- ولن ترضي عنك اليهود ولاالنصاري حتي تتبع ملتهم (بقره،120)
- لتجدن اشد الناس عداوه للذين آمنوا اليهود و الذين اشركوا (مائده،82)
مدتي پيش رسانه هاي غربي و غربزده به بهانه سخنان دكتر احمدي نژاد درباره واقعه هولوكاست (يهودي كشي آلمان هيتلري در جنگ جهاني دوم) و پيشنهاد انتقال صهيونيست ها به كشورهاي اروپاييِ مدعي حمايت از حقوق يهوديان، تهاجم تبليغاتي گسترده اي را عليه رئيس جمهور كشورمان به راه انداختند.
(براي نمونه روزنامه شرق مورخ 26/9/84 به درج مصاحبه اي پرداخته كه با استناد به مصوبات دادگاه قرون وسطايي نورنبرگ، هولوكاست را مسلم پنداشته است! در حالي كه حتي بسياري از انديشمندان غربي هم به نقد اين ادعاهاي نادرست پرداخته اند!) شدت اين تهاجم به حدي بود كه بسياري از كساني كه ميزان نفوذ گسترده صهيونيسم بر غرب را نمي دانند، شگفت زده شدند.
انديشمندان قرباني نقد اسطوره هاي صهيونيستي
سيل اين تهاجم را كه ديدم، به ياد انديشمند نامدار فرانسوي پروفسور رابرت فوريسون و كتاب زيبايش «اتاق هاي گاز در جنگ جهاني دوم، واقعيت يا افسانه »افتادم. اين پيرمرد دانشمند فرانسوي سال ها در زمينه هولوكاست كار علمي طاقت فرسايي انجام داده و بارها در خيابان هاي فرانسه مورد هجوم چماق به دستان صهيونيست قرار گرفته است.
وي بيش از ده بار دادگاهي شده و به دليل پژوهش هاي محكم خود درباره يك موضوع ممنوع! از استادي دانشگاه ليون در فرانسه محروم و به جزاي نقدي محكوم شده است. زماني مجله صبح با او مصاحبه كرده بود ولي پروفسور با حيرت و مظلوميت اصلاً باور نمي كرد حتي يك نشريه در جهان جرات داشته باشد حرف هاي او را بازتاب دهد. به درستي او را «تنهاترين متفكر فرانسه» نامگذاري كرده اند.[1] او تنها نيست؛ بسيارند بزرگان انديشه ورزي كه در غرب پر از دموكراسي(!) به دليل انديشيدن درباره هولوكاست و تحقيق در تاريخ جنگ دوم جهاني به زندان، تبعيد و جريمه محكوم شده اند.
پروفسور روژه گارودي يكي ديگر از اين انديشمندان آزاد انديش فرانسوي است؛ همو كه به دليل افشاي شش اسطوره تشكيل دهنده دولت اسراييل در كتاب «تاريخ يك ارتداد» محاكمه و محكوم شد؛ چرا كه انگاره ها را بت شكني كرده و در مورد خطوط قرمز غرب سخن گفته بود. او عليه جعل تاريخ توسط صهيونيست ها تحقيق كرد و اين جرم بسيار سنگين تر از آن بود كه مدرك معتبر دكترايش از سوربن و يا رياست 25 ساله اش بر مركز تحقيقات ماركسيستي حزب كمونيست فرانسه به وي كمكي كند.[2]
دكتر فردريك توبن، مورخ آلماني الاصل مقيم استراليا به دليل نقد و تحليل شيميايي و فيزيكي كوره هاي آدم سوزي و رد علمي وجود آن ها، چنان مورد اهانت، تحقير و محاكمه قرار گرفت كه تا سر حد گرفتن پناهندگي سياسي از جمهوري اسلامي پيش رفت.[3]
در سال هاي اخير جمع بسياري از انديشمندان غربي به نقد اين اسطوره هاي تاريخي و صهيونيستي پرداخته و صد البته بسياري از آن ها محاكمه شده اند. ميشل آدام فرانسوي از آموزگاري خلع و با پنج فرزند در 57 سالگي از هر درآمدي محروم شد. اكنون حتي مقرري كمك هزينه دولتي را دريافت نميكند.[4]
وينسنت رينوارد فرانسوي هم از شغل آموزشي خود در بخش دولتي اخراج و در نوامبر 1998 به دليل كمك به تهيه گزارش رودلف به سه ماه حبس و معادل 10000 فرانك جريمه نقدي محكوم شد و اكنون تحت قيموميت به سر مي برد.[5]
پاستور روژه پارمنتير نيز به دليل كمك به روژه گارودي در قضيه دادگاه او از حزب سوسياليست اخراج شد.[6]
ژان ماري لوپن هم به دليل بيان مطالبي درباره جزئيات اتاق هاي گاز هيتلري در فرانسه و آلمان تحت پيگرد قرار گرفته است.[7]
كتابفروشي به نام پدرو وارلاي در شهر بارسلونا به جرم انكار هولوكاست و اتهام تحريك به نفرت و خصومت نژادي در نوشته هاي خود به پنج سال زندان و پرداخت جريمه اي معادل 720000 پزوتا (5000 دلار) و هزينه سنگين دادگاه شد و به حكم دادگاه بنا شد تمام موجودي كتابفروشي او معادل 20972(بيست هزارو نهصد و هفتاد و دو ) جلد كتاب و صدها نوار كاست صوتي و تصويري به آتش كشيده شود و چنين شد. او و كارمند زن كتابفروشي اش بارها مورد حمله گروه هاي صهيونيست قرار گرفته بودند.[8]
گري لاوك شهروند امريكايي به جرم خدشه در هولوكاست از سوي دانمارك به آلمان تحويل داده شد.[9]
گونتر دكرت و اودو والندي آلماني هم به همين جرم هنوز در زندان به سر مي برند.[10]
روا رهارد كمپر از اهالي مونستر پس از گذراندن يك سال زندان در حالي كه احتمال محكوميت بسيار طولانيتري داشت ناچار شد پنهان شود. آلماني ها و اتريشي هايي هستند كه به همين جرم (تحقيق در تاريخ اسطوره هاي معاصر) در تبعيد زندگي مي كنند و نوشته هاي آن ها به دستور دادگاه توقيف و در آتش سوزانده مي شود.[11]
ارنست روندل و دوستانش هم در كانادا در مقابل دادگاه هاي ويژه كميسيون حقوق بشر و دادگاه هاي خاص به جرم تحقيقات تاريخ شان مورد بازخواست هستند.[12]
