!

خبرگزاري فارس6/2/88 به نقل از بلومبرگ، دفتر آمارهاي ملي انگليس: رشداقتصادي انگليس طي سه ماه نخست 2009به پايين ترين حدخود اززمان نخست وزيري مارگارت تاچر(سال 1979)ميلادي رسيد.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از بلومبرگ، دفتر آمارهاي ملي انگليس اعلام كرد، رشد توليد ناخالص داخلي انگليس طي سه ماه نخست 2009 نسبت به سه ماه پاياني 2008 بيش از 9/1 درصد كاهش داشته است. رشد اقتصادي انگليس نسبت به مدت مشابه سال قبل نيز بيش از 1/4 درصد كاهش داشته است. بحران مالي و ركود اقتصادي در انگليس از دهه 1930 ميلادي بي سابقه است و دولت گوردون براون را مجبور كرده تا نسبت به افزايش كسري بودجه اين كشور طي سال 2009 هشدار دهد . بانك مركزي انگليس نيز مجبور شده براي تحريك فعاليتهاي اقتصادي ميلياردها پوند به اقتصاد اين كشور تزريق كند و نرخ بهره بانكي را به پايين ترين حد طي 315 سال اخير برساند .
افزايش بيكاري ، روند نزولي قيمتها و داراييهاي بد بانكها نقطه مشترك مشكلات اقتصادي و چالشهاي فراروي كشورهاي صنعتي به شمار مي رود . اين در حالي است كه نرخ بيكاري اسپانيا به 4/17 درصد رسيد كه اين رقم طي ده سال اخير بي سابقه بوده است . رشد بخش خدمات تجاري و مالي انگليس نيز طي سه ماه نخست امسال بيش از 8/1 درصد كاهش يافت كه اين رقم از سال 1983 ميلادي بي سابقه است . بخش صنعت نيز با كاهش رشد 2/6 درصدي روبرو شد كه اين رقم نيز از سال 1948 ميلادي بي سابقه است.
مركز تحقيقات اقتصادي و بازرگاني لندن نيز اعلام كرد ، تشديد بحران مالي و اقتصادي موجب خواهد شد تا انگليس امسال با شديدترين كاهش رشد اقتصادي از سال 1931 روبرو شود . رشد اقتصادي انگليس امسال 5/4 درصد كاهش خواهد يافت . اين براي نخستين بار از جنگ جهاني دوم است كه اقتصاد انگليس براي شش ماه متوالي با كاهش رشد اقتصادي بيش از يك درصدي روبرو مي شود. رشد اقتصادي انگليس طي سه ماه پاياني 2008 نيز با كاهش 6/1 درصدي روبرو شده بود. آليستار دارلينگ وزير دارايي انگليس نيز پيش بيني كرد ، رشد اقتصادي اين كشور امسال 5/3 درصد كاهش خواهد يافت . صندوق بين المللي پول نيز كاهش رشد اقتصادي انگليس را طي سال 2009 بيش از 1/4 درصد پيش بيني كرده است . دولت انگليس تا كنون 4/1 تريليون پوند به سيستم بانكي تزريق كرده كه اين مساله موجب افزايش شديد كسري بودجه اين كشور خواهد شد. پيش بيني مي شود كسري بودجه انگليس امسال به بيش از 4/12 درصد توليد ناخالص داخلي برسد كه اين رقم بالاترين ركورد بين كشورهاي گروه بيست به شمار مي رود. بر اساس اين گزارش ، نرخ بيكاري انگليس طي ماه مارس به بالاترين رقم از سال 1997 ميلادي رسيده است.
+ نوشته شده در  88/02/06ساعت 3:38  توسط سمپادیان  | 

