تبليغاتX
غرب شرقی یا شرق غربی
یک استعداد درخشانی منتقدمدارس خاص و برخی محصلان پرادعایش!
تعدادبانكهاي ورشكسته آمريكايي به عدد 72 رسيد!

با بسته شدن سه بانك ديگر در ايالتهاي فلوريدا و اورگون تعداد بانكهاي ورشكسته آمريكايي از ابتداي سال 2009 تا كنون به 72 بانك رسيد.به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از آسوشيتدپرس، موسسه بيمه فدرال پس اندازهاي آمريكا اعلام كرد ، فرست استيت بانك ساراسوتا و كاميونيتي نشنال بانك فلوريدا و كاميونيتي فرست بانك اورگون بانكهايي هستند كه از سوي مقامهاي آمريكايي از ادامه فعاليت آنها جلوگيري شده است.فرست استيت بانك در زمان ورشكستگي بيش از 463 ميليون دلار دارايي و 387 ميليون دلار پس انداز داشته است . كاميونيتي نشنال بانك نيز 97 ميليون دلار دارايي و 93 ميليون دلار پس انداز داشته است. كاميونيتي فرست بانك نيز 209 ميليون دلار دارايي و 182 ميليون دلار پس انداز در اختيار داشته است.بر اساس اين گزارش ، استرنس بانك موافقت خود را با در اختيار گرفتن دارايي ها و پس اندازهاي دو بانك ورشكسته فلوريدا اعلام كرده است . قرار است كليه شعبه هاي بانكهاي ورشكسته فلوريدا از روز دوشنبه با نام استرنس بانك فعاليت خود را مجددا آغاز كنند.

تعداد بانكهاي ورشكسته آمريكا طي سال 2008 به 25 و طي سال 2007 به 3 بانك رسيد. سازمان فدرال بيمه پس اندازهاي آمريكا نيز اعلام كرد ، ورشكستگي اين سه بانك بيش از 185 ميليون دلار به اين سازمان ضرر وارد خواهد كرد . افزايش بيكاري ، كاهش قيمت مسكن و افت هزينه هاي مصرفي و كاهش ارزش دارايي هاي مردم ، مهمترين علل افزايش بدهي و ورشكستگي بانكهاي آمريكا به شمار مي رود.تعداد بانكهاي آمريكايي كه در معرض خطر ورشكستگي قرار داشتند طي سه ماه نخست امسال به بيش از 305 بانك رسيد كه اين رقم از سال 1994 ميلادي بي سابقه است . پيش بيني مي شود ورشكستگي بانكهاي آمريكايي تا سال 2013 بيش از 70 ميليارد دلار به سازمان بيمه پس اندازهاي آمريكا زيان وارد خواهد كرد. منبع خبر:رجانيوز

+ نوشته شده در  88/05/18ساعت 10:34  توسط سمپادیان  | 

مردم واشنگتن حق رأي ندارند!!!

رهبر جنبش «راي براي واشنگتن» گفت، آمريکا تنها کشور دنياست که مردم پايتخت خود را از داشتن حق رأي در کنگره محروم کرده است.«ايلير ژرکا» رهبر جنبش «رأي براي واشنگتن» (DC Vote) در گفت وگو با خبرنگار سرويس خارجي کيهان در تشريح سابقه و اهدف اين جنبش گفت: «جنبش «راي براي واشنگتن دي سي» يک سازمان غيردولتي است که 10 سال پيش با هدف کسب حق رأي براي مردم واشنگتن در مجالس قانونگذاري آمريکا فعاليت خود را آغاز کرده است.