ديويد ايرولينگ انگليسي هم كه مي خواست در اتريش دعوت يك دانشگاه را بپذيرد و بين دانشجويان سخنراني كند به جرم حقيقت جويي در تاريخ دستگير شد و به 20 سال زندان محكوم شده است.[13]
احمد هوبر روزنامه نگار مسلمان سوئيسي به جرم نقد تاريخ واره ها و انگاره پردازي هاي صهيوني بارها مورد اذيت و آزار قرار گرفته است.[14]
آبه پي ير در فرانسه مجبور شد از كارهاي علمي و فرهنگي خود كناره گيري كند؛ زيرا به خط قرمز يهود نزديك شده بود.[15]
كشيش لولوت، كشيش ماتيو و ژاك فووه هم به جرم حمايت از پروفسور روژه گارودي با او محاكمه شدند.[16]
گرد هونزويك، نويسنده اتريشي به جرم تحقيق تاريخي به يك سال و نيم زندان و تبعيد از كشورش محكوم شد.[17]
اگر بخواهيم ادامه دهيم اين ليست بسيار طولاني خواهد شد. در ادامه فقط نام برخي ديگر از قربانيان آزاد انديش غربي را از كشورهاي مختلف مي آوريم:
يورگن مولمن معاون حزب ليبرال آلمان كه از حزب اخراج شد[18]، رابرت فيسك در امريكا[19]، روزترويك مفسر روزنامه لوموند فرانسه[20]، مارتين هوهمان عضو حزب دموكرات مسيحي آلمان كه از حزب و مجلس آلمان اخراج شد[21]، ژنرال راين هارد گوئينتسل فرمانده نيروهاي مداخله ويژه ارتش آلمان كه به دليل حمايت از گفته هاي مارتين هوهمان از ارتش اخراج شد،[22] مارك وبر مورخ امريكايي[23]، آرمان امادروس[24]، دراويوژ راتايژاك (راتايچاك)[25]، آرتور رابرت بوتر (امريكايي)، فيليپ كازين[26]، بتاريس بوكارد[27]، كن ليوينگستن عضو پيشين حزب كارگر انگلستان[28]، ويلهم استاگليچ، ارهارد كمپر، دكتر جني تانگ انگليسي[29] و ... .
جعل تاريخ و مبارزه با حقيقت جويان، شيوه هميشگي يهوديت خاخامي و فريسيان نژادپرست و مادي گرا بوده است. آن ها همواره مخالفان خود را به يهودي ستيزي و نژادپرستي متهم كردهاند. حتي باروخ اسپنيوزاي يهودي هم زماني كه علَم مبارزه با يهوديت خاخامي را بر افراشت و به نقد انگاره ها و اسطوره هاي كتاب مقدس و افسانه هاي بنيانگذار سياست هاي ظالمانه آن ها پرداخت، او را يك يهود ستيز ناميدند و تكفير كردند.[30] اسپينوزا معتقد بود حكومت يهوديان در فلسطين منقرض شد، زيرا خداوند نيز از آنان نفرت داشت.[31] حتي تا حد ترور وي هم پيش رفتند ولي او جان سالم به در برد.[32] امروزه صهيونيست ها به دليل بزرگي اين عالم يهودي مجبورند از او به خوبي ياد کنند.
افسانه هولوكاست و يهود ستيزي
يكي از حربه هاي مهم صهيونيست ها براي توجيه سياستهاي وحشيانه خويش، جعل افسانه ها و اسطوره هايي از جمله هولوكاست مي باشد. هولوكاست به معناي سوزاندن با آتش است كه به طور كامل از ميان برود و به جريان كشتار وسيع يهوديان! در جنگ جهاني دوم اطلاق مي شود.[33] اين واقعه ادعايي بيشتر به ارتش هيتلر نسبت داده ميشود؛ در صورتي كه عالمان تاريخ ارتباط وثيق هيتلر و صهيونيست ها را در جنگ جهاني دوم مورد توجه قرار داده و انتفاع يهوديان و هيتلر از اين موضوع را گوشزد كرده اند.
ارتباط و همکاري متقابل هيتلر و يهوديان
هانا آرنت دانشمند يهودي و هاينس هوهنه روزنامه نگار آلماني به ارتباطهاي گرم آلمان هيتلري و حزب ناسيونال سوسياليسم او و صهيونيست ها اقرار مي كنند[34]. شواهد مختلفي بر اين ارتباط وجود دارد از جمله:
1. انعقاد قرارداد هاوارا كه تسهيلات لازم جهت مهاجرت يهوديان به فلسطين را از راه انتقال سرمايه شان با صدور كالاهاي آلماني فراهم مي كرد.[35]
2. همكاري گروه صهيونيستي بتار با نازي ها.[36]
3. در قرارداد هاوا در سال 1933 جانب نازي ها را گرفتند و مانع از اعمال تحريم اقتصادي عليه آن ها شدند.[37]
4. مهاجرت گسترده يهوديان آلمان از طريق كميته رستگاري كه مردي به نام كاستنر مسووليت آن را بر عهده داشت و در قبال آن خدماتي به نازي ها ارائه مي كرد.[38]
5. گرفتن غرامت از آلمان از 1952 و ادامه آن تا سال 2002 م بابت اين قتل عام ادعايي. اين غرامت چنان براي اسراييل حياتي بود كه بنگورين، گرفتن آن را معجزه اي در حد ايجاد دولت صهيونيستي مي داند.[39]
مقام معظم رهبري(حفظه الله) مي فرمايند:
دولت آلمان صد و پنجاه ميليارد مارك به عنوان خسارت به يهودي ها داد، اما خسارت يهوديان از آلمان هنوز تمام نشده است، باز هم خسارت طلبكارند و بايد به آن ها داده شود. آن چه يهودي ها با آلمان كردند، كم و بيش با برخي از كشورهاي اروپايي ديگر مثل اتريش، سوئيس، فرانسه و حتي چند سال قبل با واتيكان نيز انجام دادند. همه بايد خسارت بپردازند، اين خسارت تمام شدني نيست. در بعد رواني، اسراييلي ها فعاليت هاي بسيار مهمي دارند. همه سياستمداران، خبرنگاران، روشنفكران، كارگزاران و نخبگان غرب بايد در مقابل بناي يادبود كوره هاي آدم سوزي سر تعظيم فرود بياورند. يعني داستاني را كه اصل صحت آن معلوم نيست، مورد تأكيد قرار دهند و خود را بدهكار آن داستان قلمداد كنند. اين ها روش هايي است كه در تبليغ دارند و همه معطوف به مظلوم نمايي است.[40]
اين افسانه در كنار اتهام يهود ستيزي به منتقدان آن كمك شاياني به توجيه ستم هاي صهيونيسم در جهان مي كند.
