روز قدس از کنار همفکراش تو پیاده روی خیابون حجاب رد شدم.
همون نه غزه نه لبنان. جانش فدای ایران ها!
مانتوی تنگ سیاه. مچ بند سبز. شال باز. سینه ی چاک. گردن بند نقره ای. موهای رنگ کرده. ساندویچ در دست. بطری آب رو که سر کشید رو کرد به ما و گفت: آهای امل های دهاتی گمشید برید فلسطین!
دختر ۹ ساله ام با لب خشک پرسید: مامان مگه ایران چه اشکالی داره که بریم فلسطین؟
گروه سياسي: جامعه شناسان ايراني با نگاهي واقع بينانه به نتايجي در قبال نسبت اقشار مختلف مردم با جمهوري اسلامي رسيده اند. نه قائل شدن به حمايت بي قيد و شرط همه ي مردم از نظام به حقيقت نزديك است و نه توهم مخالفت اكثريت مردم با آن. ولي آنچه مسلم است اينكه از همان ابتداي ساختارسازي سياسي براي نظام جمهوري اسلامي عده اي با آن مخالف بوده اند. نخستين بار اين مخالفت در شركت نكردن در همه پرسي ده فروردين 58 و يا رأي دادن به گزينه ي «خير» در اين همه پرسي تجلي يافته است. گروه هايي چون فدائيان خلق، سلطنت طلب ها و همراهان سياسي مهندس بازرگان(نهضت آزادي) بخشي از اين مخالفان بودند كه البته با انگيزه هاي متفاوتي در برابر نظر امام(ره) صف آرايي كردند.
اينكه اين مخالفان حقيقتاً چند درصد مردم ايران را تشكيل مي دهند هميشه پرسشي بوده كه پاسخ يقيني و مطمئني را دريافت نكرده است؛ ليكن سال هاست صاحب نظران عرصه ي ارتباطات و افكارعمومي مبتني بر نظرسنجي ها و نتايج متعدد حاصله در انتخابات هاي مختلف، به پاسخي نسبي در نسبت با اين سوال دست يافته اند. از جمله اينكه در تمام ساليان پس از انقلاب تا كنون هيچگاه ميزان مخالفان نظام بيش از 10% كل جمعيت ايران نبوده است. اينان به گزاره هايي چون عدم پذيرفتن حاكميت ديني، عقب ماندگي معرفتي و فرهنگي اسلام، برتري بي چون و چراي سبك زندگي و انديشه ي امريكايي و بي بند و باري در حوزه ي فرهنگ معتقدند. البته اين ميزان كه غالباً طبقه ي برخوردار و قشر مرفه را تشكيل مي دهند در برهه هاي مختلف سياسي توانسته اند بخشي از بدنه ي اجتماعي بويژه بخشي از بدنه ي اجتماعي طبقه ي متوسط جديد را با خود همراه كنند و با فربه تر شدن تا ميزان 20 تا 30 درصد، به بخشي اثرگذار در مقاطع مختلف تبديل شوند. طبقه ي متوسط جديد كه غالباً در تهران و كلان شهرها مصداق پيدا مي كند، در برخي مقاطع بخاطر سلايق و سبك زندگي متمايل به غرب، رويه اي همگرا با جريان اپوزوسيون اتخاذ كرده اند. ولي در بسياري از مواقع نيز اينان وفاداري خود را به انقلاب اسلامي و آرمان هاي امام راحل به اثبات رسانيده اند. صاحب نظران معتقدند اساساً يكي از مهمترين دلايل پيروزي انقلاب اسلامي همراهي طبقه ي متوسط جديد با طبقه ي متوسط سنتي(روحانيون، بازاريان سنتي و كسبه اصيل) در دهه ي 40 و پنجاه شمسي بوده است.