مردم پايتخت آمريکا از بدو پيدايش کنگره در سال 1791 به دنبال حق رأي بوده اند و اگرچه سرانجام در سال 1961 موفق شدند که دولت اين کشور را قانع کنند تا به آنها اجازه دهد در انتخابات رياست جمهوري شرکت کنند و تنها در يکي از دو مجلس کنگره (مجلس نمايندگان) نماينده اي داشته باشند، اما حکومت آمريکا به شرطي با اين درخواست مردم موافقت کرد که نماينده واشنگتن در اين مجلس (The House) حق رأي نداشته باشد. به گفته ژرکا، هم اکنون «الينور هولمز نورتون» نماينده بدون حق رأي مردم واشنگتن است. رهبر جنبش «رأي براي واشنگتن» در ادامه و در پاسخ به اين سؤال که آيا محروم کردن مردم اين منطقه از حق تعيين سرنوشت خود توسط حکومت آمريکا با اصول دموکراسي سازگار است يا خير، گفت: «مردم واشنگتن ماليات مي پردازند، در جنگ ها شرکت مي کنند و کشته مي شوند، اما از حق تصميم گيري در مجلس نمايندگان و سنا محروم هستند. مسلم است که اين امر در تضاد با اصول اوليه دموکراسي است. حکومت استدلال مي کند که جمعيت بالاي 600 هزار نفري واشنگتن براي آنکه نماينده داشته باشند بسيار کم هستند، اما اين در حالي است که براساس سرشماري سال 2007، ايالت «ويومينگ» کمتر از 525 هزار نفر جمعيت دارد و با وجود اين، يک نماينده در مجلس نمايندگان و دو نماينده در مجلس سنا دارد. واشنگتن بعد از ايالت «کانکتيکات» دومين منطقه اي است که بيشترين سهم را در پرداخت ماليات بر درآمد دارد، اما همچنان از داشتن حق رأي در قوه مقننه آمريکا محروم است.»

خبرنگار کيهان در ادامه پرسيد «دولت آمريکا ادعا مي کند که واشنگتن نه يک ايالت بوده و نه جزيي از يک ايالت است و چون در متن قانون اساسي نوشته شده «نمايندگان کنگره افرادي هستند که از ميان مردم ايالت ها انتخاب مي شوند»، پس نبايد نماينده اي داشته باشند، پاسخ شما به اين استدلال چيست؟»

ايلير ژرکا در پاسخ با اشاره به تبصره 17 از بخش هشتم ماده يک قانون اساسي اين ادعاي دولت آمريکا را رد کرد و گفت: «براساس اين تبصره که مؤسسه حقوقي ABA نيز آن را تأييد مي کند، کنگره اين اختيار و قدرت را دارد که «حق رأي مردم واشنگتن» را احيا کند و مسئله، ايالت بودن يا نبودن واشنگتن نيست. در ثاني، ساکنان واشنگتن ميلياردها دلار در سال ماليات پرداخت مي کنند، در حالي که براساس الحاقيه شانزدهم قانون اساسي ماليات «از ميان مردم ايالت ها» جمع آوري مي شود.

ژرکا در ادامه بزرگترين علت محروم ماندن واشنگتن از حق رأي در کنگره را بي خبري مردم آمريکا از اين فاجعه دانست و افزود: «مردم ساير ايالات آمريکا که در کنگره نماينده دارند و مي توانند به ما کمک کنند، خبر ندارند که مردم واشنگتن ماليات مي دهند اما از حق رأي محرومند. براساس تحقيقي که اخيرا انجام گرفت، متوجه شديم که 80 درصد مردم آمريکا خبر ندارند که ما در قوه مقننه حق رأي نداريم. سال 2008 نمايندگان سازمان ما به هفت ايالت سفر کردند و چهره به چهره با صدها نفر گفت وگو کردند تا آنها را از ماجرا باخبر کنند. بايد بگويم همه مردم آمريکا از اعطاي حق رأي به مردم واشنگتن حمايت مي کنند.»

خبرنگار ما در ادامه به لايحه DC Voting Rights Act اشاره کرد و گفت، سرانجام پس از سال ها، کنگره موافقت کرده است که اين لايحه را در دستور کار خود قرار دهد، اولا آيا اميدوار هستيد که اين لايحه به تصويب برسد؟ و ثانيا متن لايحه نشان مي دهد که حتي در صورت تصويب آن به مردم واشنگتن تنها حق رأي در مجلس نمايندگان اعطا خواهد شد. براساس قانون اساسي آمريکا، اگر طرح يا لايحه اي در مجلس نمايندگان به تصويب برسد، اما در مجلس سنا رد شود، آن مصوبه مجلس نمايندگان هيچ ارزشي ندارد. آيا داشتن حق رأي در مجلس نمايندگان خواسته شما را برآورده مي کند؟

ژرکا در پاسخ گفت که در مورد سؤال نخست ما تنها مي توانيم اميدوار باشيم که لايحه «حق رأي دي سي» به تصويب برسد. اما بايد بگويم حتي يک عضو داراي حق رأي در مجلس نمايندگان هم يک پيروزي تاريخي براي مردم واشنگتن است. البته ما به اقدامات خود براي کسب حق رأي در مجلس سنا و دموکراسي واقعي براي واشنگتن ادامه خواهيم داد. ما به دنبال راهکارهايي براي داشتن نماينده در مجلس سنا نيز خواهيم بود.»