پروفسور نورمن فينكلشتاين يهودي هم در كتاب صنعت يهودي سوزي به سوء استفاده از اين داستان تصنعي و بحث يهود ستيزي پرداخته است.[41]پژوهشگران رقم واقعي كشته شدگان يهودي جنگ دوم جهاني را كم تر از دويست هزار نفر مي دانند كه در مقايسه با پنجاه ميليون كشته جنگ جهاني که مسيحي و مسلمان و بودايي و .... بودند قابل اعتنا نيست.
قوانين بي رحمانه جهاني در حفظ اسطوره هاي صهيونيستي
اخيرا با تلاش لابي هاي صهيونيستي در سازمانهاي بين المللي و كشورهاي مختلف قوانيني تصويب شده است مبني بر اين كه كسي حق اظهار نظر درباره اين اسطوره ها! را ندارد.
قانون دادگاه هاي نورنبرگ و توكيو حق اظهار نظر انديشمندان درباره محاكمه هاي دادگاه هاي سران نازيسم را مي گيرد.[42]
در فرانسه قانون فابيوس - گسو به صورتي ظالمانه حق آزاد انديشي و تأمل درباره جعل تاريخ توسط صهيونيستها را سلب ميكند.[43] انجمن بين المللي وكلا و حقوقدان هاي يهودي طي كنفرانسي به سال 1998 در سالوينك خواستار وضع قوانين ضدتجديد نظر طلبي در تاريخ شده و خواسته اند كشورهايي كه قوانين مشابهي ندارند آن را تصويب كنند.[44]
هولوكاست واقعي در ايران، عراق، فلسطين، رواندا، آمريکا و ...
به نوشته پژوهشگر معاصر عبد الله شهبازي، اخيرا دكتر مجد تحقيقاتي انجام داده كه ثابت ميكند بزرگ ترين نسل كشي قرن بيستم در ايران رخ داده و اين كشور بزرگ ترين قرباني جنگ اول جهاني بوده است. بر اساس تحقيق دكتر مجد در طول سال هاي 1919-1917 بين هشت تا ده ميليون نفر از مردم ايران در اثر قحطي يا بيماري هاي ناشي از كمبود عمدي مواد غذايي كشته شدند و دولت بريتانيا بزرگ ترين عامل اين قحطي ساختگي بوده است. انگليس با خريد محصولات غذايي ايرانيان براي ارتش خود به چند برابر قيمت و جلوگيري از ورود مواد غذايي به ايران، باعث قحطي شد.[45]
چند سال پيش در روآندا بين دو قبيله هوتو و توتزي جنگي رخ داد و در برابر چشم جهانيان، حدود 800000 (هشتصد هزار) نفر از مردم روآندا كشته شدند؛ در حالي كه سربازان سازمان ملل هم نظاره گر بودند و جلوي اين كشتار را نگرفتند! اخيرا نقش ارتش فرانسه و کارخانه هاي اسلحه سازي غرب در اين نسل کشي دهشتناک کاملا مشخص شد.
در عراق طي سه سال اخير كه امريكا آن را اشغال كرده است، بيش از صد هزار عراقي كشته و بسياري هم مجروح و به مواد راديو اكتيو آلوده شده اند. در فلسطين طي 80 سال اخير صدها هزار انسان كشته شده اند. در تاريخ سرخپوست ها مي خوانيم در طول نزديك به سيصد سال تصرف اين قاره ثروتمند توسط آنگلوساكسون ها حدود شصت ميليون انسان كشته شدند.[46] در همان سال ها حدود 25 ميليون برده آفريقايي از شهرهاي خود دزديده و براي كار اجباري به امريكا برده شدند و حدود همين تعداد هم در جريان شكار برده كشته شدند و تمدن پيشرفته آفريقا که شاهکار اهرام مصر را داشت و سرمنشا علوم بسياري بود را نابود کردند.[47] ظاهرا فقط نژاد يهود و نوکران حلقه به گوش آنها انسان هستند و بقيه از حيوانات هم بي ارزش ترند.
پي نوشتها و منابع:
[1] پاورقي 68 مقاله سحر سامري از سايت علمي پژوهشي yahood.net
[2] همان.
[3] همان.
[4] اتاق هاي گاز در جنگ جهاني دوم، واقعيت يا افسانه، نوشته پروفسور روبر فوريسون، ترجمه دكتر سيد ابوالفريد ضياءالديني؛ نشر مؤسسه فرهنگي پژوهشي ضياء انديشه؛ چاپ اول؛1381 . ص52 .
[5] همان.
[6] همان.
[7] همان.
[8] همان.
[9] همان.
[10] همان.
[11] همان.
[12] همان.
[13] بخش خبري سيماي جمهوري اسلامي ايران و مطبوعات هفته دوم آذر ماه 84 و نيز كتاب پژوهش صهيونيت، ج2، به كوشش محمد احمدي، نشر مركز مطالعات فلسطين، چ اول، پاييز 81، ص227 .
[15] همان.
[16] كتاب محاكمه آزادي (در مهد آزادي)، ج2، پروفسور روژه گارودي، با مقدمه دكتر علي اكبر ولايتي، مترجمين: مجيد خليل زاده و احمد نخستين و جعفر ياره، نشر موسسه فرهنگي انديشه معاصر، چ اول پاييز 77، ص24 .
[17] پاورقي 68 مقاله سحر سامري
[18] كيهان، 21 آبان1382 .
[19] پاورقي 68 مقاله سحر سامري
[20] همان.
[21] كيهان، 21 آبان 1382
[22] پاورقي 68 مقاله سحر سامري
[23] پژوهه صهيونيت، مقاله واقعيت يهود ستيزي، ص 227
[24] همان.
[25] همان.