ادله و مستندات افشای یک دروغ تاریخی غربی ها
سفر به ماه،بزرگترين دروغ قرن بيستم

در دروغ بزرگ هميشه قدرت معيني از قابليت باور كردن وجود دارد. چرا كه افراد زيادي از يك ملت هميشه تحت تأثير عواطف به راحتي گول مي خورند حالا يا عمدي يا سهوي. و به خاطر سادگي و بي آلايشي و صداقت باور آنها، راحت تر قرباني يك دروغ بزرگ مي شوند تا يك دروغ كوچك. چرا كه آنها خودشان در موارد كوچك، دروغ هاي كوچك مي گويند و از گفتن دروغ هاي بزرگ شرم دارند (و دولت مردان در اين مورد شرمي هم ندارند). هرگز به ذهن اين مردم خطور نمي كند كه دروغ هاي خيلي بزرگ بسازند و هرگز هم باور ندارند كه ديگران چنان گستاخ باشند كه اين چنين صداقت را بدنام كنند ولو اين كه مدارك اين چنين دروغي را براي ذهن آنها ثابت كنند آن هم به طور آشكار، باز هم به دروغ بودن آن دروغ بزرگ شك دارند و همچنان فكر مي كنند كه حتماً توضيحي وجود دارد. چنين دروغ بزرگ گستاخانه اي هميشه رد پاهايي پشت سر خود به جاي مي گذارد. حتي بعد از اين كه سرهم بندي شد و توسط متخصص هاي جهاني دروغ گويي وتمام كساني كه براي دروغ گفتن در هر دروغ گويي با هم همكاري مي كنند، به عنوان يك حقيقت شناخته شد. اين افراد در حال حاضر به خوبي مي دانند كه چگونه از اين دروغ ها براي اهداف توسعه طلبانه خود استفاده كنند " آدولف هيتلر (1925)
حتي يك تفاله اي از كيسه زباله زمين مانند آدولف هيتلر هم مي دانست كه چگونه توده هاي مردم را با مهارت اداره كند و گول بزند پس شما به واقع فكر مي كنيد كه آمريكا انسان را بر روي ماه فرود آورده است؟ خوب، دوباره فكر كنيد. ما مداركي داريم كه فرود انسان بر روي ماه در اواخر دهه ي 60 و اوايل دهه ي 70 دروغي بزرگ بوده است.
براي شروع بهتر است بدانيد كه تنها 100 نفر در پروژه فرود بر روي كره ي ماه درگير بوده اند. مركز كنترل در هوستون (Houston) به علاوه بيشتر زنان و مرداني كه بر روي اين پروژه كار كرده اند، شكي باقي نمي گذارند كه اين كار يك دروغ بوده است. اما چگونه ممكن است؟ خيلي ساده. قدرت كسي كه چنين افتضاحي را به بار آورده هرگز اجازه نمي دهد كه كسي اين تصور را داشته باشد. هزاران نفري كه درگير اين ماجرا شده اند، تنها نگران قسمت كوچكي بودند كه مربوط به آنها بود. مهندسان، مكانيك ها، برنامه نويسان كامپيوتري و... كاري نداشتند كه با هم مشترك باشد. بنابراين بيشتر افراد از چيزي از يك پروژه ي هاليوود سر بيرون مي آورد، چيزي نمي فهمند.
در سال 1962، رئيس جمهور آمريكا، جان اف كندي گفت كه يك تصوري از آمريكا دارد كه تا قبل از پايان اين دهه مي تواند انسان را بر روي ماه فرود آورد و دوباره وي را به زمين بازگرداند. امروز، ما نمي دانيم كه كندي آن روز مي دانست كه اين كار واقعاً ممكن است يا نه اما مدت كوتاهي پس از ترور او، بهترين دانشمند جهان در زمينه ي موشك كه در اين پروژه كار مي كرد به ليندون جانسون اطلاع داد كه علم حداقل تا 30 سال آينده از انجام چنين پروژه اي ناتوان است. حقيقت اين است... در واقع آنها كمي خوش بين بودند. الآن و اينجا ما 40سال از آن تاريخ را گذرانده ايم و هنوز هم تكنولوژي قادر به فرستادن يك انسان به ماه و باز گرداندن سالم وي به زمين نيست. قدرت هايي كه در مورد اين كلاهبرداري تصميم گرفتند به اين نتيجه رسيدند كه اگر آنها نتوانستند انساني را به ماه بفرستند وبه سلامت به زمين بازگردانند، كاري كه آنها بايد بكنند اين است كه از ناسا بخواهند اين چنين پروژه اي را جعل كند و پس از آن ميلياردها دلار از پول ماليات دهندگان كه براي سرمايه گذاري در اين پروژه در نظر گرفته شده بود را براي خود بردارند. پس از آن، آنها تصميم گرفتند كه واقعاً مي توانند كل اين ماجرا را جعل كنند آنهم فقط با قسمتي از پولي كه براي اين كار آماده شده بود. اين جا در عكس زير مكاني در ايسلند است كه ما فهمديم كه بسياري از كلك ها و دروغ هاي ناسا در آن ساخته شده است.
در اين جا چند حقيقت وجود دارد كه بايد به ذهن بسپاريد كه نمي شود واقعاً انساني را به ماه فرستاد و غير ممكن است:  بقیه این مقاله مستند ومفصل را در ادامه مطلب بخوانید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/01/25ساعت 6:26  توسط سمپادیان  | 