از بدو اعلام نتايج انتخابات دهم رياست جمهوري در برخي تحليل ها آراء ميرحسين موسوي تفسيرهاي متفاوتي پيدا كرد. شايد محتمل ترين و علمي ترين تفسير آراء حدوداً
شاهد ديگر بر اين فرضيه اينكه در مرحله ي نخست انتخابات نهم رياست جمهوري مجموع آراء مصطفي معين كه نماينده ي اپوزوسيون به شمار مي رفت و مهدي كروبي نماينده ي ديگر اصلاح طلبان كمي بيش از 9 ميليون رأي را از مجموع 28 ميليون آراء صحيح شمارش شده بدست آورد. اين ميزان يعني حدوداً 5/32 درصد كل آراء كه با محاسبه ي افزايش مشاركت در انتخابات دهم، با اعداد فوق الذكر متناسب است؛ ميرحسين موسوي در قطب اصلاح طلبي انتخابات دهم رياست جمهوري دهم به اضافه ي اندك آراي ديگر نامزد اصلاح طلب 6/34 درصد كل آراء است كه با نتايج دور قبل همخواني دارد.
|
كانديداي اصلاحات |
ميزان رأي |
درصد از كل آراء |
مجموع آراء |
|
مصطفي معين+ مهدي كروبي |
4095827+ 5070114 |
53/14+ 99/17 |
52/32 |
|
ميرحسين موسوي+ مهدي كروبي |
13216411+ 333635 |
75/33 + 85 /0 |
6/34 |
نتايج نظرسنجي موسسه پژوهشي پيپا (PIPA -Program on International Policy Attitudes) كه در پايگاه اينترنتي موسسه افکار عمومي جهان در امريكا منتشر شده است تمامي فرضيات فوق الذكر را تأييد مي كند؛ از جمله اينكه بر اساس بخش 23 اين نظرسنجي حدود 50 درصد از آراي ميرحسين موسوي ريزش داشته است كه نشانگر بازگشت اكثريت هفت ميليون رأي ديگر بعد از افشا شدن چهره ي حقيقي طرف اصلاح طلب و معارضه ي آن با اسلام و انقلاب است و البته نبايد اين واقعيت را انكار كرد كه متأسفانه راديكال شدن مبارزات انتخاباتي و جريان هاي سياسي پس از آن و روند مخالف سازي ناآگاهانه برخي رسانه ها و چهره هاي سياسي باعث پيوستن گروه اندك ديگري از همراهان سابق به جمع مخالفان هميشگي نظام شده است. همينطور در مجموع نتيجه نظرسجي نشان مي دهد كه بخشي از مردم هم بخاطر اغتشاشات و نا امني هاي پس از انتخابات از وضع موجود و رأي سابق خود به احمدي نژاد رضايتي ندارند.
سئوال 23 :
|
گزينه ها |
نتايج |
|
1- ميرحسين موسوي |
8 درصد |
|
2- احمدي نژاد |
49 درصد |
بخش هاي مختلف اين نظرسنجي بروشني تفاوت نظر و رأي را بين اكثريت مردم ايران و اقليت 7 تا ده درصدي ديگر نشان مي دهد.