رئيس سازمان «رأي براي دي سي» در پاسخ به اين سؤال که آمريکا پي درپي مخالفان خود را به دموکراتيک نبودن متهم مي کند، وضعيت دموکراسي در اين کشور چگونه است، تصريح کرد: «اين امر نامعقولي است که آمريکايي هايي که در پايتخت کشورشان زندگي مي کنند از آزادي هاي اوليه اي که دولت مدعي است به خاطر آن در عراق و افغانستان مي جنگد، محروم باشند. آمريکا تنها کشور دنياست که مردم پايتخت خود را از داشتن حق رأي در قوه مقننه اش محروم کرده است. اين امر بايد تغيير کند.»

ايلير ژرکا در پايان اين گفت وگو از جامعه جهاني درخواست کمک کرد و گفت: «ما نيازمند حمايت مردم آمريکا و جامعه جهاني براي تغيير وضع واشنگتن هستيم. شايد ما امروز به موفقيت نزديک تر از هميشه باشيم، اما نيازمند حامياني از سراسر آمريکا و جهان هستيم که سکوت نکنند و در اين حق خواهي به ما بپيوندند تا حکومت آمريکا را مجبور کنيم لايحه DC Voting Rights Act را تصويب کند.»

به عقيده ناظران سياسي محروميت مردم واشنگتن از داشتن حق رأي در کنگره ريشه در نژاد سياه مردمان اين منطقه دارد، چرا که در نظر حاکميت نژادپرست آمريکا سفيدپوستان و سياه پوستان نبايد از حق رأي يکسان برخوردار شوند؛ اگر چه در طي سال هاي گذشته حکومت آمريکا سعي کرده با روي کار آوردن چهره هاي سياه پوستي چون کاندوليزا رايس و باراک اوباما تبعيض نژادي موجود در اين کشور را نفي کند، اما بوميان و رنگين پوستان اين کشور اينگونه از حقوق اوليه انساني محروم مي شوند.منبع

+ نوشته شده در  88/05/18ساعت 10:29  توسط سمپادیان  | 

نقش فيس بوك و توييتر، همراه با صهيونيستهاي وطني و يهودي ومسيحي!

شبكه‌هاي خبري مانند سي‌ان‌ان با اجراي سياست "اسب تروا "، مطالب جعلي خود را در پوشش افراد حقيقي بر روي سايت‌هاي ارتباطات اجتماعي از جمله توييتر منتشر و به ارتباط‌گيري با مخاطبان قبلي اقدام مي‌كنند. به گزارش فارس، در هفته‌هاي منتهي به انتخابات و جريان‌هاي بعدي، ايران شاهد هجمه تبليغي و جنگ رواني بود كه توسط سايت‌هاي ارتباطات اجتماعي مانند فيس بوك و تويتر صورت گرفت.

اين در حالي است كه عقبه طراحي كننده اين اقدامات كه در حوزه جنگ رواني سايبرنتيك قرار دارد، همچنان در حال پيگيري اهداف از پيش تعيين شده خود است. سايت هاي ارتباطات اجتماعي در ظاهر به منظور ايجاد فضايي براي حضور الكترونيكي افراد در جامعه چند صدايي غربي و بيان ديدگاه‌ها، پيدا كردن دوست، ارتباط با دوستان و فرستادن پيام‌هاي گروهي عمل مي كنند اما در باطن اغلب اين وبگاه‌ها در خدمت بنگاه هاي خبري و اطلاعاتي قرار داشته و با جمع آوري اطلاعات شخصي از افراد اقدام به پرونده سازي و بعضاً عضوگيري براي سازمان‌هاي جاسوسي و تروريستي غربي مي‌نمايند. هرچند عضويت در اين سايت‌ها مجاني است ولي هيچ چيزي واقعاً مجاني نيست و در ازاي استفاده مجاني از سرويس‌هاي الكترونيكي اين وبگاه‌ها، افراد بخش عمده اسرار زندگي خود را به راحتي در اختيار آنها قرار مي دهند. كاركرد ديگر اين وبگاه‌ها، خبر رساني از نوع شايعه است.