دریک خبرجالب فارس نیوز از قول ايگورفنرين روسی نوشت:بابررسي بحران‌هاي اخلاقي و اقتصادي آمريكا،اين كشوردرسال2011فروپاشي مي‌شودوبه شش كشورمستقل تقسيم خواهدشد.

به گزارش فارس به نقل از پايگاه خبري عكس‌السير، "ايگور فنرين" يكي از ديپماتهاي روسيه اعلام كرد كه ايالات متحده امريكا در سال 2011 فروپاشي مي‌كند و كشور قدرتمند ديگري جاي اين كشور را خواهد گرفت. ايگور فنرين كه مدير يك مدرسه ديپلماتيك است در ادامه پيش‌بيني‌هاي خود گفت كه "باراك اوباما " رئيس‌جمهور آمريكا در سالهاي آينده از طريق حكومت نظامي بر اين كشور حكمراني خواهد كرد، اما آمريكا در سال 2011 به 6 كشور مستقل تقسيم شده و روسيه و چين جاي اين كشور را خواهند گرفت.
اين ديپلمات روسي در ادامه پيش‌بيني‌هاي خود گفت كه اين دو كشور واحد پول يكساني را ارائه مي‌كنند كه جايگزين دلار خواهد شد و در پي اين حوادث، آمريكا از منطقه آلاسكا نيز عقب‌نشيني خواهد كرد تا بار ديگر اين منطقه در حاكميت روسيه قرار گيرد.
ايگور كه پيش از اين در سازمان جاسوسي اتحاديه شوروي سابق (كا گ ب) فعاليت داشت و هم‌اكنون نيز يكي از مشهورترين سخنگو‌هاي تلويزيون روسيه به شمار مي‌رود، در سخناني در مدرسه ديپلماسي روسيه گفت كه حتي احتمال زيادي دارد كه حادثه فروپاشي آمريكا در سال 2010 نيز روي دهد، اما اين سخن وي با دلايل ديپلماتيك كافي همراه نيست. وي در ادامه سخنان خود خاطرنشان كرد كه با وجود فوايدي كه اين حادثه براي روسيه دارد و بعد از آن چين و روسيه قويترين كشورهاي جهان خواهند شد، اما وي شخصا آرزوي فروپاشي آمريكا را ندارد.
فنرين ادامه داد: آمريكائيها در انحطاط اخلاقي شديدي به سر مي‌برند و به علت استفاده از سلاحهاي گرم در مدارس و تعداد بالاي همجنس‌بازان در اين كشور با فشارهاي شديد رواني دست و پنجه نرم مي كنند. بحران اقتصادي خطرناك و ورشكستگي بانك‌ها از ديگر عوامل پايان سيطره آمريكا بر بازارهاي جهاني به شمار مي‌رود.
+ نوشته شده در  88/01/17ساعت 3:51  توسط سمپادیان  | 

آمريكا عامل نابودي قرارداد كاهش تسليحات هسته‌اي است!

خبرگزاری فارس نوشت: يك كارشناس آمريكايي در مقاله‌اي در روزنامه نيويورك‌تايمز، آمريكا را عامل نابودي قرارداد كاهش تسليحات هسته‌اي بين مسكو و واشنگتن عنوان كرد.