بطور مثال ميزان بي اعتمادي به بخش هاي مختلف نظام در اين نظرسنجي كاملاً همسان است. هيچگاه بي اعتمادي مطلق به نظام اسلامي از 6 درصد كمتر و از 7 درصد بيشتر نبوده است.در بخشي از نظر سنجي از پاسخ دهندگاه خواسته شده تا ميزان اعتمادشان را به نهادهاي مختلف اعلام كنند. پاسخها به شرح زير است:
|
نهاد |
ميزان اعتماد |
نتايج |
|
وزارت كشور |
اصلاً اعتماد ندارم |
6 درصد |
|
مجلس شوراي اسلامي |
اصلاً اعتماد ندارم |
8 درصد |
|
رئيس جمهور |
اصلاً اعتماد ندارم |
6 درصد |
|
قوه ي قضائيه |
اصلاً اعتماد ندارم |
7 درصد |
|
شوراي نگهبان |
اصلاً اعتماد ندارم |
6 درصد |
|
نيروي انتظامي |
اصلاً اعتماد ندارم |
7 درصد |
نهايتاً ميزان نارضايتي از نظام جمهوري اسلامي به شرح زير اعلام شده است:
سوال: در مجموع چقدر از نظام حكومتي ايران رضايت داريد يا ناراضي مي باشيد ؟
|
گزينه ها |
نتايج |
|
1- بسيار راضي مي باشيد |
41 |
|
2- تاحدي راضي مي باشيد |
46 |
|
3- تاحدي ناراضي مي باشيد |
7 |
|
4- کاملا ناراضي مي باشيد |
3 |
سئوال 9 : جهت گيري امريکا در برابر دولت ما چگونه است، آيا به اعتقاد شما امريکا بطور معمول به روشي منصفانه با حکومت ما برخورد مي کند، يا بيشتر سعي مي کندبا استفاده از قدرتش مارا وادار به
|
گزينه ها |
نتايج |
|
1- بيشتر با دولت ما برخوردي منصفانه دارد |
درصد 7 |
بخشي از اين نظرسنجي ناظر به جريان انتخابات دهم رياست جمهوري است. نتايج بدست آمدها در اين بخش در سه حوزه حائز اهميت است. نخست اينكه پاسخ ها با اختلاف اندكي نتايج انتخابات دهم رياست جمهوري را تأييد ميكند. دوم اينكه نشانگر اعتماد قابل توجه مردم به نهادهاي برگزار كننده و ناظر در انتخابات است و دست آخر اينكه به آزادانه و مناسب بودن نهادهاي حقوقي و سياسي و بطوركلي مردمسالاري نهادينه شده در جمهوري اسلامي ايران اعتراف دارد:
سوال: روي هم رفته تا چه اندازه از روندي که طي آن مقامات کشورانتخاب مي شوند احساس رضايتمندي مي نماييد؟
|
گزينه ها |
نتايج |
|
1- بسيار رضايت دارم |
40 |
|
2- تاحدي رضايت دارم |
41 |
|
3- چندان رضايت ندارم |
10 |
|
4- اصلا رضايت ندارم |
6 |
سئوال 21 : به نظر شما اين انتخابات تا چه ميزان آزاد و عادلانه بود؟
|
گزينه ها |
نتايج |
|
1- کاملا آزاد و عادلانه |
66 |
|
2- تاحدي آزاد و عادلانه |
17 |
|
3- چندان آزاد و عادلانه نبود |
5 |
|
4- اصلا آزاد و عادلانه نبود |
5 |
سئوال 22 : تا چه ميزان به نتايج اعلام شده اين انتخابات اعتماد داريد؟
|
گزينه ها |
نتايج |
|
1- اعتماد زيادي دارم |
62 |
|
2- تاحدي اعتماد دارم |
21 |
|
3- چندان اعتماد ندارم |
6 |
|
4- اصلا اعتماد ندارم |
7 |
سئوال 24 : با در نظر داشتن مسائل پيش آمده قبل، حين و پس از برگزاري انتخابات آيا به نظر شما آقاي احمدي نژاد رييس جمهور مشروع ايران مي باشد يا خير؟
|
گزينه ها |
نتايج |
|
1- بلي |
81 |
|
2- خير |
10 |
مي توان مبتني بر تمامي تحليل هاي پيشين و با استشهاد به نظرسنجي پيش رو اذعان كرد كه مخالفان نظام همانطور كه پيشتر هم گفته شده نه تنها واجد بدنه ي اجتماعي قابل اعتنايي نيستند بلكه حتي نتوانسته اند بخش معتنابهي از سياه بيني ها و بي اعتمادي هاي خود را به ديگر طبقات اجتماعي تسرّي دهند. راهپيمايي با شكوه روز جهاني قدس در تهران نيز نشانگر اين واقعيت بود كه مخالفان بسيار كمتر از ميزان ادعايي بوده و ظاهر آشكارگي آنها كاملاً بيانگر محدوديت و تعيّن آنها در يك قشر خاص است.