[26] كتاب اتاق هاي گاز در جنگ جهاني دوم، واقعيت يا افسانه، ص 42
[27] همان.
[28] صنعت يهودي سوزي، نورمن ج. فينكلشتاين، مترجم: سوسن سليم زاده، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1381، تهران، ص82
[29] روزنامه قدس، 5 بهمن 1382، با عنوان: نماينده پارلمان انگليس به خاطر بيان حقيقت بر کنار شد.
[30] پژوهه صهيونيت، ج2، ص 192
[31] همان، ص 191
[32] همان.
[33] تاريخ يهود - مذهب يهود، بار سنگين سه هزاره، اسراييل شاهاك، ترجمه مجيد شريف، نشر چاپخش، چ اول، 1376، ص .19
[34] پژوهه صهيونيت، ج2، ص 225
[35] همان.
[36] همان.
[37] محاكمه آزادي (در مهد آزادي)، ج2، ص 17
[38] پژوهه صهيونيت، ج2، ص 225
[39] همان.
[40] سخنراني در تاريخ 11 بهمن 1380
[41] صنعت يهودي سوزي، نورمن ج. فينكلشتاين، ص.
[42] در مقدمه كتاب محاكمه آزادي پروفسور روژه گارودي نقدهاي خوبي به قوانين اين دادگاه ها دارد.
[43] همان.
[44] اتاق هاي گاز در جنگ جهاني دوم، واقعيت يا افسانه، ص .54
[46] كتاب زر سالاران يهودي و پارسي، استعمار بريتانيا و ايران، ج 1، عبد الله شهبازي، موسسه مطالعات سياسي، فصل تجارت ماوراء بحار و استعمار غرب، راز شکل گيري تمدن جديد غرب.
[47]. همان.
دوستان عزیز : این مطلب جالب را فعلا داشته باشید و با انچه در عالم مسیحیت و یهودیت میگذرد مقایسه کنید تا بعد! اشکال از آدمهاست که حرف های خدای حکیم را رعایت نمیکنند والا..... ایدزو سایر امراض حق این بشر هست یا نه؟!
در كتاب تورات ، عدهاي زنان و مردان به يكديگر محرم اعلان شدهاند و ازدواج بين آنها ممنوع ميباشد و اين زادواجها بعضي به طور دائم و بعضي به طور مشروط ، ممنوع مي باشد. آنها كه محرم دائمي هستند عبارتند از :
« مادر، مادر ناتني (زن پدر) ، خواهر (اعم از تني و ناتني)، خواهرزادهها و برادرزادهها (به اين حساب كه عمه و عمو و دايي و خاله از محارم هستند) ، خانه ، زن عمو ، عروس و مادر زن ، زن برادر (ظاهراً تا برادر هست زيرا در جاهاي ديگر تورات ، زن بعد از فوت شوهرش مي تواند با برادر شوهرش ازدواج كند بخصوص اگر فرزند نداشته باشد، اين ازدواج خيلي تاكيد شده است) ازدواج با دو خواهر در زمان واحد، ازدواج با نوه و مادربزرگ در زمان واحد.
و مفهموم بيان محارم اين است كه محدوديتي بين زن و مرد نامحرم بايد وجود داشته باشد.
از نظر تعاليم يهود ، چشم چراني و شهوتراني با نگاه نيز يك عمل منافي عفت محسوب ميشود لذا در احكام تورات آمده است : «نه تنها كسي كه با جسم خود زنا مي كند زناكار است بلكه آن شخص هم كه با چشمان خود نگاه شهوت آميز ميكند زناكار خوانده مي شود».
و باز آمده : « شخص ممكن است از راه چشم مرتكب زنا شود».
«هر كس حتي به انگشت كوچك زني نظر كند در قلبش مرتكب گناه شده است ، روز داوري براي هر چيزي كه شخص با چشمانش ديده و از آن لذتي گرفته باشد در نامة اعمالش تقصيري رقم خواهد زد».
بيحجابي ممنوع
گرچه در تعاليم تورات موجود ، احكامي همانند حجاب خاص، صراحتاً به چشم نميخورد، اما از بعضي تعاليم و دستورات يهود ، مسأله حجاب به وضوح بيان شده است. مانند اين دستورات :
« آنكس كه با دست خود پول به زني مي دهد به منظور آنكه رخسار او را بنگرد و از زيبايي او لذت ببرد، حتي اگر از حيث علم و دانش و اعمال نيك با سرور ما موسي (ع) برابر باشد از كيفر جهنم رهايي نخواهد يافت».
اگر حجاب واجب نبود و بيحجابي آزاد بود ديگر پول دادن براي ديدن رخسار محرمي و لذت بردن از آن معنايي نداشت، زن بيحجاب بخصوص وضع برهنگي امروز دنياي يهود و مسيحيت طوري است كه مردان نامحرم از تمام بدن زنان و دختران نامحرم با نگاه خود لذت مي برند. ديگر مسأله پول دادن براي ديدن رخسار او و... معنا ندارد، بنابراين معلوم مي شود كه مسأله حجاب بايد باشد تا چنين احكامي معنا و مفهوم پيدا كند ـ دقت فرمائيد ـ و باز آمده :
«هر آنكس كه عمداً پشت سر زني حركت ميكند تا آنگاه كه زن از نهر ميگذرد و پيراهنش را بالا ميزند، سابق پاي او را ببيند سهمي از سعادت جهان آينده نخواهد داشت».
اگر حجاب لازم نباشد و زنان يهود و مسيحيت مجاز باشند كه عريان بگردند ، ديگر اين سخنان كه كسي دنبال زني راه بيفتد تا وقتي كه آن زن پيراهنش را بالا مي زند كه از آب عبور كند و او ساق پاي آن زن را ببيند، معنا ندارد. زيرا در همين خيابانها ، كوچهها، اتوبوسها ، پاركها و... از بالا و پائين همهاش باز و برهنه است پس معلوم است كه حجاب از نظر يهود هم واجب است.
« اگر زني از شريعت يهود سرپيچي مي كرد ، مثلا بي آنكه چيزي (روسري) بر سر داشته باد به ميان مردم ميرفت يا در ملأ عام نخ مي ريست يا با هر سخني با مردان (نامحرم) صحبت ميكرد و يا صدايش آنقدر بلند بود كه چون در خانهاش حرف مي زند همسايگانش مي شنيدند و... مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد».