به گزارش فارس، "مايكل كرايست "، مدير سابق "فيزيكدانان بين‌المللي حامي منع جنگ هسته‌اي " در مقاله‌اي در روزنامه نيويورك‌تايمز نوشت: 23 سال پيش، "رونالد ريگان "، رئيس جمهور اسبق آمريكا و "ميخاييل گورباچف "، رئيس جمهور شوروي سابق توافقنامه‌اي را براي از بين‌ بردن تسليحات هسته‌اي امضا كردند، اما پايبندي آمريكا به دفاع موشكي اين قرارداد را نابود كرد.
در ادامه اين مقاله آمده است: اين قرارداد يك فرصت سرنوشت‌ساز از دست رفته براي پايان تهديد آرماگدون هسته‌‌اي و جلوگيري از تولد دولت‌هاي تسليحاتي هسته‌اي در هند، پاكستان و كره‌شمالي بود. كرايست نوشت: معاهده منع گسترش تسليحات هسته‌اي 1970 بلگراد قرار است در سال 2010 مورد بازبيني قرار بگيرد. در اين ميان تمام نگاه‌ها به سوي آمريكا و روسيه خواهد بود تا ببينند كه شواهدي مبني بر اينكه آنها مي‌خواهند كه كلاهك‌هاي هسته‌اي خود را از بين ببرند وجود دارد يا نه.
در اين مقاله آمده است: در حالي كه نخستين ديدار "باراك اوباما "، رئيس جمهور آمريكا با "ديميتري ميدويديف "، رئيس جمهور روسيه در لندن گامي درست در جهت درست بود، ماموريت پيش رو تعداد تسليحات هسته‌اي در جهان را محدود نخواهد كرد، اما يك دوره را به نقطه صفر باز خواهد گرداند.
+ نوشته شده در  88/01/17ساعت 3:31  توسط سمپادیان  | 

نژادپرستي يهودي و حاكميت آن بر كشورهاي غربي به خصوص آمريكا باعث شده است كه قوانين نيز در حمايت از يهوديان و مقابله با مخالفين آنان‏ تنظيم شود. پروفسور «زاندل» محقق برجسته تاريخ آمريكا و آلمان كه تابعيت آلماني - آمريكايي دارد از جمله كساني است كه صرفاً به علت تحقيقات روشنگرانه‏اش (كه دروغ‌هاي يهوديان را برملا مي‏ساخت) به زندان افتاده است. متن حاضر مصاحبه‏اي با يكي از ياران و محققان همراه او در مورد سرنوشت زاندل است.

l‌ مسائل متعددي وجود دارد كه مايلم درباره آن‏ با شما گفت‌وگويي داشته باشم. دربارة سخنراني و نشست‌هاي اخير شما در نيويورك، اعتراض‏هاي آتي‌تان عليه نژادپرستي يهودي و... . در آغاز اجازه بدهيد ديدگاه شما را درباره آخرين تحولات در مورد مسئله «ارنست زاندل» جويا شويم: هنرمند و نويسنده آمريكايي - آلماني كه چندين دهه به خاطر نظراتش در مورد تاريخ آلمان، نقش يهود و تاريخ جنگ جهاني دوم مورد آزار و اذيت قرار گرفت.
¡ درست است. او دو سال بود كه به عنوان «تهديدي براي امنيت ملي» در حبس انفرادي به سر مي‌برد، اما همان گونه كه مهم‏ترين روزنامه كانادا اعلام كرد، اين تنها يك بهانه بود. پس از اين كه او «تهديدي براي امنيت ملي» شناخته شد، به آلمان تبعيد شد و تاكنون نيز تحت توقيف براي بازجويي قرار دارد.
«توقيف براي بازجويي» رويه‏اي معمول در آلمان است كه به جاي زندان از آن استفاده مي‏شود و شرايط آن نسبت به زندان‏هاي كانادا بهتر است. چند روز پيش، او بالاخره متهم شد. من مدتي از وقت خود را صرف به دست آوردن مدارك مربوط به اتهامات او نمودم. تنها چيزي كه به من گفته شد اين بود كه اتهام او ماده 130 قانون جزايي آلمان است كه انكار يهودسوزي در جنگ جهاني دوم را به عنوان «تهييج افكار عمومي» جرم مي‏شمارد.

l‌ معني تهييج افكار عمومي چيست؟ آيا منظور هيجان‏زده كردن مردم با فاش ساختن اين حقيقت است كه برخي از داستان‏ها در مورد «يهودي‌سوزي» حقيقت ندارد؟