ولي نكاتي در تمام اين تحليل ها موجود است كه بايد در سياستگذاري كنترلي آنها مدنظر قرار گيرد:
نخست اينكه براي نخستين بار پس از انقلاب جريان مخالف و ضد نظام جرأت و جسارت حضور اجتماعي و سياسي را پيدا كرده است. اين جرأت و جسارت سياسي بايد به سياست هاي كنترلي به انزواي مجدد آنها منتهي شود.
دوم اينكه بطور حتم يكي از دلايل ظهور اجتماعي دروغين و فراواقعي اين عده، بي ساماني و آشفتگي رسانه اي بخصوص در فضاي سايبر است. چرا بايد حدود هفت درصد مردم تا اين حد داراي روزنامه هاي رسمي، سايت خبري و نشريه باشند؟ دولت مي بايست در خصوص كنترل دقيق رسانه ها سياست هاي سختگيرانه اي را اعمال كند. سياست هاي جدي و غير قابل انعطاف كشورهايي چون امريكا در جلوگيري از تضعيف نظام سياسي و نهادهاي اساسي مي تواند مدنظر مجريان امر قرار گيرد. رسانه ي ملي هم طبعاً نمي بايست بيش از هفت درصد از فضاي رسانه اي خود را به اقليت معترض اختصاص دهد.
دست آخر اينكه افشا شدن ماهيت معارض اين گروه قليل كه در چند ما اخير هزينه هاي گزافي براي اقتدار ملي در روابط فرامرزي ايران و لطمه هاي بسياري براي انسجام دروني نظام بوجود آورده است، اين ضرورت را گوشزد مي كند كه حاكميت برخوردي قاطع تر و بدون رودربايستي از خود نشان دهد. همانطور كه مقام معظم رهبري در خطبه هاي نماز جمعه 21 ماه رمضان تأكيد كردند اكنون اين گروه قليل سكوت خود را شكسته اند و به معارضه با نظام برخاسته اند و عدالت حكم مي كند كه هيچگاه يك گروه 7 درصدي نتوانند منافع، آرمش رواني و آبروي بين المللي اكثريت 93 درصدي را به خطر اندازند.
يك عضو فراري حلقه كيان، تعريف جالبي از جنبش سبز كذايي ارائه كرد.
كيهان نوشت: مجيد محمدي در توصيف اين جريان هرهري مسلك نوشت: آنها اهل رياضت كشي نيستند. مي خواهند با شورت كوتاه و تاپ بيرون بيايند. مي خواهند سينه بزنند و شب اگر هوس كردند، ليوان شرابي بنوشند. مي خواهند در بالاي كوه زير چادر هر كه را خواستند در آغوش بگيرند و گرم شوند. مي خواهند از زندگي لذت ببرند. مي خواهند دوست پسريادوست دخترشان راهر جا كه خواستند،ببوسند(!)
وي با «كولاژ» (تركيبي) و «نامتعين» توصيف كردن عناصر ميداني جريان مذكور مي نويسد «آنها چگونه مي توانند نداي الله اكبر سر دهند و در عين حال با دوست دخترشان به راهپيمايي بيايند؟ چه طور مي توان در ملأعام روزه خواري كرد و نصر من الله وفتح قريب سر داد؟ چطور در نمازجمعه به نحو مختلط و با كفش مي ايستند و در پشت سر هاشمي رفسنجاني نماز مي خوانند و به جاي صلوات سوت و كف مي زنند؟ آنها رياضت كش نيستند.