در اين گفتار بطور صريح از سربرهنه ميان نامحرمان بودن ، در ملأ عام نخ ريسيدن ، با مردان نامحرم سخن گفتن و... بعنوان سرپيچي از شريعت يهود نام برده شده است.
و باز در خصوصيات زنان يهودي مي نويسند :
زنان يهود دوشيزگاني محجوب بودند.
و همچنين بر اين موضوع نيز تأكيد شده است كه بايد از هر آنچه كه موجب تحريك و تهيج شهواني در جامعه مي شود خودداري شود. لذا مي نويسد : « به انسان اكيداً سفارش شده است كه براي حفظ مباني اخلاق و عفت، از دست زدن به هر عملي كه سب تحريك شهوت مي شود خودداري كند... دانشمندان گفتهاند هر آنكس كه به زنان زياد صحبت ميكند و سرانجام جهنم را به ميراث خواهد برد».
و چه چيزي مهيجتر از برهنگي زنان و مردان و اختلاط آنها با يكديگر ؟
و در نكوهش و مذمت رفتارهاي مهيج زنان و دختران مي نويسد :
«... خداوند مي گويد از اين جهت كه دختران صهيون متكبرند و با گردن افراشته و غمزات چشم راه ميروند و بناز مي خرامند و به پاهاي خويش خلخالها را به صدا در مي آورند ، بنابراين خداوند ـ بر آنها غضب نموده و آبروي آنها را مي برد ـ. »
رايجترين موضوع در بين يهوديان و مسيحيان ، رفاقت بين زنان و مردان و دختران و پسران نامحرم با يكديگر مي باشد. آنچنان اين موضوع رايج و عادي شده كه نه يهوديان و مسيحيان اين كار را براي خود حرام مي دانند و نه مسلمانان تصور مي كنند كه اين كار براي يهوديان و مسيحيان حرام باشد و غالباً تصوير توده مردم اين است كه تنها در دين اسلام از اين كارها منع شده است در حالي كه تعاليم يهود مي گويد :« اگر انسان دنبال شير درنده باشد بهتر از آنست كه زني را تعقيب نمايد ، و شوخي و مزاح و سبكسري، انسان را به فسق و فجور مي كشاند».
« هيچكس نبايد در كوچه و بازار پشت سر زني راه برود حتي اگر آن زن همسر خود او باشد تا كساني كه نميدانند آن زن زوجه اوست به او سوء ظن نبرند ، اگر روي پل با زني مواجه شدي بايد صبر كني تا آن زن يكسو عبور كند و سپس خود از پل عبور كني و هر آنكس كه عمداً از قفاي زني روان است ، كه از نهر ميگذرد و هنگام عبور از آب كه پيراهنش را بالا ميزند ، ساق پاي او را ببيند ، سهمي از سعادت جهان آينده نخواهد داشت».
اختلاط نامحرمان ممنوع
در مباحث قبلي گفتيم كه از ديدگاه يهود هر آنچه موجب تهييج و تحريك شهواني بشود ممنوع و حرام است و از عوامل مؤثر در تهييج شهواني و شهوتراني، اختلاط نامحرمان مي باشد كه متأسفانه در دنياي امروزه يهود و تورات با اشكال مختلف وجود دارد در حالي كه اگر يهود و مسيحيت پايبند تعاليم خود مي باشند بايد از چنين اختلاطهايي خودداري كنند.
حتي در تلمود كه «نقشه معبد هميقداش» را كه ارزش آن معبد براي يهود همانند ارزش خود تورات ميباشد چاپ كرده اند در توضيحات آن معبد ، صحني را به طور مجزا براي بانوان و صحني ديگر را براي مردان نقل كردهاند كه خود اين موضوع گوياي عدم جواز اختلاط زن و مرد نامحرم ميباشد.
« در كنيسهها زنان جاي جداگانهاي در بالاخانه داشتند و يا پشت سر مردها مي نشستند».
از ديدگاه تورات موجود، رابطه نامشروع و اعمال خلاف عفت نيز ممنوع و حرام مي باشد و مجازات كسي كه به عمل شنيع زنا آلوده شود سنگسار و مرگ است لذا در تورات آمده : «... و كسي كه با زن ديگري زنا كند، زاني و زانيه (هم زن زنا كننده و هم زنا كننده) البته كشته شوند...». در مورد دختري كه عمل زشت زنا را مرتكب شود و در خانه شوهرش معلوم شود كه قبلا چنين كار شنيعي را مرتكب شده مي نويسد :
«... اگر علامت بكارت آن دختر پيدا نشود آنگاه دختر را نزد در خانه پدرش بيرون آورند و اهل شهرش او را با سنگ سنگسار نمايند تا بميرد...».
همچنانكه در مطالب قبل بيان شد ، سه چيز را در تعاليم يهود از گناهان كبيره و نابخشودني مي دانند كه عبارت است از بت پرستي، زنا و قتل نفس.
و باز مي گويند: «شخص زناكار، كافر و خدانشناس بالفعل است».
و طلاق دادن زن زناكار از واجبات دين يهود بود.
عمل زشت و پليد لواط نيز به طور مكرر در تورات ممنوع و حرام اعلام شده و مينويسند:«... و با ذكور مثل زن جماع مكن...». و در مجازات عمل شنيع لواط ، براي افرادي كه چين نعمل زشت را مرتكب ميشوند مجازات مرگ را تعيين نموده است :«... اگر مردي با مردي مثل زن بخوابد هر دو فجور كردهاند، هر دو ايشان البته كشته شوند و خون ايشان بر خود ايشان است...».
نگاه كردن و ازدواج در اسلام:
نگاه كردن
يكي از نعمتهاي الهي، قدرت بينائي است ، انسان بايد از اين نعمت بزرگ در راه كمال و ترقي خود و همنوعان استفاده كند و آن را از نگاه به نامحرمان باز دارد گرچه نگاه به طبيعت و زيبائي هاي آن ، اگر تجاوز به حقوق ديگران نباشد ، اشكال ندارد ، ولي حفظ ديده از نگاه به ديگران و حفظ خود از نگاه نامحرمان، احكام خاصي دارد كه در اين بخش به برخي از آنها ميپردازيم.
محرم كسي است كه ازدواج با او حرام است و در نگاه به او محدوديتي كه نسبت به ساير افراد هست نميباشد. افرادي كه بر پسرها و مردها محرمند
1 ـ مادر و مادر بزرگ
2 ـ دختر و دختر فرزند.