¡ حتي گفتن واقعيات يهودي‌سوزي نيز كه با نسخه رسمي آن در تعارض باشد «تهييج» محسوب مي‏شود. من نمي‏دانم روي اين نكته تأكيد كنم كه اين كار زير پا گذاشتن مفتضحانه اصل «آزادي بيان» است كه جهان غرب، ايالات متحده و حتي آلمان ادعا دارند كه آن را رعايت مي‏كنند. داستان يهودسوزي تنها فصل از تاريخ رسمي است كه انكار آن جرم محسوب مي‏شود.
ارنست زاندل به خاطر مبارزات قانوني گسترده‏اي كه در دهه 1980 در كانادا صورت داد، يك چهره شناخته شده بين‏المللي است. در حقيقت، او در سال‏هاي اخير - قبل از دستگيري - در سكوت و آرامش در آمريكا زندگي مي‏كرد و دست از مبارزات خود در كانادا برداشته بود، اما او برخلاف ميل باطني خويش، يك بار ديگر در معرض توجهات بين‏المللي قرار گرفت.

l‌ «لن رادنر»، سخنگوي يهودي كنگره كانادا گفت كه او از اين كه دادستانان آلماني ارنست زاندل را متهم نموده‏ و در تلاشند تا داستان موفقي را براي بي‏اعتبار ساختن كامل ارنست زاندل صورت دهند، بسيار خشنود است.
¡ بسيار خوب؛ اين نكته‏اي است كه من بارها و بارها به آن اشاره كرده‏ام. من فكر مي‏كنم، اگر دسيسه‌هاي سازمان‏هاي كانادايي، آمريكايي و جهاني يهودي كه سال‏ها براي خفه كردن زاندل به شدت تلاش كردند، نبود، او هرگز به آلمان مسترد نمي‏شد و هرگز در شرايطي كه هم‏اكنون قرار دارد، قرار نمي‏گرفت. من قبل از جلسات «ديوان محاكمات (به اصطلاح) حقوق بشر» در تورنتو نيز به اين حقيقت اذعان داشتم. بسيار متأسفم كه من در آن دادگاه به همراه «پل فرم» در حالي به نفع ارنست زاندل شهادت دادم كه در مقابل ما ارتشي كوچك از وكلا، به نمايندگي از سازمان يهود سعي در خفه كردن و تنبيه ارنست زاندل داشتند.
جالب اين كه آنها به خاطر اظهاراتي كه در سايت زاندل (Zundelsite.org) مطرح شده بود، عليه زاندل اقامه دعوي كردند، در حالي كه اين نشريه هنگام انتشار به صورت مكتوب در كانادا، قانوني بود. اين مسئله قضيه را مضحك‌تر مي‏كند اما اين سازمان‏ها، در اين مورد خاص، هيچ اشتياقي به عدالت و انصاف نداشتند. مشخص است كه انگيزه آنها از اين كار، عزمي راسخ براي تنبيه و گوشمالي ارنست زاندل بوده است؛ كسي كه جرأت نمود سال‏ها عليه قدرت يهود سخن بگويد. متأسفانه بيشتر افراد ترسيده‏اند. اين كه ارنست زاندل هم اكنون در زندان است، حقيقتي رعب‏آور است. بيشتر مردم نمي‏خواهند به سرنوشت ارنست زاندل دچار شوند و حق هم دارند، و اين مطلب، اذعان مجددي به خارق‏العاده بودن اين مرد است.

l‌ بله، كمتر كسي از ما جرأت قدم گذاشتن در اين راه و ايستادگي در آن را دارد. از طريق سايت «آي، اچ، آر» (IHR) مطلع شديم كه شما تجمعات و اعتراضاتي در مقابل «مركز سيمون وايزنتال» (Simon Wiesental Center) واقع در نيويورك تشكيل داده‌ايد با وجود اين همه سازمان‏هاي يهودي مختلف در اين كشور و در جاهاي ديگر جهان، چرا شما مشخصاً عليه اين سازمان اعتراض مي‏كنيد؟

¡ يك دليل عيني آن اين است كه شعب اصلي سازمان‌هاي بين‏المللي، در نزديكي آن يعني در لس‏آنجلس واقعند؛ دليل ديگر اين است كه اين سازمان نيز به اندازه گروه‏هايي همچون «اتحاديه مبارزه با افترا» در ترجيح و ترفيع منافع صهيونيسم يهودي بر منافع آمريكا و ساير كشورها مجرم و خطرناك است؛ اما تا به حال به اندازه آنها مورد اعتراض قرار نگرفته است.