گفتني است حلقه كيان به اعتبار پيوند برخي اعضاي آن به ناتوي فرهنگي و سازمان سيا، جزو پايه گذاران نفاق جديد و ترويج براندازي پشت نقاب تظاهر به دين و مسلماني بود اما پس از نفوذ در قدرت (بعداز دوم خرداد 76) به تدريج ماهيت ضدديني خود را نشان داد و تا مرز انكار وحي، حمله به پيامبر و ائمه معصومين(ع)، تخطئه امام حسين(ع) و حمله به مباني دين پيش رفت و كساني از اين جريان با هتاكي گفتند يا نوشتند كه مشكل توسعه در ايران اين است كه هنوز خدا نمرده است، بايد عليه خدا تظاهرات كرد، دين و دينداري و عزت ديني باعث خشونت است، اسلام آييني ارتجاعي است، ختم انقلاب را بايد اعلام كرد و...
جريان الحادي مذكور در پوشش روشنفكري ديني (التقاطي) در پوشش حمايت انتخاباتي از موسوي و كروبي به عرصه سياسي بازگشت. منبع

فیلم "مجموعه دروغها" (Body of Lies) اثر "ریدلی اسکات" تولید کمپانی بردران وارنر(WB ).
داستان این فیلم از این قرار است طبق معمول آمریکا ( به عنوان نماینده اجرایی اهداف یهود ) بدنبال اصلاح نابهنجاری های جهان است آن هم از نوع تروریست.
تروریست ها مسلمانان هستند که مردم بی گناه اروپا را میکشند و در این راه عملیات استشهادی هم میکنند . القاعده یا هرگروه تروریستی دیگر برای مردم دنیا خصوصا مردم غرب بعنوان نماینده مسلمانان معرفی میشوند . مسلمانی که با بسم الله و الله اکبر آدم میکشد و با آیات قرآن شکنجه میکند و از قرآن خویش اشتباه برداشت میکند. تصویر جوامع مسلمان نشین هم فلاکت زده بد بخت و مرکز فتنه و ترور نشان داده میشود. هر چند به ظاهر روند فیلمنامه مخالف با سیاست های دولت آمریکاست ام باز قهرمان داستان مثل همه فیلم های آخرالزمانی یهودیزه شده ، یک شهروند آمریکایی ( منجی زمینی)است که برای نجات بشریت تلاش میکند وضعف های دولت و سیاست مداران امریکا را پوشش میدهد. وبالاخره جرثومه تروریست را ازبین میبرد!
حضور گلشیفته فراهانی هم چاشنی حضور زن در فیلم است که سعی شده در روند داستان مؤثر باشد و مورد علاقه فریس ، نقش اول فیلم قرار میگیرد.

گویا رسالت فیلم القائات روانی نسبت به تروریسم و آمیختگی خشونت و سنگدلی با اسلام در ذهن مخاطب است و ارزش کیفی این فیلم فدای این مهم شده است ( بدلیل وجود صحنه های خشن و شکنجه ، این فیلم در جه کیفی R گرفته) . یهود از آخرین دست آوردهای روانشناسان ر زمینه ذهن وروان انسان در جهت القاء مفاهیم مورد نظر خود بهره گرفته و قسمت عمده ای از کار را متمرکز بر روی برداشتهای نامحسوس و ناخودآگاه مغز گذاشته است. آنجایی که صدای اذان مفهوم ترس و اضطراب را تداعی میکند و صدای قرآن ، انفجار و مرگ و خون را (در فیلم دومینو) و سلاخی کشیدن را (در این فیلم). و دهها مورد دیگر ...
این فیلم وصدها فیلم دیگر که برطبق این کلیشه ها ساخته میشوند و به خورد ملت ها داده میشوند ، به همراه اخبار کذب وسانسوری شدید رسانه ها که آنهم در سیطره یهود است ساختار ذهنی مردم غرب را نسبت به اسلام مسلمانان میسازند .