3 ـ خواهر
4 ـ خواهرزاده (دختر خواهر).
5 ـ برادر زاده (دختر برادر).
6 ـ عمه (عمه خودش و عمه پدر و مادرش).
7 ـ خاله (خاله خودش و خاله پدر و مادرش).
1 ـ مادر زن و مادر بزرگ او.
2 ـ دختر زن ، هر چند دختر خودش نباشد.
3 ـ زن پدر (نامادري).
4 ـ زن پسر (عروس).
بجز افرادي كه نوشته شد ، ديگر زنها نامحرمند ، حتي زن برادر و خواهر زن ، اگرچه ازدواج با خواهر زن تا مدتي كه خواهرش همسر اوست حرام مي باشد يعني ازدواج با دو خواهر جايز نيست مگر آنكه اولي از دنيا برود يا او را طلاق دهد.
1 ـ زن و شوهر به تمام بدن يكديگر ميتوانند نگاه كنند ، هر چند براي لذت بردن باشد.
2 ـ بجز زن و شوهر ، نگاه كردن هر فرد انساني به فرد ديگر ، اگر براي لذت بردن باشد حرام است، خواه همجنس باشد مانند نگاه مرد به مرد ديگر ، و يا غير همجنس مانند نگاه مرد به زن ، و خواه از محارم باشد و يا غير محارم و به هر جاي بدن باشد همين حكم را دارد.
3 ـ نگاه كردن مرد به بدن زن اگر براي لذت بردن نباشد احكام خاصي دارد كه اكنون به بيان آنها ميپردازيم.
نگاه مرد به زن 1 ـ محرم : 1 ـ به عورت : حرام. 2 ـ به غير عورت : جايز.
2 ـ نامحرم : 1 ـ به صورت و دستها تا مچ : جايز. 2 ـ به ساير اعضاي بدن : حرام.
كسي كه به واسطه نداشتن همسر به حرام مي افتد مثلا به نامحرم نگاه مي كند واجب است ازدواج كند.
همسر شايسته
سزاوار است كه انسان به صفات كسي كه مي خواهد با او ازداج كند توجه داشته باشد و تنها به زيبائي و مال اكتفا نشود برخي از صفات همسر شايسته از نظر پيامبر اكرم (ص) بدين قرار است :
با محبت باشد.
عفيف و پاكدامن باشد.
در ميان خانواده خود عزيز باشد.
نسبت به شوهرش متواضع باشد.
تنها براي شوهر خود زينت و آرايش كند.
از شوهر خود اطاعت كند.
برخي از صفات همسر ناشايسته در روايت پيامبر (ص) چنين آمده است :
در ميان خانواده خود خوار باشد.
حسود و كينه توز.
بي تقوا.
براي ديگران آرايش كند.
از شوهر اطاعت نكند.
1 ـ در ازدواج بايد صيغه مخصوص آن خوانده شود و تنها راضي بودن دخترو پسر و علاقه داشتن كافي نيست، بنابراين ، خواستگاري تا زماني كه صيغه ازدواج خوانده نشده سبب محرم شدن نيست و با ساير زنان نامحرم تفاوتي ندارد.
2 ـ اگر عقد ازدواج، يك حرف آن غلط خوانده شود كه معني آن عوض شود عقد باطل است.
3 ـ اين افراد به واسطه ازدواج بر مرد محرم هستند.
همسر ، مادر زن ، دختر زن ، زن پدر ، زن پسر.
4 ـ خواهر زن نامحرم است ، گرچه ازدواج با وي تا زماني كه خواهرش در ازدواج اوست جايز نيست.
5 ـ بجز زن و شوهر ،نگاه هر انساني به انسان ديگر به هر جاي بدن با قصد لذت حرام است.
6 ـ مرد مي تواند به بدن زناني كه با او محرم هستند ، بجز عورت ، بدون قصد لذت نگاه كند.
7 ـ مرد مي تواند به صورت و دستهاي زنان نامحرم بدون قصد لذت نگاه كند.
8 ـ نگاه به ساير اعضاي بدن زن نامحرم حرام است.
9 ـ اگر انسان به واسطه ازدواج نكردن به حرام مي افتد واجب است ازدواج كند.
۱۰ ـ در ازدواج بايد صيغه مخصوص آن خوانده شود و تنها راضي بودن دو طرف كافي نيست.
مقدمه
«يا ايها النبي قل لازواجك و بناتك و نساء المؤمنين يدنين عليهن من جلالبيبهن ذلك ادني ان يعرفن فلايؤذين».
هر چند كشف حجاب در ايران براي اولين بار توسط رضاخان مطرح و ترويج شد، ولي امروز نيز شبهات و سئوالات متعددي فرا روي حجاب است و افرادي كه با در هم آميخن شبهه علمي و شهوت عملي، تمام تلاش خود را براي مقابله با عفت و حجاب بانوان به كار گرفتهاند. در چنين شرايطي لازم است كارشناسان تلاش خويش را براي پاسخ گويي به انواع شبهات و سئوالات در اين خصوص به كار گيرند.
حاج آقاي حسيني : بسم الله الرحمن الرحيم. اسلام انسان را به سه پارسايي دعوت ميكند. پارسايي زبان، پارسايي شكم و پارسايي دامن. «فمن عف لسانه و بطنه و فرجه و جبت له الجنه» كسي كه اين سه پارسايي را رعايت كند اهل بهشت است. در دنيا سعادتمند و در آخرت نيز از كرامت پروردگار برخوردار است. بهداشت جسم و جان ما به پارسايي شكم وابسته است. انسان اگر هر چيزي را بخورد هر بيماري را نيز ميگيرد. بعضي چيزها حلال، بعضي چيزها حرام ، بعضي چيزها مكروه و بعضي مباح است.