l‌ اگر ممكن است، يك معرفي اجمالي از مركز وايزنتال براي ما ارائه دهيد. پشت اين تشكيلات كيست؟ چگونه شروع به كار كرد و چه اهداف و سياست‏هايي دارد؟

¡ اين مركز در دهه 1970 پايه‏گذاري شد و رياست آن بر عهده خاخام «ماروين هاير» است كه خود را «دين» (dean) [به معني رئيس كليسا يا دانشكده] خطاب مي‏كند. او هيچ اعتبارنامه آموزشي يا غير آن را براي اين عنواني كه به خود داده ندارد. او تنها يك خاخام است نه بيشتر، با اين وجود اين مركز بسيار بانفوذ و صاحب قدرت است. اين مركز ادعا مي‏كند كه داراي 300000 عضو و 25 ميليون دلار درآمد ساليانه است. يكي از فضاحت‏بارترين نكات در مورد اين درآمد اين است كه ساليانه 10 ميليون دلار آن از محل درآمدهاي مالياتي تأمين مي‏گردد. اين درآمد، صرف پيشبرد اهداف اين مراكز و ساير سازمان‏هاي صهيونيست يهودي مي‏شود.

l‌ به نظر مي‏رسد كه آنها دوستاني در رده‏هاي بالا دارند.

¡ مجله «لس آنجلس» يك بار مطالب روشنگرانه‏اي در مورد «هاير» به چاپ رسانيد. اين مجله در مورد او نوشت:
او مجموعه‏اي بي‏سابقه از قانون‏گذاران، سناتورها، اعضاي شوراي شهر و حتي هاليوود را گردهم آورده است.
او تنها خاخامي است كه براي يك فيلم، جايزه آكادمي دريافت كرد. آنان از حمايت فرماندار كاليفرنيا، «آرنولد شوارتزينگر» و نيز رئيس‏جمهور سابق، رونالد ريگان برخوردارند. رئيس‏جمهور سابق ايالات متحده، به همراه فرمانداران ايالات مختلف و بسياري از سناتورها، اسم خود را در زمره حاميان مركز وايزنتال آورده‏اند.

l‌ آنان چهره يك سازمان بشردوستانه را به خود مي‏گيرند اما فعاليتشان اندكي بيش از اين است. اين طور نيست؟

¡ خيلي بيش از اين‏ها است. هدف واقعي مركز وايزنتال پيشبرد منافع صهيونيسم يهودي است. هر كسي كه يك نظر به وب سايت و نشريه آنان بيندازد، به آساني خواهد فهميد كه بيشتر تلاش آنان صرف پيشبرد منافع اسراييل و يهود مي‏شود.

l‌ آنان از آنچه كه «ديوار آپارتايد» يا «حائل امنيتي» خوانده مي‏شود، حمايت مي‏كنند. اين طور نيست؟

¡ بله، اين واقعاً يك چيز مضحك است. اين يك حصار عظيم است كه در زمين‏هاي فلسطين اشغالي ساخته شده و در برخي جاها بلندي آن سه برابر «ديوار برلين» است. غيرقانوني بودن آن توسط دادگاه بين‏المللي اعلام شده و سازمان ملل آن را محكوم كرده است؛ اما با اين وجود، وايزنتال سنتر از آن حمايت مي‏كند.

l‌ گفته مي‏شود كه وايزنتال سنتر در تعليم و تربيت كودكان مدرسه‏اي معمولي نيز دستي دارد و سعي در تحميل ديدگاه‏هاي تاريخي و برنامه‏هاي يهودي محور خود به ذهن بي‏دفاع آنان مي‏نمايد.