هنری فورد یهود پژوه آمریکایی میگوید:
یهودیان هنر عكاسی تصویر متحرك(سینما)را اختراع نكردهاند:در زمینه پیشرفت مكانیكی یا تكنیكی سینما نیز قدم مؤثری برنداشتهاند.آنها در پرورش هنرمندان بزرگ،اعم از نویسنده یا بازیگر،كه مواد و مصالح اصلی پرده سینما را فراهم میكنند نقشی نداشتهاند.عكاسی حركت،همچون سایر چیزهای سودمند دنیا،منشأ غیر یهودی دارد.اما بنابر تقدیر عجیب و منحصر به فردی كه یهودیان را بزرگترین رندان جهان ساخته است،منافع حاصله از سینما نصیب مبتكران و پایهگذاران آن نشده بلكه قسمت غاصبان و استثمارگران گشته است. وقتی در همه ساعات روز و شب میلیونها نفر از مردم در برابر در ورودیسالنهای سینما ازدحام میكنند و بیاغراق در تمامی نقاط مسكونی كشور صفهای بیانتهایی از انسانها به این منظور تشكیل میشود،ارزش دارد بدانیم چه كسانی آنها را به سینما میكشانند،وقتی آنها خاموش و بیحركت در سالنهای تاریك نشستهاند چه كسانی بر ذهنشان تأثیر مینهند،در حقیقت چه كسانی انبوه عظیم نیرو و اندیشه بشری را كه توسط القائات سینما شكل گرفته وهدایت میشود،در اختیار گرفته و كنترل میكنند. چه كسی بر قله این كوه سلطه ایستاده است؟
پاسخ این است:صنعت سینمای ایالات متحده و تمام دنیا منحصرا تحت سلطه مالی و معنوی یهودیانی است كه افكار عمومی را كنترل میكنند.
جنبه اخلاقی و معنوی تأثیرات سینما اكنون یك مسأله جهانی است.هر آنكه وجدان اخلاقی بیداری دارد،از آنچه در حال انجام است و آنچه باید انجام شود به خوبی آگاه است.سینما پدیدهای است كه ذوق و سلیقه را از بین میبرد و اصول اخلاقی را تضعیف میكند و نباید آن را به خود واگذاشت.اما وجه تبلیغی سینما خود را با این صراحت به مردم نشان نمیدهد.اشتیاق جریانهای مختلف برای برخوردار شدن از حمایت سینما حاكی از آن است كه سینما به مثابه یك نهاد تبلیغی عظیم شناخته شده است.شواهد فراوانی وجود دارد دال بر اینكه مسئولان مالی و تبلیغی یهود این جنبه سینما را از نظر دور نداشتهاند.
به این جملات از پروتكلها توجه كنید:«ما جوانان غیر یهود را با آموزش اصول و فرضیاتی كه از نظر ما كذبمحض است ولی خود آنها را القا كردهایم گیج و گمراه ساخته و روحیهآنان را تضعیف كردهایم.»پروتكل9.
منبع: وبلاگ بیداری
تجارت اعضای بدن شهدای فلسطینی![]()
ه گزارش «شیعه نیوز» به نقل از شبستان، مدیرکل موسسه حقوق بشری حق كه در فلسطین فعال است، با تایید خبر منتشر شده از سوی روزنامه سوئدی مبنی بر قاچاق اعضای بدن شهدای فلسطینی به دست نظامیان رژیم صهیونیستی گفت: مسئله گزارش پزشک قانونی و کالبد شکافی و سرقت اعضای بدن، مسئله ای کاملا حساس و خطیر است و اگر نظارت دقیقی بر این مسئله وجود نداشته باشد به یک تجارت جهانی تبدیل خواهد شد. وی افزود: انجام اینگونه اقدامات از رژیم اشغالگر بعید نیست، رژیمی که کودکان و جوانان را به قتل می رساند و بدون حضور یکی از اعضای خانوده آنها یا یک همراه، دست به کالبد شکافی اجساد این شهدای فلسطینی می زند.