از آنجا كه خبر رساني از نوع شايعه و غوغا سالارانه اگر ابتدا از يك بنگاه خبري بزرگ صورت بگيرد، پس از معلوم شدن عدم صحت سبب تخريب شديد وجهه آن خبرگزاري مي شود، استفاده از شخصيت‌هاي حقيقي ساختگي بر روي اينگونه سايت‌ها تا حدود زيادي از هزينه شايعه پراكني براي بنگاه‌هاي پروپاگاندا مي كاهد. همچنين بسياري از شبكه‌هاي خبري همچون بي‌بي‌سي، سي‌ان‌ان، فاكس نيوز و العربيه با اجراي سياست "اسب تروا " و دوباره بسته بندي كردن ( Repackaging ) مطالب جعلي‌شان در پوشش افراد حقيقي بر روي سايت‌هاي ارتباطات اجتماعي اقدام به ارتباط گيري با مخاطبان قبلي خود مي كنند.

در هفته هاي اخير، به خصوص هفته بعد از انتخابات رياست جمهوري، سايت فيس بوك نقش اساسي در آموزش حملات مخرب به خصوص حملات اينترنتي داس ( DOS - Denial Of Service ) به سايت‌هاي ايراني به خصوص سايت‌هاي مخالف آمريكا را داشت. در همين زمان بنگاه‌هاي دروغ پراكني غربي به طور دائم اين ادعا را مطرح مي‌كردند كه دولت ايران اقدام به كند كردن و قطع اينترنت در داخل كشور نموده و اينگونه وانمود مي‌كردند كه حكومت جمهوري اسلامي در سدد ايجاد اختناق است. همچنين صفحات زيادي به اعلاميه‌هاي عناصر گروهك‌هاي اوپوزيسيون اختصاص يافته و تلاش شده بود كه مردگان سياسي را هر گونه كه هست زنده كرده و به ايشان شخصيت ببخشند.اين عمل سايت فيس بوك با سوت و كف كشورهاي غربي همراه بود، اين حركت ها در حالي است كه چند ماه قبل در جريان حملات ناجوانمردانه رژيم اشغالگر قدس به مردم مظلوم غزه همين سايت اقدام به خاموش كردن معدود صداهايي نمود كه تلاش در خبر رساني در مورد مظلوميت مردم فلسطين مي‌نمودند.

*توييتر در كنار فيس بوك

سايت ديگري كه در كنار فيس بوك در خدمت امپراطوري خبري دشمن فعاليت جدي را دنبال مي‌نمايد تويتر است. عملكرد تويتر به صورت يك وبلاگ خلاصه و شبيه به پيامك‌هاي اس‌ام‌اس بوده و در طول هفته‌هاي اخير به صورت جدي در اختيار سازمان‌هاي خارجي براي تهييج و هماهنگي با اعضا و هوادارانشان در داخل كشور براي تجمع و اغتشاش قرار گرفت. بدين ترتيب تويتر نقش بي‌سيم و شبكه ارتباطي نيروهاي اپوزيسيون را بازي مي‌كند بطوريكه در كنار حركت‌ اين سايت‌ها شاهد فشار دستگاه حكومتي آمريكا بر تويتر بوديم كه حتي تعميرات ماهيانه خود را انجام ندهد تا اينكه ارتباط آشوبگران لحظه‌اي قطع نشود.

اين علميات با همكاري و سرمايه گذاري كشورهاي غربي همراه بوده و با ايجاد و ارسال نرم افزارهاي فيلترشكن مانند Psiphon كه محصول دانشگاه تورانتو كانادا است، ديش‌هاي ارسال و دريافت ماهواره‌اي، دوربين‌هاي قلمي و مواردي ديگر حمايت شد. براي آگاهي بيشتر از نحوه عمل و دلايل پشت صحنه اين ماجرا لازم است اندكي به قبل بازگرديم و نگاهي به گردانندگان اين سايت‌ها، ارتباط ايشان با كابينه اوباما و سابقه خدماتشان به تشكيلات حاكم بر غرب بياندازيم.