¡ درست است. هر روز اتوبوس‏هايي پر از كودكان مدرسه‏اي به وايزنتال سنتر آورده مي‏شوند. يكي از دلايل من براي تصميم به اعتراض عليه اين مركز، مشاهده معلمي بود كه از ديدن شاگردانش كه با وجود تحصيل در يك مدرسه خصوصي كاتوليك، به وايزنتال سنتر آورده مي‏شدند، ناخرسند بود. او خيلي از چيزها را كه بيشتر افراد در مورد سياست‏هاي كلي اين مركز مي‏دانند، نمي‏دانست اما به خاطر اتهام‏زني‏هاي خاخام هاير و مركزش به «پايوس دوازدهم» - پاپ اعظم در زمان جنگ جهاني دوم - و ساير رهبران كاتوليك در زمان جنگ ناراحت بود. به هر حال اين معلم، اعتراضي در مدرسه خود ترتيب داد تا والدين را از همكاري با وايزنتال سنتر منصرف كند، اما اين مركز به ترغيب والدين براي فرستادن كودكانشان به آنجا ادامه مي‏دهد و تقريباً به عنوان شاخه‏اي از حكومت ايالتي كاليفرنيا عمل مي‏كند.

l‌ آنان روابط نزديكي نيز با آرنولد شوارتزينگر (فرماندار ايالت كاليفرنيا) دارند. اين طور نيست؟

¡ بله، گفته مي‏شود پس از كشف اين موضوع كه پدر شوارتزينگر در زمان جنگ جهاني دوم از اعضاي «حزب سوسياليست ملي» بوده است، نيم ميليون دلار يا بيشتر به اين مركز پرداخته است تا برگه تضمين سلامت خود را از آنان دريافت كند. چند سال پيش، مجلس ايالتي، كمكي معادل پنج ميليون دلار به اين مركز انجام داد و آن را چنين توجيه كرد:
خب، اين مركز پذيراي اين همه كودك دبستاني است.
يكي از معلمين در اين مورد گفت كه ممكن است، هر روز هزاران بچه مدرسه‏اي به رستوران‏هاي مك دونالد نيز بروند اما دولت ايالتي كمكي از بابت ناهار كودكان به مك دونالد نمي‏كند.
در حالي كه معلمين از والدين مي‏خواهند كه براي مدارس كاغذ و قلم تهيه كنند و يك كمبود واقعي در بودجه آموزشي ايالت وجود دارد، دادن چنين پول‏هايي به وايزنتال سنتر واقعاً ظالمانه است.
مثالي ديگر از قدرت وايزنتال سنتر، رجزخواني و خودستايي شهردار كنوني لس‏آنجلس، «آنتونيو ويلارگوسا» است كه بنا به گفته خودش، در زمان حضورش در كنگره ايالتي، توانسته است نقشي اساسي در گرفتن 18 ميليون دلار بودجه براي وايزنتال سنتر ايفا كند. اين مركز به قدري قدرتمند و صاحب نفوذ است كه هر سياست‏مداري براي داشتن نقش مؤثر در سياست كاليفرنيا، بايد وفاداري خود را به آنجا اثبات كند و از آنان براي خود تصديق بگيرد.

l‌ اگر اين كار را نكند، چه اتفاقي پيش مي‏آيد؟

¡ در اين صورت تمام نيروها عليه او تغيير موضع خواهند داد. آنچه نه تنها در كاليفرنيا بلكه در واشنگتن نيز رخ مي‏دهد، چنين است وايزنتال سنتر و ساير سازمان‏هاي مشابه به كانديداها فشار مي‏آورند تا موضع خود را پيرامون مسائل حائز اهميت براي يهوديان آمريكا اعلام كنند و اگر آنان پاسخ‏هاي خوشايندي به اين سازمان‏ها ندهند، تنبيه مي‏شوند. از مخالفان آنان حمايت مي‏شود و يا حداقل بايد مطمئن بود كه بودجه‏شان براي مبارزات انتخاباتي به زودي ته خواهد كشيد.
ا‌ و اين فشارها از سوي 2/5 درصد از جمعيت آمريكا است.
¡ درست است، يعني اين كه يهوديان از هر گروه مذهبي و ديني ديگري در آمريكا قدرتمندتر و بانفوذترند و اوضاع سياسي كشور را در قبضه دارند. وايزنتال سنتر نقش بسيار مهمي در فساد سيستم سياسي ما ايفا مي‏كند.
پي‌نوشت:
٭ منبع: www.nationalvanguard.org به نقل از سياحت غرب، نشرية مركز پژوهش‌هاي اسلامي سازمان صدا و سيما، ش 28.
1. Mark Weber؛ تاريخدان ونويسنده،

ماهنامه موعود شماره 61

+ نوشته شده در  84/12/21ساعت 22:45  توسط سمپادیان  |