جبارین تأکید کرد: اطلاعاتی از برخی طرف های فعال در زمینه حقوق بشر درباره این اقدام رژیم اشغالگر به ما می رسید، ولی آنها فقط اطلاعاتی کلی بودند و نمی توان بر اساس آنها موضع قاطعی را اتخاذ کرد، همچنین عدم همکاری خانواده شهیدان به دلیل غم و اندوه شدید آنها به دلیل از دست دادن عزیزشان موجب شد تا به نتیجه قطعی نرسیم.
وی همچنین به حادثه کشته شدن یك جوان 17 ساله در سال 2004 در منطقه شهرک نشین بیت ایل در نزدیکی رام الله اشاره کرد و گفت: جسد این جوان به پزشک قانونی در تل آویو فرستاده شد و زمان تحویل دادن جسد، پزشکان بیمارستان رام الله و خانواده این شهید فلسطینی متوجه شدند که بدن وی خالی از اعضاست. جبارین افزود: این امور ممکن است به راستی رخ داده باشد، ولی ما به عنوان موسسه ای که به دنبال دلایل دقیق و منطقی برای اثبات جنایت است، حتما باید در این خصوص ادله کافی و قاطعی داشته باشیم.
بر اساس این گزارش، وی به دکتر هاس کان مدیر پژوهشگاه پزشکی قانونی رژیم صهیونسیتی اشاره کرد که در سال 2002 و 2003 موضوعاتی از قبیل تجارت اعضای بدن در مورد وی مطرح شد. جبارین خواستار تشکیل کمیته هایی برای نظارت و رسیدگی و تلاش برای آشکار کردن این اقدامات ضد انسانی شد و با اشاره به اینکه این کمیته ها برای پایان دادن به این اقدام ها تشکیل خواهند شد، گفت: اما هیچ چیز نمی تواند مقامات رژیم اشغالگر را از انجام چنین اقداماتی منع کند.وی افزود: رژیم اشغالگر همواره و به طور علنی دست به اقدامات وحشیانه می زند و سپس این اقدامات خود را نفی می کند.
«فرانسیس فوکویاما» کتاب پایان تاریخ خود را در سه کنفرانس جهانی تورنتو، واشنگتن و اورشلیم ارائه کرد. فوکویاما در کنفرانس اورشلیم با عنوان «بازشناسی هویّت شیعه» میگوید: شیعه، پرندهای است که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست. پرندهای که دو بال دارد: یک بال سبز و یک بال سرخ.
عاشورا و حماسه پر شکوه آن پدیدهای است که همواره رمز و راز نیروی پنهان و آشکار شیعیان و آزادی خواهان بوده است. قدرت این رمز و راز آن چنان است که دشمنان اسلام را همیشه در حیرت و شگفتی و سردرگمی فرو برده است. از همین رو، دشمنان، به ویژه صهیونیسم جهانی بر آنند تا با شبیهسازی و بهرهگیری از این واقعه، برای دنیای پوشالی و خیالی خود، جلوههای مقدّس و آسمانی بیافرینند. برای مثال، در سه کنفرانس جهانی تورنتو، واشینگتن و اورشلیم، «فرانسیس فوکویاما» کتاب پایان تاریخ خود را ارائه کرد. این کتاب در برابر کتاب برخورد تمدّنها اثر «ساموئل هانتینگتون» است. فوکویاما مدّعی است که خرده تمدنها و فرهنگهای جزئی به دست فرهنگ غالب بلعیده میشوند و رسانهها، دنیا را به سمت دهکدة واحد پیش میبرند و به ناچار دنیا درگیر جنگی خانمانسوز خواهد شد. بنابراین، برای پیشگیری از این جنگ باید یکی را به عنوان کدخدایی بپذیریم و در ادامه ثابت میکند که کدخدا، امریکا است. فوکویاما میگوید: این نبرد حتمی است، ولی برنده آن غرب نخواهد بود و او با اسناد و مدارک ثابت میکند که برندة نبردِ آخرالزّمان، شیعیان هستند.