*سايت فيس بوك و گردانندگان آن (یهودی دزدی که ادعای ایجاد این شبکه را دارد!)

مارك زوكربرگ ( Mark Zuckerberg )، متولد 1984 ميلادي در شهر نيويورك آمريكا مؤسس و گرداننده رسمي شركت فيس بوك است. بنا بر سايت ويكي پديا، اين يهودي‌زاده كه به گفته خود ملحد ( Atheist ) مي باشد، نسخه نرم‌افزاري فيس بوك را درسال 2004 ميلادي، در زمان تحصيل در دانشگاه هاروارد به نام خود ثبت نمود اما اين سايت در پايين توضيح مي‌دهد كه سه همكلاسي زوكربرگ از او شكايت كردند كه اودر واقع نرم‌افزار( ConnectU ) را از آنها ربوده و در نهايت پس ازسه سال تلاش در سال 2008 ميلادي با قرار دادگاه زوكربرگ مجبور به پرداخت غرامتي معادل 65 ميليون دلار به آنها شد.

فيس بوك در طول عمر نه چندان بلند خود شاهد چندين رسوايي بزرگ بوده كه شامل جريانات مربوط به مزاحمت‌هاي الكترونيكي ناشي از سرويس خوراك خبري ( News Feed ) در سال 2006 ميلادي و حفره‌هاي امنيتي ناشي از نرم‌افزار برج مراقبت فيس بوك ( Facebook Beacon ) در سال 2007 مي باشد.
در كنار اين رسوايي ها، معرفي سكوي فيس بوك ( Facebook Platform ) در سال 2007 ميلادي به عنوان پايه‌اي براي ساخت نرم‌افزارهاي جانبي سبب جذب تعداد زيادي برنامه نويس شد وتا به امروز بيش از چهارصد هزار برنامه نويس در دنيا حداقل يكبار براي سكوي فيس بوك اقدام به توليد برنامه جانبي نموده اند.

هر چند اينگونه به نظر مي‌رسد كه اين موفقيت بي ارتباط با كمك 240 ميليون دلاري مايكروسافت در سال 2007 به ازاي دريافت سهم ناچيز 1.6 درصد از سهام شركت فيس بوك نباشد. مايكروسافت همچنين متعهد شد كه به فروش تبليغات براي فيس بوك دست بزند.  فيس بوك از سال 2007 به بعد شاهد تغييرات جدي شد و در سال 2008 به همراه سي‌ان‌ان و تويتر به عنوان بنگاه سخن پراكني نقش عمده‌اي در انتخابات رياست جمهوري آمريكا بازي كرد.
گزارش‌هاي نيويورك تايمز، ام‌اس ان‌بي‌سي، استارتريبون و بسياري از بنگاه‌هاي اطلاع رساني غربي حاكي از استفاده جدي اوباما و همراهانش از اين سايت‌هاي اينترنتي براي جذب و هدايت آراء مردم آمريكا بود و به طور جدي از طريق بانك اطلاعاتي تويتر براي ارتباط گيري با افراد بهره برداري شد.

*سايت توييتر و گردانندگان آن

جك دورسي ( Jack Dorsey )، اسحاق استون (Isaac Stone) و اون ويليامز (Evan Williams) در سال 2006 ميلادي اقدام به راه اندازي شبكه تويتر نمودند.اين سرويس با سه هدف اصلي شروع به كاركرد:
1-ايجاد روش ارزان تر و آسان تري براي فرستادن پيامك به تعداد زيادي از افراد به منظور استفاده در تبليغات، ارتباطات اجتماعي و در كنار آن تشويق به استفاده بيشتر از سرويس پيامك و در نتيجه درآمدزايي براي شركت‌هاي ارتباطات.
2- استفاده از فرهنگ دنبال كردن ديوانه وار افراد معروف (Celebrity Obession) كه در كشورهاي غربي به صورت هدفمند تبليغ مي‌شود به منظور جلب توجه تبليغات چي‌هاي هاليودي.