مردي كه به خودش اجازه دهد به هر زني بنگرد و با هر زني روابط مشروع و نامشروع داشته باشد، به تنها همسر خود كمتر توجه خواهد كرد. زني هم كه خود را عفيف و پارسا نگه ندارد، به هر مردي بنگرد و در ارتباط با مردان ديگر ضابطهاي نداشته باشد ، او نيز نمي تواند مادر شايستهاي باشد. اگر ف رزندي پيدا كنند اين فرزند نه مادر دارد ، نه پدر و در نتيجه تربيت نخواهد شد. از آنجا كه اسلام براي تربيت انسان بالاترين ارزش را قائل است ، ضوابطي را براي حفظ خانواده وضع كرده است تا زن و مرد بتوانند ارزشهاي الهي را دريابند و در مسير كمالي كه خداوند براي آنها معين كرده است ، حركت كنند. حجاب يكي از آن ضوابط است. خداي متعال زن را جلوه جمال خود آفريده است، زيباييهايي را در جسم و جان و عاطفه او قرار داده و دستور داده است اين زيباييها را محفوظ نگه دارد. چگونه؟ با حجاب، عفاف و حيا. زني كه اين گونه بود مي تواند مادر شايستهاي باشد و از نگاه نامحرم دور باشد. لبخند نامحرم را دورباش گويد و در نتيجه پارسايي خود را نگه دارد. نگه داشت پارسايي در زن و مرد موجب انسجام و آرامش خانواده ميشود و در اين التذاذ و آرامش زن و مرد خوب زندگي مي كنند و در نتيجه فرزندان شايستهاي در دامان آنها پرورش پيدا ميكنند.
آقاي منعم رييس نيروگاه اتمي بوشهر گفتند : من دوره تحصيلم را در آلمان گذراندم. خانهاي اجاره كرده بودم و صبح به صبح كه براي درس از خانه خارج ميشدم ، خانمي پشت پنجره ميآمد و با من سلام و عليك ميكرد. اصلاً اين خانم كه حدوداً 50 ساله بود منتظر بود كه صداي بسته شدن در را بشنود و سرش را از پنجره بياورد و با من سلام و عليك كند. من نيز ادب ميكردم و جواب سلام او را مي دادم و احوالپرسي ميكردم تا اين كه روزي محل درسم به جاي ديگر منتقل شد. چمدانم را بستم و از خانه خارج شدم. همين كه در خانه به هم خورد ، اين خانم آمد و سلام كرد من پس از جواب سلام به او گفتم كه من بايد از شهر شما بروم و ديگر ديدار براي ما ميسر نيست. تا اين سخن را گفتم شروع به گريه و ناله كرد. گفتم : خانم ببخشيد، من آلماني خوب بلد نيستم. لابد اشتباهي كردهام و به شما جسارتي شده است. او گفت : نه فرزندم، جسارتي نكرديد. اما اگر شما برويد ديگر كسي نيست با من صحبت كند. كسي نيست سلام مرا جواب دهد. گفتم : مگر شما همسري ندارد؟ گفت : چرا همسر دارم. اما همسرم خيلي كم به خانه ميآيد. گفتم : مگر شما بچه نداري؟ گفت : چرا ، بچه دارم. اما بچههايم من را ترك كردهاند.
در محيطي مثل محيط غرب ، بيشترينستم سهم خانمها است، چون تا زماني كه جمال، زيبايي و طراوت جواني او هست ، بدون هيچ ضابطهاي با او ارتباط برقرار ميكنند. وقتي كه زيبايي و جمال او از دست رفت، او را تنهاي تنها وا مي گذارد. اين بي بند و باري كه يكي از علل آن بي حجابي است، زيبانبارتين مصيبت را براي خود زن فراهم مي آورد.
روزي با هواپيما به تبريز رفتم. از صندلي كنار من كاغذي آمد كه فلاني يكي از برنامههاي اخلاق در خانواده را در منزل ما اجرا كنيد و با ما مصاحبه كنيد. من زير چشمي نگاهي كردم ، ديدم يك خانمي خيلي كم پروا و كم حجاب و آقايي با ظاهر نه چندان ديني اين درخواست را نوشتهاند. به منزلشان رفتم و ديدم آنها بچهاي دارند ، چهار پنج ساله در حالي كه سن آقا چهل سال است. گفتم : شما چرا دير ازدواج كرديد؟ آن آقا گفت : در زمان طاغوت سير خانوادهها به سويي بود كه الان در غرب رايج است و چون من اين زندگي را دوست ندارم، قبل از انقلاب ازدواج نكردم. گفتم : مگر آنها چگونه هستند؟ او گفت : وضعيت به اين صورت است كه عصر وقتي آقا به خانه بر ميگردد ، از يخچال خودش كره مرباي خود را بر ميدارد و ميخورد. خانمها خسته و كوفته ميآيد و كره و مرباي خود را از يخچال خودش بر مي دارد و مي خورد. بچهها را صبح به مهد كودك مي سپارند و عصر كشان كشان به خانه مي آوردند. انقلاب كه پيروز شد، جهتگيريها كه عوض شد، من ازدواج كردم. به او گفتم : از خانمت چه ميخواهي؟ گفت : دو چيز ميخواهم كه اگر اين دو را داشته باشد حاضرم خودم را فدايش كنم. اول : خانهداري. دوست دارم خانهام آراسته و منظم باشد. دوم : حجاب اسلامي. دوست دارم زنم پارسا و عفيف باشد. نگاه نامحرم را به سوي خود نكشاند، به نامحرم نگاه نكند و حجاب اسلامي را رعايت كند.
شب صحبت غنيمت دان كه بعد از روزگار ما بسي گردش كن دگردون بسي ليل و نهار آيد
آقاي مهدي زاده : بسم الله الرحمن الرحيم. قال الله تبارك و تعالي : يا بني آدم لا يفتننكم الشيطان كما اخرج ابويكم من الجنه ينزع عنهما لباسهما ليريهما سوآتهما از اين آيه شريفه به روشني استفاده مي شود كه اصل گرايش به حجاب امري فطري است. آدم و حوا در بهشت ، داراي پوشش بودند و بعد در اثر وسوسه شيطان پوشش و لباس خودشان را از دست دادند. نكته دومي كه از آيه استفاده ميشود ، اين است كه اگر بگوييم اصل گرايش به پوشش امري فطري است و شارع مقدس محدودهاي برايش تعيين كرده است، پس برهنگي يك امر شيطاني است. زيرا بر اساس وسوسة شيطان بوجود ميآيد.