فوکویاما در کنفرانس اورشلیم با عنوان «بازشناسی هویّت شیعه» میگوید: شیعه، پرندهای است که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست. پرندهای که دو بال دارد: یک بال سبز و یک بال سرخ.او بال سبز این پرنده را مهدویّت و عدالت خواهی و بال سرخ را شهادتطلبی که ریشه در کربلا دارد و شیعه را فنا ناپذیر کرده است، معرفی میکند.
فوکویاما معتقد است شیعه بُعد سومی هم دارد که اهمیّتش بسیار است. او میگوید: "این پرنده، زرهی به نام ولایت پذیری به تن دارد و قدرتش با شهادت دو چندان میشود. شیعه، عنصری است که هر چه او را از بین میبرند، بیشتر میشود." وی جنگ عراق و ایران را مثال میزند و میگوید: "اینها فاو را تسخیر کردهاند، میروند کربلا را هم بگیرند و این، یعنی فتح قدس، اگر کربلا را بگیرند، اینجا را هم قطعاً میگیرند." او برای دفع این خطر پیشنهاد میکند با امتیاز دادن به ایران، جنگ را متوقّف کنید.فوکویاما، مهندسی معکوسی را برای شیعه و مهندسی صحیحی را برای خودشان طراحی میکند و مینویسد:
مهندسی معکوس برای شیعیان این است که ابتدا ولایت فقیه را خط بزنید. تا این را خط نزنید، نمیتوانید به ساحت قدسی کربلا و مهدویّت تجاوز کنید... برای پیروزی بر یک ملّت باید میل مردم را تغییر داد... ابتدا ولایت فقیه را خط بزنید، در گام بعد، شهادت طلبی اینها را به رفاهطلبی تبدیل کنید. اگر این دو تا را خط زدید، خود به خود اندیشههای امام زمانی از جامعة شیعه رخت میبندد... شما بیایید برای غرب هم امام زمان و کربلا و ولی فقیه بتراشید.
فوکویاما برای این کار، مکتب جدیدی به نام اونجلیس عرضه کرد. مکتبی که قدمتش به 1987 میلادی بر میگردد. طرفداران این مکتب معتقدند عیسای ناصری خواهد آمد. فوکویاما به آنها توصیه میکند در فیلمهایشان هر چه را شیعیان دربارة امام زمان میگویند، بر شخصیّت عیسای ناصری تطبیق بدهند. بر اساس دستور فوکویاما، فیلمهایی بر اساس مدل «روایت فتح» شهید آوینی، ساخته شد؛ با همان اسلوب متن و با به کارگیری مؤلّفههای احساسی برنامههای شهید آوینی، با همان تیپها و همان دیالوگها که شهید آوینی میگفت.
فیلم نجات سرباز رایان با محتوای تجلیل از مادر سه شهید؛ فیلم نبرد پرل هاربر با محتوای جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم؛ فیلم زمانی سرباز بودیم با تئوری بازسازی کربلا و بر اساس الگوی عملیّات کربلای 5؛ فیلم سقوط شاهین سیاه، بازسازی صحنةکربلا، فیلم جنگیر که در آن از نمادهای اسلامی شیعه استفاده شده بود.
نکته: در تمامی این فیلمها، بر اساس نظریة فوکویاما، امام حسین(ع) و کربلا، یک طرف و سوی دیگر، شمر است. لباس هم بر اساس الگوی شیعی انتخاب شده است. لباس سربازان امریکایی، سبز رنگ و لباس سربازان مقابل، قرمز است ؛ آن هم به دلیل تقدّس این رنگ در آرمانهای شیعی. هنر پیشهها تا پایان فیلم ناشناختهاند و همچنین تا آخر فیلم فقط نقشهای قدسی بازی میکنند.
ماهنامه موعود شماره72 از: عملیات روانی به نقل از وبلاگ دوست عزیزم: سعید عدالتی در وبلاگ: یهودپژوهی،فراصهیونیسم