3 - در راستاي فرهنگ عريانگري غربي كه در چند سال اخير موج جديد آن در ساختمان سازي هاي با پنجره‌هاي بلند و بدون پرده و مدهاي لباس جديد غربي روز به روز افزون مي‌شود، به منظور عادت دادن مردم به اينكه كارهاي خود را لحظه به لحظه گزارش داده و چيزهايي كه توسط ساير سايت‌هاي ارتباطات اجتماعي غير قابل اكتشاف بود بدين وسيله از مردم استخراج نموده و در اختيار سازمان‌هاي اطلاعاتي غربي قرار دهند.اين مطلب را تا حدودي خود دورسي در يك وِب كَست در30 سپتامبر 2007 در سايت يوتيوب اعتراف نمود و اذعان داشت: " برتري سايت ما بر ديگر سايت‌هاي ارتباط اجتماعي در اين است كه مردم تشويق مي‌شوند كارهاي معمولي خود را به هم اطلاع دهند، كاري كه به دليل ساختار ساير سايت‌ها، صورت نمي‌گيرد. به اين ترتيب شما مي‌توانيد لحظه به لحظه از يكديگر مطلع باشيد. "

در سال 2008 ميلادي تويتر به عنوان يك بخش مهم از تبليغات انتخاباتي اوباما در كنار سي‌ان‌ان و فيس بوك قرار گرفت و نقش اساسي در استفاده از رأي خاموش در به قدرت رساندن اوباما داشت.  در ژانويه سال 2009 ميلادي تويتر به عنوان سريع ترين روش اطلاع رساني عرض اندام نمود و در حادثه سرنگوني يك فروند هواپيماي US Airways در رود هادسون نيويورك سرويس تويتر به عنوان منبع اصلي اطلاع رساني توسط رسانه‌هاي آمريكايي مورد استفاده قرار گرفت. منبع: رجانیوز،اواسط مرداد88

+ نوشته شده در  88/05/18ساعت 10:27  توسط سمپادیان  | 

 اجرای 100 مورد از 198 توصیه جین شارپ در راستای کودتای مخملی

بسم اللّه الرحمن الرحیم
متن ادعانامه دادستانی تهران علیه متهمین پروژه شکست خورده کودتای مخملی
وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِّن بَعْدِ ضَرَّاء مَسَّتْهُمْ إِذَا لَهُم مَّکْرٌ فِی آیاتِنَا قُلِ اللّهُ أَسْرَعُ مَکْرًا إِنَّ رُسُلَنَا یکْتُبُونَ مَا تَمْکُرُونَ(یونس 21)
(ما هرگاه بر آدمی بعد از آنکه او را رنج و زیانی رسید، رحمت می فرستیم، در این صورت برای محو آیات و رسولان حق مکر و سیاست به کار برند. بگو مکر و سیاست الهی کامل تر و سریع تر است که رسولان ما مکرهای شما را خواهند نوشت.)