خانم حيدري : بسم الله الرحمن الرحيم. قال علي (ع) ما المجاهد الشهيد في سبيل الله باعظم اجراً ممن قدر فعف لكاد العفيف ان يكون ملكا من الملائك. با توجه به كلام مولا علي (ع) ، انساني كه در جايگاه قدرت عفت را پيشه كند ، پاداش و اجرا و كمتر از شهيد في سبيل الله نيست. پس هر قدر به معنا و مفهوم عفت بيشتر بپردازيم ، بحث جامعتر و زيباتر مي شود.
سئوال : چرا در پوشش و حجاب بر چادر تأكيد مي شود؟ آيا كت و دامن با مانتوهاي متداول امروزي حجاب محسوب نمي شود؟ در قرآن به مقنعه اشاره شده است ولي حرفي از چادر به ميان نيامده است.
اما به لحاظ رنگ ، تأمل در ريشه جلباب مفيد است. يكي از ريشههاي لغوي جلباب، جلب است و جلب به معناي سياهي آمده است. لسان العرب ذيل اين جمله «وجلب اليل يطرده النهار» مي گويد : «جلب اليل اي سواده» يعني روز كه مي آيد باعث مي شود سياهيهاي شب از بين برود. با توجه به همين نكته لغوي، برخي كتابهايي كه درباره معرفي لباسها نوشته شده است گفتهاند : «الجلباب كساء اسود تلبسه المرأه فوق ثيابها» جلباب پوشش مشكي گستردهاي است كه زن روي لباسهايش ميپوشد و اين چيزي جز همان چادر مشكي نيست. علاوه بر دليل لغوي، شاهد تاريخي نيز بر مشكي بودن جلباب دلالت دارد. از ام سلمه همسر گرامي پيامبر (ص) نقل شده است كه وقتي آيه جلباب نازل شد، زنهاي انصار از خانههايشان خارج شدند ، در حالي كه پوشش هاي مشكي داشتند. گويي كلاغ بالاي سر آنها نشسته است. اين شاهد تاريخي نشان ميدهد كه زنان عرب هنگام نزول آيه همين معنا به ذهنشان تبادر كرد و اين مؤيد همان نكته لغوي است كه اساساً مشكي بودن در جلباب اخذ شده است.
خانم حيدري : رنگ مشكي نه تنها اثرات منفي ندارد بلكه با اين كيفيت تمام زيبايي ها و زينتهاي زن را مي پوشاند. اين بحث هايي كه امروزه مطرح مي شود و رنگ سياه را باعث افسردگي و پوكي استخوان ميداند، بحث هايي طراحي شده است. ما آن قدر كه مشكلات غذايي داريم ، مشكل چادر نداريم. شما ببينيد به خمير نان چه قدر جوش شيرين مي زنند. جوش شيرين يك عامل مهمي است كه نمي گذارد كلسيم جذب بدن شود. آنهايي كه نرمي استخوان دارند ، مگر چه قدر در روز با چادر بيرون هستند. اينها مي خواهند ارزشهاي ما را كمرنگ كنند.
آقاي حسيني : سخن اول اين است كه زن طبق فتواي مراجع معظم تقليد بدن و موي خود را بايد از نامحرم بپوشاند. اما چرا چادر؟ فكر مي كنم چادر برجستگيهاي بدن را بهتر مي پوشاند. اگر چادري باشد كه تبرج زن نيانجامد ، يعني جلوه گري و دلربايي نكند و به دل بيننده چنگ نزند، بسيار مطلوب است.
آقاي مهدي زاده : درباره سختي كنترل چادر به همراه كيف و بچه كه مطرح شد اولا بايد گفت : اگر ما پذيرفتيم كه حجاب با چادر مشكي ريشة قرآني دارد و مطلوب است بايد سختي ها و مشكلات احتمالي آن را بپذيريم زيرا اساساً تكاليف شرعي مثل حجاب، روزه و جهاد داراي سختي و مشقت است و تحمل آن سازنده است. خداوند نيز در مقابل آنها ثواب مي دهد ثانياً به نظر مي رسد سختي حجاب با چادر به افرادي مربوط مي شود كه به چادر عادت و تمرين نكردهاند. علاوه بر اين خانوادههاي متدين معمولا چادر و مقنعه را به گونهاي مي دوزند كه استفاده از آن دست و پاگير نباشد. درباره رنگ چادر نيز به نظر ميرسد رنگ مشكي بهتر است ، زيرا چادر مشكي نگاه اشكن است. امروزه در روان شناسي رنگها ميگويند كه رنگ مشكي يك رنگ صامت است. بر خلاف رنگهاي ديگر كه معمولاً نگاه را به سمت خود جلب مي كند. اگر انسان از نظر ايمان و عقيده آن قدر قوي شود كه باور كند كه استفاده از حجاب امنيت رواني بيشتري را براي خانمها و بينندگان تأمين مي كند تحمل بيشتري پيدا ميكند. در نامه 31 نهج البلاغه، امير مؤمنان سلام الله عليه مي فرمايد : «ان شده الحجاب ابقي عليهن» مقدار پوشش بانوان هرچه بيشتر باشد مطلوبتر است. در شأن نزول آيه شريفه جلباب آمده است كه زنها براي نماز مغرب و عشاء از منزل بيرون مي رفتند ، وقتي كه بر ميگشتند ، جوانهاي لاابالي سرراهشان مي نشستند و باعث اذيت و آزار مي شدند. اين قضيه كه مطرح شد، آيه شريفه نازل شد تا آنها را از اين خطر مصون بدارد.
سئوال : بعضي از دختران مجرد ادعا مي كنند كه حجاب مانع ازدواج آنها است. يعني مردان چون پي به زيبايي آنها پي نمي برند ، جهت ازدواج به سراغ آنها نمي آيند. به اين گونه افراد چه جوابي بدهيم ؟
مجري : خوب است دو تا جواب نقضي هم داده شود : يكي اين كه اگر كسي به صرف قيافه و زيبايي ظاهري زن بيايد و بخواهد با او ازدواج كند به طور طبيعي بعداً وقتي قيافه بهتري را ديد، اين زن را رها ميكند و به دنبال قيافه بهتر مي رود. نمونه نقضي ديگر را در داستان حضرت موسي (ع) و شعيب (ع) آمده است. قرآن ازراه رفتن دختر حضرت شعيب خيلي با عظمت ياد ميكند و ميگويد : «تمشي علي استحياء» با يك حياي خاصي دختر شعيب راه مي رفت. با اين حال، بهترين فرد زمانش به خواستگاري او آمد و با او ازدواج كرد.