ریاست محترم دادگاه انقلاب اسلامی تهران
سلام علیکم
همچنانکه استحضار دارید، رهبر حکیم و فرزانه انقلاب با درایت امام گونه خود فرمودند ملت آگاه ایران اسلامی با حضور کم نظیر خود در پای صندوق‌های رای در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری حماسه‌ای خیره کننده وبی همتا آفریدند که در آن رشد سیاسی وچهره مصمّم انقلابی وتوان وظرفیت مدنی ملت ایران در نمایی زیبا وپرشکوه در برابر چشم جهانیان به نمایش درآمد.
مقام معظم رهبری (دام عزه العالی)، در تبیین اهمیت نقش آفرینی مردم بیدار کشورمان در ادامه پیام مهم خود تصریح فرمودند: "اقتدار وعزتی که مردم عزیز با آرامش ومتانت وکمال خود، در تاریخ کشور به ثبت رساندند واراده‌ خلل ناپذیری که در میان آتشبار جنگ روانی دشمنان با حضور در این عرصه تعیین کننده نشان دادند، از چنان اهمیتی برخوردار است که با هیچ بیان معمول و متعارفی نمی توان آن را توصیف کرد. تنها می توان گفت که ملت ایران توانسته است همچنان موجبات رحمت الهی را در خود حفظ کند ودست قدرت خداوند را در حمایت از پیشرفت وتعالی کشور بالای سر خود نگاه دارد. "
هر انسان منصفی به راحتی می تواند دستاوردهای بزرگ این حماسه سترگ را در عرصه های گوناگون سیاسی، فرهنگی، اجتماعی واقتصادی در سطح داخلی وبین المللی مشاهده نماید.
اولاً این انتخابات به نمایش غرور انگیز مردمسالاری حقیقی تبدیل شد وبرای جهانیان این پیام را در بر داشت که جمهوری اسلامی ایران یکی از امن ترین و با ثبات ترین کشورهای جهان برای سرمایه گذاری وپیشبرد طرح های اقتصادی است.
ثانیاً؛ در عرصه روابط بین الملل این پشتوانه عظیم ملی قدرت چانه زنی واستیفای حقوق حقه مردم ولایتمدار ایران اسلامی را در سطح عالی افزایش داده وموفّقیت کشورمان را در منطقه و جهان ارتقاء بخشید بگونه ای که زبان مدعیان دروغین آزادی ، دمکراسی وحقوق بشر را کوتاه نمود. بنابر این دولتمردان ومتولیان دیپلماسی ایران در جهان می توانند بعد از این در معادلات منطقه ای و جهانی و تعاملات فیمابین با کشورهای جهان با قاطعیتی افزون و مبتنی بر حکمت، عزت و مصلحت بهتر از هرزمان ایفای نقش نمایند.
ثالثاً؛ تأثیرعمیق این حضور آگاهانه در نوع نگاه مردم جهان بویژه نخبگان به فرهنگ غنی مردم ایران وشعور سیاسی آنها که برخاسته از باورهای اسلامی وانقلابی است، بیش‌ازپیش افکار عمومی ملتهّا را متوجه کار آمدی الگوی مردمسالاری دینی نمود.
رابعأ ؛ از آنجائی که پشتوانه مردمی از مهمترین مؤلفه های امنیت ملی نظام مقدس جمهوری اسلامی به حساب می‌آید ، بی شک مشارکت 85 درصدی مردم نقش بی بدیلی در تثبیت پایه های امنیت ملی داشته و دولت بر آمده از این اکثرّیت پرشور وشعور در عرصه داخلی، منطقه ای وجهانی ، مقتدرتر از گذشته ظاهر شده و این اقتدار به مثابه سرمایه عظیم ملی در حل مشکلات داخلی و خارجی و ارتقا و پیشرفت روز افزون کشور اسلامی عزیزمان تجلی خواهد یافت.
اما همانگونه که رهبر معظم انقلاب در پیام خود به مردم مخصوصاً جوانان هشدار داده بودند که مراقب و هشیار باشند چرا که ممکن است " دشمنان بخواهند با گونه هایی از تحریکات بدخواهانه، شیرینی این رویداد را از کام ملت بزدایند " دشمن سرخورده ومأیوس فوراً دست به کار شد وبا بسیج عوامل تبلیغی، سیاسی و میدانی خود زنجیره‌ای از اغتشاشات و آشوبها را در تهران به وجود آورد که در اثر آن هموطنان عزیز خسارات جانی ، مالی و روانی عدیده ای را متحمّل شدند. طبق مستندات به دست آمده و اعترافات مستدل متهمین، وقوع این حوادث کاملاً از پیش طراحی شده و طبق جدول زمانبندی و مراحل کودتای مخملی پیش رفته است، به گونه ای که بیش از 100 مورد از 198 مورد دستورالعملهای "جین شارپ " برای کودتای مخملی اجرا گردیده است.

ریاست محترم دادگاه
با توجه به اینکه سلسله حوادث اخیر به درستی در چارچوب تئوری های کودتای مخملی ارزیابی می گردد ، از محضر عالی اجازه می خواهد بسیار مختصر در مورد این شیوه پیچیده و نوین براندازی نکاتی به استحضار برساند. اماّ پیش از آن به فرازی از فرمایشات مقام معظم رهبری در خطبه‌های نمازجمعه تاریخی 29 خرداد اشاره می گردد، که مؤید این مدعی است.
معظّم له چنین می فرماید: " ... در داخل کشور هم عوامل این عناصر خارجی به کار افتادند و خط تخریب خیابانی شروع شد، خط تخریب، خط آتش سوزی، اموال عمومی را آتش بزنند ، حریم کسب وکار مردم را نا‌امن کنند ، شیشه‌های دکّان مردم را بشکنند ، اموال بعضی از مغازه‌ها را غارت ببرند ، امنیت مردم را از جانشان و مالشان سلب کنند، امنیت مردم مورد تطاول اینها قرار گرفت، این ربطی به مردم و طرفداران نامزدها ندارد، این مال بدخواهان است، مال مزدوران است، مال دست نشاندگان سرویس‌های جاسوسی غربی و صهیونیست است ، این کاری که در داخل ناشیانه از بعضی سرزد اینها را به طمع انداخت.
خیال کردند ایران هم گرجستان است! یک سرمایه‌دار صهیونیست آمریکایی چند سال قبل از این، طبق ادعای خودش که در رسانه ها و در بعضی از مطبوعات نقل شد، گفت من 10 میلیون دلار خرج کردم در گرجستان و انقلاب مخملی راه انداختم ، حکومتی را بردم ، حکومتی را آوردم ،احمق‌ها خیال می‌کردند جمهوری اسلامی ایران و این ملت عظیم هم مثل آنجاست " .
پس از فرمایشات رهبر عزیزمان توجه دادگاه محترم را به ادامه کیفر خواست جلب می نمایم.
اما کودتای مخملی نوعی از انواع بر اندازی است که با کودتای نظامی در هدف مشترک امّا در شیوه و ابزار کاملا متفاوت است.
در همین رابطه آقای "رابرت هِلُوی " افسر بازنشسته سازمان سیا و شاگرد دکتر "جین شارپ " در کتاب خود با عنوان "مبارزه عاری از خشونت، تأملی در بنیادها "می نویسد: "مبارزه عاری از خشونت (یعنی همان کودتای مخملی) تفاوت خاصی با درگیری نظامی ندارد جز در این مورد که اسلحه به کار رفته در آن متفاوت ومنحصر به این روش است ".
یکی دیگر از تفاوتهای کودتای مخملی با کودتای نظامی در فرایند شکل گیری از آغاز تا پایان و مدّت طولانی آن است که گاهی ممکن است 10 سال یا بیشتر به طول انجامد.
مهمترین نکته ای که در مورد کودتای مخملی باید به آن توجّه داشت این است که نظریه پردازان اجیر شده توسط سرویس‌های جاسوسی واطلاعاتی غرب طبق سفارش کار فرمایان خود این شیوه را برای خروج جهان استکبار از بن بست عملی برای سرنگونی نظامهای مستقل یا ناهماهنگ با هِژمُونی و استیلاطلبی غرب ابداع نمودند که نتیجه سالها مطالعه وتحقیق میدانی در کشور‌های مختلف کودتاخیز بوده است. این شیوه بر اندازی بگونه ای طراحی شده است که با تمسّک به روشهای به اصطلاح مدنی وطی مدّت زمان طولانی بدون آنکه در بین مردم ونظامهای سیاسی کشور‌های هدف حساسیتی جدّی ایجاد کند یکی پس از دیگری مراحل کودتای مخملی را بصورت خزنده و آرام پشت سر گذاشته ومعمولاً نظامهای سیاسی زمانی به خود می‌آیند که کودتای مخملی به مرحله پایانی خود رسیده و احتمال موفقیت آن بسیار افزایش یافته است.

از سالها پیش بنیادها و مؤسسات متعددی توسط سرویسهای جاسوسی ودیگر نهادهای حکومتی کشورهای غربی به ویژه آمریکا به وجود آمده که طبق یک تقسیم کار سازمانی و متمرکز مأموریتهای مختلفی را با هدف مشترک در اجرای پروژه کودتای مخملی به عهده گرفته اند. مهمترین این مؤسسات و بنیادها عبارتند از بنیاد سوروس(OSI) ، بنیاد راکی فِلِر ، بنیاد فورد، بنیاد جرمن مارشال فایند، خانه آزادی، شورای روابط‌خارجی‌آمریکا، انجمن سیاست خارجی آلمان ومرکز مطالعات دموکراسی انگلیس....ادامه این متن را و پیوندهای زیرین آن را حتما با دقثت بخوانید...

متن کامل کیفرخواست دومین گروه از متهمان حوادث اخیر - 5
  متن کامل کیفرخواست دومین گروه از متهمان حوادث اخیر - 4
  متن کامل کیفرخواست دومین گروه از متهمان حوادث اخیر - 3
  متن کامل کیفرخواست دومین گروه از متهمان حوادث اخیر - 2
  متن کامل کیفرخواست دومین گروه از متهمان حوادث اخیر - 1

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  88/05/18ساعت 10:25  توسط سمپادیان  |